p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

علاقه امام خميني قدِّس سرُّه به تلاوت قرآن
حضرت امام خميني قدِّس سرُّه با قرآن انس بسيار داشت، در شبانه ‌روز، به خصوص هنگام نماز شب، به تلاوت قرآن مي ‌پرداخت و در هر فرصتي كه به دست مي ‌آورد، مشغول تلاوت قرآن مي‌ شد، هنگامي كه در پاريس بود، وقتي خبرنگارها براي مصاحبه به محضرش مي‌ آمدند، معمولاً حدود ده دقيقه يا يك ربع براي آماده كردن دوربين‌هايشان معطل مي‌ شدند، امام در همين فرصت به تلاوت قرآن مشغول مي‌ شد، بعضي از حاضران مي‌ گفتند: خود را براي مصاحبه آماده كنيد (يعني فعلاً قرآن نخوانيد).
فرمود: آيا در اين چند دقيقه وقتم ضايع شود.
علاوه بر اين، هر سال چند روز قبل از ماه رمضان، حضرت امام دستور مي ‌داد براي افرادي كه مورد نظر مباركش بود، چند بار قرآن قرائت شود.
/پاورقي 1. سرگذشتهاي ويژه از زندگي امام خميني، ج 5، ص 68 ـ 70./
حتي در روزهاي آخر عمر، كه در بستر بيماري بود، دوربين مخفي لحظه‌هاي دشوار زندگي ‌اش را ثبت كرد و همه دريافتند كه در نيمه‌هاي شب قرآن به دست داشت و مشغول تلاوت بود.
حضرت امام خميني قدِّس سرُّه به عظمت قرآن توجه عميق و مداوم داشت و به طور جدي مقيد بود تا در ظاهر و باطن به قرآن احترام گذاشته شود، خاطره‌هاي زير صحت اين سخن را نشان مي ‌دهد:
1. شخصي چند قرآن به قطع كوچك (شامل چند سوره از قرآن) به خانه امام آورد تا امام آنها را تبرك كند و سپس به جبهه بفرستد.
امام كه گمان مي ‌كرد، نبات يا چيز ديگري است، پرسيد: داخل پاكت چيست؟
پاسخ دادند: قرآن‌هاي كوچك است، كه شامل چند سوره است، آورده ‌اند تا براي جبهه تبرّك شود.
امام ناگهان به طور بي‌سابقه ‌اي برآشفت، مضطربانه دستش را عقب كشيد و با لحني تند و عتاب آميز فرمود:
- من قرآن را تبرك كنم؟ اين چه كارهايي است كه مي ‌كنيد؟-
/پاورقي 2. در سايه آفتاب، ص 114./
2. امام به طور معمول در حسينيه جماران روي صندلي مي ‌نشست، ولي يك روز وقتي وارد حسينيه شد، با اينكه صندلي در جاي خود بود، روي زمين نشست، زيرا آن روز نفرات ممتاز مسابقات قرآن آمده بودند و قرار بود در‌ آن جلسه چند آيه از قرآن تلاوت شود.
/پاورقي 3. در سايه آفتاب، ص 114./
3. روزي امام طبق معمول روي صندلي نشسته بود، كه قرآني آوردند و روي زمين گذاردند، امام وقتي متوجه شد، بي‌ درنگ آن را برداشت، روي ميزي كه در كنارش بود، گذاشت و فرمود: - قرآن را روي زمين نگذاريد.-
/پاورقي 4. همان، ص 115./