p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

راه‏كارها و ابزارهاي فهم و تفسیر قرآن

مقدمه
قرآن مشعلي است كه نور آن هرگز خاموش نمي ‏گردد، چشمه زاینده‏اي است كه واردان از آن نمي‏ كاهند، نشانه‏هایي است كه روندگان بي‏ آنها راه نمي‏یابند، دلیل كسي است كه به آن سخن گوید، فیروزي كسي است كه آن را حجت آورد، نگه ‏دارنده كسي است كه به آن عمل كند، سپر كسي است كه آن را در برگیرد، دانایي كسي است كه آن را در گوش دارد. همانا قرآن كان ایمان و كانون آن، سنگ‏هاي بناي اسلام و پایه آن، میدان‏هاي حق و راه‏هاي آن است.

ضرورت شناخت قرآن و شناخت‏ پذیري آن.
نخست دلایل ضرورت شناخت قرآن و امكان بررسي، تدبر و تفكر درباره آن را با دقت‏ بررسي مي ‏كنیم، سپس به پژوهش و جست وجوي راه كارها و ابزارهاي فهم صحیح این كتاب با عظمت مي ‏پردازیم.
دلایل ضرورت شناخت و شناخت ‏پذیري قرآن و جست و جوي راه‏كارهاي تفسیر و تحصیل مقاصد خداوندي را در یك نگاه كلي، مي ‏توان موارد ذیل دانست:

1. قرآن كریم، تنها معجزه جاویدان و سند حقانیت اسلام و گواه صدق رسول خاتم صلي الله عليه و آله است كه طي آیاتي، جن و انس را به هماوردي فراخوانده، عدم امكان آن را اعلام داشته است و ضرورت آشنایي با موارد یاد شده، لزوم شناخت قرآن و امكان شناخت آن را ضروري مي ‏ نماید.

2. قرآن خود را برابر نوامیس فطرت معرفي كرده (روم:30) و بشر را به شناخت آن فرا مي ‏خواند. جست و جوي فطرت ضرورت شناخت قرآن را لازم و امكان‏پذیري آن را آشكار مي ‏سازد.

3. با توجه به اینكه راه ‏كارهاي شناخت ‏بشري حس، تجربه، عقل، شهود و ... در عرصه جهان‏ شناسي و حقایق نهفته در آن ناتوان است، تنها راه ‏كار مطمئن و دقیق، روزنه حقیقت ‏نماي وحي است كه انسان را بدان رهنمون مي ‏گردد.

4. با توجه به خدشه ‏دار شدن سنت رسول خدا صلي الله عليه و آله در جریان نامبارك سقیفه، این تنها قرآن است كه از صدر اسلام تا كنون و تا ابد، از گزند تحریف مصون بوده و آیینه تمام ‏نماي اسلام است. از این ‏رو، شناخت آن ضروري مي ‏ باشد.

5. از آنجا كه قرآن كریم در تمام عرصه‏هاي زندگي بشري، قوانین جاویدان حیاتي عرضه كرده، شناخت كامل آن ضروري است.

6. قرآن كریم داراي اعجاز بیاني است و از این ره‏گذر، عقول و دل‏هاي بزرگ و والا را چون نیروي مغناطیسي مجذوب خویش مي ‏ سازد. از این‏رو، براي فراهم آوردن زمینه چنین جذبه و گرایشي براي عشاق انوار ربوبي، شناخت قرآن ضروري مي ‏نماید.

7. از آنجا كه انسان همواره براي نیل به جوار قرب حق در حركت‏ بوده و حركت نیز به شناخت ژرف و دقیق نیازمنداست و از سوي دیگر، قرآن كریم در ضمن آیه‏هایي، همگان را به تدبر و تفكر و اندیشه در آیات خود دعوت كرده، بي‏ توجهي بدان را گناه شمرده و غافلان از آن را مورد نكوهش قرار داده، همچنین قرآن خود را تبیان كل شي‏ء معرفي كرده و همه اهل عالم را بدان نیازمند مي ‏داند، این موارد، شناخت آن را ضروري و لازم مي ‏گرداند.

