p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره حج

آشنایی با سوره حج

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: حج
تعداد آیات: 78
تعداد کلمات: 1282
تعداد حروف: 5315
ترتیب نزول: 103
محل نزول: مدینه منوره

معانی نام سوره: به دلیل اهمیت موضوع حج. این سوره را به این نام میشناسند. (25 تا 37).

نامهای دیگر: -

ویژگیهای سوره: فرمان اعلان عمومی حج و داستان حضرت ابراهیم (ع) و فرمان خداوند به او در جهت پاکسازی و آماده سازی بیت خدا برای مناسک حج.

موضوعات مطرح شده: زلزله وحشت انگیز روز قیامت – مسائل معاد – خلقت انسان - مجادله کفار – داستان حضرت ابراهیم (ع) - مسائل هجرت دفاع و جهاد – حاکمیت مطلق خدا – تشریع قاعده (لاحرج) در اسلام.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره حج
حج، بیست و دومین سوره قرآن است که مدنی و 78 آیه دارد.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: هر کس سوره حج را قرائت کند مانند آن است که حج و عمره ای به جا آورده و به تعداد کسانی که در گذشته و آینده، حج و عمره گزارده اند، ثواب به او داده خواهد شد.
از جمله آثار و برکات این سوره روزی شدن حج و زیارت حرمین شریفین است.
امام صادق علیه السلام فرموده است: هر کس هر سه روز، یک بار سوره حج را تلاوت نماید، در همان سال به زیارت خانه خدا نایل خواهد شدو اگر در سفر حج از دنیا برود، وارد بهشت خواهد شد. راوی می گوید به امام عرض کردم: اگر فرد، مخالف ما و عقاید ما باشد نیز همین فضیلت را دارد؟ امام فرمود: در بعضی از عذاب ها به او تخفیف داده می شود.

آثار و برکات تلاوت سوره حج
1. در برخورد با ستمگران
اگر سوره حج را بنویسند و پس از شستن از ان آب بر جایگاه سلطان و حاکم ستمگری بپاشند، حکومت او به اذن خدا از بین خواهد رفت. مرحوم کفعمی نیز در کتابش آورده است: اگر آب حاصل از شستن نوشته سوره حج را بر جایگاه والی یا قاضی بیدادگری بریزند، قدرتش از او گرفته می شود.
2. اطلاع از نتیجه کار
جهت اطلاع از عواقب کارها 201 بار این آیه را بخواند و بخوابد: الم تعلم ان الله یعلم...(تا) علی الله یسیر
سوره حج بیست و دومین سوره قرآن کریم و مشتمل بر 78 آیه می باشد.

شأن نزول و محتوای سوره حج
مجادله نا آگاهانه مردم درباره خدا
آیه 3: وَمِنَ النَّاسِ مَن یجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیرِ عِلْمٍ وَیتَّبِعُ کُلَّ شَیطَانٍ مَّرِیدٍ
و برخى از مردم در باره خدا بدون هیچ علمى مجادله مى ‏کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى‏نمایند

پرستندگان یک بعدی
آیه 11: وَمِنَ النَّاسِ مَن یعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ
و از میان مردم کسى است که خدا را فقط بر یک حال - و بدون عمل - مى‏ پرستد پس اگر خیرى به او برسد بدان اطمینان یابد و چون بلایى بدو رسد روى برتابد در دنیا و آخرت زیان دیده است این است همان زیان آشکار

ادیان ایمان آورده
آیه 17: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یفْصِلُ بَینَهُمْ یوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ
کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئى‏ها و مسیحیان و زرتشتیان و کسانى که شرک ورزیدند البته خدا روز قیامت میانشان داورى خواهد کرد زیرا خدا بر هر چیزى گواه است

اطعام مستمندان
آیه 28: لِیشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَیذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِیمَةِ الْأَنْعَامِ فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ
تا شاهد منافع خویش باشند و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دامهاى زبان‏بسته‏اى که روزى آنان کرده است ببرند پس از آنها بخورید و به درمانده مستمند بخورانید

