p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

اقسام وقف
تعريف وقف كافي
هرگاه دو عبارت به گونه اي باشد كه هريك به تنهايي مستقل و مفيد معنا بوده وبين آنها رابطه لفظي نباشد، ولي از نظر موضوع و سياق پيوستگي داشته باشند،وقف بين آن دو، وقف كافي است، و ابتدا از عبارت دوم نيز نيكو و پسنديده است. اين نوع وقف را از اين جهت كافي گفته اند كه مي توان به جمله اول اكتفا كرد، و جمله دوم مستغني از جمله اول است، وقف كافي، هم در اواخر آيات و هم درميانه آيات، فراوان يافت مي شود.

مثالها:
الف- وقف بر رؤوس آيات
ومما رزقناهم ينفقون والذين يؤمنون بما انزل اليك
/پاورقي 1. بقره (2)، آيه 3 و 4./
وبالاخرة هم يوقنون اولئك علي هدي من ربهم.
/پاورقي 2. همان، آيه 4 و 5./
آيه 2 5 سوره بقره، داراي موضوع واحدي است و آن موضوع (متقين) است.
ام لم تنذرهم لا يؤمنون ختم اللّه علي قلوبهم
/پاورقي 3. همان، آيه 6 و 7./
موضوع آيه 6 و 7 سوره بقره، (كافران) هستند.
وما هم بمؤمنين يخادعون اللّه والذين امنوا
/پاورقي 4. همان، آيه 8 و 9./
وما يشعرون في قلوبهم مرض
/پاورقي 5. همان، آيه 9 و 10./
انما نحن مصلحون الا انهم هم المفسدون
/پاورقي 6. همان، آيه 11 و 12./
آيات 8 20 سوره بقره داراي ارتباط معنوي است، زيرا همگي در شرح حال منافقان است.
ان كنتم صادقين فان لم تفعلوا
/پاورقي 7. همان، آيه 23 و 24./
آيات 23و24 سوره بقره درباره موضوع تحدي است.
ب: وقف بر غيررؤوس آيات:
علي ابصارهم غشاوة ولهم عذاب عظيم
/پاورقي 8. بقره (2)، آيه 7./
يخادعون اللّه والذين آمنوا وما يخدعون الا انفسهم.
/پاورقي 9. همان، آيه 9./
وما يخدعون الا انفسهم وما يشعرون
/پاورقي 10. همان، آيه 9./
في قلوبهم مرض فزادهم اللّه مرضا
/پاورقي 11. همان، آيه 10./
قالوا انؤمن كما امن السفهاء الا انهم هم السفها
/پاورقي 12. همان، آيه 13./
آيات فوق همگي درباره منافقان است، لذا بين آنها ارتباط معنوي وجود دارد، و از طرف ديگر بين آنها هيچ گونه رابطه لفظي اعرابي وجود ندارد، لذا وقفشان كافي است. والسماء بناء وانزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لكم فلاتجعلوا للّه اندادا
/پاورقي 13. بقره (2)، آيه 22./
آيه 22 سوره بقره در مقام شمارش نعمتهاي الهي است و داراي يك موضوع وسياق است.
واستغفره انه كان توابا
/پاورقي 14. نصر (110)، آيه 3./
قسمت دوم آيه 3 در مقام تعليل قسمت اول است، لذا ارتباط معنوي بين آنها وجود دارد، و از طرفي هيچ گونه رابطه لفظي اعرابي بين آنها وجود ندارد، لذا وقفش كافي است.

دلايل جواز وقف كافي
براي اثبات صحت وقف كافي، دلايلي آورده شده است كه موارد زير از جمله آنهاست:

1- سنت پيامبر
روزي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به ابن مسعود فرمود: براي من قرآن قرائت كن، من دوست دارم كه قرآن را از زبان ديگري بشنوم.
ابن مسعود گويد: سوره نساء را شروع كردم و وقتي به اين آيه رسيدم كه: (فكيف اذا جئنا من كل امة بشهيد و جئنابك علي هولاء شهيدا)
ديدم كه اشك از چشمان رسول خدا صلي الله عليه و آله جاري است، و در اين حال، حضرت فرمود: بس است. ملاحظه مي كنيم كه پيامبر دستور وقف بر آيه مذكور را مي دهد، در حالي كه وقف بر آن، تام نيست، بلكه وقف در آيه بعد از آن، تام است.