8. قرآن كریم از سوي پروردگار بي ‏نیاز فرود آمده و از هر نوع كلام بشري بي ‏نیاز بوده و دیگر دانش‏هاي بشري بدان نیازمند است. بنابر این، شناخت قرآن از نیازهاي ضروري و اصیل بشري است. از یك ‏سو، در حوزه اسلامي، ارزیابي هر اندیشه‏اي، حتي سنت رسول خدا صلي الله عليه و آله، به قرآن واگذار شده و این خود مساله شناخت قرآن را ضروري مي ‏ نماید. از سوي دیگر، در قرآن كریم به فرض نزولش بر مردگان و جمادات بي ‏روح، از تسلیم ‏پذیري آنان سخن گفته، در مقام نكوهش انسان بر آمده و از سرپیچي و تمرد وي شكوه نموده است. بنابراین، بر اساس عقل، كتاب، سنت، تاریخ، تجربه، حس و فطرت سلیم بشري، شناخت قرآن لازم بوده و هیچ‏ كس در هیچ زمان و هیچ شرایطي، از آن بي‏ نیاز نیست.

قرآن در آیینه قرآن
قرآن كریم در یك فراخواني عمومي، جن و انس را به مطالعه و فهم خود دعوت كرده و خود را شناخت ‏پذیر و قابل فهم معرفي مي ‏نماید، چنان كه در آیاتي خود را چنین معرفي مي ‏ كند:
راهنماي مردمان، خودنما و دیگر نما، روشنگر مردمان، داور میان متخاصمان، نشانه بزرگ حق، روشني ‏بخش جامعه، فرقان و فاصل حق و باطل، مایه بیداري و هوشیاري مردم، مایه تفكر و شكوفایي عقل، زمینه تدبر ژرف، مایه تذكر و پند آموزي بشر، راهي استوار به سوي حق، تقواپیشگي و حیات معقول معنوي، نوري روشنگر از سوي پروردگار عالم و پیام ربوبي معرفي كرده و براي اثبات دعوي خود، اقامه برهان مي ‏ نماید، و تبیان همه اشیا و حقایق، بیان كننده هر خشك و تر و جامع همه مفاهیم حقوقي در گستره خود.
قرآن اصول تفسیر خود را در سه اصل اساسي مي ‏داند: قرآن با قرآن، قرآن با عقل، و تدبر و تفكر و بررسي.

