p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | داستان قرآني، داستانهاي قرآني

داستان قرآني، داستانهاي قرآني

در این بخش داستانهای قرآنی تالیف و گردآوری میشود. آخرین داستانها را میتوانید در این صفحه مشاهده کنید. برای جستجو در داستانها و دستیابی به سایر داستانها به جستجوی داستانها مراجعه کنید.


قاسم بن عبدالرّحمان - که زیدی مذهب بود - گفت: بغداد رفته بودم. روزی دیدم مردم می‏دوند و بر بام‏ها و جاهای بلند بر می‏آیند و می‏ایستند. گفتم: چه خبر است؟ گفتند: ابن الرضا (حضرت جواد علیه السّلام) است، ابن الرضا علیه السّلام است؟ گفتم: به خدا او را می‏نگرم، دیدم بر استر نر یا ماده‏ای سوار است و آمد. گفتم: خدا شیعه را از رحمت خود دور کند که می‏گویند: خدا اطاعت این (کودک خردسال) را واجب کرده است؟! حضرت متوجّه من شد و فرمود: ای قاسم بن عبد الرّحمان! نخواندی که خداوند فرمود: فَقالُوا أ بَشَراً مِنّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إنّا إذاً لَفی ضَلالٍ وَ سُعُرٍ (54قمر/24) و ... بیشتر

شبی، ابوسفیان و ابوجهل و اخنس بن شریق بدون اطلاع یکدیگر از خانه بیرون آمده و در اطراف خانه رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله هر یک در گوشه‏ای پنهان شدند تا به قرآنی که آن حضرت در نماز شب می‏خواند، گوش فرا دهند و هیچ یک از آنان از جای یکدیگر خبر نداشتند. آن سه نفر تا سپیده دم در جای خود بودند. سپس از جای برخاسته، به سوی خانه‏های خویش روان شدند. اتفاقاً در مسیر بازگشت به یکدیگر برخورد نموده و چون از آنچه بر هر یک گذشته بود، اطلاع یافتند زبان به سرزنش همدیگر گشوده و گفتند: از این پس به چنین کاری دست مزنید که اگر سفیهان و جاهلان از کار شما آگاه شوند خیالهای دیگری ... بیشتر

یکی از علماء می‏فرمودند: شخصی خدمت یکی از علمای بزرگ آمد و گفت: (آقا! اسم اعظم خدا چیست؟). * عالم بزرگوار او را در نزد خود نگه داشت تا این که در یک شب بسیار سرد آن مرد را صدا زد و فرمود: همین الآن به فلان نقطه از بیابان کنار شهر برو در آنجا چاهی وجود دارد یک مقدار از آن چار آب بیاور، این بنده خدا به راه افتاد و خود را به آن چاه رسانید و مقداری آن برداشت و برگشت. در مسیر بازگشت ناگهان شیر درنده‏ای مقابلش ظاهر شد او دست و پای خود را گم کرد و نگران و مضطرب شد فریاد زد ( (بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم) یا اللَّه) و به زمین افتاد و غش کرد وقتی به هوش آمد دید از آن شیر خبری ... بیشتر

مرحوم شیخ بهایی در کتاب کشکول خویش چنین می‏نویسد: ابوالقاسم محمود نیشابوری در تفسیر ایجازالبیان در ذیل تفسیر آیه شریفه * لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغی لَها أنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلُّ فی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ (36یس/40) نه خورشید را سزاوار است که [در سیر خود] به ماه برسد، و نه شب بر روز سبقت جوید، و همه در سپهری شناورند. * /پاورقی1 یس/ 40، ترجمه: و نه شب بر روز پیشی می‏گیرد/ * می‏نویسد: آنگاه که حضرت رضا علیه السّلام در دربار مأمون تشریف داشت از آن حضرت سؤال شد: شب جلوتر از روز بوده یا روز جلوتر از شب؟ امام علیه السّلام فرمود: ... بیشتر

شیخ اجلّ سعدی شیرین سخن در گلستان خویش حکایتی بسیار کوتاه ایراد نموده که متن متین آن چنین است: موسی علیه السّلام قارون را نصیحت کرد که: * و ابْتَغِ فیما آتاکَ اللَّهُ الدّارَ اْلآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أحْسِنْ کَما أحْسَنَ اللَّهُ إلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی اْلأَرْضِ إنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ (28قصص/77) و در آنچه خداوند بر تو بخشیده است، سرای آخرت را بجوی و [در عین حال] بهره‏ات را از دنیا هم فراموش مکن، و از آنجا که خداوند به تو نیکی کرده است، نیکی کن، و در این سرزمین فتنه و فساد مجوی که خداوند تبهکاران را ... بیشتر