p+98 31 34462347
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | داستان قرآني، داستانهاي قرآني

داستان قرآني، داستانهاي قرآني

در این بخش داستانهای قرآنی تالیف و گردآوری میشود. آخرین داستانها را میتوانید در این صفحه مشاهده کنید. برای جستجو در داستانها و دستیابی به سایر داستانها به جستجوی داستانها مراجعه کنید.


سيد قطب در تفسير خود مينويسد:زماني ما شش نفر مسلمان با يك كشتي مصري اقيانوس اطلس را به سوي نيويورك ميپيموديم. مسافران كشتي 120 مرد و زن بود و جز ما كسي در ميان مسافران مسلمان نبود. در روز جمعه به اين فكر افتاديم كه نماز جمعه را در قلب اقيانوس و بر روي كشتي انجام دهيم و علاوه بر اقامه فريضه مذهبي يك حماسه اسلامي در مقابل يك مبشر مسيحي كه در داخل كشتي نيز دست از برنامه تبليغي خود بر نميداشت بيافرينيم، بخصوص كه او حتي مايل بود ما را هم به مسيحيت دعوت كند. ناخداي كشتي كه يك نفر انگليسي بود موافقت كرد و به كاركنان كشتي نيز كه همه از مسلمانان آفريقا بودند اجازه داده ... بیشتر

يكبار نوجواني نوزده، بيست ساله به خدمت آقا (= حضرت آيت اللَّه العظمي محمّدرضا گلپايگاني) آمد، اين جوان از قرّاء مصر بود و در قرائت رتبه اول را كسب كرده بود آقا به اين جوان فرمودند: من سوره حمد را مي‏خوانم شما ببينيد درست مي‏خوانم يا خير. پيش جمعيّت بلند بلند شروع به خواندن كردند آن جوان قرائت آقا را تصديق كرد و گفت: قرائت شما شبيه قرائت اهل حجاز است * /پاورقي2 ر.ك: ماهنامه بشارت شماره 39/6. به نقل از: جناب سيّد محمّد باقر گلپايگاني فرزند آيت اللَّه گلپايگاني/ * (در اينگونه پاراگرافها كه به جاي عدد آيه -0- خورده مطالب مربوط به كل سوره مي‏باشد موسسه ام الكتاب) ... بیشتر

يكي از شاگردان شيخ اعظم (انصاري) گويد: چون از مقدّمات علوم و سطوح فارغ گشتم براي تكميل تحصيلات به نجف اشرف رفتم و به مجلس افادت شيخ در آمدم ولي از مطالب و تقريراتش هيچ نمي‏فهميدم. خيلي بر اين حالت متأثر شدم تا جائي كه دست به ختوماتي زدم باز فايده نبخشيد. بالاخره به حضرت امير عليه السّلام متوسل گشتم. شبي در خواب خدمت آن حضرت رسيدم. حضرت آيه شريفه (بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم) را در گوش من قرائت فرمود. صبح چون در مجلس درس حاضر شدم، درس را مي‏فهميدم كم كم جلو رفتم، پس از چند روز به جايي رسيدم كه در آن مجلس صحبت مي‏كردم. روزي از پايين منبر درس با شيخ بسيار صحبت ... بیشتر

اعرابيي به امام جماعتي اقتدا كرده بود امام در نماز اين آيه را خواند: فَلَنْ أبْرَحَ اْلأَرْضَ حَتّي يَأْذَنَ لي أبي * /پاورقي3- * فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا قالَ كَبيرُهُمْ أ لَمْ تَعْلَمُوا أنَّ أباكُمْ قَدْ أخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ في يُوسُفَ فَلَنْ أبْرَحَ اْلأَرْضَ حَتّي يَأْذَنَ لي أبي أوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لي وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمينَ (12يوسف/80) آنگاه چون از او نوميد شدند، نجواكنان بين خود خلوت [و مشورت] كردند، بزرگترشان گفت مگر نمي‏دانيد كه پدرتان از شما با نام خدا عهدي ... بیشتر

مؤلّف قابوسنامه عنصرالمعالي كيكاوس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير چنين حكايت همي كند: شنيدم كه به روزگار سامانيان (بوعلي سيمجور) كه به نيشابور بود، گفتي كه من اسفهسلار (= سپهسالار، سردار سياه) خوراسانم. و لكن به درگاه نرفتي و آخر عهد سامانيان بود و چندان قوّت نداشتند كه بوعلي را به دست آوردندي به عنف (= به زور). پس با او به اضطرار به خطبه و سكّه و هديه راضي شدندي و (عبدالجبّار خوجاني) خطيب (خوجان) بود. مردي بود فقيه و اديبي نيك بود و كاتبي تمام با راي سديد (= استوار، راست و درست)، به همه كاري كافي. (بوعلي سيمجور) او را از (خوجان) بياورد و كاتب الحضرتي (= نويسنده مخصوص ... بیشتر