p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره حاقه

آشنایی با سوره حاقه

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: حاقه
تعداد آیات: 52
تعداد کلمات: 261
تعداد حروف: 1133
ترتیب نزول: 78
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: حاقه از ریشه حق است. و بر آنچه که حق و حقیقت و حتمی است اطلاق میشود.

نامهای دیگر: -

ویژگیهای سوره: در این سوره آیه سوگند در دو آیه (38 و 39) به تمام پدیده های قابل رویت و غیر قابل رویت سوگند یاد میشود که قرآن نه شعر است و نه کهانت بلکه یک کتاب آسمانی و وحی منزل و سخن کریمانه است. تاکید میکند.

موضوعات مطرح شده: بیان عظمت روز قیامت و شدت عذاب آن روز – اشاره به سرنوشت قوم عاد و ثمود و فرعون - تقسیم بندی عموم مردم در روز قیامت – بیان عظمت و استحکام قرآن.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره حاقه
شصت و نهمین سوره قرآن کریم است که مکی و 52 آیه دارد.
حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم فرموده اند: هر کس سوره حاقه را قرائت نماید خداوند در حسابرسی او آسان گیری می کند.
/پاورقی 1. مجمع البیان، ج 10، ص 102./
امام صادق علیه السلام نیز فرموده اند: سوره حاقه را زیاد بخوانید زیرا قرائت آن در نمازهای واجب و مستحب از نشانه های ایمان به خدا و رسول اوست، این سوره درباره امیرالمومنین علی علیه السلام و معاویه نازل شده است دین قاری سوره، از او سلب نخواهد شد تا اینکه خداوند را دیدار کند.
/پاورقی 2. ثواب الاعمال، ص 119./
در روایتی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده ست: هر که یازده آیه از سوره حاقه را بخواند خدای تعالی او را از فتنه دجّال نگاه می دارد و اگر همه سوره را بخواند موجب نورانی شدن او از سر تا پا می شود.
/پاورقی 3. روض الجنان و روح الجنان، ج 19، ص 373./

آثار و برکات تلاوت سوره حاقه
1. محافظت جنین و بالا بردن ضریب هوشی طفل
از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:... اگر سوره حاقه را بنویسند و زن باردار آن را به همراه خود داشته باشد فرزندی که در شکم دارد به اذن خداوند حفظ می شود و اگر آن را بنویسند پس از شستن آب آن را به طفل شیرخوار بدهند تا بنوشد آن طفل دارای حافظه و هوش بسیار می شود...
/پاورقی 4. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 467./
امام صادق علیه السلام نیز در روایتی فرمودند: اگر کودکی از آب نوشته شده سوره حاقه بنوشد بسیار باهوش می شود و خداوند او را به سلامت می دارد و به بهترین شکل رشد و نمو می کند.
/پاورقی 5. همان./
اگر آب شسته شده سوره حاقه را زن بارداری بنوشد طفلش بسیار باهوش و ذکاوت می شود و از آزار دهنده ها و شیاطین حفظ می شود و اگر نوشته آن را زن باردار همراه خود داشته باشد جنین در شکم از هر آفت و سویی حفظ می شود.
/پاورقی 6. المصباح کفعمی، ص 458./