صبر، نماز و زکات
آیه 35: الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِینَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِیمِی الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُونَ
همانان که چون - نام - خدا یاد شود دلهایشان خشیت‏یابد و - آنان که - بر هر چه برسرشان آید صبر پیشه‏گانند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزیشان داده‏ایم انفاق مى ‏کنند

جهاد و مقاومت
آیات 39 و 40: أُذِنَ لِلَّذِینَ یقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ / الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَینصُرَنَّ اللَّهُ مَن ینصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزِیزٌ
به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل شده رخصت - جهاد - داده شده است چرا که مورد ظلم قرار گرفته‏اند و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست / همان کسانى که بناحق از خانه‏هایشان بیرون رانده شدند - آنها گناهى نداشتند - جز اینکه مى‏گفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‏کرد صومعه‏ها و کلیساها و کنیسه‏ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى ‏شود سخت ویران مى‏شد و قطعا خدا به کسى که - دین - او را یارى مى‏کند یارى مى ‏دهد چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ناپذیر است

روز قیامت همچون هزار سال
آیه 47: وَیسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَلَن یخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ یوْمًا عِندَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ
و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‏کنند با آنکه هرگز خدا وعده‏اش را خلاف نمى کند و در حقیقت‏یک روز - از قیامت - نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مى‏شمرید

تفاوت مناسک امت ها و قضاوت در قیامت
آیات 67 تا 69: لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَکًا هُمْ نَاسِکُوهُ فَلَا ینَازِعُنَّکَ فِی الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّکَ إِنَّکَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِیمٍ / وَإِن جَادَلُوکَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ / اللَّهُ یحْکُمُ بَینَکُمْ یوْمَ الْقِیامَةِ فِیمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ
براى هر امتى مناسکى قرار دادیم که آنها بدان عمل مى‏کنند پس نباید در این امر با تو به ستیزه برخیزند به راه پروردگارت دعوت کن زیرا تو بر راهى راست قرار دارى / و اگر با تو مجادله کردند بگو خدا به آنچه مى‏کنید داناتر است / خدا روز قیامت در مورد آنچه با یکدیگر در آن اختلاف مى‏کردید داورى خواهد کرد

مثلی درباره ناتوانی مدعیان
آیه 73: یا أَیهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن یسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیئًا لَّا یسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ
اى مردم مثلى زده شد پس بدان گوش فرا دهید کسانى را که جز خدا مى‏خوانید هرگز - حتى - مگسى نمى‏آفرینند هر چند براى - آفریدن - آن اجتماع کنند و اگر آن مگس چیزى از آنان برباید نمى‏توانند آن را بازپس گیرند طالب و مطلوب هر دو ناتوانند
این سوره که به خاطر بخشى از آیاتش که پیرامون حج سخن مى‏گوید به نام سوره حج نامیده شده است از سوره‏هائى است که در میان مفسران و نویسندگان تاریخ قرآن در مکى یا مدنى بودنش گفتگو است، اما با توجه به برداشتى که از سوره‏هاى مکى و مدنى و به تعبیر دیگر جو مدینه و مکه و نیازمندیهاى مسلمانان و چگونگى تعلیمات پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم نسبت به آنها در این دو منطقه داریم آیات این سوره از جهاتى شبیه سوره‏هاى مدنى است، چرا که دستور حج آنهم با ذکر قسمتى از جزئیات آن، و همچنین دستور جهاد، تناسب با وضع مسلمانان در مدینه دارد، هر چند تاکید آیات این سوره روى مساله مبدء و معاد بى تناسب به سوره‏هاى مکى نیست.
نویسنده تاریخ القرآن بر اساس تاریخ فهرست ابن ندیم و نظم الدرر مى ‏گوید: این سوره صد و ششمین سوره‏اى است که بر پیامبر
صلى ‏الله ‏علیه‏ و آله‏ و سلّم نازل شده و بر حسب ترتیب، بعد از سوره نور و قبل از سوره منافقین است.
به هر حال در مجموع، مدنى بودن سوره قوى‏تر به نظر مى‏رسد.
از نظر محتوا مطالب این سوره را به چند بخش مى‏توان تقسیم کرد:
1. آیات فراوانى که در زمینه معاد و دلائل منطقى آن، و انذار مردم غافل از صحنه‏هاى قیامت، و مانند آن است که از آغاز این سوره شروع مى‏شود و بخش مهمى از آن را در بر مى‏گیرد.
2. بخش قابل ملاحظه‏اى نیز از مبارزه با شرک و مشرکان، سخن مى‏گوید و با توجه دادن به آیات پروردگار در عالم هستى انسانها را متوجه عظمت آفریدگار مى‏سازد.
3. بخشى از این سوره نیز مردم را به بررسى سرنوشت عبرت‏انگیز گذشتگان و عذابهاى دردناک الهى که بر آنها نازل شد دعوت کرده، از جمله سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود، و قوم ابراهیم و لوط، و قوم شعیب و موسى را یادآور مى‏شود.
4. بخش دیگرى از آن پیرامون مساله حج و سابقه تاریخى آن از زمان ابراهیم علیه‏ السلام و سپس مساله قربانى و طواف و مانند آن است.
5. بخشى از آن هم پیرامون مبارزه در برابر ظالمان و پیکار با دشمنان مهاجم، است.
6. و سرانجام قسمتى از آن پند و اندرزهائى است در زمینه‏هاى مختلف زندگى و تشویق به نماز و زکات و امر به معروف و نهى از منکر و توکل و توجه به خداوند.

