p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

عوامل مؤثر در شناخت وقف و ابتدا
عواملي چند در شناخت دقيق و درست محلهاي وقف و ابتدا مؤثر است، كه به ترتيب اهميت عبارتند از:
1- لغت
2- نحو
3- قرائت
4- تفسير
دانستن (معاني لغات قرآن)، اولين شرط براي فهم موارد وقف و ابتداست، كسي كه معناي الفاظ و آيات قرآن را نمي داند، نمي تواند اجزاي مختلف يك آيه را ازهمديگر بازشناسد، به طور مثال، ممكن است كسي در سوره يونس (10) آيه: 65 (ولا يحزنك قولهم ان العزة للّه جميعا هو السميع العليم) و در سوره يس (36) آيه 76: (فلا يحزنك قولهم انا نعلم ما يسرون وما يعلنون) را بدون وقف بر كلمه (قولهم) بخواند، در حالي كه وقف نكردن بر آن، اين توهم را در ذهن شنونده پديد مي آورد كه (ان العزة للّه جميعا) و (انا نعلم ما يسرون وما يعلنون)، قول مشركان است، و حال آنكه اين دو عبارت، قول خداوند است و در واقع، بيان علت براي حكم قبلي است، يعني خداوند به پيامبرش مي فرمايد: سخنان پوچ و بيهوده آنان تو را اندوهگين نسازد، زيرا كه عزت ويژه خداوند است و هركه را بخواهد عزيز مي كند و نيز بديهاي آنها در حق تو از چشم ما مخفي نمي ماند. (نحو) نيز نقش بسيار مؤثري در شناخت موارد وقف و ابتدا دارد، زيرا بدون شناخت اجزاي يك جمله و نقش هريك در آن، نمي توان وقف و ابتداي درست را از نادرست تشخيص داد، به طور مثال، كسي كه نداند در آيه (و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات) كلمه (ربه) فاعل (ابتلي) است، ممكن است بپندارد كه (واذ ابتلي ابراهيم) يك جمله كامل، داراي فعل و فاعل و مفعول است و بر آن وقف كند، در حالي كه با اين وقف، بين فعل و فاعل فاصله انداخته است كه وقفي قبيح است. علاوه بر اين، گاهي اختلاف در تركيب نحوي يك آيه، موجب اختلاف در وقف و ابتداي آن نيز مي شود، به طور مثال، (الذي) در سوره ناس (114) آيه: 4 و 5 (من شر الوسواس الخناس، الذي يوسوس في صدور الناس) مي تواند يكي ازاين دو نقش را داشته باشد: يا صفت براي (الخناس) باشد، و يا خبر براي مبتداي محذوف (هو الذي) در صورت نخست، وقف بر آن حسن و در صورت دوم، ازنوع كافي است. (اختلاف قرائات) نيز گاهي در وقف و ابتدا مؤثر است، به طور مثال، در سوره ابراهيم (14) آيه: 1 و 2 (كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الي النورباذن ربهم الي صراط العزيز الحميد، اللّه الذي له ما في السموات و ما في الارض)، اگر كسي بر لفظ (حميد) وقف كند، بنابر قرائت رفع (اللّه) كه قرائت نافع و ابن عامر است، اين وقف، تام است و بنابر قرائت بقيه قرا كه (اللّه) را مجرور خوانده اند، وقف حسن است. (اختلافات تفسيري) نيز بر وقف و ابتدا بي تاثير نبوده و نيست، به طور مثال، درمورد سوره آل عمران (3) آيه: 7 (و ما يعلم تاويله الا اللّه و الراسخون في العلم يقولون آمنا به)، به نظر كساني كه معتقدند كه راسخان در علم، آگاه به تاويل نيستند، وقف بر اللّه، تام و لازم است، و به نظر كساني كه آنها را نيز آگاه به تاويل مي دانند، چنين نيست. بنابراين، شناخت كامل معاني لغات و نقش كلمات در جمله، از نظر نحوي وآشنايي با علوم قرائت و تفسير، از عوامل مهم در تشخيص موارد وقف و ابتداست. ابن مجاهد مي گويد: كسي به طور كامل از عهده شناخت وقفها برنمي آيد، مگر اينكه نحوي و دانا به قرائات باشد و از تفسير و قصه ها و جدا كردن آنها از يكديگر و زباني كه قرآن به آن نازل شده آگاهي داشته باشد.

پرسش و تمرين
1- وقف و ابتدا را تعريف كنيد؟
2- علي عليه السلام ترتيل را چگونه معنا كردند؟
3- چرا وقف بر رؤوس آيات، ما را از آموختن قواعد وقف و ابتدا بي نياز نمي كند؟
4- مثالهاي ديگري در قرآن بيابيد كه وقف بر آنها يا ابتداي از آنها موجب فساد و خلل در معناي آيه و مقصود خداوند مي شود؟