p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره آل عمران

آشنایی با سوره آل عمران

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: آل عمران
تعداد آیات: 200
تعداد کلمات: 3588
تعداد حروف: 14584
ترتیب نزول: 89
محل نزول: مدینه منوره

معانی نام سوره: نام عمران در مورد دو نفر از اجداد پیامبران پیشین، یکی پدر حضرت موسی (ع) و دیگری جد حضرت عیسی (ع) پدر حضرت مریم (س) میباشد.

نامهای دیگر: طیبه

ویژگیهای سوره: شرح جریان سه ولادت حضرت یحیی (ع)، حضرت مریم (س) و حضرت عیسی (ع)

موضوعات مطرح شده: مردم شناسی و جامعه شناسی

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره آل عمران
پرسش: سوره آل عمران‏: این سوره در مدینه نازل شده و دارای 200 آیه است‏ و محتوی آن را میتوان به چندین بخش تقسیم کرد:
1. بخش مهمی از این سوره از توحید و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامی بحث می ‏کند.
2. بخش دیگری پیرامون جهاد و دستورات مهم آن و حیات جاویدان شهیدان راه خدا همچنین درسهای عبرتی که در دو غزوه بدر و احد بود سخن می‏ گوید.
3. در قسمتی از این سوره، به یک سلسله احکام اسلامی در زمینه لزوم وحدت صفوف مسلمین و خانه کعبه و فریضه حج و امر بمعروف و نهی از منکر و تولی و تبری و مسأله امانت، و انفاق در راه خدا، ترک دروغ و مقاومت و پایمردی در مقابل دشمن و صبر و شکیبایی در مقابل مشکلات و آزمایشهای مختلف الهی و ذکر خداوند در هر حال، اشارات پرمعنایی شده است.
4. برای تکمیل این بحثها، بخشی از تاریخ انبیاء از جمله آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و سایر انبیاء علیهم السّلام و داستان مریم و مقامات این زن بزرگ نیز ذکر شده است.
در مورد فضیلت این سوره در حدیثی از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله می‏خوانیم: من قرء سورة آل عمران اعطی بکلّ آیة منها امانا علی جسر جهنّم: هر کس سوره آل عمران را بخواند به تعداد آیات آن، امانی بر پل دوزخ به او می ‏دهند.

شأن نزول و محتوای سوره آل عمران
بعضی از مفسران می ‏گویند: هشتاد و چند آیه از این سوره در باره فرستادگان و مسیحیان نجران نازل شده است. فرستادگان شصت نفر بودند که چهارده نفر آنان از اشراف و برجستگان نجران محسوب می‏ شدند، سه نفر از این چهارده نفر سمت ریاست داشتند و مسیحیان آن سامان در کارها و مشکلات خود به آن سه نفر مراجعه می ‏کردند. این گروه شصت نفری در لباس مردان قبیله بنی کعب به مدینه آمدند و به مسجد پیامبر صلّی اللّه علیه و آله وارد شدند، موقعی که آنها وارد مسجد شدند، هنگام نمازشان بود، طبق مراسم خود، ناقوس را نواختند و مشغول نماز شدند. پس از نماز عاقب و سید که اولی امیر و رئیس قوم خود محسوب می‏ شد و دیگری سرپرست تشریفات و تنظیم برنامه سفر و مورد اعتماد مسیحیان بود خدمت پیامبر رسیدند و با او آغاز سخن کردند پیامبر صلّی اللّه علیه و آله به آنها پیشنهاد کرد: به آیین اسلام در آیید و در پیشگاه خداوند تسلیم گردید.
عاقب و سید گفتند: ما پیش از تو اسلام آورده و تسلیم خداوند شده‏ایم! پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: شما چگونه بر آیین حق هستید، با اینکه اعمالتان حاکی از این است که تسلیم خداوند نیستید، چه اینکه برای خدا فرزند قائلید و عیسی را پسر خدا می ‏دانید، و صلیب را عبادت و پرستش می‏کنید و گوشت خوک می ‏خورید، با این که تمام این امور مخالف آیین حق است! عاقب و سید گفتند: اگر عیسی پسر خدا نیست، پس پدرش که بوده است؟
پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: آیا شما قبول دارید که هر پسری شباهتی به پدر خود دارد؟
گفتند آری. فرمود: آیا این طور نیست که خدای ما به هر چیزی، احاطه دارد و قیوم است و روزی موجودات با اوست، گفتند: آری، همین طور است، فرمود: آیا عیسی این اوصاف را داشت، گفتند: نه. فرمود: آیا چنین نیست که عیسی را مادرش مانند سایر کودکان در رحم حمل کرد، و بعد همچون مادرهای دیگر، او را به دنیا آورد؟ و عیسی پس از ولادت، چون اطفال دیگر غذا می ‏خورد! گفتند:
آری چنین بود. فرمود: پس چگونه عیسی پسر خداست با این که هیچ گونه شباهتی به پدرش ندارد؟ سخن که به اینجا رسید، همگی خاموش شدند، در این هنگام، هشتاد و چند آیه از اوایل این سوره برای توضیح معارف و برنامه‏های اسلام نازل گردید.

یکی از مشخصات بارز این سوره- که در قریب به پنجاه آیه ( یعنی ایه 121 تا 165) جلب نظر می کند عبارت است از:
توصیف غزوه احد، و ثبت و ضبط رویدادهای مربوط به آن، و ارائه درسها وعبرتها در لابلای آن.
به دنبال توصیف از غزوه احد، بیان و گزارشی راجع به فضیلت شهادت و منزلت شهداء در پیشگاه پروردگار- طی آیاتی جلب نظر می کند، و قضیه و داستانی از غزوه حمراء الاسد و دعوت مردم به صبر و ثبات و پایداری نیز ضمن آیاتی از این سوره مطرح شده است. در پایان سوره تصویر و تابلوی جالبی از دعاء مومنین و استجابت این دعا از سوی پروردگار جهان ترسیم گردیده است. این سوره در سال سوم هجرت پس از جنگ احد، در مدینه نازل شد.

وجه تسمیه سوره آل عمران
عمران نام سه نفر از اشخاص مشهور بوده است: نام پدرحضرت موسی علیه السلام، پدر حضرت مریم علیه السلام و پدر حضرت علی علیه السلام که بیشتر به ابوطالب مشهور بوده است. ولی در این سوره ببیشتر منظور از آل عمران، پدر حضرت مریم و همسرش و حضرت مریم علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام است. این کلمه دو بار در این سوره به کار رفته است.
سوره آل عمران یاد آور طبقات و رده هائی از انسانها است که خداوند متعال آنها را از میان جامعه بشری گزینش و انتخاب کرده است، و اینان عبارتند از: آدم، نوح، آل ابراهیم و آل عمران.

