p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره بروج

آشنایی با سوره بروج

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: بروج
تعداد آیات: 22
تعداد کلمات: 109
تعداد حروف: 468
ترتیب نزول: 27
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: بروج جمع برج یعنی قصر و یا عمارت و محل بسیار بلند.

نامهای دیگر: -

ویژگیهای سوره: معرفی ستارگان و یا صورتهای گوناگونی که در شکل موجودات روی زمین در آسمان جلوه گر و برای ما ظاهر میشوند و نظر انسان را برای اسرار و حقایق نهفته این موجودات جلب میکنند.

موضوعات مطرح شده: سرگذشت نکبت بار و عبرت انگیز اصحاب اخدود – کیفر بندگان در روز جزا – سرنوشت سعادت آمیز مومنان و بندکان صالح خداوند در روز جزا – صفات و افعال خداوند – اشاره به داستان فرعون و قوم ثمود و لجاجت کفار – عظمت قرآن و اصالت و اعتبار آن.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره بروج
هشتاد و پنجمین سوره قرآن کریم است که مکی و 22 آیه دارد.
در فضیلت این سوره از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است: هر کس سوره بروج را قرائت کند ده برابر روزهای جمعه و روزهای عرفه ای که او درک کرده است به او پاداش داده می شود.
/پاورقی 1. مجمع البیان، ج 10، ص 310./
امام صادق علیه السلام نیز در این باره فرمودند: هر کس سوره بروج را در نمازهای واجب خود بخواند در محشر و موقف هایی که در پیش خواهد داشت همراه با پیامبران و رسولان و صالحان خواهد بود زیرا سوره بروج سوره پیامبران است.
/پاورقی 2. ثواب الاعمال، ص 122./
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر قرائت این سوره در نمازهای مختلف روزانه سفارش می فرمودند.
/پاورقی 3. بحارالانوار، ج 89، ص 321./

آثار و برکات تلاوت سوره بروج
1. برطرف کننده ترس و سختی از انسان
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: قرائت سوره بروج انسان را از ترساننده ها و سختی ها نجات می بخشد.
/پاورقی 4. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 621./

2. به راحتی کودک را از شیر جدا کنید
امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند: اگر بخواهند کودکی را از شیر جدا کنند و شیر را از او بگیرند این سوره را بر او بخوانند. این دو ره برای او آسان خواهد شد و هر کس هنگام خواب این سوره را بخواند تا صبح در امان خدا خواهد بود.
/پاورقی 5. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 621./

3. برای رفع مسمومیت
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس سوره بروج را بر آب بخواند و به کسی که سم خورده است بنوشاند سم به او آسیبی نمی رساند.
/پاورقی 6. مکارم الاخلاق، ص365./

شأن نزول و محتوای سوره بروج
با توجه به این که این سوره از سوره های مکی است چنین به نظر می رسد که هدف اصلی تقویت روحیه مؤمنان در برابر دشمنان و تشویق آنان به پایمردی و استقامت است.
و در همین رابطه در این سوره داستان اصحاب اخدود را نقل می کند,همانها که خندقها کندند و آتشهای عظیمی در آن افروختند، و مؤمنان را تهدید به شکنجه با آتش کردند، گروهی را زنده زنده در آتش سوزاندند، اما آنها از ایمانشان باز نگشتند.
در قسمت دیگری از این سوره کافرانی را که مؤمنان را تحت فشار قرارمی دهند سخت مورد حمله قرار داده و آنها را به عذاب سوزان جهنم تهدید می کند، در حالی که مؤمنان را بشارت به باغهای پر نعمت بهشتی می دهد.
در مقطع بعد آنها را به گذشته تاریخ باز می گرداند، و داستان فرعون و ثمود واقوام زورمند را در برابر دیدگانشان مجسم می سازد، تا کفار مکه که نسبت به آنهاقدرت ناچیزی داشتند حساب خود را بکنند، و هم مایه تسلی خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان بوده باشد.
و در آخرین مقطع سوره اشاره به عظمت قرآن مجید و اهمیت فوق العاده این وحی الهی می کند، و سوره را با آن پایان می دهد.
نامگذاری این سوره به بروج به تناسب سوگندی است که در آیه نخستین آن آمده است.