داستان سوره حج
بحث روایتى
در تفسیر قمى در ذیل جمله (و یتبع کل شیطان مرید) فرموده: (مرید) به معناى خبیث است.
و در الدر المنثور است که: ابن ابى حاتم از ابى زید روایت کرده که در ذیل آیه (و من الناس من یجادل فى اللّه بغیر علم) گفته: این آیه درباره نضر بن حارث نازل شد.
مؤلف: این روایت را الدر المنثور از ابن جریر و ابن منذر از ابن جریح نیز روایت کرده. و ظاهرا منظور وى تطبیق نضر بن حارث با عنوان کلى آیه است، همانطور که روش راویانى که متعرض اسباب نزول شده اند همین است که به جاى اینکه بگویند: فلان مورد یکى از مصادیق آیه است، مى گویند: آیه درباره فلان مورد نازل شده. و بنابراین، گفتار مجاهد که گفته است آیه بعدى که مى فرماید: (و من الناس من یجادل فى اللّه بغیر علم و لا هدى) درباره نضر بن حارث نازل شده از روایت گذشته بهتر است، چون شخص ‍ مزبور از معاریف قوم خود بوده، و آیه دوم همانطور که گفتیم درباره بزرگان ضلالت و پیشوایان کفر، و آیه اول درباره پیروان ایشان است.
و در تفسیر قمى در ذیل جمله (مخلقه و غیر مخلقه) از امام علیه السلام نقل کرده که فرمود: (مخلقه) جنین کامل الخلقه است، و (غیر مخلقه) جنینى است که ناقص سقط شود.
و در الدر المنثور است که احمد، بخارى، مسلم، ابو داوود، ترمذى، نسایى، ابن ماجه، ابن منذر، ابن ابى حاتم، و بیهقى - در کتاب شعب الایمان - از عبد اللّه بن مسعود روایت کرده اند که گفت: رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم که پیغمبرى صادق و مصدق است
براى ما صحبت کرد که خلقت هر یک از شما در شکم مادر بعد از چهل روز در حالى که نطفه است شروع مى شود و به صورت علقه در مى آید، چهل روز هم علقه است، آنگاه به صورت مضغه در مى آید، چهل روز هم مضغه است، آنگاه خداوند فرشته خود را مى فرستد تا در آن نفخ روح کند و دستور مى دهد تا مقدر او را در چهار جهت بنویسد: یکى رزق، دوم اجل و مدت عمر، سوم عمل، چهارم سعادت و شقاوت.
به آن خدایى که غیر او خدایى نیست، بعضى از شما عمل اهل بهشت را انجام مى دهد تا جایى که میان او و بهشت بیش از یک ذراع فاصله نماند، ولى آن نوشته از عمل او پیشى گرفته، کار خود را مى کند و با ارتکاب چند عمل از اعمال اهل دوزخ او را دوزخى مى کند. و بعضى از شما عمل اهل جهنم را مرتکب مى شود تا جایى که میان او و آتش دوزخ بیش از یک ذراع فاصله نماند، ولى آن نوشته از عمل او پیشى گرفته کار خود را مى کند، یعنى او را موفق به چند عمل از اعمال اهل بهشت مى سازد و به همان وسیله او را بهشتى مى کند.
مؤلف: این روایت به طرق دیگرى نیز از ابن مسعود، ابن عباس، انس و حذیفه بن اسید روایت شده، البته در متن آنها اختلاف هست. در بعضى از آنها - یعنى روایت ابن جریر از ابن مسعود - آمده که به فرشته گفته مى شود: راه بیفت به سوى ام الکتاب و از روى آن کتاب نسخه اى از اوصاف این نطفه بردار. پس فرشته نزد ام الکتاب مى رود و از آن کتاب از مطالبى که درباره آن نطفه است نسخه برداشته، تمامى صفات آن را مى گیرد...