شأن نزول و محتوای سوره حاقه
مباحث این سوره بر سه محور دور می زند. (محور اول) که مهمترین محورهای بحث این سوره است مسائل مربوط به قیامت و بسیاری از خصوصیات آن می باشد، و لذا سه نام از نامهای قیامت یعنی (حاقه) و (قارعه) و (واقعه) در این سوره آمده است. (محور دوم) بحثهائی است که پیرامون سرنوشت اقوام کافر پیشین، مخصوصا قوم عاد و ثمود و فرعون، می باشد که مشتمل بر انذارهای قوی و مؤکدی است برای همه کافران و منکران قیامت. (محور سوم) بحثهائی است پیرامون عظمت قرآن و مقام پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم و کیفر تکذیب کنندگان. فضیلت تلاوت این سوره در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام می خوانیم: من قرا سورة الحاقه حاسبه الله حسابا یسیرا: (کسی که سوره حاقه را بخواند خداوند حساب او را در قیامت آسان می کند). و در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام آمده است: اکثروا من قرائة الحاقة، فان قرائتها فی الفرائض و النوافل من الایمان بالله و رسوله، و لم یسلب قارئها دینه حتی یلقی الله: (سوره حاقه را بسیار تلاوت کنید چرا که قرائت آنها در فرائض و نوافل نشانه ایمان به خدا و رسول او است، و کسی که آن را بخواند دینش محفوظ می ماند تا به لقاالله بپیوندد).
/پاورقی . تفسیر نمونه جلد ۲۴ صفحه ۴۳۴./

داستان سوره حاقه
روایاتی متعدد دال بر اینکه امیرالمؤ منین علیه السلام (اذن واعیه) بوده است
و در همان کتاب است که سعید بن منصور، ابن جریر، ابن منذر، ابن ابی حاتم، و ابن مردویه، از مکحول روایت کرده اند که گفت: وقتی آیه: (و تعیها اذن واعیه) نازل شد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: من از پروردگارم خواستم این اذن واعیه را علی بن ابی طالب قرار دهد، مکحول می گوید: بعد از این دعای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم علی علیه السلام بارها می گفت: هیچ نشد چیزی از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بشنوم و فراموش کنم.
و نیز در همان کتاب است که ابن جریر، ابن ابی حاتم، واحدی، ابن مردویه، ابن عساکر، و ابن النجاری همگی از برده روایت کرده اند که گفت: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به علی فرمود: خدایم دستور فرموده تو را نزدیک کنم و دورت ندارم،و به تو تعلیم دهم و تو فراموش نکنی، و این حق برایت ثابت شده که آنچه را تعلیمت می دهم فرا بگیری، به دنبال این فرمایش آیه (و تعیها اذن واعیه) نازل شد.
و در همان کتاب است که ابو نعیم در کتاب حلیه از علی علیه السلام نقل کرده که گفت: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: یا علی خدا مرا دستور داده که تو را نزدیک کنم، و تعلیمت دهم تا تو فرا بگیری، پس از آن این آیه نازل شد: (و تعیها اذن واعیه) پس ای علی تو هستی اذن واعیه (گوش فرا گیرنده) علم من.
مؤلف: این معنا در تفسیر برهان هم از سعد بن عبدالله آمده که او به سند خود از امام صادق علیه السلام آن را روایت کرده. و نیز از کلینی است که او به سند خود از آن جناب نقل کرده. و نیز از ابن بابویه است که او هم به سند خود از جابر از امام صادق علیه السلام نقل کرده است.
و باز همین مطلب را از ابن شهر آشوب از حلیه الاولیا از عمر بن علی آورده، و از واحدی در کتاب اسباب النزول از بریده آورده، و از ابی القاسم بن حبیب، در تفسیر خود از زربن حبیش از علی علیه السلام نقل کرده است.
و کوتاه سخن اینکه: صاحب غایه المرام این مطلب را از طرق شیعه و سنی در شانزده حدیث آورده. و صاحب تفسیر برهان گفته: محمد بن عباس در این باره سی حدیث از طرق شیعه و سنی آورده است