اهداف و مقاصد سوره آل عمران
سراسر آیات سوره آل عمران، مدنی است، اما نباید آنرا ازسوره های نخستینی دانست که در مدینه نازل شدند، چرا که این سوره پس از گذر مدتی طولانی که مسلمین طی این مدت در مدینه به سر بردند نازل گردید. ضمن همین مدت طولانی بود که رویدادهای مربوط به فتح و پیروزی و یا هزیمت و شکست مسلمین، دگرگونی مطلوبی در حالاتشان به ارمغان آورده، و اوضاع را متحول ساخت. مسلمین آشکار با اهل کتاب حشر و نشر داشتند و میان آنها در زمینه دعوت اسلامی و احکام و تعالیم اسلام منازعات و احتجاجاتی جریان یافت. در سوره آل عمران همانطور که در آغاز امر یادآوری شد از غزوات بدر و احد و حمراء الاسد و بدر اخیر که در شعبان سال چهارم هجری روی داد، سخن رفته است. سوره مزبور پس از سوره انفال نازل گردید

نبی اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس سوره آل عمران را بخواند به تعداد آیات آن، امانی بر پل دوزخ به او می دهند.
/پاورقی . (برگزیده تفسیر نمونه ج۱ ص۲۵۹)./
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس سوره آل عمران را بخواند روز قیامت همراه او وروی سرش سایه ای خواهد بود.
/پاورقی . (نور الثقلین ج۱ ص۲۶)./
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس سوره آل عمران را در روز جمعه بخواند تا وقتی که خورشید غروب کند خدا و فرشتگان برای او درود می فرستند.
و نیز فرمودند: هر که در شب آیات آخر سوره آل عمران را بخواند این گونه است که همه آن شب را عبادت کرده است.
و نیز در روایتی دیگر از ایشان آمده است: هر که شب جمعه سوره آل عمران را بخواند فردای قیامت او را دو پرده دهند تا چون برق از پل صراط بگذرد.

آثار و برکات تلاوت سوره آل عمران
اگر آیه ۸ این سوره را بجای دردناک بخوانند شفا یابد: ربنا لا تزغ قلوبنا
چون کسی از خانه خارج شود آیات آخر سوره آل عمران و قدر و حمد و آیة الکرسی را بخواند که موجب بر آمدن حاجتهای دنیا و آخرت است. برای گشایش کارها باید هر روز ۳۵۰ بار آیه ۷۳ قل ان الفضل بید الله یؤتیه من یشاء و الله واسع علیم را بخواند. حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر سوره آل عمران را با زعفران بنویسد و به گردن کسی که می خواهد بچه دار شود آویزان کند به اجازه خدای متعال بچه دار می شود و اگر حامله شد ولی با سختی فرزند او متولد می شود، این کار موجب آسانی زایمان او می شود.
/پاورقی . ( برهان ج۱ص۲۶۹)./
1. بخش مهمى از این سوره از توحید و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامى بحث مى کند.
2. بخش دیگرى پیرامون جهاد و دستورات مهم آن و حیات جاویدان شهیدان راه خدا همچنین درسهاى عبرتى که در دو غزوه بدر و احد بود سخن مى گوید.
3. در قسمتى از این سوره، به یک سلسله احکام اسلامى در زمینه لزوم وحدت صفوف مسلمین و خانه کعبه و فریضه حج و امر به معروف و نهى از منکر وتولى و تبرى و مساله امانت، و انفاق در راه خدا، ترک دروغ و مقاومت و پای مردى درمقابل دشمن و صبر و شکیبایى در مقابل مشکلات و آزمایشهاى مختلف الهى و ذکر خداوند در هر حال، اشارات پر معنایى شده است.
4. براى تکمیل این بحثها، بخشى از تاریخ انبیا از جمله آدم و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و سایر انبیا علیه السلام و داستان مریم و مقامات این زن بزرگ نیز ذکرشده است.
در مورد فضیلت این سوره در حدیثى از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله مى خوانیم: من قرسورة آل عمران اعطى بکل آیة منها امانا على جسر جهنم: هر کس سوره آل عمران را بخواند به تعداد آیات آن، امانى بر پل دوزخ به او مى دهند.

بعضى از مفسران مى گویند: هشتاد و چند آیه از این سوره در باره فرستادگان و مسیحیان نجران نازل شده است.
فرستادگان شصت نفر بودند که چهارده نفر آنان از اشراف و برجستگان نجران محسوب مى شدند، سه نفر از این چهارده نفر سمت ریاست داشتند ومسیحیان آن سامان در کارها و مشکلات خود به آن سه نفر مراجعه مى کردند.
این گروه شصت نفرى در لباس مردان قبیله بنى کعب به مدینه آمدند و به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدند، موقعى که آنها وارد مسجد شدند، هنگام نمازشان بود، طبق مراسم خود، ناقوس را نواختند و مشغول نماز شدند پس از نماز عاقب و سید که اولى امیر و رئیس قوم خود محسوب مى شد و دیگرى سرپرست تشریفات و تنظیم برنامه سفر و مورد اعتماد مسیحیان بود خدمت پیامبر رسیدند وبا او آغاز سخن کردند پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها پیشنهاد کرد: به آیین اسلام درآیید و درپیشگاه خداوند تسلیم گردید.
عاقب و سید گفتند: ما پیش از تو اسلام آورده و تسلیم خداوند شده ایم ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: شما چگونه بر آیین حق هستید، با اینکه اعمالتان حاکى از این است که تسلیم خداوند نیستید، چه اینکه براى خدا فرزند قائلید و عیسى را پسر خدا مى دانید، و صلیب را عبادت و پرستش مى کنید و گوشت خوک مى خورید، با این که تمام این امور مخالف آیین حق است ! عاقب و سید گفتند: اگر عیسى پسر خدا نیست، پس پدرش که بوده است ؟پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا شما قبول دارید که هر پسرى شباهتى به پدر خود دارد؟گفتند آرى فرمود: آیا اینطور نیست که خداى ما به هر چیزى، احاطه دارد و قیوم است و روزى موجودات با اوست، گفتند: آرى، همین طور است، فرمود: آیا عیسى این اوصاف را داشت، گفتند: نه فرمود: آیا چنین نیست که عیسى را مادرش مانندسایر کودکان در رحم حمل کرد، و بعد همچون مادرهاى دیگر، او را به دنیا آورد؟ وعیسى پس از ولادت، چون اطفال دیگر غذا مى خورد ! گفتند: آرى چنین بودفرمود: پس چگونه عیسى پسر خداست با این که هیچ گونه شباهتى به پدرش ندارد؟ سخن که به اینجا رسید، همگى خاموش شدند، در این هنگام، هشتاد و چندآیه از اوایل این سوره براى توضیح معارف و برنامه هاى اسلام نازل گردید.
تفسیر
باز در آغاز این سوره به حروف مقطعه برخورد مى کنیم (الم) در باره حروف مقطعه قرآن، در اول سوره بقره، توضیحات لازم گفته شد که نیازى به تکرارآن نیست.
(آیه 2) در این آیه مى فرماید: خداوند تنها معبود یگانه یکتاى جاویدان وپایدار است که همه چیز به وجود او بستگى دارد (اللّه لا اله الا هو الحى القیوم) شرح و تفسیر این آیه در سوره بقره آیه 255 گذشت.
(آیه 3) در این آیه خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مى فرماید: خداوندى که پاینده و قیوم است قرآن را بر تو فرستاد که با نشانه هاى کتب آسمانى پیشین کاملاتطبیق مى کند همان خدایى که تورات و انجیل را پیش از قرآن براى راهنمایى وهدایت بشر نازل کرد (نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه وانزل التوریة والا نجیل من قبل هدى للناس).
(آیه 4) سپس مى افزاید: همچنین قرآن را که حق را از باطل جدا مى سازدنازل کرد (وانزل الفرقان).
سپس مى افزاید: بعد از اتمام حجت و نزول آیات از سوى خداوند و گواهى فطرت و عقل بر صدق دعوت پیامبران، راهى جز مجازات نیست، و لذا در آیه مورد بحث به دنبال بحثى که در باره حقانیت پیامبر صلی الله علیه و آله و قرآن مجید گذشت مى فرماید: کسانى که به آیات خدا کافر شدند کیفر شدیدى دارند (ان الذین کفروابیات اللّه لهم عذاب شدید).
و براى روشن ساختن این که، توانایى خداوند بر تحقق بخشیدن تهدیداتش اى تردید نیست، مى افزاید: خداوند توانا و صاحب انتقام است (واللّه عزیزذوانتقام).
(آیه 5) این آیه در حقیقت، تکمیل آیات قبل است، مى فرماید: هیچ چیزدر زمین و آسمان بر خدا مخفى نمى ماند (ان اللّه لا یخفى علیه شى فى الا رض ولا فى السما).
چگونه ممکن است چیزى بر او مخفى بماند در حالى که او در همه جاحاضر و ناظر است و به حکم این که وجودش از هر نظر بى پایان و نامحدود است جایى از او خالى نیست و به ما از خود ما نزدیکتر است، بنابراین در عین این که محل و مکانى ندارد به همه چیز احاطه دارد و این احاطه به معنى علم و آگاهى اوبر همه چیز است.
(آیه 6) سپس به گوشه اى از علم و قدرت خود که در حقیقت یکى ازشاهکارهاى عالم آفرینش و از مظاهر بارز علم و قدرت خداست اشاره کرده است مى فرماید: او کسى است که شما را در رحم (مادران) آن گونه که مى خواهد تصویرمى کند (هوالذى یصورکم فى الا رحام کیف یشا) آرى! هیچ معبودى جز آن خداوند توانا و حکیم نیست (لا اله الا هوالعزیز الحکیم).
صورتبندى انسان در شکم مادر و نقش بر آب زدن در آن محیط تاریک ظلمانى آن هم نقشهاى بدیع و عجیب و پى درپى، راستى شگفت آور است، مخصوصا با آن همه تنوعى که از نظر شکل و صورت و جنسیت و انواع استعدادهاى متفاوت و صفات مختلف وجود دارد و اگر مى بینیم معبودى جز اونیست به خاطر همین است، که شایسته عبودیت جز ذات پاک او نمى باشد.
آیه 7 شان نزول: در حدیثى از امام باقر علیه السلام نقل شده که: چند نفر از یهود به اتفاق حى بن اخطب و برادرش خدمت پیامبراسلام صلی الله علیه و آله آمدند و حروف مقطعه الم را دستاویز خود قرار داده گفتند: طبق حساب ابجد الف مساوى یک و لام مساوى 30 و میم مساوى 40 مى باشد و به این ترتیب خبر داده اى که، دوران بقاى امت تو بیش از هفتاد و یک سال نیست.
پیامبر صلی الله علیه و آله براى جلوگیرى از سؤاستفاده آنها فرمود: شما چرا تنها الم رامحاسبه کرده اید مگر در قرآن المص والر و سایر حروف مقطعه نیست، اگر این حروف اشاره به مدت بقا امت من باشد چرا همه را محاسبه نمى کنید؟ (در صورتى که منظور از این حروف چیز دیگرى است) سپس آیه مورد بحث نازل شد.

