p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

آداب خواندن قرآن
تلاوت:
قرآن كريم و ديگر كتب آسماني واساسا هر نوع متن مذهبي علاوه بر قرائت يك نوع تلاوت دادند و بايد آنها را تلاوت كرد - تلاوت- از ماده تلي، يتلو است كه در لغت به دو معني آمده است: يكي پيروي و تبعيت كردن و ديگر خواندن يك متن از روي تدبر. وقتي گفته مي شود كه قرآن تلاوت كرد در واقع هر دو معني مورد نظر است يعني قرآن را از روي تدبر خواند واز آن پيروي كرد بنابراين در - تلاوت- علاوه بر خواندن يك نوع عمل كردن هم هست و اگر هم عمل نباشد لااقل انتظار وتوقع آن موجود است. براي همين است كه تلاوت مخصوص متون مذهبي وكتابهاي آسماني وآيات الهي است و به خواندن نامه و يا يك كتاب معمولي تلاوت گفته نمي شود. يكي از وظايف مهم انبيا عليهم السلام - تلاوت آيات الهي- بود كه مي بايست سخنان خدا را با روشي كه مخصوص آنهاست به مردم ابلاغ مي كردند و مي خواندند و اين وظيفه كه همان وظيفه پيام رساني است موجب مواجهه ورودرروئي پيامبران با مردم مي شد و عكس العملهاي مختلفي را سبب مي گرديد البته پيش ازاين مرحله، خداوند خود آياتش را بر
پيامبران تلاوت مي كرد وآنگاه آنها مأمور به تلاوت بر مردم مي شدند.
تلك آيات الله نتلوها عليك بالحق وانك لمن المرسلين اين آيات خداست كه به حق بر تو تلاوت مي كنيم و همانا تو از فرستادگان هستي.
اين وظيفه يعني تلاوت آيات خدا در موارد متعددي در قرآن كريم براي پيامبران اثبات شده و يكي از هدفهاي رسالت انبيا همان تلاوت آيات معرفي شده است: كما ارسلنافيكم رسولا منكم يتلوا عليكم آياتناهمانگونه كه در ميان شما پيامبري از خودتان فرستاديم تا آيات ما را بر شما تلاوت كند.
هوالذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته خداوند كسي است كه در ميان امّي ها پيامبري از خودشان مبعوث كرد تا آيات او را تلاوت كند.
در مقابل تلاوت آيات خدا كه توسط پيامبران صورت مي گرفت مردم چند نوع عكس العمل از خود نشان مي دادند. گاهي عكس العمل آنها مساعد بود ودر جهت اهداف انبيا عليهم السلام حركت مي كرد و موجب افزايش ايمان افراد و انتشار اهداف آن پيامبر مي شد وگاهي هم پاسخ نا مطلوبي مي دادند ودر مقابل تلاوت آيات خدا به مسخره كردن ويا تكذيب آن مي پرداختند واين به وضع محيط و روحيه هاي متفاوت افراد بستگي داشت. هر دو نوع پاسخ وعكس العمل را در برابر تلاوت آيات از سوي پيامبران قرآن كريم بيان كرده است: در مورد عكس العمل ها و پاسخ هاي مطلوب: واذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا و چون آيات الهي بر آنها خوانده مي شود بر ايمانشان مي افزايد.
واذا تتلي عليهم آيات الرحمن خرّوا سجدا وبكيا وچون بر آنها آيات خداوند تلاوت مي شود، سجده كنان و گريان مي افتند.
در مورد عكس العمل ها و پاسخ هاي نامطلوب: واذا تتلي عليهم آياتنا بينات تعرف في وجوه الذين كفروا المنكر و چون آيات بينات ما بر آنها تلاوت مي شود در سيماي كافران ناراحتي احساس مي كني
واذا تتلي عليه آياتنا ولي مستكبرا كان لم يسمعها وچون آيات ما بر او تلاوت مي شود خود خواهانه پشت مي كند گويا كه آنرا نشنيده است.
نوع ديگر از تلاوت، تلاوت مردم است. مردم وظيفه دارند كه آيات الهي را تلاوت كنند آن هم تلاوتي كه در شأن آيات الهي باشد و حق آنرا ادا كند: الذين آتينا هم الكتاب يتلونه حق تلاوته اولئك يؤمنون به ومن يكفر به فاولئك هم الخاسرون كساني كه به آنها كتاب داديم آن را آنچنانكه شايسته آن است تلاوت مي كنند. آنان به كتاب ايمان آورده اند وهر كس به آن كفر ورزد از زيانكاران است.
