p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

درس شانزدهم
درسهايي از مکتب اسلام
در اين درس آشنا مي شويم با:
1. ويژگي هاي تعاليم قرآن کريم
2. چگونگي ايمان آوردن مردم مدينه به اسلام
3. ده دستور مهم فردي و اجتماعي قرآن که در کتابهاي آسماني قبل نيز سابقه داشته است براي دستيابي به حيات طيب در دنيا و آخرت.

آيات درس را قرائت کنيد.
سوره انعام آيه151الي 153

به کمک معناي کلمات زير آيات درس را قرائت کنيد.
تَعَالوُا: بياييد
أَتلُ: بخوانم
إِملَاق: فقر، تنگدستي
فَواحِش: کارهاي بسيار زشت
مَا ظَهَرَ: آنچه آشکار است
مَا بَطَنَ: آنچه پنهان است
يبلُغَ أَشُدَّهُو: به توانايي لازم برسد، به سن رشد برسد
أفُوا: وفا کنيد
أفُوا الکَيلَ: پيمانه را کامل کنيد
المِيزان: ترازو، وسيله سنجش
ذا قُربَي: خويشاوند

بيان آيات
خداي رحمان پيامبران خويش را گسيل داشت تا با ادامه برنامه تربيتي بر پايه شريعت الهي، قافله بشريت را به سر منزل رشد و فلاح رهنمون شوند. رهنمود هاي شريعت به منزله درسهايي است که در جان آدميان ريشه دارد و هماهنگ با فطرت آنان است و در جهت تأمين سعادت دنيوي و فلاح اخروي و تعالي معنوي انسان تنظيم گشته است. در تعاليم پيامبران شيوه عبادت خداوند و توجه به حيات طيب در دنيا و در حقيقت همه نياز هاي انسان، در کنار هم مورد نظر قرار مي گيرد. در قرآن کريم سر آمد و پايان بخش کتب آسماني اين شويه به خوبي مشهود است. هماهنگي با فطرت و جامعيت در بيان مطلب از ويژگي هاي خاص اين کتاب عظيم الهي است. جاذبه و حلاوت در شيوه بيان و محتواي مطالب قرآن، بدان حد است که منشأ تحولاتي شگفت در تاريخ اسلام شده است، داستان زير در مورد آيات درس نمونه اي از آن است. دو نفر از طايفه خَزرَج، از مردم مدينه به مکه آمدند. اين دو که (أَسعَد) و (ذکوان) نام داشتند به خانه يکي از بزرگان قريش به نام (عُتبَةِ بنِ رَبِيعَه) وارد شدند. علت اين سفر آن بود که در آخرين جنگ، بين دو طايفه اوس و خزرج، که دشمني ديرينه داشتند، طايفه اوس غالب شده بود. آن دو نفر به عتبه گفتند: ما براي هم پيماني با شما عليه طايفه رقيب خود (اوس) به اين جا آمده ايم. عتبه در پاسخ گفت: در حال حاضر گرفتاري سختي داريم که ما را به خود مشغول کرده است! أسعد با تعجب پرسيد: شما گرفتاري داريد؟! شما که د رحم امن الهي هستيد؟! عتبه گفت: آري، فردي در ميان ما ادعاي پيامبري دارد، جوانان ما را به انحراف کشانده و اجتماع ما را پراکنده ساخته است. أسعد گفت: اوچه نسبتي با شما دارد؟ عتبه گفت: او ا زخانداني شريف و فرزند عبد المطلب است. أسعد به خاطر آورد که يهود مدينه از نزديک بودن ظهور پيامبري خبر مي دادند. با کنجکاوي پرسيد: او کجاست؟ هتبه گفت: در حجر اسماعيل، کنار خانه خدا، مبادا به سخنان او گوش فرادهي. او ساحر عجيبي است! با توصيه عتبه، أسعد در گوشهاي خود پنبه گذاشت تا در هنگام طواف صداي رسول اکرم صلي الله عليه و آله را نشنود، ولي در حال طواف، با خود گفت اين چه کار احمقانه اي است؟! پنبه را از گوش خويش در آورد و در مقابل پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در حجر اسماعيل نشست و پرسيد: به چه چيز دعوت مي کني؟ پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: شما را دعوت مي کنم که به يگانگي خدا و پيامبري من شهادت دهيد و اين که چه کارهايي بکنيد و چه کارهايي نکنيد! آنگاه رسول خدا سه آيه از قرآن کريم آيات درس را خواندند. أسعد با شنيدن اين آيات نوراني يکباره دگرگون شد و با اداي شهادتين، اسلام خويش را اعلام نمود. او اظهار اميد واري کرد که رسول اکرم صلي الله عليه و آله به مدينه هجرت کند و ميان طوايف مختلف برادري برقرار سازد، تا آنچه که يهود مدينه از کتابهاي امساني خود خبر داده بودند تحقق يابد. پس از أسعد، (ذکوان) نيز مسلمان شد. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به درخواست اين دو مصعب بنِ عُمَير را همراه آنان به مدينه فرستاد. از آن زمان به تدريج اسلام در مدينه گسترش و رشد يافت و چهره اين شهر را دگر گون ساخت.
/پاورقي 1. تفسير نمونه ج6 ص 38./
در اين آيات شريفه، ده فرمان تربيتي در زمينه مسائل اجتماعي و فردي صادر شده است. هر يک از اين رهنمود ها، فصل خاصي را شامل مي شود که نياز به تبيين و بررسي بيشتري دارد.
1. نفي شرک نسبت به ذات ربوبي، فرمان اين است که هيچ چيز را با خدا شريک مسازيد.
اين مطلب اولين و بهترين درس مکتب انبيا الهي است. نفي شرک از نپرستيدن بتها و نفي خدايان ساختگي شروع مي شود و به مراحل والاي حرکت به سوي خوداي سبحان مي رسد تا آنجا که از قرآن کريم مي آموزيم در اعتقاد و انديشه تنها خدا را منشا همه ارزشها بدانيم، در دل بستگي و محبت قلب خويش را فقط بدو بسپاريم، در انتخاب راه، هدف اصلي خويش را رضا و نزديکي به او قرار دهيم و بالاخره اعمال و رفتار خويش را تنها در جهت بندگي و رضاي او شکل دهيم.
2. نيکي به پدر و مادر، قرآن کريم در اين آيات و در مواردي ديگر پس از اين دستور به پرهيز از شرک به خداي يکتا، بر احسان به پدر و مادر فرمان مي دهد و اين خود اهميت و ارزش والاي پدر و مادر را مي رساند. مي دانيم که احسان کاري فراتر از عدل است. زيرا عدل رساندن حق به صاحب آن است، در حالي که اسحان خدمت ديگري است بدون آنکه حقي در بين باشد. قرآن کريم احسان و خدمت به پدر و مادر را وظيفه فرزند مي داند.
3. پرورش و نگهداري فرزندان، قرآن کريم پدر و مادر را مسول نگهداري فرزندان مي داند و هشدار مي دهد که، مبادا به خاطر مشکلات اقتصادي موجب مرگ فرزند خويش شوند، يا مراقبت هاي لازم را از آنها به عمل نياورند که خداوند خود عهده دار روزي والدين و فرزندان آنهاست.
4. پرهيز از اعمال ناپسند، اين فرمان از چنان اهميتي برخوردار است که قران مي فرمايد حتي از نزديک شدن به فحشا و زشتي بپرهيزيد. اين نهي همه اعمال زشت را شامل مي شود، چه زشتيهايي که در اجتماع ظهور مي يابد و چه آنها که در خلوت و به دور از چشم ديگران صورت مي گيرد. فرمان قرآن به مؤمنان اسن است که در نهان و آشکار از نزديک شدن به کردارهاي ناپسند پرهيز نمايند.
5. حفظ حرمت جان انسان، قرآن کريم در حراست از حريم افراد اجتماع با قاطعيت تمام فرمان مي دهد و اين حفظ حريم را از جان مردم آغاز مي کند. فرمان اين است که جز در موارد حق-مانند قصاص و يا جهاد در راه خدا به هيچ عنوان به جان کسي تعرض نشود، تا آنجا که، در ايه اي ديگر تعرض به جان مؤمن و قتل نفس را موجب خلود در جهنم مي داند.