راه ‏كار تفسیري از دیدگاه قرآن
قرآن كریم راه ‏كار تفسیري خود را طي آیاتي، چنین بیان كرده است: ان علینا جمعه و قرآنه فاذا قراناه فاتبع قرآنه ثم ان علینا بیانه‏ (قیامت:17-19)، به راستي، گردآوري و تلاوت قرآن برعهده ماست. پس هنگامي كه آن را مي ‏خوانیم تو قرائت ما را پیروي كن، آن ‏گاه در بیان مقاصد و مفاهیم آن، از ما پیروي نما.
بر پایه این آیه، تفسیر قرآني را خود خداوند به عهده گرفته و در آیات دیگري، آن را بر عهده رسول الله صلي الله عليه و آله نهاده است. آیه‏هاي 44 و 64 سوره نحل و آیه‏هاي 15 و 19 سوره مائده بر این مطلب صادق‏ اند، چرا كه بر اساس این آیات و آیه 2 سوره جمعه،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏ عمران و دیگر آیات مشابه، بیان مقاصد قرآن كریم به عنوان یكي از مهم‏ ترین، بزرگ ‏ترین و بنیادي‏ ترین وظایف رسالت تلقي شده است، یعني، تلاوت، بیان مقاصد، تعلیم آن و تزكیه مسلمانان همراه با آموزش حكمت اساس رسالت، بلكه تمام آن مطرح گردیده و كوتاهي در بیان آنچه نزول یافته، هم ‏چون عدم ابلاغ آن تلقي گردیده است. واضح است كه میان این دو ملازمه عقلي حاكم است، زیرا از سویي، بیان مقاصد و حقایق قرآن را خود ذات اقدس ربوبي برعهده گرفته و از سوي دیگر، بیان آن را به طور كامل، به عهده رسول خاتم صلي الله عليه و آله نهاده و براي آن بزرگوار تفصیل داده است. بنابراین، آیاتي از قرآن، آیات دیگر را تفسیر مي ‏نماید و یكي از منابع اساسي و بنیادین تفسیر قرآن خود قرآن است.
دومین منبع تفسیري قرآن، رسول خاتم صلي الله عليه و آله است، چنان كه در آیات 44 و 64 سوره نحل، 129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران، 15 و19 مائده و دیگر آیات آمده است.
از نظرگاه تاریخي نیز شواهد فراواني در دست است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله به دنبال قرائت آیات، تفسیر و مقاصد آنها را نیز براي صحابه و به‏ ویژه امیرالمؤمنین عليه السلام ، بیان مي ‏فرمود. روایت عبدالرحمن السلمي (ت 72 ه.ق) از برخي صحابه همچون عثمان و ابن مسعود و دیگران - مبني بر اینكه یاران پیامبر صلي الله عليه و آله هنگام آموزش قرآن، همین كه ده آیه فرا مي ‏گرفتند، به آموختن تفسیر آن از رسول ‏خدا صلي الله عليه و آله مي ‏پرداختند، آن گاه به سراغ فراگیري آیات دیگر مي ‏رفتند- مؤید این مدعاست.
سیوطي نیز به گزارش از ابو نعیم اصفهاني از قول امیرالمؤمنین عليه السلام مي ‏گوید: به خدا سوگند، آیه‏اي بر محمد صلي الله عليه و آله فرود نیامد، مگر آنكه من فهمیدم كه در مورد چه كساني و در كجا فرود یافته است، چرا كه خداوند به من دلي خردمند و زباني مسؤول عنایت فرموده است.
گزارش ابن مسعود درباره آیه الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم‏، (انعام:82) - كه صحابه را نا امید مي ‏گردانید و رسول خدا صلي الله عليه و آله ظلم‏ را به شرك تفسیر فرمود - نیز دلیل بر این مطلب است.
بنابراین، راه‏ كار خود قرآن در تفسیر خویش، همان تفسیر آیه با استفاده از تدبر در آیات و استنطاق آنها از مجموع آیات مربوط به موضوع و بیانات رسول خدا صلي الله عليه و آله است.

راهكار تفسیري خاندان رسالت.
همانگونه كه قرآن كریم بیان خویش را خود عهده‏دار شده، به بیان رسول خدا صلي الله عليه و آله نیز حجیت‏ بخشیده و ایشان نیز به بیان ائمه اهلبیت: حجیت و اعتبار داده‏اند. بنابراین، چنین نتیجه مي ‏گیریم كه:

1. قرآن روشن است و در آیاتش هرگز اختلافي نیست.
2. در صورت بروز اختلاف، در بیان فهم مقاصد آن، مرجع نهایي حل اختلاف، رسول خدا صلي الله عليه و آله و اهلبیت عصمت: مي ‏ باشند، پیشوایاني كه در آموزش خود از خطا و نسیان و گناه معصوم و مصونند و قهرا روش تفسیري آنان همان روش ارائه شده در قرآن است. ائمه دین: به پیروي از قرآن و رسول خاتم صلي الله عليه و آله این روش را در آموزش‏هاي خود به یاران خویش انتقال دادند.
روایاتي مانند انما نزل القرآن لیصدق بعضه بعضا و ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علي بعض‏ این ‏مطلب را تایید مي ‏ نماید و این غیر از تفسیر به راي كه ممنوع است مي ‏باشد، چرا كه در این روش، مفسر نخست آیات مورد نظر را استنطاق مي ‏كند و احادیث ائمه اهل بیت: را مي ‏نگرد و پس از آشنایي به روش آنان، با استفاده از قرآن و سنت و عقل و تدبر، به تفسیر آیات مي ‏پردازد. آنان كه درباره قرآن به انواع تناقض‏ها دچار آمده و در مورد آیات الهي به ناروا، سخن گفته‏اند و گاهي به تناقض برخي آیات با برخي دیگر و یا با سنت رسول خاتم صلي الله عليه و آله حكم كرده و یا سنت را در ارتباط با خودش و یا با عینیت تاریخي دانسته‏اند، همه از بي ‏اطلاعي و از عدم آشنایي آنان با روش تفسیري خواندن وحي بوده است. قرآن كریم هرگونه اختلاف و تناقض را از دامن پاك خود دور دانسته و در مقام تحدي، براي اثبات ‏اعجاز بیاني‏ و حقانیت‏خود، بدان استدلال مي ‏فرماید.

راه ‏حل تناقض‏هاي اسطوره‏اي
قرآن كتابي است درد آشنا و شفابخش، مانند داروخانه‏اي كه براي همه امراض دارویي ویژه دارد، اما باید درد و دارو را شناخت تا درمان مؤثر واقع شود. در بیماري ‏هاي روحي و معنوي نیز چنین است. دواي هر دردي آیه‏اي خاص است، آیه‏اي متناسب با آن درد. و شاید یكي از دلایل نزول تدریجي قرآن كریم در طول‏23 سال همین باشد و علت مراتب نزول و مراحل آن به صورت دفعي و تدریجي و به دو صورت مجمل و مفصل، روح و حقیقت تعین نایافته قوانین جهاد و دفاع و قوانین مالي یا جنایي در ارتباط با گروه‏هاي گوناگون الحادي و مسلمان در طول‏23 سال نیز همین موضوع باشد.
گوناگوني ‏استدلال‏هاو موضع‏ گیري قرآن در برابر كفار قریش، یهود و ملحدان، منافقان و بیماردلان نیز همین بود. بنابراین، هرجا كه ‏آیه‏ها متناسب با نیازها و روحیه‏ها و زمان‏ها تلاوت‏ گردند و در آنها تدبرلازم‏ بشود، هیچ‏ گونه ‏تناقضي ‏در آن احساس نمي‏ گردد.

تفاوت هدف به تفاوت روش
اگر هدف پژوهشگر تنها قرائت و روخواني قرآن باشد با تسلط بر قواعد قرائت ‏بدان نایل مي ‏گردد. اگر هدف او بالاتر از این و در حد فهم احكام و مفاهیم بلند قرآن باشد، در این صورت، باید با آموزش قواعد اصول الفقه مدار دلالت‏ها را از قبیل عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و ... بازشناسد. و اگر هدف او فقه اكبر و یك نطاق گسترده‏تري باشد، باید فراتر از مراحل سه‏ گانه اصول الفقه بحث دلیلیت، دلالت، و تعارض ادله حركت كند و در سطح گسترده و كلان، مساله را مطرح نماید تا با مطالعه نظام‏هاي اسلام، به صورت یك مجموعه به هم‏ پیوسته و داراي روح واحد، روح واقعي اسلام را در پرتو مجموعه آیات و روایات كشف كرده، در حریم كبریایي قرآن و اسلام ماوا بگیرد و به درجه تفقه در دین نایل گردد.
بنابر این، اگر در اندیشه فهم اغراض و اهداف قرآن و اسلام باشیم، باید در جست و جوي اصول روشمند دیگري باشیم و به كمك آنها، به اغراض و مقاصد بلند كلام خدا پي ببریم، چرا كه قرآن و سنت در یك افق تاریخي ویژه، براي هدایت انسانیت تا ابد نزول یافته و شناخت افق تاریخي عصر نزول در فهم آن تعیین ‏كننده است. از این ره ‏گذر است كه امام عليه السلام فقه متعالي را چنین توصیف مي ‏نماید: انتم افقه الناس اذا عرفتم معاني كلامنا، شما فقیه‏ ترین مردم هستید، هر گاه معاني سخنان ما را دریابید.

