p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | داستان قرآني، داستانهاي قرآني

داستان قرآني، داستانهاي قرآني

در این بخش داستانهای قرآنی تالیف و گردآوری میشود. آخرین داستانها را میتوانید در این صفحه مشاهده کنید. برای جستجو در داستانها و دستیابی به سایر داستانها به جستجوی داستانها مراجعه کنید.


آورده‏اند که: مردی فرزند خود را نزد قاضی آورد و گفت: ای مولای من! فرزندم شراب می‏نوشد و نماز نمی‏گزارد. قاضی به فرزند گفت: درباره آنچه پدرت گفت، چه می‏گویی؟ فرزند گفت: پدرم دست نمی‏گوید چون من نماز می‏گزارم و شراب نمی‏نوشم. در این حال، پدر رو به قاضی کرد و گفت: آیا نمازی بدون قرائت سوره‏ای از قرآن، یافت می‏شود؟ قاضی خطاب به فرزند گفت: ای پسر! آیا می‏توانی مقداری از قرآن را قرائت کنی؟ فرزند گفت: آری. و قرائت را نیز خوب می‏دانم. قاضی گفت: پس قدری قرآن بخوان تا من نیز بشنوم. فرزند گفت: (بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم) * (این قسمت شعر است: موسسه ام الکتاب) * ... بیشتر

دو نفر با یکدیگر رفیق بودند یکی از آن دو فضل و کمالش بیشتر بود و دیگری بهره چندانی از کمال نداشت. از بس که رفیق بی‏کمال بالای منبر سخنان بی‏قاعده می‏گفت روزی رفیق با کمالش به وی گفت: هر قوت بالای منبر سخنی بی‏قاعده گفتی من سرفه می‏کنم تا بفهمی و سخنت را اصلاح کنی. روزی رفیق بی‏کمال می‏خواست در بالای منبر سوره قاف را تفسیر کند لذا گفت: (قاف) * /پاورقی6- * ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجیدِ (50ق=قاف/1) ق [= قاف]، سوگند به قرآن مجید. * از قضا رفیقش را بی‏اختیار سرفه‏ای عارض شد و نتوانست خودداری کند و سرفه کرد. رفیق منبری‏اش به خیال آنکه (قاف) را غلط تلفظ نموده، گفت: ... بیشتر

یکی از مترجمین پرآوازه انگلیسی قرآن، پیکتال * /پاورقی5 .Muhammad marmaduke Pickthall/ * متوفای 1936 م است وی سالها در منطقه شرق اسلامی زندگی کرده و در حیدرآباد پاکستان مستشار نظامی دولت انگیس بوده است او در یک تحول ناگهانی مسلمان می‏شود و آنچنان دلباخته می‏شود که تصمیم می‏گیرد در خدمت قرآن تلاش کند. پیکتال شرح ماجرای گرایش به قرآن و اسلام آوردن خود را در آغاز ترجمه انگلیسی قرآن این چنین شرح می‏دهد: * /پاورقی6 درباره شرح زندگی این مترجم، ر.ک: دانشنامه قرآن 444/1/ * من از سوی دولت انگلیس مأمور به خدمت در حیدرآباد بودم در طبقه پایین ساختمانی که زندگی می‏کردم مسلمانی ... بیشتر

شیخ اجلّ سعدی حکایت کند که: یکی بر سر راهی مست خفته بود و زمان اختیار از دست رفته. عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالت مستقبح (= شرمگاه) او نظر کرد. جوان از خواب مستی سر بر آورد و گفت: * وَ الَّذینَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً (25فرقان/72) و نیز کسانی که در مجلس باطل حضور نیابند و چون بر امری لغو بگذرند کریمانه بگذرند. * یعنی: (هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند بزرگوارانه از آن می‏گذرند) * (این قسمت شعر است: موسسه ام الکتاب) * اذا رأیت اثیماً کن ساتراً و حلیماً = یا من تقبّح امری لم لا تمرّ کریعاً * متاب ای پارسا روی ... بیشتر

یک روز منصور خلیفه عباسی درباره ابومسلم خراسانی از یکی از مشاورانش به نام سلم بن قتیبة بن مسلم باهلی پرسید: در کار ابومسلم چه گویی؟ سلم گفت: * لَوْ کانَ فیهِما آلِهَةٌ إلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمّا یَصِفُونَ (21انبیاء/22) اگر در آن دو خدایانی [متعدد] جز خداوند [یگانه] بود، تباه می‏شدند، خداوند صاحب‏عرش از توصیف آنان منزه است. * یعنی: (اگر در میان آنها (آسمان و زمین) جز اللَّه خدایان دیگری بود، فاسد می‏شدند). * منصور گفت: خوب استشهاد کردی ای ابن قتیبه، سخن شناس قدر این سخن را می‏داند. * /پاورقی7 ر.ک: قرآن پژوهی، 777 ... بیشتر