بحث روایتی (روایاتی راجع به حمله عرش در قیامت، کسانی که کتابشان به دست راست یا چپ داده می شود،....)
در الدر المنثور است که ابن جریر، از ابن زید روایت کرده که گفت: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم در معنای آیه (و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیه) فرمود: امروز عرش خدا را چهار نفر حمل می کنند، و روز قیامت هشت نفر.
مؤلف: در اینکه خدای تعالی حاملین عرش را در آیه شریفه مقید کرده به (یومئذ - امروز) اشعار و بلکه ظهور روشنی است در اینکه هشت نفر بودن حاملان مخصوص آن روز است.
و در تفسیر قمی آمده که امام علیه السلام در حدیثی دیگر فرمود: عرش را هشت نفر حمل می کنند، چهار نفر از اولین و چهار نفر از آخرین، اما چهار نفر اولین عبارتند از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهما السلام، و اما چهار نفر آخرین عبارتند از محمد و علی و حسن و حسین علیهما السلام.
مؤلف: در روایات بسیاری آمده که هشت نفر مخصوص روز قیامت است، و در بعضی آمده که حاملین عرش خدا - با در نظر گرفتن اینکه عرش خدا همان علم او است - چهار نفر از ما هستند و چهار نفر از هر کس که خدا بخواهد.
و در تفسیر عیاشی از ابی بصیر از امام صادق علیه السلام روایت آمده که فرمود: چون روز قیامت بشود هر دسته از مردم به نام امامشان خوانده می شوند، امامی که در عصر آن امام مرده اند، اگر نام امام خود را بدانند و او را به امامت شناخته باشند نامه عملشان به دست راستشان داده می شود، برای اینکه خدای تعالی فرموده: (یوم ندعوا کل اناس بامامهم فمن اوتی کتابه بیمینه فاولئک یقرون کتابهم) و کلمه (یمین) به معنای معرفت و اثبات امام است، چون کتاب او همان امام او است، که می خواند - تا آنجا که امام فرمود - و کسی که امام خود را نشناسد، از اصحاب شمال است، همان کسانی که خدای تعالی درباره شان فرموده: (و اصحاب الشمال ما اصحاب الشمال فی سموم و حمیم و ظل من یحموم...).
مؤلف: و در برخی از روایات، آیه (فاما من اوتی کتابه بیمینه...) بر علی علیه السلام تطبیق شده، و در بعضی بر آن جناب و بر شیعیانش، و همچنین آیه (و اما من اوتی کتابه بشماله...) بر دشمنان آن جناب تطبیق شده، که همه این روایات از باب تطبیق کلی بر مصداق است، نه از باب تفسیر.
و در الدر المنثور است که: حاکم (وی حدیث را صحیح دانسته) از ابی سعید خدری از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم روایت کرده که فرمود: اگر یک دلو از غسلین به روی دنیا بریزند، تمام اهل دنیا را می گنداند.
و در همان کتاب است که بیهقی در کتاب شعب ایمان از صعصعه بن صوحان روایت کرده که گفت مردی بادیه نشین به حضور علی بن ابی طالب رسید، و پرسید: این آیه چه معنا دارد که می فرماید: (لا یاکله الا الخاطون)، با اینکه تمامی مردم خطوه و قدم زدن دارند، علی علیه السلام تبسمی کرد و فرمود: ای اعرابی: (لا یاکله الا الخاطون) نه (الا الخاطون)، مرد عرب عرضه داشت: بله به خدا درست فرمودی ای امیرالمؤ منین، خداوند بنده خود را تسلیم عذاب نمی کند.
آنگاه رو کرد به جانب ابی الاسود و فرمود: عجم ها همه داخل دین شدند، تو برای مردم قاعده ای وضع کن تا به وسیله آن سخن گفتن خود را اصلاح کنند، و غلط حرف نزنند. ابو الاسود هم برایشان حرکت ضمه و نصب و جر را ترسیم کرد، و معین کرد در کجا کلمه با ضمه خوانده شود و کجا با فتحه و کجا با کسره.
و در تفسیر برهان از ابن بابویه نقل کرده که در کتاب (الدروع الواقعیه) از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم روایت کرده که در ضمن حدیثی فرمود: اگر یک ذراع از آن سلسله ای که خدا در کتاب خود یادآور شده بر روی همه کوههای دنیا بگذارند، از شدت حرارت آن آب می شوند.