p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | داستان قرآني، داستانهاي قرآني

داستان قرآني، داستانهاي قرآني

در این بخش داستانهای قرآنی تالیف و گردآوری میشود. آخرین داستانها را میتوانید در این صفحه مشاهده کنید. برای جستجو در داستانها و دستیابی به سایر داستانها به جستجوی داستانها مراجعه کنید.


در خبر است که: فرعون پیش از آن که ادّعای خدایی کند امر کرده بود که بالای درب قصرش کلمه شریفه * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (1حمد/1) به نام خداوند بخشنده مهربان. * را بنویسند و چون ادّعای خدایی کرد و حضرت موسی علیه السّلام از ایمان آوردن او ناامید شد، از وی به خداوند شکایت نمود، از طرف پروردگار متعال خطاب رسید که ای موسی! تو در کفر او نظر داری و هلاکت او را از من می‏خواهی امّا نظر من در آن کلمه عظیمه‏ای است که بالای قصر او نوشته شده است قسم به عزّت و جلالم تا وقتی که آن نام در آنجا نوشته شده من او را عذاب نمی‏کنم. * گویند چون خدای متعال خواست که ... بیشتر

زمانی که قتیبة بن مسلم سمرقند را فتح کرد، به اثاث و کالاهایی دست یافت که هرگز مانند آن ندیده بود، لذا تصمیم گرفت که این نعمت بزرگی را که خدا به او داده به مردم بنمایاند. دستور داد خانه را فرش کردند و در صحن آن دیگ‏هایی که با پلکان‏ها به بالای آن می‏رفتند قرار داده بود، ناگهان حضین بن منذر قاشی (از قبیله ربیعه بصره و در صفین با امیرالمومنین علیه السّلام بوده) که مردی بزرگ و کهنسال بود، روی آورد، اشخاص هم هر کس در جای خود به تناسب مقام نشسته بودند. * عبداللَّه برادر قتیبه گفت: اجازه می‏دهی که با این مرد -حضین- در سخن در بیفتم؟ قتیبه گفت: نه چه آن که او خبیث ... بیشتر

علاوه بر آن که در سفر تَبوک، گروهی از منافقین مدینه، و بهانه جویان اَعراب با رسول خدا (ص) همراهی نکردند و در مدینه ماندند سه نفر از مردان با ایمان هم بی هیچ شک و نفاقی و با نداشتن هیچ عذر و بهانه ای توفیق همراهی با رسول خدا را نداشتند و در مدینه ماندند: - کَعب بن مالک-، - مرارة بن ربیع- و - هلال بن امیه واقفی- که از نیکان صحابه رسول خدا بودند اما از همراهی با وی کناره گرفتند و در جنگ تبوک همراه مسلمانان بیرون نرفتند بلکه به انتظار بازگشت رسول خدا در مدینه ماندند، و کاری مانند کار منافقان مدینه و اعراب اطراف مدینه مرتکب شدند (همان کسانی که جان خود را از رسول خدا ... بیشتر

آورده‏اند که: مولانا قطب‏الدین علّامه که بسیار شوخ طبع و اهل مطایبه بود روزی به محلّه یهودیان رفت و خطاب به آنان گفت: همه شما می‏دانید که من عالمی از علمای مسلمانان هستم. یهودیان گفتند: آری، می‏دانیم. قطب‏الدین گفت: اگر چهل * /پاورقی3- با توجه به آنچه که در ادامه حکایت خواهد آمد احتمالاً، عدد مذکور بر گرفته از آیه * و واعَدْنا مُوسَی ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أرْبَعینَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسَی ِلأَخیهِ هارُونَ اخْلُفْنی فی قَوْمی وَ أصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدینَ (7اعراف/142) و با موسی سی شب وعده ... بیشتر

آورده‏اند که شخصی برای امیر (ابوسلیمان) چنین نوشت * (این قسمت شعر است: موسسه ام الکتاب) * رأیت فی النّوم آنّی مالک فرساً = ولی وصیف وفی کمّی دنانیر * فقال قوم لهم فهم و معرفة = خیراً رأیت و للمال التّیاسیر * اقصص منامک فی دار الامیر تجد = تفسیر ذاک و للا حلام تفسیر * یعنی: (در خواب دیدم که اسبی را مالک شده و پیشخدمت و نوکری دارم و نیز دینارهای فراوانی در آستین. هنگامی که خواب خود را برای بعضی از اهل فضل و کمال، نقل نمودم گفتند خواب خوبی دیده‏ای و این خواب نشانه آن است که به مال فراوانی به آسانی دست خواهی یافت. به خانه امیر برو و خواب خود را برایش تعریف ... بیشتر