p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

موارد وقف حسن و قبيح
ابن انباري در كتاب الايضاح، بابي را تحت عنوان (باب ذكر ما لا يتم الوقف عليه) آورده است. ايشان در اين باب بيش از سي مورد برشمرده است كه وقف بر آنها تام نيست، از آنجا كه ابن انباري وقوف را به تام، حسن و قبيح تقسيم كرده است، بنابراين، مواردي كه از نظر او تام نيستند، يا حسن هستند و ياقبيح، اما طبق تقسيم وقف به اقسام چهارگانه تام، كافي، حسن و قبيح، بايدبگوييم: اين موارد كه ابن انباري برشمرده است، وقف بر آنها به طور مسلم تام وكافي نيست، بنابراين يا قبيح است و يا حسن، و تعيين قبيح يا حسن بودن آن كاملا به خصوصيت هريك از موارد وابسته است، اگر عبارت موقوف عليهاداراي معناي مفيد و مورد نظر آيه باشد، وقف بر آن حسن، و اگر داراي معناي مفيد نباشد و يا معنايش مورد نظر آيه نباشد، قبيح است. ما ضمن چند درس به بيان و تبيين مجموع مواردي مي پردازيم كه وقف بر آنها تام و كافي نيست، چه مواردي كه ابن انباري آورده است، و چه مواردي كه ديگرائمه قرائت بدان اشاره كرده اند.

وقف بين مضاف و مضاف اليه
وقف بر مضاف هميشه قبيح است، زيرا مضاف بدون ذكر مضاف اليه، كلام مفيد نيست.
مثالها: (بسم الله)، (حمد (1)، آيه 1).
(مالك يوم الدين)، (همان، آيه 4).
(صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم)، (همان، آيه 7).
(مثلهم كمثل الذي استوقد نارا)، (بقره (2)، آيه 17).
(من الصواعق حذر الموت)، (همان، آيه 19).
(وادعوا شهداء كم من دون الله)، (همان، آيه 23).
(الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثاقه)، (همان، آيه 27).
(وهو بكل شي عليم)، (همان، آيه 29).
(اني اعلم غيب السموات)، (همان، آيه 33).
(اولئك اصحاب النار)، (همان، آيه 39).
(ولا تكونوا اول كافر به)، (همان، آيه 41).

راههاي تشخيص مضاف و مضاف اليه
جهت راهنمايي كساني كه آشنايي زيادي با ادبيات عرب ندارند، نكاتي را جهت شناخت مضاف و مضاف اليه تذكر مي دهيم:
1- مضاف و مضاف اليه هميشه دو اسم هستند، به جز اذ و اذا كه هميشه به جمله اضافه مي شوند.
2- مضاف اليه هميشه مجرور است (لفظا و يا محلا)
3- مضاف هيچگاه با الف و لام نمي آيد.
4- مضاف هيچگاه با تنوين نمي آيد.
5- اگر در مضاف و مضاف اليه بودن شك داشتيم، آن را به فارسي ترجمه كرده و جلو آنها فعل (است) مي گذاريم، اگر معنا صحيح بود، صفت و موصوف، و اگرصحيح نبود، مضاف و مضاف اليه است.

وقف بين فعل و فاعل
اين وقف نيز هميشه قبيح است.
مثالها: (ختم الله علي قلوبهم)، (بقره (2)، آيه 7).
(فزادهم الله مرضا)، (همان، آيه 10).
(فما ربحت تجارتهم)، (همان، آيه 16).
(ذهب الله بنورهم)، (همان، آيه 17).
(ولو شاء الله لذهب بسمعهم وابصارهم)، (همان، آيه 20).
(فيقولون ماذا اراد الله بهذا مثلا)، (همان، آيه 26).
(واذ قال ربك)، (همان، آيه 30).
(فازلهما الشيطان)، (همان، آيه 36).
(فتلقي آدم)، (همان، آيه 37).

درباره رابطه بين فعل و فاعل، نكات زير قابل توجه است.
1- هر فعل داراي فاعل است.
2- ممكن است فاعل ضمير مستتر در فعل باشد، مانند: فاعل در (نعبد) كه (نحن) مستتر است.
3- ممكن است فاعل بعد از مفعول بيايد، مانند: (فزادهم الله)
(واذابتلي ابراهيم ربه)
(انما يخشي الله من عباده العلمؤا)
4- ممكن نيست كه فاعل بر فعلش مقدم شود.

وقف بين مبتدا و خبر
اين وقف نيز از نوع قبيح است، براي اينكه كلامي كه مبتدا در آن ذكر شده باشد، ولي خبر آن نيامده باشد و بالعكس، داراي معناي مفيد نيست، مگر در جاهايي كه مبتدا داراي بيش از يك خبر باشد، كه اگر كسي بعد از مبتدا و خبر اول وقف كند، چنين وقفي، وقف حسن خواهد بود.
مثالها:
(الحمد لله)، (حمد (1)، آيه 2).
(ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين)، (بقره (2)، آيه 2).
(اولئك علي هدي من ربهم)، (همان، آيه 5).
(واولئك هم المفلحون)، (همان جا).
(من الناس من يقول امنا بالله)، (همان، آيه 8).
(في قلوبهم مرض)، (همان، آيه 10).
(الله يستهزي بهم)، (همان، آيه 15).
(مثلهم كمثل الذي استوقد نارا)، (همان، آيه 17).

