p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

ابتدا
ابتدا در لغت به معناي اول و سرآغاز است، و از نظر قرائت، دو نوع ابتداداريم:
1- ابتدا، به معناي شروع قرائت قرآن.
2- ابتدا، به معناي شروع مجدد يا ادامه قرائت بعد از وقف.
در اينجا در مورد هريك از اين دو به ترتيب سخن مي گوييم:

ابتدا، به معناي شروع قرائت قرآن
پيش از شروع قرائت قرآن، مستحب است قاري استعاذه نمايد، يعني از شرشيطان به پروردگار متعال پناه ببرد، تا از وسوسه ها در امان بماند. مبناي استحباب استعاذه، آيه شريفه قرآن است كه مي فرمايد: (فاذا قراءت القران فاستعذ باللّه من الشيطان الرجيم)، بنابراين، گفتن استعاذه در ابتداي قرائت، چه در نماز و چه در غير نماز، از امور استحبابي است و فقها نيز گفته اند:مستحب است كه نمازگزار در ركعت اول، پيش از خواندن سوره حمد بگويد:(اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم)

استعاذه
گفته شده كه استعاذه، شعار قرائت قرآن است و بهتر جهر و بلند خواندن آن مي باشد، تا شنوندگان ساكت شده، به آيات الهي توجه پيدا كنند

طريقه هاي استعاذه
استعاذه به طريقه هاي مختلف نقل شده كه مشهورترين آنها عبارتند از:
1 - اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم.
2- اعوذ باللّه السميع العليم من الشيطان الرجيم.
3- اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ان اللّه هو السميع العليم.
4- اعوذ بالسميع العليم من الشيطان الرجيم.
5- اعوذ باللّه العظيم و بوجهه الكريم وسلطانه القديم من الشيطان الرجيم.
6- اللهم اني اعوذبك من الشيطان الرجيم.
7- اعوذ باللّه القادر من الشيطان الغادر.
8- استعيذ باللّه من الشيطان الرجيم.
9- نستعيذ باللّه من الشيطان الرجيم.
10- استعيذ باللّه من الشيطان الرجيم ان اللّه هو الفتاح العليم.
نافع و ابن عامر و كسايي و حمزه و خلف، (اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ان اللّه هو السميع العليم) قرائت كرده اند.
اصح استعاذات فوق، مطابق آيه شريفه و روايات و به قرائت عاصم و ابن كثير وابوعمرو، همان قسم اول است: (اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم)

بسمله و قطع و وصل آن
(بسمله)، مخفف (بسم اللّه الرحمن الرحيم) است كه در ابتداي همه سوره هاي قرآن، به استثناي سوره توبه آمده است. به نظر علماي اماميه، بسمله جزء هر سوره است، به جز سوره برائت، و لذاخواندن آن در نماز، واجب است. در ميان اهل سنت، درباره بسمله ،سه نظر وجود دارد: برخي مانند شيعه، آن را جزء هريك از سور قرآن، به جز برائت، مي دانند، برخي تنها بسمله سوره حمد را جزء آن سوره مي دانند و در بقيه موارد مي گويند كه براي تيمن و تبرك آمده است، برخي آن را در تمام موارد، از باب تيمن و تبرك دانسته، هيچ كدام را آيه اي از قرآن نمي دانند. به هر صورت، به نظر ما، قرائت بسمله در ابتداي سور قرآن، به جز سوره برائت، لازم است.

قطع و وصل بسمله به سوره ماقبل يا مابعد، به چهار طريق زير ممكن است:
1- وصل به طرفين، يعني وصل از آخر سوره سابق به اول سوره لاحق.
2- قطع از طرفين، يعني جداكردن از آخر سوره مقدم و اول سوره موخر.
3- قطع از آخر سوره ماقبل و وصل به اول سوره مابعد.
4- وصل به آخر سوره گذشته و قطع از اول سوره آينده.
سه قسم اول و دوم و سوم جايز است و قسم چهارم ممنوع مي باشد، زيرا به طوري كه گفته شد: بسمله، اولين آيه هر سوره و براي افتتاح آن است، نه اختتام سوره ماقبل