داستان سوره آل عمران
زکریا و درخواست فرزند
زکریا علیه السلام یکى از پیامبران الهى است که عمر با برکت خویش را در راه دعوت به خدا پرستى و خدمت در بیت المقدس سپرى نمود. وى آرزومند بود خداوند به او پسرى مرحمت کند تا پس از او رسالت پدر را استمرار بخشد و قوم او به گمراهى نیفتند؛ زیرا نشانه هاى گمراهى میان آنان هویدا بود، ولى پیرى و سالخوردگى حضرت و نازایى همسر سالخورده اش امید و آرزوى فرزند داشتن او را کاهش مى داد، اما زکریا که به پروردگار خویش ایمان داشت، مى دانست هیچ مانعى نمى تواند در برابر قدرت الهى عرض اندام کند. روزى در معبد، بر مریم وارد شد - چه این که مریم شب و روز خود را در آن جا مى گذراند - در برابر او خوراک و آشامیدنى و میوه هاى غیر فصلى ملاحظه کرد، از او پرسید اینها را از کجا آورده اى؟ پاسخ داد: اینها از نزد پروردگارى است که به هر که خواهد بى اندازه نعمت مى دهد. وقتى زکریا این نشانه هاى بارز قدرت الهى و احترامى را که به مریم پارسا و تنها عنایت کرده بود، مشاهده نمود، او را بر این داشت که با پروردگار خود مناجات کند و عرضه بدارد: پروردگارا، من پیر و سالخورده گشته ام و استخوان هایم ضعیف و ناتوان شده و موى سرم سپید گشته است، آرزو و امید بسیار دارم که دعایم را بپذیرى و به من فرزندى عنایت کنى، چه این که من خود را از عطاى بى انتهاى تو هرگز محروم ندانسته، بلکه با استجابت دعایم انتظار سعادتمندى دارم. پروردگارا، من به جهت خواسته دنیوى و صرف علاقه به فرزند به درگاهت دعا نکردم، اما ملاحظه مى کنم که خویشاوندان من به تبهکارترین مردم تبدیل شده اند و مطمئن نیستم پس از من احکام دین را به پاداشته و میان مردم به عدالت رفتار کنند، ولى پروردگارا با وجود نازایى همسرم، تو قادرى که دعایم را مستجاب گردانى و به من پسرى عنایت کنى تا علم و دانش و دین را از من و ملک و پادشاهى را از آل یعقوب به ارث برد و او را مورد خرسندى خویش قرار ده. کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم أنى لک هذا قالت هو من عند الله إن الله یرزق من یشاء بغیر حساب هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لى من لدنک ذریة طیبة إنک سمیع الدعاء (آل عمران آیات 37) ترجمه: هر گاه زکریا در مکان عبادت بر مریم وارد مى شد، طعامى را نزدش ملاحظه مى کرد، گفت: اى مریم، این خوراکى ها را از کجا آورده اى؟ گفت: اینها از نزد خدایند، خداوند به هر که خواهد بى حساب روزى مى دهد.

سخن و دعای زکریا علیه السلام به درگاه خداوند
خداوند می فرماید: هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لى من لدنک ذریة طیبة إنک سمیع الدعاء (آل عمران آیات 38) ترجمه: اینجا بود که زکریا پروردگار خویش را خواند و عرضه داشت: پروردگارا، از پیشگاه خودت به من فرزندانى پاک سرشت عنایت کن، به راستى که تو دعا را مى شنوى و مستجاب مى گردانى. همسر زکریا و مادر مریم خواهر یکدیگر بودند و اتفاقا هر دو در آغاز، نازا و عقیم بودند، هنگامى که مادر مریم از لطف پروردگار، صاحب چنین فرزند شایسته اى شد و زکریا اخلاص و سایر ویژگیهاى شگفت آور او را دید، آرزو کرد که او هم صاحب فرزندى پاک و با تقوا همچون مریم شود، فرزندى که چهره اش آیت و عظمت خداوند گردد، و با اینکه سالیان درازى از عمر او و همسرش گذشته بود، و از نظر معیارهاى طبیعى بسیار بعید به نظر مى رسید که صاحب فرزندى شود، ولى ایمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود میوه هاى تازه در غیر فصل، در کنار محراب عبادت مریم، قلب او را لبریز از امید ساخت که شاید در فصل پیرى، میوه فرزند بر شاخسار وجودش آشکار شود، به همین دلیل هنگامى که مشغول نیایش بود از خداوند تقاضاى فرزند کرد، و آن گونه که قرآن در نخستین آیه فوق مى گوید: در این هنگام زکریا پروردگار خویش را خواند و گفت: پروردگارا! فرزند پاکیزه اى از سوى خودت به من (نیز) عطا فرما که تو دعا را مى شنوى و اجابت مى کنى.