اكنون ببينيم كه در اين آيه شريفه منظور از - حق تلاوت- يا همان تلاوت شايسته چيست؟ گفتيم كه در معناي تلاوت يك نوع عمل كردن و پيروي هم لحاظ شده است بنابراين مي توان گفت كه تلاوت شايسته تلاوتي است كه عمل را در پي دارد، اينكه گفتيم تلاوت با عمل كردن رابطه دارد، ودر آيه زير هم به آن اشاره شده است واز كساني كه ديگران را به كارهاي نيك دعوت مي كنند ولي خود آن را بجا نمي آورند انتقاد شده واين روش با تلاوت كتاب مغاير دانسته شده است: اتا مرون الناس بالبروتنسون انفسكم وانتم تتلون الكتاب آيا مردم را به نيكي فرمان مي دهيد و نفس خود را فراموش مي كنيد در حاليكه شما كتاب را تلاوت مي نمائيد.
احتمال ديگر در معناي -حق تلاوت- اين است كه كتاب را با تدبر و تأمل قرائت كند. در اين باره حديثي از امام صادق عليه السلام نقل شده به اين شرح: ان حق تلاوته هو الوقوف عند ذكرالجنة والنار يسأل في الاولي و يستعيذ من الاخري
هماناحق تلاوت درنگ كردن هنگام ذكر بهشت و جهنم است كه اولي را از خدا طلب كند و در دومي به خدا پناه ببرد.
از مجموع مطالب بالا نتيجه مي گيريم كه سه نوع تلاوت داريم:
1. تلاوت خدا بر پيامبر
2. تلاوت پيامبر بر مردم
3. تلاوت مردم ميان خودشان
و باز نتيجه مي گيريم كه تلاوت مخصوص متون مذهبي است و آن در مرحله اول تدبر وتفكر در مضمون آن متن و در مرحله بعدي عمل كردن به آن را به دنبال دارد.
قرائت:
قرائت به معناي خواندن است و لفظ - قرآن- نيز از آن مشتق شده است. بايد دانست كه قرائت با مطالعه تفاوت دارد در مطالعه تنها وجود ذهني مكتوب حاصل مي شود ولي در قرائت علاوه بر وجود ذهني، وجود لفظي مكتوب نيز ملحوظ مي باشد وبايد متن مورد نظر از طريق مخارج حروف و دهان و زبان ادا شود. در مورد قرآن قرائت يعني ادا حروف و كلمات از مخارج آن و بوسيله زبان و دهان موضوعيت دارد. قرائت قرآن امري ممدوح ومطلوب است و قرآن خود به آن دستور داده است، طبق اين دستور هر مقدار كه براي انسان ميسور شود و فراهم باشد بايد قرائت قرآن كند: علم ان لن تحصوه فتاب عليكم فاقرؤاماتيسرمن القرآن علم ان سيكون منكم مرضي و آخرون يضربون في الارض يتبغون من فضل الله وآخرون يقاتلون في سبيل الله فاقرؤاما تيسرمنه خداوند دانست كه شما نمي توانيد همه آن را به شمار آوريد (همه شب را عبادت كنيد) پس از شما در گذشت پس آن مقدار كه فراهم شود از قرآن بخوانيد و دانست كه از شما كساني بيمار مي شوند و ديگراني هستند كه در پي فضل خداوند در زمين مسافرت مي كنند و ديگراني هستند كه در راه خدا پيكار مي كنند پس آن مقدار از قرآن كه فراهم شود بخوانيد.
اين آيه شريفه در مورد پيامبر و ياران او است كه قسمتهاي زيادي از شب را بيدار مي ماندند و به خواندن نماز و قرائت قرآن مي پرداختند در اين آيه خداوند آنها را از اين امر معاف مي دارد واز آنها مي خواهد كه به اندازه ميسور قرآن بخوانند. اكنون بايد ديد كه اندازه ميسور چقدر است؟ صاحب مجمع البيان، اقوال مختلفي در اين باره نقل مي كند بعضي ها آن را پنجاه آيه و بعضي ها صد آيه و بعضي دويست آيه و بعضي ها ثلث قرآن دانسته اند و در روايتي از امام صادق عليه السلام چنين آمده است: القرآن عهد الله الي خلقه فقد ينبغي للمر المسلم ان ينظر في عهده وان يقر منه في كل يوم خمسين آيه قرآن عهد و فرمان خداوند بر خلق او است پس بر هر فرد مسلماني شايسته است كه در عهد خداوند نگاه كند و روزي پنجاه آيه بخواند.