نقش عترت: در تعیین مقاصد قرآن
با بررسي سیره معصومان: و واقعیات عیني روشن مي ‏شود كه روش تفسیر قرآن با قرآن‏ كارسازترین راه فهم قرآن و كشف مقاصد آن است. البته این روش دشواري‏هاي فراواني دارد كه اگر بر اساس اصول صحیح و قانونمند عمل نشود، موفقیتي نخواهد داشت، زیرا:
1. برخي‏ از آیات ‏تنها یك ‏بار در قرآن ‏نزول ‏یافته ‏و همگوني ‏ندارد.
2. فهم كامل و نهائي قرآن در انحصار راسخان در علم و ثقل كبیر است. باید با رجوع بدانان از آن بهره‏مند شد. پس صرف مقارنه آیات نمي ‏تواند كارساز باشد.
3. قرآن داراي ظهر و بطن است كه این بطون در برخي روایات تا هفتاد مرتبه ذكر شده است: ان للقرآن ظهرا و بطنا ولبطنه بطنا الي سبعة ابطن او سبعین، به راستي، قرآن داراي ظاهر و باطني است و باطن آن داراي بطني دیگر تا هفت و یا هفتاد بطن.
4. با صرف نظر از روایات ظهر و بطن، عمق معاني قرآن با قلت لفظ (بلیغ بودن) آن، غموض ویژه‏اي را بر آن افزوده است و آیات تدبر و تفكر و ... نشانگر این واقعیت است، چرا كه مقاصد قرآن كریم بسي دورتر و فراتر از افق فكري انسان خاكي است، هرقدر پیش بتازد هنوز اندر خم یك كوچه است.

ترجمه و تفسیر
به منظور دست‏یابي به مفاهیم آیات، رعایت اصول ذیل لازم است:
الف: جمع‏آوري آیات هم‏خانواده (نظایر و اشباه) از طریق معاجم قرآن،
ب: تفسیر آیات متناظر به كمك یكدیگر،
ج: عرضه متشابهات بر محكمات بر پایه هن ام الكتاب‏ (آل‏عمران:7) شده‏اند،
د: استفاده بهینه از ظهور و سیاق آیات در مجموع قرآن كه البته ذوق و سلیقه و هوشیاري ویژه‏اي مي ‏طلبد و بدون آن، حتي درك مفاهیم نیز مقدور نخواهد بود.

روش دستیابي به مقاصد قرآن (مصادیق)
با به كارگیري اصول چهارگانه مزبور، تنها دست‏رسي به مفاهیم آیات امكان‏ پذیر است، اما به دست آوردن مقاصد نهائي خداوند و تعیین مصادیق آنها تنها از طریق رجوع به سنت و عترت، كه عدل قرآن و قرین و ترجمان آنند، میسر است. آنان به دلیل رسوخ در علم، با مقاصد آیه‏ها آشنا بوده و این پیوسته تا ابد ادامه خواهد داشت و براي هر نسلي آیه‏اي است كه آن را تلاوت مي ‏نماید و با مرگ مصداقي، مصداق دیگر به وجود مي ‏آید.
بنابر آنچه ذكر شد، مي ‏توان گفت كه مراد از ظهر و بطن در این دسته از روایات، همان مصادیق آشكار و نهان است كه چون شب و روز در تبادلند و منظور از راسخان در علم همان خاندان عصمت و طهارت: هستند كه بر دانش متشابهات و ظهر و بطن و تاویل و تنزیل آگاهند و دیگران از آن محروم.