دیدگاه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی می فرماید: انگیزه زکریا از اینکه گفت: رب هب لی من لدنک ذریة طیبة این بود که در این درخواست کرامتى بود که از خداى تعالى در باره خصوص مریم مشاهده کرد، کرامتى که دلش را از امید پر کرده و اختیار را از دستش ربود و وادارش ساخت که چنین درخواست عظیم و کرامت مهمى را بکند، لذا باید گفت: منظورش از ذریه طیبه فرزندى بوده که نزد خدا کرامتى شبیه به کرامت مریم و شخصیتى چون او داشته باشد، و به همین جهت است که خداى تعالى عین همین درخواست را در باره اش مستجاب نمود، یحیى علیه السلام را باو داد که شبیه ترین انبیا به عیسى علیه السلام است و جامع ترین پیغمبرى است که همه صفات کمال و کرامتهاى موجود در مریم و عیسى را واجد بود، و بخاطر همین جامعیت فرزند زکریا بود، خدا او را یحیى نامید و در باره اش فرمود: مصدقا بکلمة من الله و سیدا و حصورا و نبیا من الصالحین و این صفات نزدیکترین صفات است براى انسانى که شبیه به مریم و فرزندش عیسى علیه السلام باشد. همین ماجرای دعا و سخن گفتن و درخواست زکریا از خداوند در سوره مریم نیز ذکر شده است ذکر رحمة ربک عبده زکریا إذ نادى ربه نداءا خفیا قال رب إنى وهن العظم منى واشتعل الرأس شیبا ولم أکن بدعائک رب شقیا و إنى خفت الموالى من ورائى وکانت امرأتى عاقرا فهب لى من لدنک ولیا یرثنى ویرث من آل یعقوب واجعله رب رضیا (مریم آیات 2 - 6) ترجمه: پروردگار تو از رحمت خویش بر بنده اش زکریا سخن مى گوید، آن گاه که زکریا خداى خود را نهانى خواند و عرض کرد: پروردگارا، استخوان هایم سست گشته و پیرى مویم را سپید نموده است، ولى من هیچ گاه از عطاى تو محروم نبوده ام. بار خدایا، من از این وارثان کنونى بیمناکم که راه باطل پویند و همسرم نیز نازاست، از پیشگاه خود به من جانشینى شایسته عنایت کن که وارث من و همه آل یعقوب باشد، خداوندا، او را وارثى پسندیده و صالح مقرر دار. علامه طباطبایی می فرماید: در اینجا حضرت زکریا زمینه چینی برای درخواست بزرگی از خدا می کند. مراد از رحمت، استجابت دعاى زکریا به وسیله خداى سبحان است که تفصیل آن از جمله إذ نادى ربه شروع شده. إذ نادى ربه نداء خفیا. ظرف اذ متعلق است به جمله رحمة ربک و کلمه نداء و همچنین مناداة به معناى صدا زدن به آواز بلند است، در مقابل مناجات که به معناى آهسته صدا زدن است. شاید گفته شود: اگر نداء به این معنا است پس چرا خداى تعالى آن را با وصف خفى توصیف کرد؟ در پاسخ باید گفت: منافاتى ندارد، زیرا ممکن است همین دعوت با صداى بلند در جایى صورت گیرد که احدى آن را نشنود، مانند بیابان و امثال آن، بعضى گفته اند: توجه، در تعبیر به نداء این است که حضرت زکریا خود را از خدا دور تصور کرده، و خواسته است رعایت این ادب را بکند که گناهان و بدیهایش او را از خدا دور کرده است، هم چنان که حال هر کسى که از عذاب خدا بترسد همین طور است که خود را دور مى بیند. قال رب إنی وهن العظم منی گفت پروردگارا! من از پیرى استخوانم سست گردیده است. این آیه زمینه چینى مى کند براى درخواستى که بعدا از زکریا نقل مى نماید که گفت: فهب لی من لدنک ولیا. مرا از نزد خود فرزندى عطا کن. اگر کلمه رب را جلوتر آورد خواسته در مقدمه دعا، دریاى رحمت خدا را به خروش آورد و بعد دعا کند. و اگر با کلمه ان مطلب خود را تاکید کرد براى این است که برساند حاجتش به داشتن فرزند حاجتى است مبرم و حیاتى. و کلمه وهن به معناى ضعف و نقصان نیرو است. و اگر این ضعف خود را به استخوانهایش اختصاص داد براى این است که آدمى در تمامى حرکتها و سکونهایش بر آن قرار مى گیرد. و اگر نگفت استخوانهایم و یا استخوانم براى این است که ضعف را به جنس استخوان نسبت دهد، و هم اینکه این ابهامی باشد براى توضیح بعدی. که جمله و اشتعل الرأس شیبا و سرم سفید شده است اشتعال به معناى انتشار زبانه آتش و سرایت آن است، در هر چیزى که قابل احتراق باشد. درکتاب مجمع البیان گفته: جمله و اشتعل الرأس شیبا از بهترین استعارات است، و معنایش این است که سفیدى موى در سر من منتشر شده آن چنان که شعاع آتش منتشر مى شود، و کانه منظور از شعاع آتش همان زبانه آن است و لم أکن بدعائک رب شقیا و در زمینه خواندن تو اى پروردگار بى بهره نبوده ام شقاوت خلاف سعادت است، و گویا منظور از آن محرومیت از خیر است که یا لازمه شقاوت است و یا خود آن. کلمه بدعائک متعلق به شقى است، و باء آن باء سببیت و یا به معناى فى است. و معناى آیه این است که: پروردگارا! من همواره به سبب دعاى خود قرین سعادت بوده ام و هر وقت تو را مى خواندم اجابتم مى فرمودى، بدون اینکه مرا شقى و محروم سازى. و یا این است که: پروردگارا من هیچ وقت در دعاى خود از ناحیه تو محروم و ناامید نبوده ام، مرا به اجابت کردنت عادت داده اى و هر وقت تو را مى خواندم قبول مى نمودى. و إنی خفت الموالی من ورائی و کانت امرأتی عاقرا. تتمه تمهید و زمینه چینى است که قبل از دعاى خود کرده. و منظور از موالى عموها و پسر عموها هستند. بعضى گفته اند منظور از موالى نسب اصلی (پدر ومادر وفرزندان) است، و بعضى دیگر گفته اند (همه فامیل بغیرازپدرومادر وفرزندان) است. و بعضى گفته اند تنها پسر عموها است، و بعضى گفته اند که منظور ورثه است. و به هر حال، به هر معنا که باشد غیر اولاد اصلی است. و مقصود از اینکه گفت از موالى مى ترسم این است که از عمل موالى مى ترسم. و مقصود از من ورائى بعد از مرگ است. و خلاصه اینکه حضرت زکریا مى ترسیده از اینکه از دنیا برود و نسلى که وارث او باشند، نداشته باشد، و این کنایه از همان بى اولاد مردن است. کلمه عاقر در جمله و کانت امرأتی عاقرا به معناى زن نازا است، و مرد عاقر آن مردى را گویند که فرزنددار نشده باشد. و اینکه چنین تعبیر کرده که همسرم عاقر است خود دلالت مى کند بر اینکه همسرش علاوه بر اینکه تا آن روز که این دعا را مى کرده فرزند نیاورده از سن فرزنددار شدن هم گذشته بوده است.
مجموع کلام و إنی خفت الموالی... عاقرا فصل واحدى از داستان است، و این معنا را مى رساند که چون همسرم عاقر است جا دارد که از ورثه بعد از خودم بترسم. پس مجموع زمینه چینى هایى که آن جناب براى دعاى خود کرده است به دو بخش بر مى گردد: اول اینکه خداى عزوجل او را در طول زندگیش و تا روزى که پیرى سالخورده شده به استجابت دعا عادت داده. دوم اینکه او از ورثه بعد از مرگش مى ترسد، چون همسرش عاقر است. و ممکن است کلام را به سه بخش تقسیم نمود، به اینکه پیرى خودش را یک بخش و عاقر بودن همسرش را بخش مستقل دیگرى شمرد.

