p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره حجر

آشنایی با سوره حجر

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: حجر
تعداد آیات: 99
تعداد کلمات: 658
تعداد حروف: 2881
ترتیب نزول: 54
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: نام این سوره از داستان اصحاب حجر گرفته شده است.

نامهای دیگر: -

ویژگیهای سوره: داستان قوم حجر را بطور شفاف بازگو میکند. (آیه 80 تا 84)

موضوعات مطرح شده: گزارش داستان هولناک و عبرت انگیز قوم حجر – نقل داستان حضرت ابراهیم (ع) – و حضرت لوط (ع) – پاداش نیکان و کیفر بدکاران.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره حجر
حجر نام قومى است که بعضى آن را بر قوم ثمود منطبق کرده اند و یا آنان را از بقایاى ثمود به شمار آورده اند. حجر نام پانزدهمین سوره قرآن مجید است که این نام از آیه 80 این سوره گرفته شده است. دراین سوره قصه اصحاب حجر به صورت مختصر ذکر گشته است. سوره حجر99 آیه دارد ودر مکه نازل شده است.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: هر کس سوره حجر را بخواند به عدد مهاجران و انصار و آنهایی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را مورد مسخره قرار می دادند خداوند به او ده حسنه و پاداش عنایت می کند.
عن أبى عبدالله علیه السلام قال: من قرأ سورة إبراهیم و الحجر فى رکعتین جمیعاً فى کل جمعة لم یصبه فقر أبداً و لا جنون و لابلو1 امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس سوره ابراهیم و حجر را در رکعت اول و دوم نماز در هر جمعه یکبار بخواند تنگدستى و نیاز و دیوانگى و بلاهاى دیگر بدو نرسد.

آثار و برکات تلاوت سوره حجر
1. جهت رونق در کسب و کار
روایت از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم: اگر کسی این سوره را نوشته و بر بازویش ببندد و شغل او خرید و فروش باشد کار او رونق یافته و مردم علاقمند به معامله با او می شوند و به اذن خداوند تا وقتی این نوشته بر بازویش باشد روزی اش فراوان است.

2. جهت زیاد شدن شیرِ زن
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که این سوره را با زعفران بنویسد و آن را به زنی کم شیر بنوشاند، شیرش فراوان گردد....

شأن نزول و محتوای سوره حجر
سوره حجر بنا بر مشهور میان مفسران از سوره های مکی است، و بنا به نقل از فهرست ابن ندیم در تاریخ القرآن پنجاه و دومین سوره ای است که در سرزمین مکه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است و مجموع آیات آن به اتفاق همه مفسران 99 آیه است.
به همین دلیل همان آهنگ و لحن سوره های مکی کاملا در آن منعکس است، زیرا همانگونه که سابقا گفته ایم سوره های مکی بیشتر روی چند موضوع تکیه می کند: روی معارف اسلامی مخصوصا توحید و معاد و روی انذار مشرکان و گنهکاران و ستمگران، و روی درسهای عبرتی که در تاریخ پیشینیان وجود داشته است.
لذا می توان محتوای این سوره را در هفت بخش خلاصه کرد:
1. آیات مربوط به مبدا عالم هستی و ایمان به او از طریق مطالعه در اسرار آفرینش.
2. آیات مربوط به معاد و کیفر بدکاران.
3. اهمیت قرآن و عظمت این کتاب آسمانی.
4. داستان آفرینش آدم و سرکشی ابلیس و سرانجام کار او، و به عنوان یک هشدار و بیدار باش برای همه انسانها!
5. اشاره به سرگذشت اقوامی همچون قوم لوط و صالح و شعیب، برای تکمیل این هشدار.
6. انذار و بشارت و اندرزهای مؤ ثر و تهدیدهای کوبنده و تشویقهای جالب.
7. دعوت از پیامبر به مقاومت و دلداری او در برابر توطئه های شدید مخالفان که مخصوصا در محیط مکه بسیار زیاد و خطرناک بود.
نام این سوره از آیه هشتادم که درباره اصحاب حجر (قوم صالح) سخن می گوید انتخاب شده است، چرا که در این سوره پنج آیه درباره اصحاب حجر است، و تنها سوره ای است که از قوم صالح به عنوان اصحاب حجر نام می برد، که شرح آن در تفسیر آیات 80 تا 84 به خواست خدا خواهد آمد.

داستان سوره حجر
داستان لوط و قومش در قرآن
لوط علیه السلام از کلدانیان بود که در سرزمین بابل زندگى مى کردند و آن جناب از اولین کسانى بود که در ایمان آوردن به ابراهیم علیه السلام گوى سبقت را ربوده بود، او به ابراهیم ایمان آورد و گفت: (انى مهاجر الى ربى). در نتیجه خداى تعالى او را با ابراهیم نجات داده به سرزمین فلسطین، (ارض مقدس) روانه کرد: (و نجینا و لوطا الى الارض التى بارکنا فیها للعالمین). پس لوط در بعضى از بلاد آن سرزمین منزل کرد، (که بنا به بعضى از روایات و بنا به گفته تاریخ و تورات آن شهر سدوم بوده).
مردم این شهر و آبادیها و شهرهاى اطراف آن که خداى تعالى آنها را در سوره توبه آیه 70 مؤ تفکات خوانده، بت مى پرستیدند و به عمل فاحشه لواط مرتکب مى شدند و این قوم اولین قوم از اقوام و نژادهاى بشر بودند که این عمل در بینشان شایع گشت، و شیوع آن به حدى رسیده بود که در مجالس عمومیشان آن را مرتکب مى شدند، تا آنکه رفته رفته عمل فاحشه سنت قومى آنان شد و عام البلوى گردید و همه بدان مبتلا گشته، زنان بکلى متروک شدند و راه تناسل را بستند.
لذا خداى تعالى لوط را به سوى ایشان گسیل داشت. و آن جناب ایشان را به ترس از خدا و ترک فحشاء و برگشتن به طریق فطرت دعوت کرد و انذار و تهدیدشان نمود ولى جز بیشتر شدن سرکشى و طغیان آنان ثمرهاى حاصل نگشت و جز این پاسخش ندادند که اینقدر ما را تهدید مکن اگر راست میگویى عذاب خدا را بیاور، و به این هم اکتفاء ننموده تهدیدش کردند که: (لئن لم تنته یا لوط لتکونن من المخرجین اگر اى لوط دست از دعوتت بر ندارى تو را از شهرمان خارج خواهیم کرد) و کار را از صرف تهدید گذرانده، به یکدیگر گفتند: خاندان لوط را از قریه خود خارج کنید که آنها مردمى هستند که مى خواهند از عمل لواط پاک باشند.