p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | داستان قرآني، داستانهاي قرآني

داستان قرآني، داستانهاي قرآني

در این بخش داستانهای قرآنی تالیف و گردآوری میشود. آخرین داستانها را میتوانید در این صفحه مشاهده کنید. برای جستجو در داستانها و دستیابی به سایر داستانها به جستجوی داستانها مراجعه کنید.


گویند: وقتی مأمون عباسی بیمار شد و نذر کرد که اگر صحّت یابد مال بسیار به فقرا دهد چون صحّت یافت متحیّر بود که مال بسیاری که نذر کرده است چه اندازه خواهد بود. از فقها استفتاء نمود که مال بسیار چند است و اطلاق این لفظ به چه مقدار مال می‏توان کرد. هیچ یک از فقها نتوانستند که تعیین نمایند و گفتند که در کتاب (= قرآن مجید) و سنّت این را ندیده و نشنیده‏ایم. مأمون از امام رضا علیه السّلام استفسار (= تفسیر خواهی) نمود امام علیه السّلام فرمود: اگر قصد دینار کرده‏ای هشتاد دینار و اگر قصد درهم، هشتاد درهم. مأمون دلیل خواست. امام علیه السّلام فرمود: به جهت آنکه حق تعالی ... بیشتر

پیامبر اسلام، چند تن از بزرگان قبیله (بنی شیبان) را دید و آنان را به دین خدا دعوت نمود و به آنها فرمود: * (شما را دعوت می‏کنم که به وحدانیت خدا گواهی دهید و بدانید که من پیغمبر خدا هستم و مرا پناه دهید و یاری کنید، زیرا قریش به مخالفت با اوامر خداوند برخاسته، پیغمبر خدا را تکذیب می‏کنند و باطل را گرفته و حق را رها کرده‏اند و خدا است که بی نیاز و شایسته حمد و سپاس است.) یکی از آنها به نام (مفروق) که مردی خوشروی و زبان آور بود گفت: (دیگر به چه دعوت می‏کنی؟) پیامبر اسلام این آیات را تلاوت کرد: قُلْ تَعالَوْا أتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ ألاّ تُشْرِکُوا ... بیشتر

(سیّد قطب) * /پاورقی2- ابراهیم حسین شاذلی (1387 1324ق)/ * مفسّر نامدار مصری صاحب تفسیر فی ظلال القرآن در مقدّمه کتاب (التصویر الفنّی فی القرآن) * /پاورقی3- آفرینش هنری در قرآن/ * چنین می‏نویسد: چگونه قرآن را کشف کردم؟ مرا با این کتاب سر و سرّی است. نخست می‏خواستم که راز در دل نامحرم افتد ولی از آنجا که این معنا نمی‏توانست، تنها از آن من باشد، سرانجام راز برملا و رهسپار چاپخانه شد، خردسال بودم که قرآن را می‏خواندم ولی نه توانایی درک آن را داشتم و نه فهم من می‏توانست بر ستیغ بلند معانی و اغراض عالی آن نشیند و افق‏های گسترده آن را نظاره کند. با این همه از ... بیشتر

ربیع بن صبیح گوید: مردی نزد حسن (بصری) آمد و گفت: از قحطی به تو شکایت می‏کنم. حسن گفت: استغفار کن (= از خدا طلب آمرزش کن). * دیگری نزد او آمد و از فقر و تهیدستی شکایت کرد. حسن در جواب گفت: استغفار کن. سوّمی آمد و به او گف ت: دعا کن خدا به من پسری عنایت کند. حسن باز در پاسخ گفت: استغفار کن. ما به حسن گفتیم: همه نزد تو آمدند و هر کس حاجتی خاص داشت ولی تو در پاسخ همه تنها یک جواب دادی (و گفتی (استغفار کن) )؟! حسن گفت: این پاسخ را از خود نساختم بلکه از قرآن در مورد داستان حضرت نوح علیه السّلام دریافتم که نوح علیه السّلام به قوم خود گفت: * فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ... بیشتر

شیخ اجلّ سعدی در گلستان حکایت همی کند که: موسی علیه السّلام درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: ای موسی! دعا کن تا خدا عزّوجلّ مرا کفافی دهد که از بی‏طاقتی بجان آمدم. موسی علیه السّلام دعا کرد و برفت. پس از چند روز که باز آمد از مناجات، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه بر او گرد آمده. گفت: این چه حالت است؟ گفتند: خمر (= شراب) خورده و عربده (= بدمستی) کرده و کسی را کشته، اکنون به قصاص فرموده‏اند و لطیفان گفته‏اند: * (این قسمت شعر است: موسسه ام الکتاب) * گربه مسکین اگر پر داشتی = تخم‏گنجشک از جهان برداشتی * عاجز باشد که دست قوّت یابد = برخیزد و دست عاجزان ... بیشتر