p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

آموزش قرآن، آموزش تجويد ،احكام تجويد

فصل سوم
صفات ذاتى و عارضى
صفات ذاتي، براي تمام حروف ده صفت ذاتي مي باشد که پنج صفت ضد پنج صفت ديگرند. بنابراين هر حرف بيش از پنج صفت ندارد.
1. شدت يعني سخت اداء شدن.
2. رخوت يعني نرم و سست اداء شدن.
3. استعلا يعني ميل ببالا نمودن.
4. استفلا يعني ميل بپائين دادن.
5. اصمات يعني سنگين اداء شدن.
6. اذلاق يعني به آرامي اداء کردن.
7. جهر يعني بلند خواندن.
8. همس يعني آهسته خواندن.
9. انفتاح يعني باز نمودن دهان.
10. اطباق يعني طبق نمودن زبان.

اينک شرح آنها
شدت: يعني هر حرفي که هنگام اداء شدن از غايت شدت سد محل مي کند و تا زبان ازمحل برداشته نشود صوت خارج نشود که تعداد آنها هشت حرفند و عبارتند از: ء ب ت ج د ط ق ک. و در سه جمله خلاصه مي شود: - قطب، جد، اکت- و بقيه حروف تماماً - رخوه- مي باشند.
استعلاء: يعني طلب بلندي کردن و در موقع تلفظ دهان پر مي شود. تعداد آنها هفت حرفند و عبارتند از: خ ص ض ط ظ غ ق و بقيه حروف تماماً صفت استفلا دارند.
اذلاق: بمعني تيزي و سبکي است که بسرعت از محل خود اداء مي شود و تعداد آنها شش حرفند که عبارتند از ب د ف ل م ن و بقيه حروف صفت اصمات را دارند.
هَمس: بمعني آواز خفيف و بي جوهر را گويند و تعداد آنها ده حرفند و عبارتند از: ت ث ح خ س ش ص ف ک ه و بقيه حروف صفت جهر دارند.
اطباق: بمعني طبق کردن و گود کردن زبان هنگام تلفظ مي باشد که فقط چهار حرفند و عبارتند از:
ص ض ط ظ و بقيه حروف صفت انفتاح را دارند.

و اما صفت عارضي:
يعني صفتي که جزء و ذات حروف نيست و دانستن آنها لازم است تعداد آن چهارده حرف و بشرح زير مي باشد.
1. قلقله يعني جنبانيدن حرف.
2. صفير يعني صوت.
3. لين يعني نرم اداء نمودن.
4. مخفيه يعني آهسته و پنهان.
5. انحراف يعني منحرف نمودن.
6. تکرير يعني تکرار حرف.
7. نبره يعني اظهار همزه.
8. تفشي يعني پاشيدن حرف.
9. استطال يعني طلب درازي کردن.
10. نفخ يعني دميدن.
11. بحه يعني فشار در گلو.
12. غنه يعني صوتي که از بيني خارج مي شود.
13. اشباع يعني سير نمودن حرف.
14. اماله يعني دهان را ميل ببالا نمودن.

اينک شرح صفت عارضي
قلقله: يعني جنباندن و حرکت دادن زبان از محل حرف، بدين معني که هر حرفي را که بخواهيم اداء کنيم به محض رسيدن زبا ن به محل حرف اداء مي شود ولي قلقله تا زبان از محل حرف برداشته نشود و صوت خارج نگردد حرف اداء نمي شود و اين تکان کوچک که باعث شنيدن جزئي صداي کسره مي شود و مستلزم اکمال اداء حرف است قلقله نام دارد فقط پنج حرف اين صفت را دارند و عبارتند از ق ط ب ج د و در دو جمله خلاصه مي گردد: قطب جد.
صفير: بمعني صوتي است که از درز دندانها خارج مي شود و داراي سه حرف است و عبارتند از: ص س ز
لين: بمعني نرمي صوت است که حروف ي و واو ساکن ما قبل مفتوح مي باشد که در موقع تلفظ به نرمي ادا مي شود.
مخفيه: يعني آهسته و پنهان گفتن است که چهار حرف مي باشد: ه. ا. و. ي
انحراف: يعني منحرف شدن زبان بطرف جلو و کام بالا و مخصوص دو حرف است: ل، ر
تکرير: عبارتست از تکرار حروف در محل خود و آن مخصوص حرف (ر) مي باشد و بايد خفي و ريز انجام گردد نه آنکه آنقدر درشت و آشکار باشد که چند (ر) شنيده شود.
نبره: مخصوص همزه مي باشد که در حال سکون عارض مي شود و بايد کاملاً ظاهر گردد.
تفشي: يعني پاشيده شدن حرف در دهان و آن مخصوص ش مي باشد.
استطلال: يعني طلب درازي کردن در محل خود مخصوص حرف - ض- مي باشد.
نفخ: يعني دميدن است که مخصوص حرف: (ث ف) مي باشد.
بحه: يعني گرفتگي و خفگي صوت است هنگام ادا شدن و مخصوص حرف (ح) مي باشد که بايد در موقع تلفظ در گلو فشار داده شود.
غُنه: عبارت از صوتي است که در سوراخ بيني پيچيده مي شود و آن مخصوص حرف (م) و (ن) مي باشد.