p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره علق

آشنایی با سوره علق

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: علق
تعداد آیات: 19
تعداد کلمات: 92
تعداد حروف: 280
ترتیب نزول: 1
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: علق یعنی خون بسته

نامهای دیگر: اقراء (بخوان)

ویژگیهای سوره: آیات اولیه که سرآغاز نزول قرآن و نزول وحی به رسول خدا (ص) است. و دیگر اینکه در این سوره سجده واجب قرار دارد (آیه 19) که با خواندن و یا شنیدن آن سجده واجب میشود.

موضوعات مطرح شده: امر به خواندن و قرائت و تلاوت – ارزش قلم و نگارش و نکارنده – مساله خلقت انسان و اوصاف و افعال والای پروردگار – بیان و ترسیم اصول و خطوط کلی تعالیم اسلام – مباحث باگشت همه به سوی خداوند – ترسیم وضعیت و چهره واقعی انسان.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره علق

نود و ششمین سوره قران است که مکی و 9 آیه دارد.
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: کسی که سوره علق را در شب یا روز قرائت نماید و پس از آن از دنیا برود شهید از دنیا رفته است و در درجه شهیدان و مانند کسی است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جهاد کرده است.
/پاورقی 1. ثواب الاعمال، ص 124./
این سوره اولین سوره ای است که بر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است.
/پاورقی 2. الکافی، ج 2، ص 628./
و یکی از چهار سوره ی سجده دار قرآن است که واجب است وقتی به آیه مورد نظر رسیدیم سجده کنیم.

آثار و برکات تلاوت سوره علق
الف: در امان بودن در سفرهای دریایی
از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس سفر دریایی می کند اگر سوره علق را بخواند از غرق شدن در امان می ماند.
/پاورقی 3. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 695./
ب: حفاظت مخازن از شر آفات
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: اگر سوره علق را بر در مخزن یا انباری بخوانند خداوند آن را از شر هر آفت و سارقی مصون می دارد تا اینکه مالکش آن را بیرون آورد.
/پاورقی 4. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 695./

شأن نزول و محتوای سوره علق
مشهور در میان مفسران این است که این سوره نخستین سوره ای است که بر پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نازل شده، و محتوای آن نیز مؤید همین معنی است.
در آغاز به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور قرائت و تلاوت می دهد و سپس از آفرینش این انسان با عظمت، از یک قطعه خون بی ارزش، سخن می گوید.
در مرحله بعد از تکامل انسان در پرتو لطف و کرم پروردگار، و آشنائی او به علم و دانش و قلم بحث می کند.
و در مرحله بعد، از انسانهای ناسپاسی که علی رغم این همه موهبت و اکرام الهی راه طغیان را پیش می گیرند سخن به میان می آورد.
و سرانجام به مجازات دردناک کسانی که مانع هدایت مردم و اعمال نیکند اشاره می کند و سوره را با دستور سجده و تقرب به درگاه پروردگار پایان می دهد.

