p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

آثار استماع قرآن
درباره آثار استماع قرآن، ابتدا لازم است، گفته شود كه گاهي - استماع- ممكن است اثر مورد انتظار را در پي نداشته باشد، و اين از آنجا ناشي مي ‌شود كه - استماع- همراه با شرايط خاص خود صورت نگرفته است، بنابراين - استماعي- مورد نظر است كه به همراه پذيرش قلبي باشد و چنين استماعي از قرآن آثار و بركات الهي را به دنبال دارد و مورد توصيه رسول گرامي اسلام صلي اللّه عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام است.
بهتر است پيش از ورود به اين بحث از ديدگاه قرآن، از رهنمودهاي پيشوايان و امامان ديني عليهم السلام استفاده نماييم.
برخي از سخنان آن بزرگواران تأكيد و تشويق به استماع قرآن است مانند كلام گوهر بار رسول گرامي اسلام صلي اللّه عليه و آله كه فرمود:
- ألا من اشتاق إلي اللّه فليستمع كلام اللّه-.
/پاورقي 1. كنز العمّال، ج 1، ص 551، ح 2472./
- آگاه باشيد، هر كس مشتاق خدا باشد، بايد كلام (قرآن) او را گوش دهد-.
و در برخي ديگر از روايات، سخن از آثار دنيوي و اخروي استماع قرآن به ميان آمده است، از جمله آنها سخن نبي اكرم، حضرت محمد صلي اللّه عليه و آله است كه فرمود:
- من استمع آيه من القرآن خيرٌ له من ثبير ذهباً، والثّبير اسم جبل عظيم باليمن-.
/پاورقي 2. بحارالأنوار، ج 92، ص 20./
- گوش كردن يك آيه از قرآن، از طلايي كه به اندازه كوه - ثبير- باشد بهتر است. (- ثبير- نام كوه بزرگي در يمن است)-.
و نيز فرمود:
- يدفع عن قارئ القرآن بلاء الدنيا، ويدفع عن مستمع القرآن بلاء الآخره-.
/پاورقي 3. كنز العمّال، ح 4031./
-از قاري قرآن، بلاي دنيا، و از استماع كننده آن، بلاي آخرت دفع مي ‌گردد-.
آن حضرت در جاي ديگر فرمود:
- من استمع إلي آيه من كتاب اللّه كتبت له حسنه مضاعفه...-.
/پاورقي 4. كنز العمّال، ح 2316./
-هر كس يك آيه از قرآن را گوش دهد، براي او حسنه بسياري نوشته مي‌ شود-.
در قرآن نيز آياتي است كه آثار استماع قرآن را به وضوح بيان مي‌ كند:
1. از جمله اين آيات، آيات سوره - مائده- است. در اين آيات، مقايسه ‌اي ميان يهوديان و مسيحياني كه در عصر پيامبر صلي اللّه عليه و آله مي‌ زيسته ‌اند، صورت گرفته است. در آيات پيشين، يهود و مشركان در رديف هم قرار داشتند و مسيحيان در رديف ديگر، لذا مي ‌گويد:
- لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَهً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّهً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصاري...-.
/پاورقي 5. سوره مائده، آيه 82 ـ 83./
- به طور مسلم سر سخت‌ترين دشمنان مؤمنان، يهود و مشركان هستند، و با محبت ‌ترين آنها نسبت به مؤمنان، مد‌عيان مسيحي.-
البته تاريخ اسلام نيز به خوبي گواه اين حقيقت است كه يهوديان نسبت به مؤمنان از هر گونه كارشكني، دشمني و كينه ‌توزي خودداري نمي‌ كردند، و افراد بسيار كمي از آنان به اسلام گرايش پيدا كردند، اما در غزوات اسلامي، درگيري مسيحيان با مسلمانان كمتر بوده است، و از طرفي، افراد زيادي از آنها به صفوف مسلمانان پيوستند.
