p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

فرق قرائت، تلاوت و ترتيل
براي انس با قرآن، پنج عنوان قرائت، تلاوت، ترتيل، استماع و انصات و تدبر در قرآن آمده است:
/پاورقی 1. بحث هاي لغوي اين قسمت همه از كتاب گرانقدر مفردات راغب استفاده شده است چرا كه مفردات در دقت معني و جامعيت بررسي كاربرد واژه در قرآن، كم نظير بلكه بي نظير مي باشد.
فاقْرؤا ما تيسر من الْقرْآن.
/پاورقی 2. مزمل - 20./
اتْل ما أوحي إليك منْ كتاب
/پاورقی 3. عنكبوت - 45./
و رتل الْقرْآن ترْتيلاً.
/پاورقی 4. مزمل - 4./
أ فلا يتدبرون الْقرْآن.
/پاورقی 5. محمد - 24 و نساء - 82./
و إذا قرئ الْقرْآن فاسْتمعوا له و أنْصتوا
عنوان تدبر مورد بررسي واقع گشت، حال عناوين ديگر را بررسي مي كنيم:
/پاورقی 7. اعراف - 204./
1. قرائت: از ريشه قرء به معني جمع كردن و به هم پيوستن مي باشد و مقصود از آن در سخن، جمع و پيوستن حروف و كلمات مي باشد كه با به هم پيوستن حروف، كلمات با معني و با پيوستن كلمات و حروف با هم، جملات مفيد ساخته مي شود.
به همين جهت، هر جمع و پيوندي، قرائت نمي باشد و هم چنين تلفظ حرفي واحد را قرائت نمي گويند.
مفردات در معني قرائت مي گويد: ضم الحروف و الكلمات بعضها إلي بعضٍ في الترتيل.
از اين معني دقيق بر مي آيد كه قرائت در جريان ترتيل مطرح است و جزئي از آن به حساب مي آيد كه عمدتاً به بخشي از ترتيل در لفظ نظر دارد و لزوماً ترتيل در معني را مطرح نمي كند و از اين جهت ساكت است.
تعبير قرآن در اصل، وزن مصدري قرء مي باشد كه اسم علم براي كتاب خدا گشته است؛ گويا كه اين كتاب آسماني، جامع و چكيده كتب آسماني گذشته و جامع و چكيده همه علوم الهي در امر ارشاد و هدايت بشر مي باشد و يا اينكه قرائت كننده و توضيح دهنده كتاب تكوين، آفاق و انفس، مي باشد، از اين رو، خود به كتاب تشريع موسوم گشته است.

2. تلاوت: از ريشه تلي يتلو به معني در پي آمدن، دنبال كردن است به نحوي كه مابين تابع و متبوع، چيزي جز تبعيت نباشد، حال اگر متابعت، امري مادي و يا پيروي در حكم باشد، مصدرش، تلو و تلو خواهد بود و اگر متابعت به واسطه قرائت يا تدبر در معني باشد مصدرش تلاوه مي باشد.

مثال پيروي مادي و پيروي در حكم:
و الْقمر إذا تليها.
(قسم به ماه آنگاه كه در پي خورشيد رود و در حكم نورانيت، از آن تبعيت نمايد).
مثال پيروي در حكم فقط:
و يتْلوه شاهد منه
(وشاهدي از خاندان پيامبر او را الگو مي گيرد و از او متابعت مي نمايد).
مثال پيروي در قرائت و تدبر معني:
...من أهل الْكتاب أمه قائمه يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون.
(بعضي از اهل‌كتاب، امتي بپا خاسته اند كه آيات خدا را در اوقات شب در حالي كه به سجده رفته اند با قرائت و تدبر در معني، ‌دنبال مي كنند).

