p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

موارد وقف حسن و قبيحوقف بين صله و موصول
اين نوع وقف، هميشه قبيح است
موصولات عبارتند از: الذي، الذان، الذين، التي، اللتان، اللاتي، من، ما و اي.
مثالها: (ان الذين كفروا سواء عليهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم)، (بقره (2)، آيه 6).
(يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم)، (همان، آيه 21).
(سبح للّه ما في السموات)، (حشر (59)، آيه 1).
(قالوا جزاؤه من وجد في رحله فهو جزاؤه)، (يوسف (12)، آيه 75).

وقف بين صله و معرب (اعرب دهنده) موصول.
شكي نيست كه موصول در هر جمله اي داراي يك نقش تركيبي است، در جايي مبتدا واقع مي شود و در جاي ديگري خبر، در جايي فاعل است و در جاي ديگري مفعول، مراد از (معرب)، عامل اعراب در موصول است، به طور مثال، وقتي خبر واقع مي شود، عامل اعراب آن مبتداست، و يا وقتي مبتدا واقع مي شود، عامل آن خبر است، و يا وقتي مفعول واقع مي شود، عامل اعراب آن فعل يا شبه فعل است.
مثالها: (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا)، (عنكبوت (29)، آيه 69).
در اين آيه، (الذين) مبتداست و عامل اعراب آن، (لنهدينهم) است كه در اينجا خبر واقع شده است.
(من وجد في رحله فهو جزاؤه)، (يوسف (12)، آيه 75).
در اين آيه نيز (من) مبتدا واقع شده، كه اعراب دهنده آن، (فهو جزاؤه) است كه در اينجا نقش خبر را دارد.

وقف بين مستثني و مستثني منه.
همانطور كه مي دانيم، استثنا بر دو قسم است:
1. استثناي متصل، و آن استثنايي است كه مستثني از جنس مستثني منه باشد.
2. استثناي منقطع، و آن استثنايي است كه مستثني از جنس مستثني منه نباشد.
ادوات استثنا عبارتند از: الا، غير، سوي، خلا، عدا و حاشا.

حكم وقف در استثناي متصل
وقف بر مستثني منه، در استثناي متصل جايز نيست، مانند: (فشربوا منه الا قليلامنهم)، در اين آيه، مستثني منه، (واو) فاعل در (فشربوا) است، ومستثني، (قليلا) است، مراد از مستثني منه، (جنود طالوت)، و مراد از مستثني،(بعضي از همين جنود) است، پس وقف بر (فشربوا) و نيز وقف بر (منه) جايز نيست، زيرا اين توهم را ايجاد مي كند كه همه افراد لشكر طالوت از آن نوشيده اند.
مثالهاي ديگر: (ان الانسان لفي خسر الا الذين امنوا و عملوا الصالحات)، (عصر (103)، آيه2 و 3).
(لاتبعتم الشيطان الا قليلا)، (نساء (4)، آيه 83).

حكم وقف در استثناي منقطع
در مورد وقف در استثناي منقطع، سه نظر وجود دارد:
1. وقف بر مستثني منه به طور مطلق جايز است، چه به خبر تصريح شده و چه تصريح نشده باشد، و شايد وجه جواز مطلق، اين باشد كه مورد دوم در حكم مبتدايي است كه خبرش حذف شده است.
2. وقف بر آن مطلقا صحيح نيست، زيرا اولا: لفظ استثنا، مانند: (الا)، به قبلش وابسته است و هيچگاه در ابتداي كلام استعمال نمي شود، و ثانيا: اگر (الا) گفته نشود، ظاهر كلام نشانگر تمام بودن آن از نظر معناست، به طور مثال در جمله (ما في الدار احد الا الحمار)، وقتي كسي بگويد: (ما في الدار احد)، كسي در خانه نيست، همين جمله است كه به (الا الحمار) معنا مي دهد، و گرنه (الا الحمار) به تنهايي جمله مفيد و معنادار نيست، و نيز جمله (ما في الدار احد)، ظاهرش نشان از عدم وابستگي به عبارت ديگر دارد، پس اگر ما بر اين جمله وقف كنيم، شنونده گمان نمي كند كه چيزي از حكم مذكور، استثنا شده باشد.
3. اگر در جمله به خبر تصريح شده باشد، وقف بر آن جايز است زيرا در چنين صورتي، جمله مستثني خود جمله اي مستقل و از ماقبل خود بي نياز است، مانند: (فبشر هم بعذاب اليم الا الذين امنوا وعملوا الصالحات لهم اجر غير ممنون)

