p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره اسراء

آشنایی با سوره اسراء

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: اسراء
تعداد آیات: 111
تعداد کلمات: 1560
تعداد حروف: 6440
ترتیب نزول: 50
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: اسراء از ریشه ی سری به معنای سیر و حرکت شبانه است.

نامهای دیگر: سبحان (تقدیس و تنزیه خداوند) – بنی اسرائیل

ویژگیهای سوره: داستان پرماجرا و عبرت انگیز حضرت موسی (ع) با فرعون و بنی اسرائیل.

موضوعات مطرح شده: اوقات نماز و درسهایی از توحید - حرمت قتل و آدم کشی و قصاص برای ولی مقتول – حکم زنا – مساله معاد و رستاخیز – مساله معراج پیامبر و مبداء و مقصد معراج – حرکت زمان و گردش شب و روز.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره اسراء
اسراء؛ و نام دیگرش بنی اسراییل هفدهمین سوره قرآن است که مکی و ۱۱۱ آیه دارد.
در فضیلت این سوره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: هر کس این سوره را بخواند و هنگام خواندن آیه ای که درباره پدر و مادر است (و قضی ربک الا تعبدوا و…) دچار رقت قلب شود در بهشت اجری به او داده می شود که برابر ۲۴۰۰ پیمانه و هر پیمانه ای از تمام نعمت های دنیا بهتر است.
امام صادق علیه السلام در این باره فرموده اند: هر بنده خدایی که سوره اسراء را در شب های جمعه تلاوت نماید، در زمان زنده بودنش حضرت قائم علیه السلام را درک خواهد کرد و از اصحاب او خواهد بود.

آثار و برکات تلاوت سوره اسراء
1. برآورده شدن حاجات
هر که جهت هر مشکلی ۷بار این سوره را پشت سر هم بخواند حاجتش برآورده می شود.
2. باز شدن زبان طفل
هرگاه طفلی دیر به سخن آید این سوره را با مشک و زعفران نوشته و بشوید و به طفل بخوراند، زبانش باز می شود.
3. زیاد شدن فهم و قدرت سخنوری
اگر سوره اسراء را در ظرفی نوشته و پس از شستن از آب آن بنوشد، سخنرانی بر او سخت نخواهد شد و زبانش به صدق و درستی گویا شده و فهمش زیاد می شود.
4. درمان وسواس
در سخنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم آمده است: ای علی برای در امان ماندن از وسواس و رفع وسواس آیات (۴۵-۴۶) سوره اسراء را بخوان: و اذا قرأت القرآن جعلنا بینک و بین الذین لا یؤمنون بالاخرة حجاباً مستورا و جعلنا علی قلوبهم اکنة ان یفقهوه و فی آذانهم وقراً و أذا ذکرت ربک فی القرآن وحده ولوا علی ادبارهم نفورا
5. درمان درد
امام صادق فرموده اند: هر یک از مؤمنین دچار درد و ناراحتی شود و با خلوص نیت (آیه ۸۲ سوره اسراء) را بخواند و بر موضع درد دست بکشد خداوند او را از آن درد نجات می دهد، حال هر نوع درد و بیماری که می خواهد باشد.
6. ایمن شدن در برابر سرقت
از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: خواندن آیات ۱۱۰-۱۱۱ سوره اسراء مایه امان از سرقت از امت من می شود.
همچنین از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده: مردی از ایشان خواست تعویذی برای سرقت به او تعلیم دهد گفت: هرچند وقت شبانه چیزی از خانه ما می دزدند، امام فرمود: هر وقت خواستی به رختخواب روی این آیه را بخوان (آیات ۱۱۰-۱۱۱).
سوره اسرا هفدهمین سوره قرآن کریم و مشتمل بر ١١١ آیه می باشد.

شأن نزول و محتوای سوره اسراء
آیه١: سبحان الذِی أسرى بِعبدِهِ لیلًا من المسجِدِ الحرامِ إِلى المسجِدِ الأقصى الذِی بارکنا حوله لِنرِیه مِن آیاتِنا إِنه هو السمِیع البصِیر
منزه است آن خدایى که بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى که پیرامون آن را برکت داده‏ایم سیر داد تا از نشانه‏هاى خود به او بنمایانیم که او همان شنواى بیناست

سرنوشت بنی اسرائیل
آیات ۴ تا ٧: وقضینا إِلى بنِی إِسرائِیل فِی الکتابِ لتفسِدن فِی الأرضِ مرتینِ ولتعلن علوا کبِیرًا فإِذا جاء وعد أولاهما بعثنا علیکم عِبادًا لنا أولِی بأسٍ شدِیدٍ فجاسوا خِلال الدیارِ وکان وعدًا مفعولًا ثم رددنا لکم الکرة علیهِم وأمددناکم بِأموالٍ وبنِین وجعلناکم أکثر نفِیرًا إِن أحسنتم أحسنتم لِأنفسِکم وإِن أسأتم فلها فإِذا جاء وعد الآخِرةِ لِیسوؤوا وجوهکم ولِیدخلوا المسجِد کما دخلوه أول مرةٍ ولِیتبروا ما علوا تتبِیرًا
و در کتاب آسمانىشان به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعا دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعا به سرکشى بسیار بزرگى برخواهید خاست پس آنگاه که وعده تحقق نخستین آن دو فرا رسد بندگانى از خود را که سخت نیرومندند بر شما مى‏گماریم تا میان خانه‏هایتان براى قتل و غارت شما به جستجو در آیند و این تهدید تحقق ‏یافتنى است پس از چندى دوباره شما را بر آنان چیره مى ‏کنیم و شما را با اموال و پسران یارى مى‏ دهیم و تعداد نفرات شما را بیشتر مى‏ گردانیم اگر نیکى کنید به خود نیکى کرده ‏اید و اگر بدى کنید به خود بد نموده‏اید و چون تهدید آخر فرا رسد بیایند تا شما را اندوه گین کنند و در معبدتان چنانکه بار اول داخل شدند به زور درآیند و بر هر چه دست‏ یافتند یکسره آن را نابود کنند