تاویل و تنزیل
در اندیشه بیشتر مفسران، به ویژه پیشینیان، تنزیل‏ ظواهر و تاویل‏ خلاف آن و یا محكمات و متشابهات تلقي شده است. برخي از بزرگان تاویل‏ را به واقعیت عیني آیات تفسیر كرده‏اند و دیدیم بر پایه احادیث ائمه اهلبیت: قرآن داراي تنزیل است، یعني، در مورد گروهي نزول یافته و تاویل دارد، یعني، عده‏اي هستند كه این آیه بدانان باز مي ‏گردد. به عبارت دیگر، تعیین مصداق دانش ارجمند تاویل - همچون دانش ظهر و بطن (باز گردانیدن مفاهیم به مصادیق تازه) - تنها كار را سخان در علم است. بنابراین مي ‏توان گفت كه تنزیل‏ یعني، مصادیق گذشته و تاویل‏ یعني، مصادیق آینده. و این مطلب از قانون جري و اطباق نیز استفاده مي ‏گردد.

ضرورت رجوع به عترت: در تفسیر قرآن به قرآن
در راه ‏كار تفسیري قرآن به قرآن نیز رجوع به عترت رسول خدا صلي الله عليه و آله از ضروریات است، زیرا: اولا، قرآن ظهر و بطن، تاویل و تنزیل و جري و اطباق دارد و دانش آن در انحصار عترت پیامبر صلي الله عليه و آله است كه روایات بر آن دلالت دارد.
ثانیا، بنابر این كه حقایق و تاویل و بطون قرآن را تنها مطهرون‏ مي ‏توانند مس نمایند و مطهرون‏ بر اساس آیه تطهیر (احزاب:33) خاندان عصمت و طهارت: علي و زهرا و فرزندان معصوم آنان‏اند، بنابراین، رجوع به آنان در تفسیر قرآن به قرآن، بدیهي و الزامي است.
ثالثا، بیان قرآن بر پایه خود قرآن، به عهده رسول خدا و اهل بیت او: نهاده شده و رسول خدا صلي الله عليه و آله اقوال اهل بیت: را حجیت و اعتبار بخشیده است.
رابعا آیاتي از قرآن منطق رسول خدا صلي الله عليه و آله را منطق وحي و عین آن مي ‏داند. ما ینطق عن الهوي ‏(نجم:3) و آیاتي، پیروي از رسول خدا صلي الله عليه و آله و اولوالامر را واجب شمرده و در صورت اختلاف امت‏بدانان ارجاع داده شده است. (نساء:59)

ظهر و بطن قرآن
برخي ظهر و بطن قرآن را به معاني و مفاهیم‏ توجیه و تفسیر كرده‏اند. اما این مستلزم دور و یا تسلسل باطل است، زیرا هر مفهومي را در نظر بگیریم، خود آن نیز ظهر و بطن خواهد داشت. بنابر این، شاید مراد از ظهر مصادیق بارز و منظور از بطن، مصادیق نهان باشد. این مطلب از پرسش فضیل بن یسار و خثیمه از امام باقر عليه السلام به خوبي روشن است كه امام عليه السلام بطن را به مصادیق نهفته و ظهر را به مصادیق ظهور یافته تفسیر نمودند. دلیل این مطلب آن است كه تاویل‏ همان مصداق است و حدیث انت تقاتل علي تاویله كما قاتلت علي تنزیله‏ درباره امیرمؤمنان عليه السلام هم به همین مصداق تفسیر شده است، چه آنكه مسلمانان بر سر مفاهیم قرآن نزاعي نداشتند، بلكه نزاع آنها بر سر مصادیق آنها بوده است. از این ‏رو، در حدیث فضیل فرمود: مراد از ظهر و بطن همان تاویل (مصادیق) است كه برخي سپري شده و ظهور یافته و برخي دیگر هنوز در خفا بوده و سر نرسیده است.
و در حدیث ‏خثیمه، فرمود: قرآن در تمام ادوار بر همه اقوام شامل شده، جاري رجوع به سنت و عترت در تفسیر قرآن و همان تفسیر منطق وحي به كمك منطق دیگر وحي است، چرا كه فهم مصادیق و بطون قرآن نیازمند بیان رسول خدا صلي الله عليه و آله از طریق ارجاع متشابهات به محكمات است و دانش این ارجاع در انحصار او و خاندان گرامي ایشان مي ‏باشد. این مساله در تمام قرآن جریان دارد، زیرا اقرار و پذیرش آن در یك مورد، مستلزم پذیرش آن در همه آیات است و اهلبیت: مطمئن ‏ترین راه وصول به نور و حقیقت قرآن، و مردم بر حسب تفاوت فكري خود، نیازمند ابزاري مطمئن و صحیح مي ‏باشند.