در روايات ديگري مقدار هاي ديگري تعيين شده ولي به نظر مي رسد مقدار تعيين شده موضوعيت نداشته باشد و منظور اين باشد كه هر مقدار ميسر بود و انسان اراده خواندن آن را بنمايد همان مقدار بخواند و مقدار آن بستگي به حال و حوصله شخص دارد. ترتيل- ترتيل- در لغت به معناي منظم و استوار كردن آمده، عربها مي گويند: رجل رتل الاسنان، ومنظورشان مردي است كه داندانهاي منظمي دارد اين واژه در قرآن كريم در دو جا آمده هر دو در مورد خواندن مخصوص قرآن است: كذلك لنثبت به فؤادك و رتلناه ترتيلا بدينسان خواستيم قلب تو را استوار سازيم و ترتيل كرديم قرآن را ترتيل كردني.
ورتل القرآن ترتيلا و ترتيل كن قرآن را ترتيل كردني.

منظور از - ترتيل- قرآن چيست؟
با توجه به معناي لغوي كلمه منظور اين است كه قرآن با آرامش وطمأنينه و به صورت منظم و مرتب و بدون عجله و شتاب خوانده شود كه در چنين حالتي هم در خواننده اثر خود را مي گذارد و هم شنونده را تحت تأثير جاذبه خود قرار مي دهد. از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره معناي ترتيل قرآن حديثي نقل شده به اين شرح: عن عبدالله بن سليمان، قال: سألت اباعبدالله عن قول الله عزوجل - ورتلالقرآن ترتيلا- قال قال اميرالمؤمنين صلوات الله عليه: بينه تبيانا ولاتهذه هذ الشعر ولاتنثره نثرالرمل ولكن افزعوا قلوبكم القاسية ولايكن هم احدكم آخر السورة از امام صادق درباره آيه ترتيل پرسيدند، فرمود: اميرالمؤمنين فرموده است: يعني قرآن را خوب بيان كن وهمانند شعرا آن را به شتاب نخوان و مانند ريك آن را پراكنده نساز ولي دلهاي سخت خود را بوسيله آن به بيم وهراس افكنيد وهمت شما اين نباشد كه سوره را به آخر برسانيد.
بنابراين كسي كه قرآن را تند و با شتاب مي خواند به صورتي كه فرصت انديشيدن در معاني آن را ندارد، او قرآن را با ترتيل نخوانده است. آن نوع قرائت قرآن را ترتيل مي گويند كه شمرده و با آرامش خوانده شود آن هم بگونه اي كه در دلها اثر بگذارد و اين در صورتي ممكن است كه با صداي زيبا وحزن انگيز خوانده شود بطوريكه در روايات متعددي به آن امر شده وائمه اطهار عليهم السلام قرآن را با صداي خوش مي خواندند. همچنين ترتيل همراه با انديشيدن در آيات قرآني است. در اين زمينه روايت ديگري را نقل مي كنيم: عن الصادق عليه السلام ان القرآن لايقر هذرمة ولكن يرتل ترتيلا فاذا مررت بآية فيها ذكر الجنة فقف عندها وسل الله عزوجل الجنة واذا مررت بآية فيها ذكرالنار فقف عندها وتعوذ بالله من النار (2) امام صادق فرمود: قرآن با شتاب وسرعت خوانده نشود وبايد با ترتيل خوانده شود وهرگاه به آيه اي كه در آن نام بهشت ذكر شده گذركني در آنجا توقف كن و از خدا بهشت را درخواست نما و هرگاه به آيه اي كه در آن نام دوزخ آمده است رسيدي در آنجا نيز توقف كن و از جهنم به خدا پناه ببر. استعاذهيكي از آداب مخصوص تلاوت قرآن اينست كه هنگام شروع در تلاوت آيات بايد جمله استعاذه را به زبان آورد و گفت: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و بدين گونه از شر شيطان رجيم به خدا پناه برد و آنگاه شروع به تلاوت قرآن كرد. اين دستوري است كه خود قرآن كريم آنرا فرمان داده است: فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم انه ليس له سلطان علي الذين آمنوا و علي ربهم بتوكلون و چون خواستي قرائت قرآن كني پس پناه به خدا ببر از شيطان رانده شده همانا او تسلطي بر مؤمنان ندارد و آنها بر خدا توكل مي كنند.