وجه منقطع بودن استثنا به اين است كه (الذين آمنوا) از جنس كساني نيستند كه ضمير در آيه (فبشرهم بعذاب اليم) به آنها بر مي گردد، كه كفار تكذيب كننده هستند، لذا (الا) در اين آيه، به معناي (لكن) است و (الذين) مبتدا و جمله (لهم اجر غير ممنون) خبر آن است.
اما اگر به خبر تصريح نشده باشد، وقف بر آن جايز نيست، زيرا در اين صورت،جمله مستثني به عبارت قبلي وابسته است، مانند: (و منهم اميون لا يعلمون الكتاب الا اماني)، وجه منقطع بودن استثنا اين است كه (اماني) كه همان اكاذيب است، جزء كتاب نبوده است، لذا (الا) به معناي (لكن) است و خبرحذف شده است، اين قول سوم، راي ابن حاجب است. داني درباره وقف در استثناي منقطع مي گويد: هر جا كه استثناي منقطع باشد، وقف بر قبل از استثناء تام است.

مثالهايي ديگر از استثناي منقطع:
(و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس ابي و استكبر و كان من الكافرين)، (بقره (2)، آيه 34).
سخاوي گويد: در متصل يا منقطع بودن استثنا در اين آيه اختلاف است، به هر تقدير، وقف بر آن جايز است، جز اينكه اگر متصل باشد، ابتدا به ما بعد جايز نيست.
و ابن انباري گفته است: وقف بر مستثني منه بدون ذكر استثنا، تام نيست: (يا موسي لا تخف اني لا يخاف لدي المرسلون الا من ظلم ثم بدل حسنا بعدسوء فاني غفور رحيم)، (نمل (27)، آيه 10 و 11).
ابن نحاس، وقف بر (لدي المرسلون) را تام دانسته است، (ثم رددناه اسفل سافلين الا الذين امنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غير ممنون)، ( تين (95)، آيه 5 و 6).
(لست عليهم بمصيطر الا من تولي و كفر، فيعذبه اللّه العذاب الاكبر)، (غاشيه (88)، آيه 22 24).

وقف بين شرط و جزا
جمله شرط، بدون جواب شرط معنا ندارد، لذا وقف بر شرط، بدون ذكر جزا، وقفي قبيح است، اما جمله جزا بدون شرط نيز معنادار است، لذا اگر در جايي جزامقدم بر شرط باشد و معنايش مقصود خداوند نيز باشد، مي توان بر آن وقف كرد، و وقف بر آن، از نوع وقف حسن خواهد بود، مانند: (و اشكروا نعمة اللّه ان كنتم اياه تعبدون)
مثالها: (ان جءكم فاسق بنباء فتبينوا)، (حجرات (49)، آيه 6).
(استجيبوا للّه وللرسول اذا دعاكم)، (انفال (8)، آيه 24).
(و قالوا مهما تاتنا به من اية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين)، (اعراف (7)، آيه 132).
(من يتق و يصبر فان اللّه لا يضيع اجر المحسنين)، (يوسف (12)، آيه 90).
(لو استطعنا لخرجنا معكم)، (توبه (9)، آيه 42).
(و لولا دفع اللّه الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض)، (بقره (2)، آيه251).