2- عرف اهل زبان: اگر كسي بگويد كه تنها بايد بر موارد تام وقف كرد، اين امر، خلاف عرف و رسوم زبان عرب است، زيرا در ميان اهل زبان، مرسوم نيست كه جمله ها را به هم وصل كنند تا به پايان يك داستان و يا يك موضوع برسند، كه وقف بر آن، تام باشد.

3- حرجي بودن تقيد به وقف تام
مقيد بودن به وقف تام مستلزم حرج است، زيرا در بسياري از موارد، تا رسيدن به محل وقف تام، فاصله زيادي وجود دارد، كه اين امر يا به دليل طولاني بودن آيات است، مانند: آيات 61، 177 و 282 سوره بقره و آيه 23 سوره نساء، و يا به دليل فواصل زياد است، مانند: سوره مؤمنون كه از (قد افلح المؤمنون)، تا آيه11: (هم فيها خالدون) وقف تام وجود ندارد، و يا مانند: سوره ص، از آيه 1: (ص والقران ذي الذكر)، تا آيه 14: (ان كل الا كذب الرسل فحق عقاب)، وقف تام وجود ندارد، و يا مانند: سوره تكوير كه از ابتداي سوره تا آيه 14: علمت نفس ما احضرت، وقف تام وجود ندارد.

موارد وقف كافي به نحو شايع
1- پيش از (الا) به معناي (لكن)، مانند: آيه 24 سوره انشقاق: (فبشر هم بعذاب اليم) و ابتدا به آيه 25: (الا الذين امنوا و عملوا الصالحات لهم اجر غير ممنون)، و مانند: آيه 22 سوره غاشيه: (لست عليهم بمصيطر) و ابتدا به آيه 23: (الا من تولي و كفر).
2- پيش از (ان)، مانند: وقف بر (لذهب بسمعهم و ابصارهم) و ابتدا به (ان اللّه علي كل شئ قدير)، در آيه 20 سوره بقره.
3- پيش از (بئس)، مانند: وقف بر آيه 89 سوره بقره: (فلعنة اللّه علي الكافرين) و ابتدا به آيه 90: (بئسما اشتروا به انفسهم)، و مانند: وقف بر (يحمل اسفارا) و ابتدا به (بئس مثل القوم الذين كذبوا بيات اللّه)، در آيه 5 سوره جمعه.
4- پيش از (نعم)، مانند: وقف بر (علي الارائك) و ابتدا به (نعم الثواب وحسنت مرتفقا)، در آيه 31 سوره كهف، و مانند: وقف بر (انا وجدناه صابرا) و ابتدا به (نعم العبد انه اواب)، در آيه 44 سوره ص.
5- پيش از استفهام، مانند: وقف بر آيه 4 سوره فجر: (و الليل اذا يسر) و ابتدا به آيه 5: (هل في ذلك قسم لذي حجر)، و وقف بر آيه 77 سوره توبه: (بما كانوا يكذبون) و ابتدا به آيه 78: (الم يعلموا).
6- پيش از نفي، مانند: وقف بر آيه 39 سوره يس: (كالعرجون القديم) و ابتدا به آيه 40: (لاالشمس ينبغي)، و مانند: وقف بر (من دون الرحمن) و ابتدا به (ان الكافرون الا في غرور)، در آيه 20 سوره ملك.
7- پيش از (بل)، مانند: وقف بر (و قالوا قلوبنا غلف) و ابتدا به (بل لعنهم اللّه)، در آيه 88 سوره بقره.
8- پيش از الا، مانند: وقف بر آيه 11 سوره بقره: انما نحن مصلحون و ابتدا به آيه 12: (الا انهم هم المفسدون)، و وقف بر (امن السفهاء) و ابتدا به (الا انهم هم السفهاء)، در آيه 13 سوره بقره.
9- پيش از (س) و (سوف)، مانند: وقف بر (اشهدوا خلقهم) و ابتدا به ستكتب شهادتهم، در آيه 19 سوره زخرف، و مانند: وقف بر (فكفروا به) و ابتدا به (فسوف يعلمون)، در آيه 170 سوره صافات.
تبصره: در تمام موارد ياد شده، در صورتي وقف، كافي است كه ماده قول بر آنها مقدم نباشد، در غير اين صورت، از نوع وقف بين قول و مقول قول است كه قبيح مي باشد، مانند: آيه 93 سوره بقره: (قل بئسما يامركم به ايمانكم).
10- پيش از جمله اي كه با مبتدا شروع مي شود، مانند: وقف بر آيه 4 سوره بقره: (و بالاخرة هم يوقنون) و ابتدا به آيه 5: (اولئك علي هدي من ربهم).
11- پيش از جمله اي كه با فعل مستانفه شروع شود، مانند: وقف بر (و بال امره) و ابتدا به (عفااللّه عما سلف)، در آيه 95 سوره مائده.