ابزارها و كلیدهاي فهم قرآن و تفسیر آن
بر حسب آنچه ذكر گردید، تفسیر صحیح و رسیدن به مقاصد الهي به مقدماتي نیازمند است، از جمله:
الف: احاطه كامل بر مقدمات علمي تفسیر،
ب: تدبر در آیات،
ج: ارتباط پیوسته و پایدار با مجاري وحي (قرآن و عترت:) اینك به طور فشرده، درباره آنها بحث مي ‏شود:
تفكر و تدبر در قرآن به مواردي نیازمند است تا به نتیجه كامل و كارساز برسد. آن موارد عبارتند از:
1. تفكر در سوره‏ها از حیث زمان و مكان نزول، افق نزول، مخاطبان، مصادیق نخستین، شان نزول و سیاق آیات، سنجیدن آیات با ویژگي‏هاي مخاطبان نخستین كه آیا مضمون آیات با آن ویژگي‏ها وفق مي ‏دهد (در نظر گرفتن عنصر زمان و مخاطبان).
با بررسي موارد نزول آیات، از جنبه فكري، عقلي، خیالي، قلبي، روحي، اقتصادي و اجتماعي مي ‏توانیم به موضوع سوره نزدیكتر شویم. این مساله بسیار مهم است و بدون ارزیابي، هیچ موفقیتي به دست نمي‏آید، به ویژه اگر دقت كنیم كه ترتیب آیات بدین صورت بر پایه حكمت‏خداوند حكیم است و رمز و رازي دارد.
به عنوان نمونه، به ترتیب شگفت‏ انگیز آیات سوره مباركه حمد توجه كنید:
الف: ستایش خداوند آن‏گونه كه هست،
ب: اظهار اخلاص در عبادت،
ج: تقاضاي ایصال به مطلوب.
2. تفكر در آیه‏هاي یك سوره به صورت مجموعه‏هاي كوچك، به همان روشي كه در سوره‏ها گفته شد، یعني ارتباط تنگاتنگ آیات با همدیگر. این قسمت از بحث‏به قدري با اهمیت است كه دانشمندان بلاغت آن را انحصار در شناخت فصل و وصل‏ دانسته‏اند. در این مرحله، باید به كیفیت ترتیب قرآن به صورت حاضر، كه یك نظم توقیفي است، عنایت ویژه كرد.
3. تفكر در ارتباط با اجزاي آیه‏ها با یكدیگر و اجزاي یك آیه با دیگر اجزاي آن، قرآن داراي یك هدف كلي است و هر سوره و آیه، حتي صدر و ذیل هر آیه و هر سوره، ضمن اشتراك در هدف مافوق خود، خود نیز داراي یك هدف ارجمند است كه با اشراف به آن اهداف، انسان مي ‏تواند به هدف كلي قرآن (هدایت انسان به مقاصد الله) و دیگر اهداف جزئي و كلي آن پي ببرد. این مرحله به حدي مهم است كه اگر یك حرف آن جا به جا گردد، دیگر آن خاصیت هدایتي را نخواهد داشت. از این ‏رو، مي ‏گویند تحریف قرآن عملا امكان ‏پذیر نیست.
4. مرحله بعدي بررسي صدر و ذیل سوره‏ها و آیه‏ها و مقایسه میان احتمالاتي است كه در مورد آیه یا سوره داده مي ‏شود.
در خاتمه این بحث، به حدیث امام صادق عليه السلام اشاره مي ‏كنیم كه فرمود: ان هذا القرآن منار الهدي و مصابیح الدجي فلیجل جال بصره و یفتح للضیاء فان التفكر حیاة قلب البصیر كما یمشی المستنیر في الظلمات بالنور.