درباره مبتدا و خبر و رابطه بين آن دو، نكاتي قابل توجه است.
1- جمله اسميه هميشه از مبتدا و خبر تشكيل مي شود.
2- مبتدا عامل اعراب در خبر است.
3 - در مورد عامل اعراب در مبتدا بعضي گفته اند: ابتدائيت است، و برخي گفته اند: خبر است.
4- ممكن است خبر بر مبتدا مقدم شود، مانند: (في قلوبهم مرض).
5- ممكن است مبتدا حذف شود، مانند: (صم بكم)، كه در واقع بوده است: (هم صم بكم).
6- ممكن است خبر حذف شود.
7- مبتدا هميشه بايد اسم باشد، ولي خبر مي تواند اسم باشد، يا جار و مجرور، ياظرف و يا جمله، ظرف، مانند: (عنده ام الكتاب) جار مجرور، مانند: (في قلوبهم مرض)، جمله، مانند: (الله يستهزي بهم).
8- يك مبتدا مي تواند چند خبر داشته باشد، مانند: (لا ريب فيه) و (هدي للمتقين)، كه دو خبر براي (ذلك الكتاب) هستند.

وقف بين فعل (يا شبه فعل) و مفعول به
فعل متعدي احتياج به مفعول دارد، بنابراين اگر بر فعل متعدي وقف شود و مفعول آن ذكر نشود، چنين وقفي قبيح است، و همچنين وقف بر مفعول بدون ذكر فعل، درمواردي كه مفعول بر فعل مقدم شده است.

مثالها:
(اياك نعبد واياك نستعين)، (حمد (1)، آيه 5).
(اهدنا الصراط المستقيم)، (همان، آيه 6).
(يقيمون الصلوة)، (بقره (2)، آيه 3).
(يخادعون الله)، (همان، آيه 9).
(فزاد هم الله مرضا)، (همان، آيه 10).
(واذا لقوا الذين امنوا قالوا امنا)، (همان، آيه 14).
(اولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدي)، (همان، آيه 16).
(مثلهم كمثل الذي استوقد نارا)، (همان، آيه 17).
(الذي جعل لكم الارض فراشا)، (همان، آيه 22).
(الذين ينقضون عهد الله)، (همان، آيه 27).
(اني جاعل في الارض خليفة)، (همان، آيه 30).
(وعلم آدم الاسمء كلها)، (همان، آيه 31).
(اني اعلم غيب السموات والارض)، (همان، آيه 33).
(واياي فارهبون)، (همان، آيه 40).
(واياي فاتقون)، (همان، آيه 41).

درباره فعل و مفعول و رابطه بين آن دو، نكات زير حائز اهميت است:
1- هر فعل متعدي داراي مفعول است.
2- گاهي اوقات مفعول به صورت ضمير متصل به فعل مي آيد، مانند:(انذرتهم).
3- گاهي مفعول بر فعل مقدم مي شود، مانند: (اياك نعبد) و (اياي فارهبون) و(اياي فاتقون).
4- جمعي از افعال داراي دو مفعول به هستند، مانند: (اهدنا الصراط) و (زادهم الله مرضا) كه حتما بايد فعل با دو مفعولش ذكر شود، تا وقف تام يا كافي باشد، وگرنه وقف قبيح يا حسن خواهد بود، مانند: وقف بر (زادهم) كه قبيح است، چون بي معناست، و وقف بر (اهدنا) كه حسن است، چون خودش جمله اي معناداراست.
5- گاهي شبه فعل، از قبيل: اسم فاعل، اسم مفعول، مصدر، صفت مشبهه، داراي مفعول است، مانند: (اني جاعل في الارض خليفة).
6- گاهي مفعول بعد از فعل و قبل از فاعل مي آيد، مانند: (فزادهم الله) و (اذابتلي ابراهيم ربه)

وقف بين فعل (يا شبه فعل) و مفعول مطلق
اين نوع وقف، ممكن است حسن باشد.
مثالها: (انا فتحنا لك فتحا مبينا)، (فتح (48)، آيه 1).
(وفتناك فتونا)، (طه (20)، آيه 40).
(والناشطات نشطا)، (نازعات (79)، آيه 2).
(والسابحات سبحا)، (همان، آيه 3).
(وكلم الله موسي تكليما)، (نساء (4)، آيه 164).
(اذا دكت الارض دكا دكا)، (فجر (89)، آيه 21).
(اذا رجت الارض رجا)، (واقعه (56)، آيه 4).
(وبست الجبال بسا)، (همان، آيه 5).
(اذا زلزلت الارض زلزالها)، (زلزله (99)، آيه 1).

وقف بين فعل و مفعول له
اين نوع وقف، معمولا حسن است.
مثالها: (يجعلون اصابعهم في اذانهم من الصواعق حذر الموت)، (بقره (2)، آيه19).
(جعل الله الكعبة البيت الحرام قياما للناس)، (مائده (5)، آيه 97).
(فاخرج به من الثمرات رزقا لكم)، (بقره (2)، آيه 22).

وقف بين فعل و مفعول فيه
اين نوع وقف، ممكن است حسن و ممكن است قبيح باشد.
مثالها: (انما توفون اجوركم يوم القيمة)، (آل عمران (3)، آيه 185).
(وما اصابكم يوم التقي الجمعان فباذن الله)، (همان، آيه 166).
(فالله يحكم بينكم يوم القيمة)، (نساء (6)، آيه 141).
(ويوم القيمة يردون الي اشد العذاب)، (بقره (2)، آيه 85).

پرسش و تمرين
1 موارد وقف بين مضاف و مضاف اليه را در سوره بينه مشخص كنيد؟
2 موارد وقف بين فعل و فاعل را در سوره زلزال مشخص كنيد؟
3 موارد وقف بين مبتدا و خبر را در سوره هاي قارعه، همزه، كافرون و اخلاص تعيين كنيد؟
4 موارد وقف بين فعل و مفعول به را در سوره هاي ماعون، كوثر و نصر معين كنيد؟