-استعاذه- عبارت است از پناه بردن كسي كه در مرتبه پائين است به كسي كه در مرتبه بالاست در جهت دفع شري كه احتمال وقوع آن مي رود ودر واقع نوعي كمك خواستن از صاحب قدرتي است كه از انسان در مقابل خطر ويا شري دفاع كند. در اينجا نيز انسان در موقع خواندن قرآن ازخداوند كمك مي خواهد كه او را در مقابل شر شيطان و وسوسه هاي او ياري كند تا بتواند آيات قرآني را بدون دغدغه بخواند و از آن استفاده كند ودل خود را بانور قرآن روشن سازد. مطابق آيه اي كه آورديم مؤمنين موظف هستند كه به هنگام شروع به تلاوت آيات قرآني استعاذه كنند واز شيطان به خدا پناه ببرند. اكنون ببينيم كه صورت استعاذه چگونه است؟ مرحوم طبرسي در مجمع البيان چهار نوع استعاذه نقل كرده است به اين شرح:
ابن كثير وعاصم وابوعمر چنين گفته اند: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ونافع وابن عامر و كسائي چنين گفته اند: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم انه هوالسميع العليم وحمزه چنين گفته است: نستعيذ بالله من الشيطان الرجيم وابو حاتم چنين گفته است: اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم البته بعد از استعاذه بايد با نام خداي رحمان رحيم تلاوت را شروع كرد و گفتن بسم الله الرحمن الرحيم در آغاز تلاوت مستحب است مگر هنگامي كه در شروع آيات انتخابي آيه عذاب باشد. در اينجا توجه خوانندگان گرامي را به يك حديث جلب مي كنيم: قال الصادق عليه السلام: اغلقوا ابواب المعصية بالاستعاذه وانتحوا ابواب الطاعة بالتسميةامام صادق فرمود: درب هاي گناه را با -استعاذه- (يعني گفتن اعوذ بالله من الشيطان الرجيم) ببنديد ودرب هاي اطاعت را با - تسميه- (يعني گفتن بسم الله الرحمن الرحيم) بگشائيد.
استماع و انصات يكي از آدابي كه هنگام قرائت قرآن بايد رعايت شود، سكوت و گوش دادن به قرآن است وقتي كسي قرآن تلاوت مي كند ديگران بايد به آن گوش بدهند وسكوت را رعايت كنند. در اين مورد آيه اي در قرآن كريم داريم به اين شرح: واذا قر القرآن فاستمعوا له وانصتوا لعلكم ترحمون وچون قرآن خوانده شود پس به آن گوش فرا دهيد وساكت باشيد تا مورد رحمت قرار بگيريد
بطوريكه ملاحظه مي فرمائيد خداوند در اين آيه كريمه مردم رابه هنگام قرائت قرآن به دو چيز امر كرده است: 1. -استماع- كه به معني گوش دادن است و اين غير از (سماع) است كه به معني مطلق شنيدن مي باشد. در استماع توجه به معني و مفهوم كلام هم وجود دارد. 2. -انصات- كه به معناي سكوت توأم با توجه است و مطلق سكوت را انصات نمي گويند. طبق اين دستور لازم است كه موقع تلاوت قرآن مردم گوش جان به آن بسپارند و مجرد سكوت و شنيدن آيات بدون توجه به معني ومفهوم آن كافي نيست و نمي تواند رحمت الهي را سبب شود. مفسران درباره اينكه چه موقع سكوت و گوش دادن به قرآن واجب و چه موقع مستحب است مطالبي دارند كه ما خلاصه اي را ازآنچه كه مرحوم طبرسي گفته است دراينجا مي آوريم: گفته شده است كه منظور آيه هنگام نماز پشت سر امام جماعت است كه مؤمنين بايد ساكت باشند و به قرائت او گوش بدهند اين سخن از ابن عباس و ابن مسعود وسعيدبن جبير و سعيد بن مسيب و مجاهد وزهري نقل شده وهمين مطلب از امام باقر عليه السلام نيز روايت شده است.وگفته شده كه منظور، سكوت هنگام خوانده شدن خطبه نماز جمعه است واين سخن از عطا وعمرو بن دينار و زيد بن اسلم نقل شده و بعضي ها گفته اندكه منظورآيه هم نماز و هم خطبه است. شيخ ابوجعفر رحمة الله عليه فرموده است: قوي ترين قولها همان قول اول است زيرا حالتي كه در آن سكوت براي قرائت قرآن واجب است تنها در حال قرائت امام جماعت در نماز است.
