p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | داستان قرآني، داستانهاي قرآني

داستان قرآني، داستانهاي قرآني

در این بخش داستانهای قرآنی تالیف و گردآوری میشود. آخرین داستانها را میتوانید در این صفحه مشاهده کنید. برای جستجو در داستانها و دستیابی به سایر داستانها به جستجوی داستانها مراجعه کنید.


در کتاب خصائص الزینبیّه آمده است که: در ایّامی که حضرت امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین در کوفه تشریف داشتند، آن مکرّمه (= حضرت زینب علیها السّلام) را مجلسی بوده در منزل خود که برای زنها تفسیر قرآن بیان می‏فرمود. یکی از روزها تفسی * کهیعص (19مریم/1) کهیعص. * /پاورقی5 مریم/ 1، [کاف. ها. یا. عین. صاد]/ * را بیا نمی‏فرمود در این بین امیر المؤمنین علیه السّلام وارد شده و فرمود: ای نور دیده! شنیدم تفسیر کهیعص (19مریم/1) کهیعص. [کاف. ها. یا. عین. صاد] را برای زنها بیان می‏نمودی. زینب علیها السّلام عرض کرد: بلی، فدایت شوم. علی علیه السّلام فرمود: ای نور دیده! این رمزی ... بیشتر

واعظ سبزواری در کتاب جامع النورین مینویسد:شخصی از اصحاب حضرت علی (علیه السلام) که دستش قطع شده بود به خدمت آن حضرت آمد. حضرت دست بریده او را گرفته ، به جای خود گذاشت وآهسته چیزی میخواند تا شفا یافت. مرد خشنود شد و رفت امّا روز دیگر از حضرت پرسید :به دستم چه خواندی که خوب شد؟ حضرت فرمود:سوره حمد را خواندم. آن شخص از روی تحقیر گفت:سوره حمد را خواندی؟ در همین حال یکباره دستش آویخته شد و پیوسته به همان حالت بود. ... بیشتر

در بعضی تفاسیر نوشته شده که فضیل بن عیاض مدتی از عمرش را در طغیان و عصیان گذراند تا این که شبی به قصد دستبرد به قافله‏ای حمله کرده و قافله را تعقیب می‏نمود که ناگاه صدای خواننده قرآن به گوشش خورد که این آیه را می‏خواند: أ لَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا یَکُونُوا کَالَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ اْلأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ (57حدید/16) آیا مؤمنان را هنگام آن نرسیده است که دلهایشان به یاد خداوند، و آنچه از حق که نازل شده ... بیشتر

روزی، ابن ابی‏العوجآء یکی از دانشمندان مخالف اسلام پرسشی درباره تعدّد زوجات، مطرح کرد و گفت: (قرآن از سویی می‏گوید: * وَ إنْ خِفْتُمْ ألاّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامی فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ ألاّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أوْ ما مَلَکَتْ أیْمانُکُمْ ذلِکَ أدْنی ألاّ تَعُولُوا (4نساء/3) و اگر بیمناکید که در حق دختران یتیم به عدل و انصاف رفتار نکنید، در این صورت از زنانی که می‏پسندید [یک یا] دو و [یا] سه و [یا] چهار تن را به همسری درآورید، و اگر می‏ترسید که مبادا عادلانه رفتار نکنید، فقط به یک تن، ... بیشتر

در بعض کتب تاریخیّه است که: چون سلطان محمود عزنوی عزم هندوستان کرد در یکی از بلاد عبورش افتاد به طریقی که اطفال از آن عبور می‏کردند چون اطفال نظرشان به کوکبه سلطان افتاد، قرآنها را سر دست گرفته و در کنار راه ایستادند. سلطان محمود از طفلی سؤال کرد: چه درس می‏خوانی؟ آن طفل عرض کرد: قرآن. سلطان پرسید: چه سوره‏ای می‏خوانی از قرآن؟ آن طفل گفت: سوره * إذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ (110نصر/1) آنگاه که نصرت الهی و پیروزی فرازآید. * طفلی دیگر خطاب به آن طفل گفت: چرا دروغ گفتی درس امروزت سوره (عبس) * /پاورقی2- عبس: چهره درهم کشید (و عبوس شد)/ * بوده است. آن ... بیشتر