p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | داستان قرآني، داستانهاي قرآني

داستان قرآني، داستانهاي قرآني

در این بخش داستانهای قرآنی تالیف و گردآوری میشود. آخرین داستانها را میتوانید در این صفحه مشاهده کنید. برای جستجو در داستانها و دستیابی به سایر داستانها به جستجوی داستانها مراجعه کنید.


ابن عباس گوید: در روز پیروزی بر یهود بنی نضیر که پس از جنگ احد در سال سوم هجرت واقع شد و اموال بسیاری را از بنی نضیر بدست مسلمین افتاد و یهود چون بدون جنگ تسلیم شدند، اموالشان به عنوان فیی ء که بخشی از انفال است در اختیار پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله قرار گرفت. * پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به انصار (مسلمانانی که اهل مدینه بودند) فرمود: اگر مایل هستید اموال و خانه‏هایتان از آن شما باشد، ولی از این غنایم فی‏ء چیزی به شما داده نشود. انصار که آمادگی تا حدّ ایثار در راه اسلام و مسلمین را داشتند، گفتند: هم اموال و خانه‏هایمان را بین مهاجران تقسیم کنید، و هم ... بیشتر

معاذبن جبل گوید: در جنگ تبوک، بر اثر گرمای شدید مردم، هر یک به گوشه‏ای می‏رفتند. من که در کنار پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله بودم به حضرتش نزدیک‏تر شدم و عرضه داشتم: ای رسول خدا! مرا به کاری راهنمایی فرما که به بهشتم رساند و از دوزخم وارهاند فرمود: از چیزی بزرگ پرسیدی ولی در عین حال اگر خدا بخواهد هر دشواری را آسان خواهد کرد. ای معاذ! خدای را بپرست و هیچ چیز را شریک او قرار مده، نماز را به پای دار و زکات واجب خود را بپرداز و ماه رمضان، روزه بدار اینک اگر بخواهی، از ابواب خیر به تو خبر خواهم داد. عرض داشتم: آری، ای پیامبر خدا، آنگاه فرمود: روزه سپر بازدارنده ... بیشتر

مهدی عباسی سوّمین خلیف عباسی بود او پسر منحرفی داشت به نام ابراهیم که نسبت به حضرت علی علیه السّلام کینه خاصی می‏ورزید. روزی به نزد مأمون هفتمین خلیفه عباسی آمد و گفت: در خواب علی علیه السّلام را دیدم که با هم راه می‏رفتیم تا به پلی رسیدیم او مرا در عبور از پل مقدم داشت. من به او گفتم: تو ادّعا می‏کنی که امیر بر مردم هستی ولی ما از تو به مقام امارت و پادشاهی سزاوارتریم امّا او به من پاسخ کامل و رسایی نداد. مأمون گفت: آن حضرت به تو چه پاسخی داد؟ * ابراهیم گفت: چند بار به من سلام کرد و گفت: سلاماً... سلاماً. * مأمون گفت: او تو را به نادانی که قابل پاسخ نیستی، ... بیشتر

عبداللَّه بن مسعود یکی از نویسندگان وحی (= کُتّاب وحی) بود یعنی از کسانی بود که هر چه از قرآن نازل می‏شد، مرتب می‏نوشت و ضبط می‏کرد و چیزی فروگذار نمی‏کرد. * روزی، رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و آله به او فرمود: (مقداری قرآن بخوان تا من گوش کنم). * ابن‏مسعود مصحف خویش را گشود، سوره مبارکه نساء آمد، او می‏خواند و رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و آله با دقت و توجه گوش می‏کرد تا رسید به آیه شریفه: * فَکَیْفَ إذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهیداً (4نساء/41) پس حال [آنان] چگونه باشد آنگاه که از هر امتی شاهدی به میان آوریم و تو ... بیشتر

آورده‏اند که: میرزا عبدالوهّاب معتمد الدوله نشاط اصفهانی (1244 1175ق) در شب قدر نامه‏ای به یکی از دوستان خود نوشته و در آن سوره مبارکه قدر را یکجا تضمین * /پاورقی5- تضمین در لغت یعنی گنجانیدن و در علم بدیع عبارت از این است که شاعر آیتی یا حدیثی یا مصراعی یا بیتی یا دو بیتی از شعر یا نوشته شاعران و نویسندگان پیشین یا معاصر را در سروده خود می‏آورد و اگر آن سخن مشهور نباشد نام او را در سخن خود ذکر می‏کند (تا سرقت ادبی محسوب نگردد)/ * کرده است. متن نامه چنین است: * إنّا أنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (97قدر/1) ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل کرده‏ایم. * گویا ... بیشتر