درخواست فرزند از خداوند
خداوند این درخواست را اینگونه بازگو می نماید: فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب و اجعله رب رضیا ( مریم، 6) ترجمه: پس مرا از جانب خود فرزندى عطا کن. که هم وارث من باشد و هم وارث خاندان یعقوب، و اى پروردگار من! او را پسندیده گردان. این همان دعائى است که براى اداى آن زمینه چینى کرد، و در آن موهبت الهیى را که درخواست کرد مقید به قید من لدنک نمود، چون از اسباب عادى مایوس شده بود. یکى از اسباب عادى که در اختیار او و هر فرد دیگرى است استعداد شوهر است که آن جناب این استعداد را به خاطر پیرى از دست داده بود. یکى دیگر استعداد همسر است براى باردار شدن که وى این را هم نداشت، زیرا همسرش در جوانى عاقر بود تا چه رسد به امروز که پیرى سالخورده شده. و اگر از خدا ولیى درخواست کرد بدین جهت بود که ولى هر کس عبارت است از آن شخصى که متولى و عهده دار کار او باشد، و ولى میت آن کسى است که به امر او قیام مى کند، و جانشین او در ارثیه اش مى شود. کلمه آل در آل یعقوب به معناى خاصه، یعنى کسانى است که امرشان به او محول است، مانند فرزندان و خویشاوندان و سایران. و بعضى گفته اند این کلمه در اصل اهل بوده. و منظور از یعقوبفرزند اسحاق بن ابراهیم علیه السلام است. و بعضى گفته اند مراد یعقوب بن ماثان برادر عمران بن ماثان پدر مریم است، و همسر زکریا خواهر مریم بوده. و بنا بر این معناى یرثنی و یرث من آل یعقوب این مى شود که: از من و از همسرم که یکى از افراد خاندان یعقوب است ارث ببرد. آن وقت مناسب تر این است که بگوییم کلمه من در جمله من آل یعقوب براى تبعیض است، هر چند که اگر ابتدائیه هم بگیریم صحیح است.
و اجعله رب رضیا- کلمه رضى به معناى مرضى (پسندیده) است. و اطلاق رضاء، اقتضاء دارد که این مطلق شامل علم و عمل هر دو شود. پس مراد آن کسى خواهد بودکه هم اعتقادش و هم عملش مورد پسند باشد، یعنى خدایا او را آراسته به علم نافع و عمل صالح گردان. خداى عز و جل این داستان را در سوره آل عمران هم که سوره اى است مدنى و بعد از سوره مریم نازل شده در ذیل داستان مریم آورده و فرموده: هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لی من لدنک ذریة طیبة إنک سمیع الدعاء اینجا بود که (امید زکریا به لطف خدا به هیجان آمده) پروردگار خود را ندا کرد که اى پروردگار من مرا از نزد خودت ذریه پاکى ارزانى دار که تو شنواى دعائى (سوره آل عمران، آیات 37 و 38) و هر کس در این دو آیه دقت کند جاى شکى برایش باقى نمى ماند که تنها چیزى که زکریا را به دعاء وادار کرد و آن دعاى مذکور را نمود همان کرامتى بود که از خدا نسبت به مریم مشاهده کرد، و عبودیت و خلوصى بود که مریم نسبت به خدایش داشت. از مشاهده این وضع لذت برد، و دوست داشت که اى کاش بعد از او هم فرزندى داراى قرب و کرامتى این چنین مى داشت، لیکن از سوى دیگر متوجه سالخوردگى و ناتوانى خود و پیرى و نازایى همسرش شد و به یاد وارثانش که هیچ یک حال و وضعى چون مریم ندارند افتاده، دچار وجد و شعفى سوزان گردید، و ناگهان جرقه اى در دلش شعله زد و به یاد این معنا افتاد که خداى تعالى تا این روز از زندگیش وى را به استجابت دعا و کفایت همه مهمات عادت داده بود، لذا دست به دعا بلند کرده با دلى سرشار از امید ذریه اى طیب درخواست نمود. پس جمله رب هب لی من لدنک ذریة طیبة در سوره آل عمران در مقابل فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب و اجعله رب رضیا است. و کلمه طیبة در آنجا مقابل جمله و اجعله رب رضیا در اینجا است. و مراد از رضى هم همان قرب و کرامتى بود که از خدا نسبت به مریم دید، و آن عمل صالحى بود که از مریم نسبت به خدا مشاهده کرد. باقى مى ماند جمله هب لی من لدنک ذریة در آنجا، در مقابل فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب در اینجا که در حقیقت تفسیر کننده کلمه ولیا در آنجا است. پس مقصود از جمله ولیا یرثنی... فرزند صلبى است که از او ارث ببرد. زکریا (علیه السلام) از خداوند فرزند صلبى خواسته که از او ارث ببرد و اینکه ادعاى برخى از مفسرین که مراد از ارث را وراثت نبوت یا علم یا... دانسته اند بدون قرینه و شاهد است. برخی گفته اند: زکریا در جمله فهب لی من لدنک ولیا یرثنی... از خدا کسى را خواسته که قائم مقام و وارث او باشد چه فرزند و چه غیر فرزند. و همچنین گفتار بعضى دیگر که گفته اند: او از فرزنددار شدن از همسرش مایوس بود، و لذا از خدا کسى را خواست که از او ارث ببرد و قائم مقام او شود هر چند از سایر مردم باشد. وجه فساد آنها این است که آیه سوره آل عمران صریح در این است که فرزند خواسته، چون گفته است: رب هب لی من لدنک ذریة طیبة پروردگارا مرا از ناحیه خود فرزندى و نسلى پاک ببخش
/پاورقی . (سوره آل عمران، آیه 38)./
- علاوه بر اینکه تعبیر به عبارتى مانند: هب لى خود مشعر به نوعى ملکیت است که زکریا مالک آن شود و با سایر مردم سازگارى ندارد، چون معنا ندارد زکریا مالک مردم بیگانه شود، و اگر منظور آن بود که این مفسرین پنداشته اند جا داشت بگوید: اجعل لى ولیا- ولیى برایم قرار ده هم چنان که در آیه 75 سوره نساء فرموده: و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا و از ناحیه خودت سرپرستى برایمان بفرست و یا از جانب خود یار و مددکارى برایمان قرار ده. از اینجا این معنا روشن مى شود که مراد از جمله ولیا یرثنی فرزند پسر است، هم چنان که در سوره آل عمران از آن به ذریه تعبیر فرموده، پس منظور از ولى ذریه اى است که ولى در ارث است، و بى شک متبادر به ذهن از ارث همان ارث بردن ما ترک میت از اموال و اسباب زندگى است، حال یا به خاطر اینکه این کلمه حقیقت در همان ارث مالى است، و در غیر مال مجاز است، چنانچه مى گویند فلانى علم و شجاعت و زهد و سایر صفات معنوى را از پدرش ارث برده. و یا به خاطر این است که به ارث مال انصراف دارد هر چند که در ارث صفات هم حقیقت باشد. پس به هر حال لفظ، ظاهر در وراثت مال است لیکن با انضمامش به ولى متعین مى شود که مراد از وارث تنها همان فرزند است، جمله و إنی خفت الموالی من ورائی که قبل از جمله مورد بحث بود،این ظهور را تقویت مى کند.

