p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره

آشنایی با سوره بلد

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: بلد
تعداد آیات: 20
تعداد کلمات: 82
تعداد حروف: 343
ترتیب نزول: 35
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: بلد یعنی شهر

نامهای دیگر: -

ویژگیهای سوره: معرفی اصحاب میمنه (دست راستیها که همه مومنانند) و اصحاب مشئمه (چپ گرا ها که همان کافران و بدکارانند).

موضوعات مطرح شده: اهمیت و قداست شهر مکه – خلقت انسان – نعمتها و مواهب الهی – بهترین و باارزش ترین و سخت ترین اعمال انسان – تقسیم بندی انسان به دو گروه: اصحاب میمنه و اصحاب مشئمه.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره بلد
نودمین سوره قرآن کریم است که مکی و 20 آیه دارد.
در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام رایت شده است: هر کس در نمازهای واجب خود سوره بلد را قرائت کند در دنیا به صالح بودن معروف می شود و در آخرت به اینکه نزد خداوند جایگاهی ویژه دارد شهرت می یابد و در روز قیامت از همراهان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و شهیدان و صالحان خواهد بود.
/پاورقی 1. ثواب الاعمال، ص 123./
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز فرموده اند: هر کس سوره بلد را قرائت نماید خداوند او را از غضب خود در روز قیامت ایمن می دارد. و از گردنه های سخت سفر آخرت نجات می یابد ...
/پاورقی 2. تفسیر البرهان، ج 5، ص 659./

آثار و برکات تلاوت سوره بلد
1. ایمنی نوزاد
هر کس این سوره را بنویسد و بر طفل یا نوزادی که تازه به دنیا آمده بیاویزد از چیزهایی که کودکان به آن دچار می شوند ایمنی می یابد. و از گریه زیاد بچه ها نجات می بخشد.
/پاورقی 3. تفسیر البرهان، ج 5، ص 659./
2. درمان بیماری های تنفسی
امام صادق علیه السلام می فرمایند: و اگر آب نوشته سوره بلد را استنشاق کند و با بینی بالا بکشد دردهای مجرای تنفسی را بهبود می بخشد.
/پاورقی 4. تفسیر البرهان، ج 5، ص 659./

شأن نزول و محتوای سوره بلد
این سوره در عین کوتاهی، حقایق بزرگی را در بردارد:
1. در قسمت اول این سوره بعد از ذکر سوگندهای پرمعنایی اشاره به این حقیقت شده که زندگی انسان در عالم دنیا همواره توام با مشکلات و رنج است. تا از یکسو خود را برای رفتن به جنگ مشکلات آماده سازد و از سوی دیگر انتظار آرامش و آسودگی مطلق را در این جهان از سر بیرون کند، آرامش مطلق تنها در زندگی آخرت امکان پذیر است و بس.
2. در بخش دیگری از این سوره قسمتی از مهمترین نعمتهای الهی را بر انسان می شمرد و سپس به ناسپاسی او در مقابل این نعمتها اشاره می کند.
3. در آخرین بخش این سوره مردم را به دو گروه أصحاب المیمنة و أصحاب المشئمة تقسیم کرده و گوشه ای از صفات اعمال گروه اول (مؤمنان صالح) و سپس سرنوشت آنها را بیان می کند و بعد به نقطه مقابل آنها یعنی کافران و مجرمان و سرنوشت آنها می پردازد.
تعبیر آیات سوره بسیار قاطع و کوبنده، جمله بندیها کوتاه و پرطنین و الفاظ بسیار مؤثر و گویاست و شکل آیات و محتوا نشان می دهد که این سوره از سوره های مکی است.