چند نكته درباره وقف كافي
1- گاهي اگر وقف كافي رعايت نشود، وصل دو عبارت موجب اشتباه در اعراب دو طرف جمله شده كه در اين حالت بسيار نيكوست بر راس عبارت دوم وقف شود، اين نوع وقف كافي را (وقف بيان كافي) مي نامند يعني جهت بيان معناي مقصود متكلم، وقف لازم است، مانند: وقف بر آيه شريفه (و ما ارسلناك الامبشرا و نذيرا)، و ابتدا به (و قرانا فرقناه لتقراه)، كه اگر دوطرف عبارت به وصل خوانده شود، ممكن است مستلزم اين معنا شود كه كلمه (قرانا) هم به علت عطف به (مبشرا و نذيرا)، منصوب به ادات استثناست، در حالي كه نصب اين كلمه به دليل مفعول بودن آن براي فعل بعدش، يعني (فرقناه)، و از باب اشتغال مي باشد. مثالهاي ديگري نيز از اين نمونه در قرآن موجود است، مانند: وقف به (و لقد همت به) و ابتدا به (و هم بها لو لا ان را برهان ربه)، در آيه 24 سوره يوسف، و مانند: وقف بر (و قالوا معلم مجنون) و ابتدا به (انا كاشفوا العذاب)، در آيه 14 و15 سوره دخان
2- گاهي بعضي از وقفهاي كافي بر برخي ديگر برتري پيدا مي كند، كه به آنها در مقام مقايسه، (اكفي) گفته مي شود، مانند: (في قلوبهم مرض) كه كافي است، و (فزادهم اللّه مرضا) كفايتش بيشتر است، و (بما كانوا يكذبون) كفايتش از هر دو بيشتر است. معمولا وقف (اكفي) بيشتر در رئوس آيات يافت مي شود، مانند: (الا انهم هم السفهاء) كه كافي است، و (لكن لايعلمون) اكفي است، و يا (و اشربوا في قلوبهم العجل بكفرهم) كافي است، و (ان كنتم مؤمنين) اكفي است، و يا وقف بر (ربنا تقبل منا) كافي است، وقف بر (انك انت السميع العليم) اكفي است.
3- ممكن است وقف بر كلمه اي بنابر يك نوع قرائت يا تفسير و يا اعراب، وقف كافي، و بنابر نوع ديگر، وقف تام يا حسن باشد، چند نمونه از اين موارد را در اينجا مي آوريم: وقف بر (يحاسبكم به اللّه)، در آيه 284 سوره بقره، كافي است، در صورتي كه عبارت بعد: (فيغفر لمن يشء ويعذب من يش) به رفع (يغفر و يعذب) خوانده شود، و همين وقف، حسن است، بنابر قرائتي كه اين دو فعل را به جزم خوانده است، يعني (فيغفر لمن يش ويعذب من يش) قرائت كرده است. وقف بر (يستبشرون بنعمة من اللّه و فضل)، در آيه 171 سوره آل عمران، كافي است، در صورتي كه عبارت بعدش: (و ان اللّه) به كسر قرائت شود، ولي درصورتي كه به فتح قرائت شود، وقف حسن است.
4- مواردي كه وقف آنها كافي است، وصل كلمه موقوف عليها به كلمه ياعبارت بعدي نيز صحيح است، مگر در جاهايي كه موجب خلل در معنا مي شود، كه از آن به عنوان وقف بيان كافي نام برديم.
5- وقف بر رؤوس آيات، بيشتر از نوع وقف كافي است، و به طور كلي در ميان وقفهاي صحيح در قرآن، وقف كافي بيشترين سهم را به خود اختصاص داده است.

پرسش و تمرين
1- وقف كافي را تعريف كنيد؟
2- پنج مثال ديگر براي وقف كافي ذكر كنيد؟
3- پنج مورد از موارد شيوع وقف كافي را نام ببريد؟
4- وقف بيان كافي چيست؟
5- وقف اكفي چه نوع وقفي است؟