مثال پيروي در قرائت و تدبر و عمل:
الذين آتيناهم الكتاب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به....
(كساني كه به آنان كتاب داديم آن را به حق تلاوت مي نمايند، چرا كه آنان به آن ايمان دارند).
در اين مورد، حديث ديگري از پيامبر حق تلاوت را پيروي راستين در عمل معرفي مي نمايد:
في قوْله تعالي: ... يتْلونه حق تلاوته...: يتبعونه حق اتباعه.
مي بينيم اين آيه شريفه، نظر به تلاوت جامع در پيروي لفظي، معنوي و عملي دارد.
پس تلاوت قرآن، متابعت از قرآن در قرائت و دنبال كردن معاني و پيروي در عمل مي باشد؛ بنابراين، هر تلاوتي، قرائت مي باشد اما هر قرائتي لزوماً تلاوت ‌محسوب نمي شود؛ و اساساً تلاوت در مواردي بكار مي رود كه مطالب قرائت شده، وجوب پيروي را در پي آورد، از اين رو گفته نمي شود: تلوْت رقْعتك: نامه ات را تلاوت كردم، بلكه صحيح آن، قرأْت رقعتك مي باشد؛ اين معني را بوضوح در آيات مي بينيم:
أتأْمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الْكتاب أ فلا تعقلون.
(آيا مردم را به نيكي فرمان مي دهيد و خود را فراموش مي كنيد حال آنكه شما كتاب را تلاوت مي كنيد! پس چرا تعقل نمي كنيد و هواي نفستان را مهار نمي زنيد).
در آيه شريفه با توبيخ، ‌سؤال مي كند، كه: تلاوت كتاب، چرا موجب عمل نگشته است و چرا هواي نفس را مهار ننموده است؟
در قرآن كريم، آنجا كه از قرائت، تأني و دقت نيز مقصود باشد فعل قرائت با قيد اضافي آورده مي شود:
و قرآنا فرقناه لتقرأه علي الناس علي مكث و نزلْناه تنزيلا.
(و قرآني عظيم را نازل كرديم كه جدا جدايش نموديم قطعه قطعه نازل كرديم به اين مقصود كه آن را برمردم با تأني و درنگ بخواني و به اين دليل كه به نحو خاصي آن را نازل كرديم).

3. ترتيل: از ريشه رتل به معني جمع شدن و هماهنگي و نظام يافتن چيزي بر طريقي مستقيم مي باشد؛ از اين رو به شخصي كه دندانهايش از هماهنگي و تركيب و نظام سالمي برخوردار باشد مي گويند: رجل رتل الأسنان.
اين معني باب مجرد را اگر به باب تفعيل بريم معني ترتيل بدست خواهد آمد:
جمع كردن و هماهنگي و نظام بخشي چيزي بر طريق مستقيم،‌ طريق مستقيم نسبت به هر چيزي، معنايي متناسب با آن را خواهد داشت.
همان گونه كه دندانها با نظمي خاص و براساس بنيادي محكم و صحيح، به منظور خرد كردن و هضم مناسب غذا چيده شده است و ترتيب دندانها با توجه به اين هدف خاص، شكل گرفته است، آيات‌قرآن نيز از نظم و چينش خاصي برخوردار مي باشد كه با هدف درمان فكر و روح بشر و هدايت و ارشاد آنها به قله هاي كمال انسانيت، هماهنگ گرديده است، از اين رو، ترتيل قرآن:
نظم وچينش خاص آيات، هماهنگ با تأمين نيازهاي فكري ـ روحي بشر، با اهداف درمان فكر و روح و ثبات بخشي به قلب مؤمنين و هدايت و ارشاد آنها به قله هاي كمال بشري، خواهد بود.
اين معني از ترتيل به خداوند منسوب مي باشد:
كذلك لنثبت به فؤادك و رتلْناه ترْتيلاً.
(بدين سان قرآن را يكباره فرو نفرستاديم به اين دليل كه از اين راه، دل پرالتهاب تو را ثبات بخشيم و ـ دليل ديگر اينكه ـ آن را ما به نحو خاصي، چيده و نظام بخشيده ايم).
از آنجا كه قرآن با روح بشر، سروكار دارد، اين چينش و انتظام هم در بخش الفاظ قرآن و هم در حوزه محتوا و معاني آيات مطرح است كه هم زيبايي ظاهر و هم عمق باطن را گوياست.
و در واقع، بخش الفاظ، انتظامش، مقدمه اي است براي ورود به حوزه معاني قرآن تا كه با توجه به چينش و نظام خاص معاني آيات، به ژرف انديشي و بررسي نتايج و آثار پيام قرآن بپردازيم.
با اين توضيحات، معنايي كه راغب در مفردات خويش براي ترتيل آورده است نه با معني باب مجرد آن هماهنگ است و نه با كاربرد واژه در قرآن، سازگاري دارد:
الرتل: إتساق الشيء و انتظامه علي استقامهٍ، يقال رجلٌ رتل الأسْنان.
الترْتيل: إرْسال الكلمه من الْفم بسهولهٍ و اسْتقامهٍ، قال تعالي و رتل الْقرآن ترتيلاً، و رتلناه ترتيلا.
ترتيل: فرستادن و خارج نمودن كلمه از دهان با سهولت و به شيوه صحيح مي باشد. چرا كه خداي تعالي مي فرمايد: و رتل الْقرآن...
معني مفردات به بخشي از معني ترتيل آن هم جزء مقدمي آن نظر دارد، حال آنكه عمده، بخش معني قرآن مي باشد كه به غفلت سپرده شده است.
اين غفلت شگفت آور در اكثر تفاسير و كتب لغت به چشم مي خورد با وجود اينكه آيات و احاديث در مورد ترتيل به وضوح، اين گونه تلقي از ترتيل را مردود مي شمارد.