داستان سوره بلد
بحث روایتی - روایاتی درباره قسم به شهر مکه، مراد از (والد و ما ولد)
در مجمع البیان در تفسیر آیه (و انت حل بهذا البلد) نقل می کند که بعضی گفته اند معنایش این است که: تو در این شهر محل (به ضمه میم در مقابل محرم) هستى، و مراد این است که برای تو حلال است که هر کس را که از کفار بخواهی به قتل برسانى، و این فرمان مربوط به روز فتح مکه است که آن جناب مامور به قتال با کفار بود، و خدای تعالی قتال و کشتن کفار را برایش حلال کرد، و خود آن حضرت فرمود: این عمل برای احدی قبل از من حلال نبود، و برای احدی بعد از من نیز حلال نخواهد شد، و برای من نیز بیش از ساعتی از روز حلال نشده، (نقل از ابن عباس و مجاهد و عطاء).
و نیز در ذیل همین آیه نقل کرده که بعضی گفته اند: معنای آیه (لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد) این است که: من دیگر به این شهر سوگند نمی خورم که تو در آن حلال و بی حرمت شدى، و با اینکه مردمش پاس حرمت عرض تو را نگه نداشتند، دیگر این شهر هم حرمتی ندارد، (نقل از ابی مسلم). و نیز از امام صادق علیه السلام روایت شده.
سپس می گوید: قریش احترام مکه را رعایت می کردند، ولی حرمت محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم را پاس نمی داشتند، و بدین جهت بود که خدای تعالی فرمود: (لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد)، و منظورش این است که مردم این شهر تو را در این شهر بی حرمت کردند، رسالتت را تکذیب نموده دشنامت گفتند، با اینکه اگر کسی پدرشان را می کشت آن قاتل را تعقیب و دستگیر نمی کردند، قاتلان شاخه ای از درخت حرم را به گردن می انداختند و از خطر انتقام ایمن می شدند، و لیکن رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را (که حرمت مکه به طفیل وجود او بود)، بی احترامی می کردند آن هم به نحوی که با هیچ کس آنطور بی حرمتی روا نمی داشتند، و لذا خدای تعالی این رفتار را بر آنان خرده گرفت.
باز در همان کتاب در تفسیر آیه (و والد و ما ولد) نقل کرده که بعضی گفته اند: منظور از والد حضرت آدم، و از (ماولد) همه انبیاء و اوصیای انبیاء و پیروان ایشان است، نقل از امام صادق علیه السلام.
مؤلف: چند معنایی که نقل شد از طرق اهل سنت هم در احادیثی موقوف روایت شده است.
و قمی هم دو معنای اخیر را در احادیثی که نه سند دارد و نه نام امام برده شده آورده است.
و نیز در تفسیر قمی در ذیل آیه (یقول اهلکت مالا لبدا) گفته: کلمه (لبد) به معنای مجتمع است.
و در مجمع البیان در تفسیر همین آیه از مجاهد نقل کرده که گفته است: صاحب این سخن حارث بن نوفل بن عبد مناف بود، و قصه چنین بود که گناهی را مرتکب شد و از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم راه چاره پرسید، حضرت فرمود تا کفاره دهد. حارث گفت ای وای از روزی که بدین محمد در آمدم همه اموالم در کفارات و انفاقات از بین رفت.
روایاتی در ذیل (هدیناه النجدین) و درباره اطعام مسکین و آزاد کردن برده و باز در مجمع البیان است که شخصی به امیر المؤ منین علیه السلام عرضه داشت بعضی پنداشته اند که منظور از کلمه (نجدین) در آیه (و هدیناه النجدین) دو پستان مادر است فرمود: نه چنین نیست بلکه منظور خیر و شر است.
و در اصول کافی به سند خود از حمزه بن محمد از امام صادق علیه السلام روایت کرده که از آن جناب پرسیدم: معنای (و هدیناه النجدین) چیست؟ فرمود: راه خیر و راه شر.
مؤلف: در الدر المنثور هم این معنا به چند طریق از علی علیه السلام و انس و ابی امامه و دیگران از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نقل شده. و قمی هم آن را در تفسیر خود آورده، اما بدون سند و بدون ذکر امام.
و در کافی به سند خود از جعفربن خلاد روایت کرده که گفت: امام ابو الحسن رضا علیه السلام را رسم چنین بود که وقتی غذا می خورد ظرفی در کنار سفره اش می گذاشت، و نخست از بهترین طعامی که برایش آورده بودند بر می داشت و در آن ظرف می گذاشت، آنگاه دستور می داد آن را به مسکینان بدهند، بعد این آیه را می خواند: (فلا اقتحم العقبه).
و سپس می فرمود: خدای عزوجل می دانست که همه مردم قادر بر بنده آزاد کردن نیستند، و لذا راه دیگری به سوی بهشت برایشان باز کرد، و آن اطعام مسکین است.
و در مجمع البیان روایتی رسیده که اوائل سندش ذکر نشده، و آخر سندش براء بن عازب است که گفته: مردی عرب نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم شد و عرضه داشت: یا رسول اللّه مرا علمی بیاموز که داخل بهشتم کند. فرمود: اگر من کمتر سخن گفتم و منبر را زود ختم کردم تو در عوض مساله خود را پرسیدى، یا بنده ای را آزاد کن و یا رقبه ای را فک کن. عرضه داشت: مگر این دو یکی نیستند؟ فرمود: نه، عتق رقبه این است که انسان همه بهای آن را خودش به تنهایی بپردازد، و فک رقبه این است که دیگری را در پرداختن بهایش کمک کند. و سوم آشتی کردن با کسی که از ارحام است و به تو ستم کرده.
و اگر این هم نشد گرسنه ای را سیر و تشنه ای را سیراب کنی، امر به معروف و نهی از منکر کنی، اگر این را هم نتوانستی زبانت را باز بداری مگر از خیر.
و در تفسیر قمی در ذیل آیه (او مسکینا ذا متربه) می گوید: یعنی مسکینی که جامه خوابی ندارد که او را از آلودگی به خاک نگه بدارد.