p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

درس نهم
قوم نجات يافته
در اين درس آشنا مي شويم با:
1. برخي سنتهاي الهي درباره عکس العمل اقوام بشري در برابر پيامبران.
2. مرحله اي بودن کيفر هاي تنبيهي الهي در جهت هدايت انسان و تأثير آن.
3. سرنوشت قوم يونس و نجات آنها از عذاب الهي.
4. تقدم رحمت خداوند بر غضب او.

آيات درس را قرائت کنيد.
سوره يونس آيه98
سوره مؤمنون آيه74الي77
سوره زخرف آيه48
سوره أعراف آيه96
سوره فاطرآيه45

به کمک معناي کلمات زير، آيات درس را ترجمه کنيد.
کَشَفنَا: برطرف کرديم، کنار زديم.
خِزي: خواري، ذلت.
مَتَّعنَا: بهرمند ساختيم، امکانات زندگي داديم.
نَاکب: منحرف و دور افتاده
ضُرّ: سختي، مشقت، بدحالي
لَجُّوا: پافشاري کردند
يعمَهُونَ: متحير و سرگردان مي شوند
مَا استَکَانُوا: خاضع نشدند، سر تسليم فرود نياوردند
مُبلِس: ناراحت و اندوهگين، نا اميد، مات و مبهوت
نُري: نشان مي دهيم
ظَهر: پشت
دَابَّة: جنبنده
أَجَلٍ مُسَمًّي: زمان معيني

بيان آيات
قرآن کريم مي فرمايد در صورتي که اقوام بشري ايمان آورده و با عمل به دستورات خداوند تقوا پيشه کنند، در رحمت و برکت الهي از زمين و آسمان بر آنها گشوده خواهد شد. از سوي ديگر اگر برخي از اقوام دچار عذاب مي شوند، خود با تکذيب الهي زمينه ساز اين عذاب بوده اند. با دقت در آيات قرآن، حکمت اين کيفر ها و نيز سير عذابهاي الهي روشن مي گردد. خداي رحمان، بسياري از خطاهاي اقوام و افراد را ناديده مي گيرد و مورد عفو و اغماض قرار مي دهد، و گر نه اين اندازه مهلت به خطا کاران داده نمي شد.
عذابهاي الهي جنبه تربيتي دارد و تنبيه و هشدار است، و چنان چه تنبيه ابتدايي مفيد نيفتد در مرحله هاي بعدي تشديد مي گردد، چنان که درباره قوم فرعون آمده است: ما در جهت تنبيه و هشدارآنها هر آيت و عذابي را که به آنا نمايانديم، از عذاب قبلي بزرگتر بود. ما آنها را به مشکلات دچار نموديم، شايد به راه حق باز گردند.
/پاورقي 1. زخرف آيه 48./
آنها که اهل ايمان به آخرت نيستند، از راه منحرف مي شوند (و هشدار نمي پذيرند). اگر بر اين گونه مردمان، رحم و شفقت بياوريم و مشکل را از آنها بر طرف سازيم، کور کورانه بر طغيان و سرکشي خود لجاجت مي ورزند؛ و وقتي به عذاب دچارشان سازيم (تا ننبيه شوند) حاضر نمي شوند که در برابر پروردگارشان خاضع گردند و با تضرع و زاري به سوي او باز گردند. تا اين که وقتي (کا ربه مرحله آخ رسد و) دري از عذاب سهمگين بر رويشان گشوده شود، راه را بر خود بسته ديده و نا اميد مي شوند (و باز هم به سوي حق باز نمي گردند). گويا نظر قرآن کريم بر اين است که ختي در حالت مشاهده آخرين مرحله عذاب هم، مردم نبايد نا اميد شوند؛ بلکه بايد با روي آوردن به خداي مهربان و توبه و ايمان، عذاب را از خود بر طرف سازند. قرآن کريم قوم يونس را به عنوان قوم نجات يافته معرفي مي کند. آنان هنگام موجه شدن با عذاب الهي، ايمان آوردند و به سوي خدا بازگشتند. ايمان قوم يونس، در آخرين لحظات مفيد افتاد و خداوند عذاب ذلت بار را از آنها بر طرف ساخت.
/پاورقي 1. درباره قوم يونس امده است که حضرت يونس از جفاي قومش خسته شد و يکه و تنها، بردون آن که کسي بداند، شهر را ترک کرد، مردم از کرده خود پشيمان شدند و ايمان آوردند. در نتيجه عذاب الهي که براي آنها مقدر شده بود از ميان برداشته شد./
قوم يونس را چو پيدا شد بلا = ابر پر آتش جدا شد از سما
جملگان بر بامها بودند شب = که پديد آمد ز بلا أن کُرَب
/پاورقي 2. کُرَب:جمع کربه به معناي غم و سخت./
ليک چون ديدند آثار بلا = در تضرع آمدند و لابه ها
از نماز شما تا وقت سحر = خاک مي کردند بر سر آن نفر
جملگي آواز ها بگرفته شد = رحم آمد بر سر آن قوم لُد
/پاورقي 3. لُد: جمع أَلَدّ به معناي دشمن سر سخت و ستيزه جو./
بعد نوميدي و آه نا شگفت = اندک اندک ابر وا گشتن گرفت
با تضرع باش تا شادان شوي = گريه کن تا بي دهان خندان شوي
که برابر مي نهد شاه مجيد = اشک را در فضل با خون شهيد
لابه کرد و اشک چشم خويش راند = رحمت آمد آن غضب را وا نشاند
مولوي