از طرق شیعه از ائمه اهل بیت علیهم السلام نیز قریب به این مضمون روایاتى رسیده، مانند آن روایتى که در قرب الاسناد حمیرى از احمد بن محمد، از احمد بن ابى نصر، از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که در آن آمده: پس همین که چهار ماهش تمام شد، خداى تبارک و تعالى دو فرشته خلاق مى فرستد تا او را صورتگرى کنند و رزق و مدت عمرش، و شقاوت و سعادتش را بنویسند...
ما در تفسیر اول سوره آل عمران حدیث کافى از امام باقر علیه السلام را که درباره تصویر جنین و نوشتن مقدرات او است، نقل کردیم. و در آن داشت که آن دو ملک تمامى مقدرات آن طفل را از روى لوحى که در پیشانى مادرش مى خورد نسخه برداشته و در آخر هر مقدرى که مى نویسند شرط مى کنند که اگر بدائى حاصل نشود و گرنه این مقدر تغییر مى کند...
و در این معنا روایات دیگرى نیز هست و مقتضاى این حدیث و هر حدیثى که بدین معنا باشد این است که هر مقدرى که براى کودک نوشته مى شود قابل تغییر است همچنانکه مقتضاى روایات وارده ازطرف اهل سنت که گذشت خلاف این معنا است ولى به هر حال منافاتى میان این دو مدلول نیست براى اینکه براى هر چیز - و از آن جمله براى آدمیان - بهره اى از لوح محفوظى است که هرگز دچار تغییر و تبدیل نمى شود و نیز بهره اى از لوح محو و اثبات دارد که قابل تغییر و تبدیل هست و بنابراین، قضاهاى رانده شده دو نوع است قضاى حتمى و غیر حتمى که خداى تعالى درباره آن دو فرموده: (یمحوا اللّه ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب).
و ما، در گذشته گفتارى پیرامون معناى قضا گذراندیم و در آنجا روشن کردیم که لوح قضا هر چه باشد با نظام علیت و معلولیت منطبق است که به دو سلسله منحل مى شود یکى سلسله علل تامه و معلولات آنها که هیچ قابل تغییر و تبدیل نیست و دیگرى سلسله علل ناقصه و معلولهاى آن که این سلسله تغییر و تبدیل مى پذیرد. و گویا طایفه اول از روایات به قضاهاى حتمى جنین و دسته دوم به قضاهاى غیر حتمى او اشاره مى کنند و ما این معنا را نیز توضیح دادیم که حتمیت قضا منافاتى با اختیاریت افعال آدمى ندارد که خواننده عزیز باید متوجه این نکته باشد.
و در کافى به سند خود از سلام بن مستنیر روایت کرده که گفت: از امام ابو جعفر علیه السلام از معناى آیه (مخلقه و غیر مخلقه) پرسش نمودم فرمود: (مخلقه) عبارتند از همان ذره هایى که خدا در پشت آدم قرار داده و از آنها پیمان گرفته و سپس به پشت مردان و رحم زنان روانشان کرد و آنان همان افرادى از انسانهایند که به دنیا مى آیند تا از آن پیمان پرسش شوند، و اما (غیر مخلقه) عبارتند از هر انسانى که خداوند در هنگام خلقت ذره در پشت آدم قرارشان نداد و در نتیجه یا به صورت نطفه هدر رفته از بین مى روند یا اگر هم صورت انسانى به خود بگیرند هنوز به کمال نرسیده و قبل از نفخ روح سقط مى شوند.
مؤلف: در گذشته، یعنى در بحث روایتى که در ذیل آیه ذر در سوره اعراف عنوان کردیم توضیحى براى این حدیث گذشت.