مقدمات علمي تفسیر
1. ایمان و باور به حقانیت و وحیاني بودن قرآن: چرا كه ناپاكان و بیماردلان از درك آن محرومند. اما همه آیات و حروف و زیر و زبر آن با مؤمن سخن مي ‏گوید و روح و دل و عقل و همه وجود او را به تفكر و احساس وا مي‏ دارد. خداوند، خود فرمود: هدي للمتقین. (بقره:2) چنین ایماني عارفانه به قرآن، روح مفسر را به نور قرآن روشن مي ‏گرداند و با این نور، به مقصد مي ‏رسد. خداوند فرمود: ولكن جعلناه نورا نهدی به من نشاء من عبادنا. (شوري: 52) در این مرحله، مفسر علاوه برداشتن ایمان راستین، باید عوامل بازدارنده را نیز از خود دور سازد، مانند: پیروي از هواي نفس، تحمیل راي خود بر قرآن، تعصب كور، پیش‏ داوري‏ها، خود باختگي، نفاق، بیماري دل، شرك باطني، معاصي و ...

2. آشنایي با علوم عربیت:
الف: صرف، نحو، لغت، بلاغت: زبان قرآن عربي است. با احاطه به رمز و راز این زبان، مي ‏توان زمینه فهم آن را فراهم ساخت. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اعربوا القرآن والتمسوا غرائبه. به همین دلیل، مستشرقان به طور كلي، به انحراف افتاده‏اند.
ب: باید دانست كه جا به جایي كلمات قرآن به هیچ وجه امكان ‏پذیر نیست و لغزش‏هاي فراواني از مفسران در این زمینه رخ داده است.
ج: شناخت مواضع تقدیم و تاخیر موضوعات: مانند: تقدم امر به معروف بر نهي از منكر یا هجرت بر جهاد یا صفح بر جهاد یا تزكیه بر تعلیم یا ولایة الله بر ولایة المؤمن و ...
د: بررسي ارتباطات آیات با یكدیگر: بیش‏ترین لغزش مفسران در همین زمینه است.
ه: تفسیر آیات به كمك یكدیگر: در این باره، به طور مفصل بحث ‏شد.
و: توجه به قانون جري و اطباق،
ز: توجه به تاریخ نزول آیات،
ح: شناخت اسباب نزول،
ط: آشنایي با محكمات و متشابهات،
ي: شناخت كامل ناسخ و منسوخ،
ك: تفسیر موضوعي،
ل: نقد و بررسي اقوال مفسران،
م: شناختن مواضیع علوم قرآن - به طور كلي،
ن: رعایت مبهمات لفظي قرآن، پرهیز از تفسیر به راي و تطبیق آن با پیش‏فرض‏ها و اهداف خود،
س: رعایت ‏خصوصیات صناعتي (آنچه در علوم اصول الفقه در بحث دلیلیت‏ بررسي مي ‏شود) و ناسخ (59) و منسوخ.

3. مراجعه به مجاري وحي (ثقلین): این مطلب به تفصیل مورد بررسي قرار گرفت و چنین نتیجه ‏گیري شد كه به حكم كتاب و سنت متواتر رسول خدا صلي الله عليه و آله و عقل، امت اسلامي در مقام فهم كتاب و سنت و شكل كلي دین و احكام جزئي آن، در همه مراحل و ادوار، باید به عترت رسول خدا صلي الله عليه و آله، كه حاملان علوم آن حضرت‏اند، مراجعه نمود.
فصلنامه معرفت شماره 26 - عزت‏الله ‏مولایي