/پاورقي 3. نساء آيه 93./
6. مراعات و دقت در حفظ مال يتيم، پس از جرمت نهادن بر جان انسانها حرمت مال آنان را مطرح مي سازد و اين مسأله را از مال يتيمان که اهميت بيشتري دارد آغاز مي نمايد. فرمان قرآن اين است که از نزديک شدن به مال يتيمان پرهيز کنيد مگر در صورتي که نفع آنها را در نظر داشته باشيد. آري، در مال يتيم جز افرادي که مسوليت شرعي دارند نبايد دخالت کنند و فرد مسول هم بايد به بهترين وجهي که منافع يتيم تأمين مي شود عمل کند، تا آنگاه که او خود به سن رشد برسد و مالش را بدو بسپارند.
7. پرداخت کامل در معاملات، قرآن کريم، پس از سفارش در مورد اموال يتيمان، به پرداخت کامل حق ديگران در معاملات و رعايت عدالت در مسائل اقتصادي سفارش مي کند و مي فرمايد تا آنجا که در توان داريد حقوق ديگران را دعايت کنيد.
8. عدالت در گفتار، حرمت آبرو و حيثيت ديگران بسيرا مورد توجه قرآن است تا آنجا که مي فرمايد هر گاه به سخن مي نشينيد و در مقام شهادت يا اظهار نظر درباره ديگران هستيد، عدالت را رعايت کنيد، هر چند که پاي نزديکان شما در ميان باشد. مبادا به خاطر نزديکان خود مرز عدالت را بشکنيد و از حريم حق تجاوز نماييد.
9. وفاي به عهد الهي، فرمانهاي خداوند در آيات فوق از مسأله اخلاص در پيشگاه ربوبي و نفي شرک آغاز گشته و در پايان هم به پايبندي عملي نسبت به دستورات الهي و وفاداري به عهد و پيمانهاي ايماني با خداي سبحان امر شده است.
10. پيروي از صراط مستقيم بندگي خداي رحمان در ميان همه راهها، آخرين سخن و دهمين فرمان، تأکيد بر استمرار ره پويي در صراط مستقيم الهي است. با توجه به اين که در خود قرآن کريم صراط مستقيم، به بندگي خدا تفسير شده است.
/پاورقي 4. يس آيه 61./
محتواي فرمان اين خواهد بود که همواره در مسير بندگي خداي رحمان گام برداريد و از پيمودن هر راهي که با بندگي خداوند مغاير است بپرهيزيد، زيرا که در اين صورت از صراط مستقيم منحرف شده ايد. اين فرامين را قران کريم به اين جمله مؤکد مي سازد: اينهاست که خدا به شما سفارش مي کند باشد که تقوا پيشه سازيد. اين دستورات قرآن کريم اصولي است در جهت سعادت انسان که در تعاليم اديان الهي پيش از اسلام نيز سابقه داشته است، و چه بسا ده فرمان حضرت موسي عليه السلام بر مبناي همين اصول بوده است.

پرسش
1. تعاليم قرآن کريم داراي چه ويژگي هايي است؟
2. دو نفر از قبيله خزرج براي چه به مکه آمده بودند؟ با چه کسي ملاقات کردند؟ او به آنها چه سفارشي کرد؟ نتيجه سفر آنها چه بود؟
3. دستورات قرآن براي دستيابي به حيات طيب چيست؟

پژوهش
1. با مراجعه به آياتي که درباره (صراط مستقيم) است، توضيح دهيد که قرآن صراط مستقيم را چه مي داند؟
2. آيات 23 تا 39 سوره بني اسرائيل را با دقت مطالعه نماييد و با آيات درس مقايسه کنيد و توضيح دهيد:
الف- چند فرمان مشترک در آنها وجود دارد؟
ب- چه فرمانهاي غير مشترکي در آنهاست؟
ج- در سوره اسراء(بني اسرائيل)در خصوص پدر و مادر چه سفارشهايي شده است؟