داستان سوره علق
بحث روایتی - روایاتی در باره ماجرای نزول نخستین وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: اقرء باسم ربک ...
در الدر المنثور است که عبد الرزاق، احمد، عبد ابن حمید، بخاری، مسلم، ابن جریر، ابن انباری - در کتاب مصاحف - ابن مردویه و بیهقی، از طریق ابن شهاب از عروه بن زبیر از عایشه ام المؤمنین روایت کرده اند که گفت: اولین روزنه ای که از وحی به روی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم باز شد، این بود که در عالم رویا در خواب چیزهایی می دید که چون صبح روشن در خارج واقع می شد.
سپس علاقه و محبت به خلوت و تنهایی در دلش انداخته شد، و غالبا تک و تنها در غار حرا - 18 کیلومتری مکه - بسر می برد، و در هر سال برای اینکه مدتی در آنجا به تهجد و عبادت بپردازد، خود را آماده می ساخت و آب و طعام تهیه می کرد، و آن مدت را یکسره به عبادت می پرداخت و به خانه نمی رفت، سال بعد نیز چنین می کرد، و باز برای آن مدت توقف در حرا خود را آماده می ساخت، تا آنکه شبی که در غار حرا بود، فرشته خدا حق را بر او نازل کرد، و بدو گفت: اقرا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم پاسخ داد: من خواندن بلد نیستم. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: آن فرشته مرا گرفت و فشاری بر من وارد آورد، به طوری که تاب و توانم از دست رفت آنگاه رهایم کرد، و دوباره گفت: اقرا گفتم من خواندن بلد نیستم، باز مرا گرفت و فشار داد، به طوری که طاقتم از دست رفت، این بار هم مرا رها کرد و گفت اقرا گفتم خواندن نمی دانم، بار سوم مرا گرفت، و همان فشار را وارد آورد، به طوری که توانم از دست رفت، این بار نیز مرا رها کرد و گفت: اقرا باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرا و ربک الا کرم الذی علم بالقلم ...
پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم این سوره را گرفت، و به طرف مکه برگشت، در حالی که قلبش به شدت می تپید، تا به خانه خدیجه دختر خویلد رسید، گفت: مرا بپیچید، مرا بپچچید، اهل خانه او را در روپوشی پیچیدند، تا آن حالت ترس و اضطرابش آرام گرفت، آنگاه به خدیجه رو کرد و داستان را برای او باز گفت، و در آخر گفت بر جان خود می ترسم. خدیجه گفت: ابدا چیزی نیست، خدا هرگز تو را خوار نمی کند، برای اینکه تو شخصی نیکوکاری، و صله رحم می کنی و زحمت دیگران را تحمل می نمایی و برهنگان را می پوشانی، تو میهمان نواز و یاور مبتلایانی.
آنگاه خدیجه آن جناب را نزد پسر عمش ورقه بن نوفل بن اسد بن عبد العزی که در جاهلیت از بت پرستی به کیش نصرانیت در آمده بود آورد، و ابن ورقه زبان عبرانی را می دانست و انجیل را به طور کامل به عبرانی می نوشت، مردی سالخورده و نابینا بود خدیجه گفت: ای پسر عم کمی به سخنان پسر برادرت گوش کن.
ورقه گفت: ای برادرزاده چه می بینی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آنچه دیده بود به او خبر داد، ورقه گفت: این همان ناموسی است که خدا بر موسایش نازل می کرد، و ای کاش من در آن درخت شاخه ای بودم، وای کاش زنده می ماندم تا آن روزی که قوم تو از مکه بیرونت می کنند. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم پرسید بیرون کنندگان من قوم من خواهند بود؟ گفت بله، هیچ پیامبری نیاورده مثل آنچه تو آورده ای، مگر آنکه مورد حمله و دشمنی قومش قرار گرفته، و من اگر آن روز تو را دریابم یاریت خواهم کرد، یاری صمیمانه، لیکن چیزی نگذشت که ورقه از دنیا رفت و مدتی وحی تعطیل شد.
ابن شهاب می گوید: ابو سلمه بن عبد الرحمان برایم حدیث کرد که جابر بن عبد اللّه انصاری روزی از مساله وحی سخن می گفت، در ضمن سخن، گفت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله وسلم فرمود در حینی که داشتم قدم می زدم ناگهان صوتی از طرف آسمان شنیدم، سربلند کردم ناگهان همان کسی را دیدم که در غار حرا او را دیده بودم، دیدم که بین آسمان و زمین بر کرسی نشسته من از دیدنش دچار رعب شده به خانه برگشتم، و گفتم مرا بپیچید مرا بپیچید، در همین حال این آیه نازل شد که: یا ایها المد ثرقم فانذر و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر از آن به بعد وحی خدا پی در پی رسید.
و نیز در همان کتاب است که ابن ابی شیبه و ابن جریر و ابو نعیم در کتاب دلائل، از عبد اللّه بن شداد روایت کرده اند که گفت: جبرئیل بر محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم نازل شد و گفت: ای محمد بخوان. پاسخ داد من خواندن نمی دانم، او را در آغوش خود کشید، سپس گفت: ای محمد بخوان، پاسخ داد سواد ندارم. گفت: اقرا باسم ربک الذی خلق ... ما لم یعلم.
پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نزد خدیجه آمد و گفت: ای خدیجه به گمانم چیزی به من شده. خدیجه گفت حاشا، به شما چیزی نشده، به خدا قسم پروردگار تو به تو آسیبی نمی رساند، چون تاکنون حتی یک عمل زشت نکرده ای، خدیجه این را گفت و برخاسته نزد ورقه رفت و جریان را به او گفت. ورقه گفت اگر مطلب همینطور باشد که او گفته به تو مژده می دهم که شوهرت پیغمبری از پیامبران است، و به زودی از امتش صدمه های بسیار خواهد دید، و اگر من نبوتش را درک کنم حتما به او ایمان می آورم.
راوی می گوید: بعد از این جریان مدتی جبرئیل نازل نشد خدیجه گفت: به نظرم پروردگارت بر تو خشم کرده آنگاه خدای تعالی این سوره را نازل کرد: و الضحی و الیل اذا سجی ما ودعک ربک و ما قلی.
و بیان اشکالی که در این روایت دیده می شود.
مؤلف: در این باب روایتی آمده که سوره ای که جبرئیل بر آن جناب نازل کرد سوره حمد بود.
ولی این داستان که در روایات آمده خالی از اشکال و بلکه اشکالها نیست، برای اینکه اولا به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نسبت شک در نبوت خود داده و گفته که: آن جناب احتمال داده آن صدا و آن شخصی که بین زمین و آسمان دیده و آن سوره ای که به او نازل شده همه از القاآت شیطانی باشد، و ثانیا به وی نسبت داده که اضطراب درونیش زایل نشد، تا وقتی که یک مرد نصرانی - ورقه بن نوفل - که خود را به رهبانیت زده بود به نبوتش شهادت داد، آن وقت اضطرابش زایل شد، با اینکه خدای تعالی درباره آن جناب فرموده: قل انی علی بینه من ربی، و چگونه ممکن است چنین کسی از سخنان یک نصرانی تحت تاثیر قرار گیرد، و برای آرامش خاطرش محتاج به آن باشد، مگر در آن سخنان چه حجت روشنی بوده؟ و مگر خدای تعالی درباره آن جناب نفرموده: قل هذه سبیلی ادعوا الی اللّه علی بصیره انا و من اتبعنی و آیا اعتماد کردن به قول ورقه بصیرت است، و بصیرت پیروانش هم همین است که ایمان آورده اند به کسی که به گفتاری بی دلیل ایمان آورده و اعتماد کرده؟ و آیا وضع سایر انبیاء هم بدین منوال بوده، و آنجا که خدای تعالی می فرماید: انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده، امت این انبیا هم اعتمادشان به نبوت پیغمبرشان برای این بوده که مثلا پیر مردی همانند ورقه گفته است که نوح پیغمبر است، و یا هود و صالح پیغمبرند؟ قطعا پایه تشخیص نبوت یک پیغمبر اینقدر سست نیست.
بلکه حق این است که: نبوت و رسالت ملازم با یقین و ایمان صد در صد شخص پیغمبر و رسول است، او قبل از هر کس دیگر یقین به نبوت خود از جانب خدای تعالی دارد، و باید هم چنین باشد، روایات وارده از ائمه اهل بیت علیهم السلام هم همین را می گوید.