و در تفسیر قمى به سند خود از على بن مغیره از امام صادق، از پدر بزرگوارش نقل کرده که فرمود: وقتى آدمى به سن صد سالگى رسد به (ارذل العمر) رسیده است.
مؤلف: در تفسیر سوره نحل در ذیل آیه هفتم پاره اى روایات در این معنا ذکر کردیم.
و در الدر المنثور است که ابن ابى حاتم و ابن مردویه، به سند صحیح از ابن عباس روایت کرده اند که گفت: مردمى از اعراب بودند که نزد رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم مى آمدند و اسلام مى آوردند، و چون به دیار خود بر مى گشتند اگر آن سالشان سال پر باران و پر حاصل و پر نتاج مى بود مى گفتند: دین ما دین صالحى است و به آن تمسک مى کردند. و اگر آن سالشان سال بى باران و قحطى و مصیبت زا مى بود مى گفتند: این دین که ما اختیار کردیم هیچ خیر و برکتى ندارد، و بدین جهت بود که آیه شریفه (و من الناس من یعبد اللّه على حرف) نازل شد.
مؤلف: این معنا به غیر این، از طریق ابن عباس نیز روایت شده.
و در کافى به سند خود از زراره از امام ابى جعفر علیه السلام روایت کرده که گفت: از آن جناب از معناى کلام خداى عز و جل پرسیدم که مى فرماید: (و من الناس من یعبد اللّه على حرف) فرمود: بله مردمى هستند که خدا را به یگانگى مى پرستند و از پرستش غیر خدا دست بر مى دارند و از شرک بیرون مى شوند، ولى نمى دانند که محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم رسول خدا است. اینها کسانى هستند که خدا را به یک طرف مى پرستند، یعنى با شک در نبوت محمد و حقانیت آنچه آورده، و مى گویند: ما صبر مى کنیم ببینیم اموالمان زیاد مى شود و عافیت در بدن و فرزند مى یابیم، یا نه، اگر اموالمان زیاد شد و خود و فرزندانمان قرین عافیت شدیم آن وقت مى فهمیم که این مرد صادق، و رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم است، و اما اگر نشد به دین سابق خود بر مى گردیم. لذا خداى تعالى درباره آنان مى فرماید: (فان اصابه خیر اطمان به) یعنى اگر عافیتى در دنیاى خود یافت به آن دین اطمینان مى یابد (و ان اصابته فتنه) یعنى اگر دچار بلایى در خود شد (انقلب على وجهه)، با شک خود به سوى شرک قبلیش بر مى گردد (خسر الدنیا و الاخره ذلک هو الخسران المبین یدعوا من دون اللّه ما لا یضره و ما لا ینفعه) فرمود: مقصود از (انقلاب) همین است که مشرک مى شود، و غیر خدا را مى خواند و مى پرستد...
مؤلف این روایت را صدوق در کتاب توحید خود با مختصر اختلافى نقل کرده.
و در الدر المنثور است که فاریابى، عبد بن حمید، ابن جریر، ابن منذر، ابن ابى حاتم، و حاکم - وى حدیث را صحیح دانسته - و ابن مردویه از ابن عباس روایت کرده اند که در ذیل آیه (من کان یظن ان لن ینصره اللّه) گفته: یعنى کسى که بپندارد که خدا، محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم را در دنیا و آخرت یارى نمى کند، (فلیمدد بسبب الى السماء) یعنى طنابى به سقف خانه خود بیاویزد (ثم لیقطع) پس خود را خفه کند تا بمیرد.
مؤلف: هر چند این حرف تفسیرى است از ابن عباس و لیکن در حقیقت معناى شاءن نزول را در بر دارد و به همین جهت ما آن را نقل کردیم.