قرآن کريم شکايت مي کند که چرا ساير اقوام، به هنگام مشاهده عذاب، ايمان نياوردند تا از عذاب برهند. از اين رو مي توان نتيجه گرفت چنان چه اقوام نوح، عاد، ثمود، لوط و ديگران با همه کفر پيشگي و زشت کرداري، حتي اگر پس از مواجه شدن با مقدمات کيفر الهي، به سوي حق باز مي گشتند و به برنامه تربيتي الهي ايمان مي آوردند و به رهنمود هاي پيامبران که معلمان اين برنامه اند گوش مي سپردند، خداوند عذاب را از آنها بر طرف مي کرد، و راه فلاح و سعادت را به رويشان يم گشود. (البته که خداوند نسبت به بندگانش لطف و مرحمت دارد).
/پاورقي 4. إِنَّ اللهَ لَذُوا فَضلٍ عَلي النَّاسِ وَ لَکِن أَکثَرَ النَّاسِ لَا يشکُرُونَ؛ (غافر آيه61)./
و رحمت او بر غضبش پيشي گرفته است.
/پاورقي 5. يا مَن سَبَقَت رَحمَتُهُ غَضَبُه؛ (دعاي جوشن کبير بند20)./
اين موضوع درباره همه افراد بشر صادق است. يعني چنانچه بنده اي صادقانه به خدا رو آورد و راه ايمان و تقوا بپويد و به جبران خطاهاي خود بپردازد، بي شک مورد پذيرش و آمرزش خداوند رحمان قرار مي گيرد که او خود فرموده است:
قُل يا عِبادِي الّذينَ أسرَفُوا عَلي أَنفُسِهِم لَا تَقنَطُوا.
/پاورقي 6. لا تقنطوا: نا اميد نشويد./
مِن رَحمَةِ الله إِنَّ اللهَ يغفِرُ الذُّنوبَ جَميعاً إِنهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِيمُ
/پاورقي 7. زمر آيه53./

پرسش
1. براي قوم يونس چه پيش آمد؟چرا خداوند آنها را نجات بخشيد؟
2. خداوند در صورت ايمان و تقواي مردم، چه وعده هايي به آنها داده است؟
3. عذابهاي الهي برا اقوام بشري، به چه منظوري است و در چه صورتي تشديد مي شود؟
4. چگونه غضب و کيفر الهي با رحمت او سازگاري دارد؟

پژوهش
1. با مراجعه به ريشه (توب) در معجم المفهرس، 5 آيه کوتاه درباره پذيرفته شدن تو بندگان بنويسيد.
2. با مراجعه به آيات139 تا 148سوره صافات، شرح مختصري از سر گذشت حضرت يونس را بنويسيد.