بسمله در بين سور
در مورد قرائت بسمله در بين سوره ها، بايد بگوييم: اگر قاري بخواهد قرائتش را از سوره اي شروع كند، امر كلي اين است كه خواندن بسمله مستحب است ،دلايل اين امر به شرح زير است:
1- خداوند در اولين آيات نازله قرآن، پيامبرش را ماءمور ساخته تا خواندن را بانام خدا آغاز كند: (اقراء باسم ربك الذي خلق) از اين آيه، حداقل چيزي كه استفاده مي شود، آن است كه قرائت بسمله كه ذكر نام خداوند است آدر ابتداي قرائت قرآن، امري بسيار نيكو و پسنديده است.
2- از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل است كه فرمود: (كل امر ذي بال لا يذكر بسم اللّه فيه فهو ابتر، هر كار مهمي كه با نام خدا آغاز نشود، بي نتيجه است).
وقتي گفتن (بسم اللّه الرحمن الرحيم) در ابتداي هر كاري، نيكوست، قطعا درابتداي قرائت قرآن، كه از كارهاي مهم است، نيكو و پسنديده خواهد بود.
بعضي در مورد قرائت بسمله در بين سور، قايل به تفصيل شده و گفته اند: اگرابتداي آيه اي كه قرائت با آن آغاز مي شود، نام پروردگار باشد (اعم از اسم ظاهريا ضمير)، گفتن بسمله اولي و مستحب است، مانند: (اللّه لا اله الا هوالحي القي وم)
و (هو الاول والاخر والظاهر والباطن). وچنانچه اول آيه، اسم شيطان باشد (اعم از اسم ظاهر يا ضمير)، ترك بسمله اولي است، مانند: (الشيطان يعدكم الفقر وياءمركم بالفحشء)
و (انه عدومضل مبين)و هرگاه ابتداي آيه، بيان نعمتهاي الهي و ذكر بهشت يااوصاف مؤمنان و متقيان و نظاير آن باشد، خواندن بسمله نيكوتر است، وچنانچه اول آيه، شرح دوزخ و اوصاف كافران و منافقان و نظاير آن باشد، ترك بسمله بهتر است

ابتدا بعد از وقف
اين نوع از ابتدا، از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا قاري قرآن هميشه بعد ازوقف، خود را موظف مي بيند كه از بهترين محل شروع كند.

انواع ابتدا بعد از وقف
به طور كلي ابتدا بر دو نوع است: جايز و غيرجايز.

ابتداي جايز: و آن ابتدا كردن از عبارتي است كه از نظر لفظ و معنا كامل ومستقل و موافق منظور اصلي آيه باشد

انواع ابتداي جايز
مي توان گفت كه ابتداي جايز نيز مانند وقف جايز بر سه قسم است: تام، كافي و حسن.

ابتداي تام
ابتدايي را گويند كه به كلام قبلش هيچگونه وابستگي لفظي و معنوي نداشته باشد، به عبارت روشنتر مي توان گفت: هرگاه وقف بر كلمه اي تام باشد، ابتداي به مابعدش نيز تام خواهد بود، مانند: ابتدا به (ان الذين كفروا) در آيه 6 سوره بقره، و نيز ابتدا به آيه 8 همين سوره: (ومن الناس)، و نيز ابتدا به آيه 21 همين سوره: (يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم).

ابتداي كافي
ابتدايي را گويند كه از نظر معنوي به كلام قبلش وابسته باشد، ولي از نظر لفظي هيچگونه رابطه اي با آن نداشته باشد، و به عبارت ديگر، هرگاه وقف بر كلمه اي كافي باشد، ابتداي به مابعدش نيز كافي خواهد بود، مانند: ابتدا به (والذين يؤمنون بما انزل اليك)، در آيه 4 سوره بقره، و ابتدا به آيه 5 در همين سوره:(اولئك علي هدي من ربهم)، و ابتدا به آيه 7: (ختم اللّه علي قلوبهم)، در همين سوره.

ابتداي حسن
ابتدايي را گويند كه با كلمه يا عبارت قبل از خود رابطه لفظي و معنوي دارد،ولي خود داراي معناي مفيد و مستقل است، مانند: ابتدا به (الذين)، در آيه 16سوره بقره: (اولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدي فما ربحت تجارتهم وما كانوامهتدين)، و يا مانند: ابتدا به (الذين)، در آيه 86 سوره بقره: (اولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالاخرة فلا يخفف عنهم العذاب ولا هم ينصرون).