p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

آموزش قرآن، آموزش تجويد ،احكام تجويد

فصل ششم
مد و سبب مد
حرف مد سه حرف است:
1 الف ما قبل مفتوح.
2 واو ما قبل مضموم.
3 ياي ما قبل مکسور.
و سبب مد همزه بعد از حرف مد مثل: ساء، انشاء الله، و يا سکون بعد از حرف مد مثل: اَتُحاجُوني، و لا الضالين مي باشد و مد بر دو نوع است: متصل، منفصل.
مد متصل: هر گاه در يک کلمه اي حرف مد و سبب آن هر دو پهلوي هم قرار گيرد مثل شاء، اسرائيل، اين مد را لازم يا واجب گويند.
مد منفصل: هر گاه در يک کلمه اي حرف مد و سبب آن در اول کلمه بعدي قرار گيرد مد مستحب يا جايز گويند. مثل: انا انزلناه، قالوا امنا.

حروف مقطعه
در اول بيست و نه سوره قرآن مجيد حروف مقطعه مي باشد و کلماتي که از سه حرف در موقع نوشتن تشکيل مي شود مثل:
نون، ميم، قاف، کاف مدش لازم است زيرا حرف دوم آن از حروف مد است و سکون حرف سوم سبب مد مي شود. بد نيست که بدانيد کليه کلمات مقطعه در قرآن از چهارده حرف تشکيل شده و اين چهارده حرف را اگر ترکيب کنيم مجموع آنها مي شود: -صراط علي حق نمسکه-
و اما ميزان مد: مد واجب يا لازم بقدر چهار الف، مد مستحب يا جايز بقدر دو الف. مد حروف مقطعه بقدر شش الف، و هر الف باندازه زماني است که براي شمارش، يکي از انگشت هاي دست را بر کف دست بخوابانيد.
قسمتي از اقسام مد مورد نياز را بد نيست که بدانيم. مد لازم، مد مستحب، مد عارضي، مد ذاتي، مد لين، مد اشباع، مد تعظيم، مد مدغم که در مورد مد لازم و مستحب قبلا ياد آور شديم واما مد عارضي مدي است که در انتهاي بعضي از آيات و يا وقف در کلام عارض مي شود که اگر حرف ماقبل حرف آخر از حروف مدي بوده سکون حرف آخر سبب مد مي شود و مد ذاتي هم حرف مدي است که بدون سبب باشد مانند قالوا که فقط يک الف مد مي دهيم و اما مدلين که واو و يا ساکن ماقبل مفتوح مي باشند و سبب آن همان همزه و ها سکون است و چون به نرمي از دهان خارج مي شود مد گويند و بايد دانست که اگر در وسط کلمه باشد به قصر و اگر در آخر کلمه باشد بطول خوانده مي شود.
و مد اشباع هم اگر بعد از هاي ضمير همزه باشد اشباع مي شود مانند: مالَهُ اَخْلدَهُ
و اما مد تعظيم و يا مد مبالغه که مخصوص کلمه توحيد است و مد مُدغم هم همان ادغام کبير است مانند قيلَ لَهُمْ و بايد بدانيم فرق ادغام کبير با ادغام صغير آن است که ادغام صغير مدغم ساکن بوده و مدغم فيه متحرک است مثل قَدْ تَبَينَ ولي ادغام کبير مدغم و مدغم فيه هر دو داراي حرکت مي باشند مانند سَيقولُ لَکَ که مراعات آن لازم نيست. مختصري هم راجع به اشباع يادآور مي شويم.
اوُ که در بعضي از کلمات اشباع مي شود و در بعضي از کلمات اُ خوانده مي شود.
بايد دانست که اگر بعد از حرف او حرف ل نباشد اشباع مي شود مثل اوذي.
و اگر لام باشد و بعداز آن حرف ي باشد که روي آن الف مقصوره باشد باز هم اشباع مي شود مثل اُوليهما در غير اين صورت اشباع نمي شود.
و اما ه: در آخر بعضي از کلمات ه قرار دارد که گاهي هو خوانده مي شود و گاهي اشباع نمي شود.
بايددانست که اگر ه داراي ضمه باشد و ماقبل آن فتحه و يا ضمه باشد اشباع مي شود.
اما اگر داراي کسره باشد که در بعضي از کلمات هي و در بعضي از کلمات -ه- خوانده مي شود در اينجا اگر حروف ما قبل و ما بعد آن هر دو داراي حرکت باشند اشباع مي شود. و بايد دانست که اگر ه ساکن باشد به ان هاي سَکْتْ گويند.
و لازم است بدانيم که در قرآن 3 کلمه هست که از اين قاعده مستثني است که اشباع نمي شوند که عبارتست از:
فَواکِهُ، نَفْقَهُ، يرْضَهُ
هرگاه تنوين قبل از حرف ساکن قرار گيرد مثل اَو لَهْوَاً اِنْفَضوا چون دو حرف ساکن پهلوي هم را نمي توان تلفظ کرد، تنوين را کسره داده تا تلفظ آسان گردد.