در همين آيات دليل اين تفاوت بيان شده است و آن اينكه مسيحيان معاصر پيامبر صلي اللّه عليه و آله داراي امتيازاتي بوده‌ ند كه آن امتيازات در يهود نبوده است. از جمله آن امتيازات اين بود كه آنان در برابر پذيرش حق خاضع بودند، و تكبري از خود نشان نمي ‌دادند، و نيز جمعي از آنان (مسيحيان) هنگامي كه آيات قرآن را مي‌ شنيدند، اشك شوق از ديدگانشان به دليل دست يافتن به حق، سرازير مي ‌شد، و با صراحت مي‌ گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم، و ما را از گواهان حق و همراهان محمد صلي اللّه عليه و آله و ياران او قرار ده.
و اما نكاتي كه در خصوص - آثار استماع قرآن- از آيات مورد بحث به دست مي‌ آيد، عبارتند از:
الف. مسيحيان عصر پيامبر صلي اللّه عليه و آله، به هنگام شنيدن آيات قرآن، در برابر حق، متواضع و فروتن بودند.
- وَ أَنَّهُمْ لا يسْتَكْبِرُونَ وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَي الرَّسُولِ تَري أَعْينَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ...-.
/پاورقي 6. سوره مائده، آيه 82 ـ 83./
- و آنها (در برابر حق) تكبر نمي ‌ورزند و هر زمان آياتي را كه بر پيامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌هاي آنها را مي ‌بيني كه (از شوق)، اشك مي ‌ريزد، بخاطر حقيقتي كه دريافته ‌اند...-
جمله - وإذا سمعوا ما أُنزل إلي الرسول تري أعينهم تفيض من الدمع- كه حكايت از اعتراف آنان به حقّآنيت قرآن و حضرت رسول صلي اللّه عليه و آله دارد، مي ‌تواند دليل و شاهدي بر جمله - أنَّهم لايستكبرون- باشد.
ب. گروهي از كشيشان و راهبان عصر پيامبر صلي اللّه عليه و آله بر اثر شنيدن آيات قرآن گريه مي‌ كردند:
- مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً... وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَي الرَّسُولِ تَري أَعْينَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ...-.
/پاورقي 7. سوره مائده، آيه 82 ـ 83./
- در ميان آنها، افرادي عالم و تارك دنيا هستند؛... وهر زمان آياتي را كه بر پيامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌هاي آنها را مي ‌بيني كه (از شوق)، اشك مي ‌ريزد...-.
البته با توجه به اينكه ضمير در - سمعوا- به -قسِّيسين- و - رهبان- برگردانده شود.
ج. گروهي از مسيحيان، كشيشان و راهبان عصر بعثت، در پي شنيدن آيات قرآن، پذيراي آيين اسلام شدند:
-وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَي الرَّسُولِ تَري أَعْينَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يقُولُونَ رَبَّنا آمَنا...-.
/پاورقي 8. سوره مائده، آيه 83./
- و هر زمان آياتي را كه بر پيامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌هاي آنها را مي‌بيني كه (از شوق)، اشك مي ‌ريزد، به خاطر حقيقتي كه دريافته ‌اند؛ آنها مي ‌گويند: پروردگارا! ايمان آورديم...-.
د. مسيحيان زمان پيامبر صلي اللّه عليه و آله از شنيدن آيات قرآن، به شدت متأثر مي‌ شدند:
- وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَي الرَّسُولِ تَري أَعْينَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ-.
/پاورقي 9. سوره مائده، آيه 83./
- فيض- به معناي جاري شدن است، - من- در عبارت -من الدمع- -نشويه- است. و - دمع- مصدر و به معناي اشك ريختن. و نسبت دادن - فيض- به چشم براي مبالغه در گريستن و متأثر شدن است؛ يعني آن قدر متأثر شدند كه گويا چشم‌هاي آنان بر اثر گريستن، جاري شد.-
/پاورقي 10. تفسير راهنما، ج 4، ص 544، ش 1./
هـ . گروهي از مسيحيان عصر پيامبر صلي اللّه عليه و آله با شنيدن آيات قرآن اشك شوق مي ‌ريختند:
- وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَي الرَّسُولِ تَري أَعْينَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْع...ِ-.