ادب زکریا علیه السلام در دعا براى درخواست فرزند از پروردگار
تنها چیزى که آن جناب را وادار و ترغیب کرد که چنین دعائى کند و از پروردگار خود فرزندى بخواهد، مشاهده داستان مریم دختر عمران و زهد و عبادت او بود، و ادب عبودیتى بود که خداوند به وى کرامت کرده و رزق غیبى آسمانى بود که از ناحیه خود ارزانیش داشته بود، و قرآن این داستان را چنین شرح مى دهد: و کفلها زکریا کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انى لک هذا قالت هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب. هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لى من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء از دیدن آن عنایاتى که به مریم داشت آتش شوق به داشتن فرزندى طیب و صالح در دلش زبانه کشید، فرزندى که از او ارث ببرد و پروردگار او را به طور مرضى عبادت کند، همانطورى که مریم وارث عمران شد و جد و جهدش در عبادت پروردگارش به نهایت رسید و از ناحیه مقدسه اش به آن کرامتها نائل آمد، چیزى که هست خود را پیر مردى مى دید که قوایش همه از دست رفته و همچنین از همسرش هم مایوس بود، زیرا او زنى نازاى مادر زاد بود، از این نظر حسرتى از محرومیت از فرزندى طیب و مرضى داشت که خدا مى داند و بس و لیکن در عین حال از طرفى هم غیرتى نسبت به پروردگار خود داشت و مى خواست از پروردگارش که چنین عزتى (اولاد دار شدن در پیرى) به وى بدهد. این در خواست، او را بر آن مى داشت که به درگاه او رجوع نموده و تضرعى پیش آورد که باعث برانگیختن لطف و ترحم او باشد، و آن این بود که خاطرات خود را از این درگاه بدین تفصیل معروض دارد که از دوران جوانى تا امروز که استخوانهایش سست و سرش سفید شده دائما معتکف و گداى این درگاه بوده و هیچ وقت ناامید و تهى دست بر نگشته است، و او خداى سبحان را خدائى شنواى دعا یافته است. این نحو تضرع، خود باعث مى شده که خدا این دعایش را نیز شنیده و او را وارثى پسندیده، ارزانى دارد. و دلیل بر اینکه هیجان غم و اندوه مسلط بر نفس زکریا شده و آن جناب را وادار به چنین درخواستى نمود، این است که پروردگار متعال بعد از اینکه به وحى، استجابت دعایش را اعلام مى کند از قول آن جناب چنین حکایت مى فرماید: قال رب انى یکون لى غلام و کانت امراتى عاقرا و قد بلغت من الکبر عتیا. قال کذلک قال ربک هو على هین و قد خلقتک من قبل و لم تک شیئا. و وجه دلالت این آیه بر مدعاى ما روشن است، زیرا آیه شریفه ظهور در این دارد که وقتى زکریا مژده استجابت دعایش را شنیده از خود بیخود شده و از غرابت درخواستى که کرده بوده و جوابى که شنیده به حیرت فرو رفته تا حدى که به صورت استبعاد از این استجابت پرسش نموده و براى اطمینان خاطر درخواست نشانه و دلیلى بر آن نموده است و این درخواستش هم به اجابت رسیده است. به هر حال ادبى را که آن حضرت در دعاى خود به کار برده، همان بیان حالى است که از اندوه درونیش و حزنى که عنان از کفش ربوده، کرده است، و براى اینکه در موقفى قرار دهد که هر بیننده دلسوزى بر او رقت کند مقدم بر دعا این جهت را ذکر کرد که حالش در راه عبادت پروردگارش بکجا انجامیده، و چطور تمامى عمر خود را در سلوک طریقه انابه و مسئلت سپرى کرده است، آنگاه درخواست فرزند نمود و آنرا به اینکه پروردگارش شنواى دعا است موجه و معلل کرد، غرضش از مقدمه دعایش این بود نه اینکه خواسته باشد با عبادتهاى سالیان دراز خود بر پروردگار خود منتى گذاشته باشد. پس معنى گفتار او - بنابر آنچه که در سوره آل عمران است - که گفت: رب هب لى من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء این است که پروردگارا! اگر من از تو این درخواست را کردم نه از این جهت بود که براى عبودیت (دعا) ى چندین ساله ام ارزشى در نزد تو قائلم یا در آن منتى بر تو دارم، بلکه از این جهت بود که تو را شنواى دعاى بندگانت و پذیراى دعوت سائلین مضطرب، یافتم، و اینک از ترس خویشاوندان باز مانده ام و همچنین علاقه شدیدم به داشتن ذریه اى طیب که تو را بندگى کند مرا به چنین درخواستى وا داشت. ادب دیگرى که آن جناب در کلام خود به کار برده این بود که دنبال ترس از خویشاوندان گفت: و اجعله رب رضیا و کلمه رضى گر چه به حسب طبع هیاءت و صیغه دلالت مى کند بر ثبوت رضا براى موصوف (یحیى) و به حسب اطلاق شامل مى شود هم رضاى خدا را و هم رضاى زکریا را و هم رضاى یحیى را، لیکن اینکه در سوره آل عمران گفت: ذریه طیبه از آنجائى که داراى چنان اطلاقى نیست دلالت مى کند بر اینکه مقصود به رضا، رضاى زکریا است و اما اینکه چطور داراى چنان اطلاقى نیست؟ براى اینکه ذریه وقتى طیب است که براى صاحبش باشد نه براى غیر.