و در روايتي از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: سكوت براي قرائت قرآن هم در نماز وهم در غير نماز لازم است ولي شيخ ابوجعفر اين را حمل بر استحباب كرده است. اما در روايتي از امام صادق عليه السلام مي پرسند كه مردي قرآن مي خواند آيا سكوت و گوش دادن به او واجب است؟ امام مي فرمايد: آري هنگامي كه پيش تو قرآن خوانده شد بر تو واجب است كه سكوت كني و به آن گوش فرادهي. احتمال ديگري هم زجاج داده و آن اينكه منظور از استماع در اين آيه عمل كردن به مضمون آيات است وقتي گفته مي شود كه خداوند دعاي فلاني را شنيد منظور اينست كه آنرا اجابت كرد وعملي ساخت تدبر كسي كه قرآن مي خواند وكسي كه به آن گوش مي دهد، لازم است كه در آيات كتاب الهي به تدبر وتفكر بپردازد و با انديشيدن در مضامين آيات، خود را در معرض تابش نور الهي قرار دهند و در يك فضاي معنوي نفس بكشند. تدبر در آيات قرآني انسان را در دنيائي از معارف والا و مفاهيم بلندي قرار مي دهد كه هيچ چيز با آن برابري نمي كند وآيات قرآني به عنوان كليدهاي سعادت انساني در اختيار او قرارمي گيرند. قرآن كريم مردم بخصوص صاحبان انديشه را به تدبر در آيات خود فرا خوانده است: كتاب انزلناه مبارك ليد بروا آياته وليتذكر اولوالألباب كتابي است مبارك كه آنرا نازل كرديم تا مردم در آيات آن تدبر كنند و صاحبان انديشه متذكر باشند.
ودر جاي ديگر از كسانيكه در آيات قرآن تدبر نمي كنند گله مي كند و دلهاي آنها را مهرشده مي نامد كه سخن حق در آنها نفوذ ندارد: افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها چرا در قرآن تدبر نمي كنند يا بر دلهايشان قفلها زده شده است؟
ودر جاي ديگر اهل معني را به توجه و تذكر در آيات قرآني كه به آساني در اختيار آنهاست وهيچ گونه پيچيدگي ندارد فرا مي خواند: ولقد يسرنا القرآن للذكر فهل مي مدكرهمانا قرآن را براي توجه به آن آسان قرار داديم آيا توجه كننده اي هست؟ تعليم قرآن ياد گرفتن و ياد دادن قرآن به ديگران اجري عظيم دارد و اولين معلم قرآن ذات باري تعالي است كه قرآن را به مردم ياد داد: الرحمن علم القرآن خداوند رحمان كه قرآن را ياد داد.
همچنين يكي از وظايف بسيار مهم پيامبر گرامي اسلام ياد دادن قرآن به مردم بود وطبق آيات قرآني پيامبر خدا موظف بود كه نخست آيات خدا را براي مردم تلاوت كند
ودر آنها روح ايمان را به وجود آورد و نيز نفوس آنها را تهذيب و تزكيه كند پس از طي اين مراحل وقتي مردم آمادگي پيدا كردند پيامبر وظيفه داشت كه در اين مرحله كتاب را كه همان قرآن است همراه با حكمت به مردم تعليم بدهد: هوالذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين او خدائي است كه در ميان امّي ها پيامبري از خودشان مبعوث كرد كه بر آنها آيات خدا را تلاوت كند و آنها را تزكيه كند وبه آنها كتاب وحكمت ياد بدهد هرچند كه آنان پيش از اين در گمراهي آشكار بودند.
