p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | داستان قرآني، داستانهاي قرآني

داستان قرآني، داستانهاي قرآني

در این بخش داستانهای قرآنی تالیف و گردآوری میشود. آخرین داستانها را میتوانید در این صفحه مشاهده کنید. برای جستجو در داستانها و دستیابی به سایر داستانها به جستجوی داستانها مراجعه کنید.


روزی غزالی از عمر خیّام پرسید: علت چیست که پاره‏ای از فلک را قطب می‏نامند با آنکه فلک بسیط و متماثل الاجزاء است؟ خیام به پاسخی مبسوط پرداخته و مقدماتی را که ارتباطی با مطلب نداشت ایراد کرد و ضمناً به این موضوع پرداخت که حرکت از چه مقوله‏ای از مقولات عشر است (و باید گفت که رویّه خیام در پاسخ به پرسشها چنین بوده که پیش از آنکه به پاسخ مطلب اشاره کند به ایراد مقدمات خارج از بحث می‏پرداخته است). تصادفاً در آن موقع که خیّام سرگرم ایراد مقدّمات بود، مؤذّن ندا به اذان بلند کرد. غزّالی گفت: * و قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً ... بیشتر

ابن عباس گوید: در روز پیروزی بر یهود بنی نضیر که پس از جنگ احد در سال سوم هجرت واقع شد و اموال بسیاری را از بنی نضیر بدست مسلمین افتاد و یهود چون بدون جنگ تسلیم شدند، اموالشان به عنوان فیی ء که بخشی از انفال است در اختیار پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله قرار گرفت. * پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به انصار (مسلمانانی که اهل مدینه بودند) فرمود: اگر مایل هستید اموال و خانه‏هایتان از آن شما باشد، ولی از این غنایم فی‏ء چیزی به شما داده نشود. انصار که آمادگی تا حدّ ایثار در راه اسلام و مسلمین را داشتند، گفتند: هم اموال و خانه‏هایمان را بین مهاجران تقسیم کنید، و هم ... بیشتر

ابن رومی گوید: مردی به دهی رفت. عالم آن روستا او را به خانه خویش دعوت نموده و چند روزی از او پذیرایی نمود. روزی آن عالم خطاب به میهمانش گفت: من مدتی است که امام جماعت این مردم هستم و درباره برخی از آیات قرآن با اشکال مواجه شده‏ام. میهمان گفت: اشکالات خود را از من بپرس. عالم گفت: به عنوان نمونه در سوره حمد به مشکلی برخورده‏ام و آن مشکل در این آیه است: (ایّاک نعبد و ایّاک چی تسعین * /پاورقی1- تسعین یعنی: نود/ * یا سبعین)؟ * /پاورقی2- سبعین یعنی: هفتاد/ * البته من آن را به شکل (تسعین) قرائت می‏کنم چون به احتیاط نزدیک‏تر است. * /پاورقی3- ر.ک: اخبارالحمقی و المغفلین، ... بیشتر

ابوفزاره اسدی گوید: به سعید بن هشیم گفتم چه خوب بود که از پدرت دست کم ده، حدیث آموخته و به خاطر می‏سپردی و بدان وسیله بر مردم آقایی می‏نمودی. مردم تو را به یکدیگر نشان داده و می‏گفتند ابن هشیم این است. آن گاه به نزد تو آمده و احادیث را از تو استماع می‏کردند. ابن هشیم به من گفت: دوست دارم آنچه را که می‏گویی انجام دهم ولی چه کنم که پرداختن به قرآن مرا از انجام خواسته تو بازداشته است. ابوفزاره در ادامه می‏گوید: روز بعد ابن هشیم مرا دید و از من پرسید: ای ابوفزاره! بگو بدانم (جبیر) پیامبر بود یا یکی از اولیاء خدا. من به هنگام تلاوت و مطالعه قرآن به نام او برخوردم ... بیشتر

علامه علی اکبر دهخدا رحمة اللَّه علیه در کتاب امثال و حکم چنین نوشته است: مردی دعوی کرد این شتر مراست. سازمان سبک پلاس بر صاغری حیوان پوشیده، پرسید: نر است یا ماده؟ مرد گفت: نر. پلاس به یک سو کردند، ماده بر آمد. * /پاورقی5- و از اینجاست که عرب می‏گوید: (استنوق الجمل)، شتر نر، ماده شد. عبارت مذکور ضرب‏المثلی عربی است و یکی از موارد کاربرد آن به هنگامی است ک شخصی مشغول صحبت کردن درباره مطلبی خاص است سپس آن را با مطلبی دیگر می‏آمیزد و به قول معروف (از این شاخه به آن شاخه می‏پرد)/ * مدّعی پریشان و مشوّش گفت: مال من هم آنقدر نر نبود. نظیر این را از وزیری نقل کنند ... بیشتر