/پاورقي 11. سوره مائده، آيه 83./
-كلمه -دمع- مي‌تواند به معناي اشك، باشد. در اين صورت - تفيض- يعني لبريز مي ‌شود. بنابراين جمله - تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ- به اين معنا است كه چشمانشان از اشك لبريز شد.-
/پاورقي 12. تفسير راهنما، ج 4، ص 545، ش 1./
2. آيه ديگري كه سخن از آثار استماع قرآن دارد آيه 204 سوره -اعراف- است كه مي ‌فرمايد:
- وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ-
/پاورقي 13. سوره اعراف، آيه 204./
- هنگامي كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهيد و خاموش باشيد. شايد مشمول رحمت خدا شويد.-
در خصوص اين آيه شأن نزول مختلفي ذكر شده است، از جمله اينكه -ابن عباس- و جمع ديگري گفته‌ اند: مسلمانان صدر اسلام، گاهي بين نماز صحبت مي‌كردند، و شخص تازه وارد، به هنگامي كه نماز را شروع مي‌كرد، از ديگر نمازگزاران سوال مي ‌كرد، چند ركعت نماز خوانده‌ ايد؟ آنان هم جواب مي‌دادند؛ از اين رو، آيه فوق نازل شد و آنان را از اين عمل نهي كرد.
در نتيجه قرآن در آيه فوق دستور مي ‌دهد: - هنگامي كه قرآن تلاوت مي‌ شود، با توجه گوش دهيد و ساكت باشيد، شايد مشمول رحمت خدا گرديد-.
بنابراين، بحث مورد نظر ما از اين آيه شريفه، آثار عمل كردن به اين دستور الهي است، كه در قسمت پاياني آيه بدان اشاره شده است، و برداشت ما از آيه شريفه، با توجه به تناسب موضوع مورد بحث به اين شرح است:
الف. گوش سپردن كافران به آواي دلنشين قرآن، زمينه ‌ساز دستيابي آنان به هدايت و رستگاري است:
- وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ-.
/پاورقي 14. سوره اعراف، آيه 204./
يادآوري اين نكته ضرورت دارد كه چنان ‌چه خطاب اين آيه شريفه، كافران هم باشند، مصداق مورد نظر از رحمت در جمله - تُرْحَمُونَ- -هدايت- خواهد بود.
/پاورقي 15. تفسير راهنما، ج 6، ص 401، ش 5./
ب: گوش فرا دادن به قرآن و سكوت به هنگام شنيدن آن، زمينه ‌ساز دستيابي به رحمت خداوند است.
- فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ-.
/پاورقي 16. سوره اعراف، آيه 204./
در اينجا مناسب است كه به دو نكته ديگر از نكات مهم اين آيه اشاره نماييم:
يكم. تعبير به - لعلَّ- در عبارت -لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ- -شايد مشمول رحمت خدا شويد-، مشعر اين معنا است كه تنها سكوت و گوش فرا دادن كافي نيست، بلكه شرايط ديگري از جمله عمل كردن به آن نيز يك شرط مهم و اساسي است.
دوم. نكته‌ ديگر اينكه خطاب آيه ـ همان‌گونه كه در برداشت نخست ما نيز آمده ـ مي ‌تواند كافران را نيز شامل شود. و اين مطلبي است كه فقيه معروف، مرحوم فاضل مقداد نيز در - كنز العرفان- ذكر كرده كه مراد از آيه، شنيدن آيات قرآن و درك مفاهيم آن و پي بردن به معجزه و اعجاز قرآن است.
/پاورقي 17. كنز العرفان، ج 1، ص 195./
اين تفسير با سياق آيات پيشين تناسب دارد؛ زيرا در آيه قبل سخن از مشركان بود كه در زمينه نزول قرآن بهانه‌جويي مي ‌كردند. و در مقابل، قرآن به آنان مي‌ گويد: - خاموش شويد و گوش فرا دهيد، تا حقيقت را دريابيد-.