چند نكته:
1. ادات شرط عبارتند از: ان، اذا، اذ، اذما، لو، لولا، لوما، من، اما، لما و مهما.
2. گاهي جواب شرط محذوف است، در آن صورت، وقف بر شرط اشكالي ندارد، مانند: (و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و ان اللّه تواب حكيم)، گفته شده كه تقدير جواب، (لهلكتم) يا (لعذبكم) است و وقف بر (حكيم)، تام است، از موارد ديگري كه جواب شرط محذوف است، آيه 15 سوره يوسف است: (فلما ذهبوا به واجمعوا ان يجعلوه في غيابت الجب)، در اين آيه، جواب (لما) محذوف است و تقديرش چنين است: (اتوا امرا عظيما)، وقف بر(غيابت الجب) كافي است.
3. گاهي جواب شرط پس از چند جمله مي آيد، كه در اين صورت نيز وقف برجمله هاي شرطي صحيح است، مانند: آيات 1 13 سوره تكوير: (اذا الشمس كورت ...).
وقف بر امر، نهي، نفي، دعا، استفهام، تمني و ترجي بدون ذكر جواب آنها.
وقف بر اين موارد، بدون ذكر جواب آنها، تام و كافي نيست.
مثالها: (كن فيكون)، (يس (36)، آيه 82).
(استغفروا ربكم انه كان غفارا يرسل السماء عليكم مدرارا)، (نوح (71)، آيه10 و 11).
(و اطيعون يغفر لكم)، (همان، آيه 3 و 4).
(فلا تدع مع اللّه الها آخر فتكون من المعذبين)، (شعراء (26)، آيه 213).
(ربنا اخرنا الي اجل قريب نجب دعوتك ونتبع الرسل)، (ابراهيم (14)، آيه 44).
(لو ان لي كرة فاكون من المحسنين)، (زمر (39)، آيه 58).
(يا ليتني كنت معهم فافوز فوزا عظيما)، (نساء (4)، آيه 73).
(و قال فرعون يا هامان ابن لي صرحا لعلي ابلغ الاسباب، اسباب السموات فاطلع الي اله موسي)، ( غافر (40)، آيه 36 و 37).

وقف بين قسم و جواب آن
مثالها: (و القران الحكيم انك لمن المرسلين)، (يس (36)، آيه 2 و 3).
(والنجم اذا هوي ما ضل صاحبكم وما غوي)، (نجم (53)، آيه 1 و 2).
(والذاريات ذروا، فالحاملات و قرا، فالجاريات يسرا، فالمقسمات امرا انماتوعدون لصادق)، ( ذاريات (51)، آيه 1، 5).
(والطور، وكتاب مسطور، في رق منشور، والبيت المعمور، والسقف المرفوع، والبحر المسجور ان عذاب ربك لواقع)، (طور (52)، آيه 1، 7).
(والضحي، والليل اذا سجي ما ودعك ربك و ما قلي)، (ضحي (93)، آيه 1، 3).

چند نكته:
1. در بعضي از موارد، جواب قسم محذوف است، در اين موارد، وقف بر قسم اشكالي ندارد، مانند: (والنازعات غرقا)
كه مي توان بر (فالمدبرات امرا) وقف كرد.
2. گاهي جواب، بعد از فواصل طولاني مي آيد، كه در اين موارد نيز مي توان قبل از رسيدن به جواب، وقف نمود، مثل: (والشمس وضحيها).
كه جواب آن در آيه 9 آمده است: (قد افلح من زكيها).

وقف بر حيث
مثالها: (وكلا منها رغدا حيث شئتما)، (بقره (2)، آيه 35).
(اللّه اعلم حيث يجعل رسالته)، (انعام (6)، آيه 124).

پرسش و تمرين
1. وقف بين صله و موصول و نيز صله و معرب موصول را در سوره هاي ليل، بينه، همزه و ماعون ذكر كنيد؟
2. حكم وقف در استثناي متصل و منقطع را بيان كنيد؟
3. موارد وقف بين شرط و جواب آن را در سوره هاي زلزال و نصر تعيين كنيد؟
4. موارد وقف بين قسم، و جواب آن را در سوره هاي فجر، شمس، تين، ليل، عاديات و عصر مشخص كنيد؟