در روايات و احاديث معصومين عليهم السلام نيز تأكيدها و تشويق هاي بسياري درباره تعليم و تعلم قرآن و يادگيري كتاب الهي شده است كه به عنوان نمونه به دو حديث زير توجه فرمائيد: قال رسول الله صلي الله عليه و آله: خياركم من تعلّم القران وعلّمه پيامبر خدا صلي الله عليه وآله و سلم فرمود: بهترين شما كسي است كه قرآن را ياد بگيرد ويا آن را ياد بدهد.
قال الصادق عليه السلام ينبغي للمؤمن ان لايموت حتي يتعلم القرآن او يكون في تعلّمه امام صادق عليه السلام فرمود: براي شخص مؤمن شايسته است كه نميرد تا قرآن را بياموزد ويادر راه تعليم آن باشد.
ودر بعضي از روايات يكي از حقوقي كه فرزند بر والدين دارد اين موضوع عنوان شده كه به او قرآن ياد بدهد و داستان عبدالرحمن بن سلمي وقرآن ياد دادن او به يكي از فرزندان امام حسين عليه السلام معروف است كه امام دهان عبدالرحمن را پر از طلا كرد. حفظ قرآن از بر كردن وحفظ قرآن نعمت بزرگي است كه بعضي ها به آن رسيده اند در ميان امت اسلامي از عهد رسول الله تا به امروز كساني به عنوان حافظان قرآن شناخته شده اند و در جامعه اسلامي از موقعيت و جايگاه ويژه اي برخوردار بوده اند. اولين حافظ قرآن شخص رسول الله است كه قرآن را حتي پيش از آنكه به تدريج و به وسيله جبرائيل به او نازل شود از حفظ داشت و چون جبرائيل به تناسب جريانات آيه اي را بر آن حضرت مي آورد، گاهي پيامبر در خواندن آيه بر او پيشي مي گرفت ولذا خداوند پيامبر خود را به صبر و حوصله دعوت كرد و از او خواست كه تا آيه نازل نشده آنرا نخواند: لاتحرك به لسانك لتعجل به ان علينا جمعه و قرانه فاذا قرأناه فاتبع قرانه زبانت را به آن نجنبان كه در آن شتاب كني همانا بر ماست گرد آوري و خواندن آن پس وقتي آنرا خوانديم تو از خواندن آن پيروي كن.
بطوري كه در بخش نزول قرآن گفته ايم قرآن كريم دوبار بر پيامبر نازل شده يك بار در ليلة القدر يكجا بر قلب رسول خدا نازل شده و يك بار هم در طول بيست وسه سال و به طور تدريجي شرف نزول يافته است. به هرحال پيامبر خدا و بسياري از صحابه حافظ قرآن بودند و پس از رحلت پيامبر نيز طبقه و گروهي به نام قرا در ميان مسلمانان زندگي مي كردند كه حافظ قرآن بودند. در روايات معصومين براي حافظان قرآن مقام ومرتبه ويژه اي بيان شده كه بيانگر جلالت قدر حافظان قرآن است: قال رسول الله: اشراف امتي حملة القرآن و اصحاب الليل پيامبر خدا فرمود: اشراف امت من حاملان قرآن و شب زنده داران هستند.
قال الصادق عليه السلام الحافظ للقرآن العامل به مع السفرة الكرام البررة امام صادق عليه السلام فرمود: حافظ قرآن كه عامل به آن هم باشد با سفراي الهي كه كريم و نيكوكار هستند، مي باشند.
با توجه به روايات به نظر مي رسد كه حفظ كردن قرآن يك امر مرسوم ميان اصحاب و ائمه اطهار عليهم السلام بوده، زيرا در روايات متعددي از امام در اين باره سؤال شده است كه گاهي قسمتهائي از قرآن را حفظ مي كنيم ولي بعداً آن را فراموش مي كنيم و ائمه اطهار از اين كار آنها را برحذر داشته اند همچنين درباره كسانيكه حافظه خوبي ندارند ولي با زحمت و مشقت قرآن را حفظ مي كنند، وعده پاداش بيشتري داده اند: عن ابي عبدالله عليه السلام قال: ان الذي يعالج القرآن ليحفظه بمشقة منه وقلة حفظ، له اجران امام صادق عليه السلام فرمود: كسي كه درباره قرآن زحمت مي كشد تا با مشقت آن را حفظ كند در حالي كه حافظه اش كم است، براي او دو پاداش داده مي شود.