مژده ولادت یحیى علیه السلام
خداوند دعاى زکریا را به استجابت رساند و فرشتگانى را نزد او فرستاد تا به او مژده دهند که خداى متعال به زودى به او فرزندى عنایت خواهد فرمود و نام یحیى را برایش برگزیند که ویژه اوست و هیچ کس را به این اسم نام گذارى نکرده است و به زودى برکات الهى بر او وارد مى شود. وى به کتاب الهى ایمان مى آورد و پیشواى قوم خود خواهد بود و از شهوات و هواى نفس اجتناب و دورى مى کند. زکریا از این مژده شگفت زده شد؛ زیرا او پیرمردى سالخورده بود و همسرى نازا داشت که حتى در دوران جوانى، فرزندى از او متولد نشده بود. بدو گفته شد: خداوند این چنین اراده فرموده و این کار بر او آسان است، چنان که خداوند تو را نیز از نیستى به هستى آورد. اینجا بود که زکریا از پروردگار خویش خواست: تا نشانه و علامتى براى او ارائه دهد که پى ببرد همسرش بارداراست و خداى متعال او را مطلع ساخت. علامتى که به واسطه آن برباردارى همسر خود آگاه گردد، این خواهد بود که مدت سه روز نمى تواند با مردم سخن بگوید و چیزى را جز با اشاره دست یا چشم و یا حرکت دادن سر و امثال آن، نمى تواند بدانان بفهماند. زکریا سه روز بدین منوال گذراند، چه این که خداوند به او دستور داده بود در مدت این سه روز خدا را زیاد یاد کرده و در صبح و شام او را تسبیح گوید؛ زیرا وى هر چند توان سخن گفتن با مردم را ندارد، ولى مى تواند عبادت نموده و خدا را تسبیح گوید. خداى متعال فرمود: یا زکریا إنا نبشرک بغلام اسمه یحیى لم نجعل له من قبل سمیا قال رب أنى یکون لى غلام وکانت امرأتى عاقرا وقد بلغت من الکبر عتیا قال کذلک قال ربک هو علی هین وقد خلقتک من قبل ولم تک شیئا قال رب اجعل لی آیة قال آیتک ألاتکلم الناس ثلاث لیال سویا فخرج على قومه من المحراب فأوحى إلیهم أن سبحوا بکرة وعشیا
/پاورقی . (مریم، آیات 7 - 11)./
ترجمه: اى زکریا، ما تو را به پسرى به نام یحیى مژده مى دهیم، و قبلا کسى را به این اسم ننامیده ایم. عرض کرد: پروردگارا، چگونه من صاحب فرزند مى شوم، در صورتى که همسرم نازاست و من پیرى سالخورده ام. فرشته گفت: خداوند فرمود: این کار بر من آسان است و من خودت را از نیستى به هستى آوردم. عرض کرد: پروردگارا، برایم نشانه اى قرار ده. فرمود: نشانه ات این باشد که سه روز با مردم سخن نگویى. وى از محل عبادت خارج و نزد مردم رفت و خداوند به آنان وحى کرد که صبح و شام به ذکر و تسبیح خدا بپردازید.
در سوره آل عمران آمده: فنادته الملائکة وهو قائم یصلى فى المحراب أن الله یبشرک بیحیى مصدقا بکلمة من الله وسیدا وحصورا ونبیا من الصالحین قال رب أنى یکون لى غلام وقد بلغنى الکبر وامرأتی عاقر قال کذلک الله یفعل ما یشاء قال رب اجعل لی آیة قال آیتک ألا تکلم الناس ثلاثة أیام إلا رمزا واذکر ربک کثیرا وسبح بالعشى والإبکار
/پاورقی . ( آل عمران آیات 39 - 41)./
ترجمه: سپس فرشتگان زکریا را که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا کردند که خداوند تو را به ولادت یحیى مژده مى دهد، چه این که او نبوت عیسى را تصدیق مى کند و خود فردى پیشوا وپارسا و پیامبرى از شایستگان است، عرضه داشت: پروردگارا، چگونه من صاحب فرزندى شوم در صورتى که پیر و سالخورده گشته ام و همسرم نیز نازاست: گفت: چنین است کار خدا، هر عملى را بخواهد انجام مى دهد. عرض کرد: پروردگارا، برایم نشانه اى مقرر فرما، فرمود: نشانه ات این است که مدت سه روز با مردم جز به اشاره سخن نگویى، و پروردگار خویش را صبح و شام بسیار ذکر و تسبیح بنما.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیات می فرماید: بعد از دعای زکریا برای فرزند دار شدن خداوند خواسته اورا اجابت کرد وبه او بشارت آمدن فرزندی را داد. در جمله اول آیه یک نکته ادبى به نام (کوتاه گویى) به کار رفته، وتوضیح آن چنین است: فاستجبنا له و نادیناه یا زکریا... دعایش را مستجاب کردیم و ندایش دادیم که اى زکریا... در سوره انبیاء همین جمله حذف شده را اظهار نموده و فرموده: فاستجبنا له و وهبنا له یحیى پس دعاى او را اجابت نمودیم و یحیى را بدو بخشیدیم
/پاورقی . سوره انبیاء، آیه90./
و در سوره آل عمران نیز اظهار نموده و فرموده: فنادته الملائکة و هو قائم یصلی فی المحراب أن الله یبشرک بیحیى ملائکه ندایش دادند در حالى که او در محراب به نماز ایستاده بود که خداوند تو را بشارت مى دهد به یحیى. سوره آل عمران، آیه 39. آیه آل عمران گواهى نمى دهد که جمله یا زکریا إنا نبشرک در آیه مورد بحث وحى و کلام خداى تعالى بوده که ملائکه آن را به زکریا رسانده، و این معنا در آیه بعد که مى فرماید: قال کذلک قال ربک هو علی هین حامل پیام به وى) گفت: پروردگار تو چنین است، و همو فرموده که این بر من آسان است، روشن تر به نظر مى رسد. آیه مورد بحث دلالت دارد بر اینکه خداى تعالى خودش فرزند زکریا را به نام یحیى نام نهاده چون مى فرماید: اسمش یحیى است و ما قبل از او احدى را بدین نام ننامیده ایم، و کسى در این نام شریک او نیست. و بعید نیست مقصود از کلمه سمى همنام نباشد بلکه مثل و مانند باشد، هم چنان که در آیه فاعبده و اصطبر لعبادته هل تعلم له سمیا پس او را بپرست و در برابر پرستش او بر دشواریها صبر کن، آیا کسى را مانند او سراغ دارى.
/پاورقی . سوره مریم، آیه 65./
چنین مى باشد. شاهدش هم این است که اوصافى که خداى تعالى در کلامش براى یحیى شمرده اوصافى است که در هیچ پیغمبرى قبل از او نظیرش نیست، مثل دارا شدن حکم را در کودکى و آتیناه الحکم صبیا
/پاورقی . (سوره مریم: 12)./
و سیادت و ترک ازدواج و سیدا و حصورا
/پاورقی . سوره آل عمران آیه 39./
و سلام کردن خدا بر او در روز ولادت و روز مرگ و روز قیامتش و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا
/پاورقی . سوره مریم، آیه 1./
حضرت مسیح علیه السلام پسر خاله آن جناب هر چند در این اوصاف با او شریک است، لیکن او بعد از یحیى متولد شده، پس تا روز بشارت به ولادت یحیى هیچ پیغمبرى در این صفات نظیر او نبوده است.

شگفت زده شدن زکریا از بشارت به پسر دار شدن
قال رب أنى یکون لی غلام و کانت امرأتی عاقرا و قد بلغت من الکبر عتیا. گفت: پروردگارا! چگونه باشد مرا پسرى با اینکه همسرم نازا است و خودم از پیرى به فرتوتى رسیده ام؟ اینکه حضرت زکریا عرض کرد به عتى رسیده ام کنایه از بطلان شهوت ازدواج و نومیدى از فرزنددار شدن است.