داستان سوره بروج
روایاتی در داستان اصحاب اخدود در ذیل (قتل اصحاب الاخدود) و در تفسیر قمی در ذیل جمله (قتل اصحاب الاخدود) آمده که: علت نزول این آیه چنین بود، که (ذونواس)، مردم حبشه را برای جنگ با یمن به هیجان آورد، و او آخرین پادشاه از دودمان (حمیر) و از یهودیان بود، و به همین جهت همه مردم، دین او را گرفتند و یهودی شدند، او خود را یوسف نام نهاده بود و سالها سلطنت کرده بود تا در آخر شنید که در نجران بقایایی از مسیحیان باقی مانده اند که بر دین عیسی و حکم انجیلند، و بزرگ دینشان عبد اللّه بن بریا من است، اطرافیانش او را تحریک کردند که به سوی قوم نجران لشکر بکشد و آنان را به قبول دین یهود وادار سازد، ذونواس با لشکرش ‍حرکت کرده به نجران آمد و همه مسیحی مذهبان را جمع کرده پیشنهاد کرد تا به دین یهود درآیند، مردم نپذیرفتند، با آنان مجادله کرد و باز پیشنهاد خود را تکرار و مردم را به قبول آن تحریک نمود، و تا جایی که توانست بر این کار حرص ورزید، اما نپذیرفتند، حاضر شدند کشته بشوند ولی به دین یهود در نیایند، پس ذونواس برای از بین بردنشان گودالی پر از هیزم درست کرد، و آتشی عظیم بر افروخت، بعضی را زنده در آتش انداخت و بعضی را با شمشیر کشت و مثله کرد، یعنی بینی و انگشت و عورتشان و ... را برید تا جایی که عدد کشتگان و سوختگان به بیست هزار نفر رسید، یک نفر از آنان به نام (دوش ذو ثعلبان) بر اسب تیزتکی سوار شد و گریخت، هر چه دنبالش رفتند نتوانستند او را بیابند، چون او راه رمل را پیش گرفت که افراد نا آشنا در آنجا گم می شوند، ذونواس با لشکر خود برگشت و همچنان به کشتن آن مردم پرداخت و آیه شریفه (قتل اصحاب الاخدود... العزیز الحمید) مربوط به این جریان است.
و در مجمع البیان است که سعید بن جبیر گفته: وقتی اهالی اسفندهان شکست خوردند، عمر بن خطاب گفت: اینان نه یهودند و نه نصرانی، و هیچ کتابی ندارند، بلکه مجوسیند. علی بن ابی طالب فرمود: بلی، اهل کتابند، چون کتابی داشته اند که از بین رفته.
و جریانش بدین قرار بوده که یکی از پادشاهان ایشان در حال مستی با دختر خود زنا کرد، و یا فرمود: با خواهر خود همینکه از مستی به خود آمد و فهمید که چه کرده، در فکر چاره بر آمد، دخترش (و یا خواهرش) گفت: اهل مملکت را جمع کن و به ایشان بگو که من معتقدم ازدواج با دختران جائز است، و دستور بده که ایشان نیز با دختران خود ازدواج کنند، و این کار را حلال بدانند، شاه مردم را گرد آورد، ولی مردم حاضر نشدند او را در این عمل پیروی کنند، ناگزیر برای آتش زدن آنان زمین را کند و گودالی - اخدودی - درست کرده، آن را پر از آتش ساخت، و به یک یک آنان پیشنهاد کرد سنت او را بپذیرند، هر کس امتناع ورزید در آن اخدود افکند، و هر کس پذیرفت رهایش کرد.
مؤلف: این معنا در الدر المنثور هم از عبد بن حمید از آن جناب روایت شده.
و از تفسیر عیاشی نقل می کنند که به سند خود از جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: علی علیه السلام شخصی را نزد اسقف نجران فرستاد تا بپرسد اصحاب اخدود چه کسانی بودند، اسقف پاسخی فرستاد امام فرمود اینطور که او پنداشته نبوده، و به زودی من داستان اصحاب اخدود را برایتان می گویم.
خدای عزوجل مردی از اهل حبشه را به نبوت برگزید، مردم حبشه او را تکذیب کردند، پیامبرشان با کفار نبردی را آغاز کردند ولی یارانش همه کشته شدند، و خود و جمعی از اصحابش اسیر شدند، آنگاه برای کشتنش گودالی درست نموده، از آتش پر کردند، آنگاه مردم را جمع آورده گفتند هر کس بر دین ما است و دستور ما را گردن می نهد کنار برود، و هر کس بر دین این مردم است باید به پای خود (داخل) در آتش شود، اصحاب آن پیامبر برای رفتن در آتش از یکدیگر سبقت می گرفتند، تا نوبت به زنی رسید که کودکی یک ماهه در بغل داشت، همینکه خیز گرفت تا در آتش شود ترس از آتش و ترحم درباره کودک بر دلش مستولی شد، ولی کودک یک ماهه اش به زبان آمد که مادر مترس، من و خودت را در آتش بینداز، برای اینکه این مجاهدت در راه خدا، به خدا سوگند ناچیز است، زن خود و کودکش را در آتش افکند، و این یکی از کودکانی است که در کودکی به زبان آمده.
مؤلف: این معنا در الدر المنثور (نیز) از ابن مردویه از عبد اللّه بن نجی از آن جناب نقل شده.
و نیز الدر المنثور از ابن ابی حاتم از طریق عبد اللّه بن نجی از آن جناب نقل کرده که فرمود: پیامبر اصحاب اخدود، حبشی بود.
و نیز از ابن ابی حاتم و ابن منذر از طریق حسن از آن جناب روایت آورده که در تفسیر آیه اصحاب الاخدود فرمود: اهل حبشه بودند.
و بعید نیست از روایات وارده درباره اصحاب اخدود استفاده شود که داستان اصحاب اخدود یک داستان نبوده، بلکه وقایع متعددی بوده که یکی در حبشه و یکی در یمن و یکی در عجم اتفاق افتاده، و آیه شریفه می خواهد به همه داستانها اشاره کند.
و در این میان روایات دیگری نیز هست که از محل وقوع این داستان ساکت است.