علت تعجب زکریا
این تعجب خاصیت بشریت است، و با ایمان به قدرت خدا منافات ندارد، و در حقیقت پرس و جو از خصوصیات آن است، که چطور صورت مى گیرد، نه انکار. به هر بشرى بشارتى بدهند که به خاطر وجود موانع و نبود وسائل و اسباب، انتظار و توقعش را ندارد آنا دلش مضطرب گشته و به محض شنیدن شروع مى کند به پرسش از خصوصیات آن بشارت، تا به این وسیله آن اضطراب درونى را ساکن و آرام کند، با اینکه از همان اول یقین دارد که بشارت راست است.

پاسخ خداوند به استفهام و استعجاب زکریا
قال کذلک قال ربک هو علی هین و قد خلقتک من قبل و لم تک شیئا
/پاورقی . (مریم، 9)./
حامل پیام به وى گفت: پروردگار تو چنین است، و همو فرموده که این بر من آسان است، از پیش نیز تو را که چیزى نبودى خلق کرده ام. این آیه پاسخى است از سوال زکریا و پرس وجویی که به منظور آرامش خاطر کرده بود. ضمیر در قال به خداى تعالى بر مى گردد، و کلمه کذلک مقول قول خدا است، و خبرى است براى مبتدایى که حذف شده، و تقدیر آن و هو کذلک است، یعنى واقع مطلب همین است که گفتیم و در این بشارت هیچ شکى نیست. جمله قال ربک هو علی هین گفته دومى است براى قال ى اول، و معنایش این است که گفت این چنین پروردگارت، گفت که این براى من آسان است... و به منزله تعلیل براى کذلک است که با آن هر تعجبی را بر طرف مى سازد، و مى رساند که هیچ مرادى از اراده او تخلف نمى پذیرد، و امر او چنین است که وقتى اراده چیزى کند بگوید: بباش، مى باشد. پس خلق کردن فرزندى از پدرى پیر و زنى نازا براى او آسان است. این استفهام و جواب در لحن داستان در سوره آل عمران به این تعبیر آمده: قال رب أنى یکون لی غلام و قد بلغنی الکبر و امرأتی عاقر قال کذلک الله یفعل ما یشاء زکریا گفت: اى پروردگار من! از کجا باشد مرا پسرى در حالى که پیرى من رسیده و زنم نازا است. به همین حال که هستید، خدا آنچه را که بخواهد انجام مى دهد
/پاورقی . (سوره آل عمران، آیه 40)./
جمله قال ربک هو علی هین در آیه مورد بحث در سوره مریم مقابل الله یفعل ما یشاء است. و همین اختلاف تعبیر، معنایى را که ذکر شد، تایید مى کند. و جمله و قد خلقتک من قبل و لم تک شیئا بیان بعضى از مصادیق خلقت است، که تعجب را بر طرف مى سازد. در تفسیر آیه وجوه دیگرى ذکر کرده اند، یکى این است که گفته اند: کلمه کذلک متعلق به کلمه قال دومى است، و مجموع جمله، جواب از استفهام زکریا است. و بنا بر این تفسیر، معنا چنین مى شود پروردگارت به این معنا امر کرده، و این چنین قضا رانده است و آن وقت جمله هو علی هین مقول دیگرى است براى قول دومى و یا به منظور حکایت آورده شده. و یکى دیگر این است که: خطاب در ربک به رسول خدا صلی الله علیه و آله است نه به زکریا علیه السلام و لیکن سیاق با هیچ یک از این وجوه مساعد نیست. قال رب اجعل لی آیة قال آیتک ألا تکلم الناس ثلاث لیال سویا
/پاورقی . (مریم، 10)./
گفت: پروردگارا! براى من علامتى بگذار. گفت: نشانه ات این باشد که سه شب تمام با مردم سخن گفتن نتوانى. در سوره آل عمران بشارت فرزند دار شدن را ملائکه به زکریا القاء نمودند، چون در آنجا داشت: فنادته الملائکة و هو قائم یصلی فی المحراب أن الله یبشرک بیحیى /پاورقی . (سوره آل عمران، آیه 39)./
و زکریا درخواست آیت و نشانه اى کرد تا حق را از باطل تمیز دهد، و بفهمد ندایى که شنیده وحى ملائکه بوده نه القاء شیطانى، و لذا در جواب به او گفته شد: نشانه الهى بودن آنکه شیطان در آن راهى ندارد این است که سه روز زبانت جز به ذکر خدا به چیز دیگر باز نشود، چون انبیاء معصوم به عصمت الهى هستند و دیگر شیطان نمى تواند در نفوس ایشان تصرفى کند. پس اینکه گفت: خدایا برایم نشانه اى قرار بده درخواست نشانه اى است براى تمیز. و جمله نشانه تو اینکه سه روز تمام با مردم حرف نزنى اجابت آن درخواست است، که سه روز هر چه جز ذکر خدا بخواهد بگوید زبانش به کار نیفتد، در عین اینکه زبانش صحیح و سالم است، و به مرض و آفتى مبتلى نشده باشد. پس منظور از حرف نزدن این است که نتواند حرف بزند، و مقصود از ثلاث لیال سه شب با روزهاى آنها است و این تعبیر در استعمال شایع است. حضرت زکریا در این سه شبانه روز سرگرم عبادت و ذکر خدا بود، ولى نمى توانست با مردم حرف بزند مگر با رمز و اشاره. خواهى گفت: رمز و اشاره را از کجاى آیه استفاده کردى؟ مى گوییم از آیه سوره آل عمران که صریحا مى فرماید: قال رب اجعل لی آیة قال آیتک ألا تکلم الناس ثلاثة أیام إلا رمزا و اذکر ربک کثیرا و سبح بالعشی و الإبکار زکریا گفت: براى من نشانه اى قرار ده. خداى تعالى گفت: علامت تو این است که سه روز قادر به سخن گفتن نباشى، مگر به صورت اشاره، و پروردگار خود را بسیار یاد کن و به پاکى در آخر و اول روز
/پاورقی . (سوره آل عمران، آیه 41)./
فخرج على قومه من المحراب فأوحى إلیهم أن سبحوا بکرة و عشیا
/پاورقی . (مریم، 9)./
پس از عبادتگاه نزد قوم خود شد و با اشاره به آنان دستور داد که صبح و شام خدا را تسبیح گویید.

تولد یحیى علیه السلام
اراده الهى تحقق یافت و همسر زکریا علیه السلام باردار شد، پس از پایان مدت حمل، یحیى متولد گشت، خداوند به وى موهبت هاى بزرگى بخشید، از جمله به او هوشمندى و خوش فهمى عنایت کرد و به او دستور داد تا تورات را بخواند و با عزمى راسخ به دستورات آن عمل نماید و از همان کودکى به وى بینشى عطا کرد که توان درک و فهم دین و احکام آن را داشته باشد و از رحمت وافر خویش به او نفسى رئوف و قلبى مهربان عنایت کرد و او را از پلیدى ها پاکیزه گرداند و پرهیزکار و فرمانبردار خدا قرار داده و در مدت زندگى مرتکب گناهى نشد و به پدر و مادر فوق العاده نیکى و احسان مى نمود. او انسانى فروتن و خوش رفتار بود. خداوند بر او درود پاک فرستاد و او را در عافیت و امان قرار داد تا هیچ گونه گزندى در روز ولادت، و روز وفات و روز قیامت که براى حسابرسى در پیشگاه خداوند زنده مى شود، به او نرسد.