فلسفه شب و روز
آیه ١٢: وجعلنا اللیل والنهار آیتینِ فمحونا آیة اللیلِ وجعلنا آیة النهارِ مبصِرةً لِتبتغوا فضلًا من ربکم ولِتعلموا عدد السنِین والحِساب وکل شیءٍ فصلناه تفصِیلًا
و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم نشانه شب را تیره‏گون و نشانه روز را روشنى ‏بخش گردانیدیم تا در آن فضلى از پروردگارتان بجویید و تا شماره سالها و حساب عمرها و رویدادها را بدانید و هر چیزى را به روشنى باز نمودیم.

بازخوانی اعمال در قیامت
آیات ١٣ تا ١۵: وکل إِنسانٍ ألزمناه طآئِره فِی عنقِهِ ونخرِج له یوم القِیامةِ کتابًا یلقاه منشورًا اقرأ کتابک کفى بِنفسِک الیوم علیک حسِیبًا منِ اهتدى فإِنما یهتدی لِنفسِهِ ومن ضل فإِنما یضِل علیها ولا تزِر وازِرةٌ وِزر أخرى وما کنا معذبِین حتى نبعث رسولًا
و کارنامه هر انسانى را به گردن او بسته‏ایم و روز قیامت براى او نامه‏اى که آن را گشاده مى ‏بیند بیرون مى‏آوریم نامه‏ات را بخوان کافى است که امروز خودت حسابرس خود باشى هر کس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده و هر کس بیراهه رفته تنها به زیان خود بیراهه رفته است و هیچ بردارنده ‏اى بار گناه دیگرى را بر نمى‏ دارد و ما تا پیامبرى برنینگیزیم به عذاب نمى ‏پردازیم

لزوم احترام تمام به پدر و مادر
آیات ٢٣ و ٢۴: وقضى ربک ألا تعبدوا إِلا إِیاه وبِالوالِدینِ إِحسانًا إِما یبلغن عِندک الکبر أحدهما أو کلاهما فلا تقل لهمآ أف ولا تنهرهما وقل لهما قولًا کرِیمًا واخفِض لهما جناح الذل مِن الرحمةِ وقل رب ارحمهما کما ربیانِی صغِیرًا
و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را می پرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى اوف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى و از سر مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردى پروردند

کمک به دیگران و حد آن و پرهیز از اسراف
آیات ٢۶ تا ٢٩: وآتِ ذا القربى حقه والمِسکین وابن السبِیلِ ولا تبذر تبذِیرًا إِن المبذرِین کانوا إِخوان الشیاطِینِ وکان الشیطان لِربهِ کفورًا وإِما تعرِضن عنهم ابتِغاء رحمةٍ من ربک ترجوها فقل لهم قولًا میسورًا ولا تجعل یدک مغلولةً إِلى عنقِک ولا تبسطها کل البسطِ فتقعد ملومًا محسورًا
و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏ مانده را دستگیرى کن و ولخرجى و اسراف مکن چرا که اسرافکاران برادران شیطانهایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است و اگر به امید رحمتى که از پروردگارت جویاى آنى از ایشان روى مى‏ گردانى پس با آنان سخنى نرم بگوى و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار هم گشاده‏ دستى منما تا ملامت‏شده و حسرت ‏زده بر جاى مانى

پرهیز از قتل
آیه ٣٣: ولا تقتلوا النفس التِی حرم الله إِلا بِالحق ومن قتِل مظلومًا فقد جعلنا لِولِیهِ سلطانًا فلا یسرِف فی القتلِ إِنه کان منصورًا
و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید و هر کس مظلوم کشته شود به سرپرست وى قدرتى داده‏ایم پس او نباید در قتل زیاده ‏روى کند زیرا او از طرف شرع یارى شده است.

پرهیز از کم فروشی
آیه ٣۵: وأوفوا الکیل إِذا کلتم وزِنوا بِالقِسطاسِ المستقِیمِ ذلِک خیرٌ وأحسن تأوِیلًا
و چون پیمانه مى ‏کنید پیمانه را تمام دهید و با ترازوى درست بسنجید که این بهتر و خوش فرجام‏تر است.

پرهیز از دنباله روی جاهلانه
آیه ٣۶: ولا تقف ما لیس لک بِهِ عِلمٌ إِن السمع والبصر والفؤاد کل أولئِک کان عنه مسؤولًا
و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

پرهیز از غرور
آیه ٣٧: ولا تمشِ فِی الأرضِ مرحًا إِنک لن تخرِق الأرض ولن تبلغ الجِبال طولًا
و در روى زمین به نخوت گام برمدار چرا که هرگز زمین را نمى‏ توانى شکافت و در بلندى به کوهها نمى‏ توانى رسید.

زمان نماز و ویژگی نماز صبح
آیه 78: أقِمِ الصلاة لِدلوک الشمسِ إِلى غسقِ اللیلِ وقرآن الفجرِ إِن قرآن الفجرِ کان مشهودًا
نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپادار و نیز نماز صبح را زیرا نماز صبح همواره مقرون با حضور فرشتگان است.

نماز شب
آیه 79: ومِن اللیلِ فتهجد بِهِ نافِلةً لک عسى أن یبعثک ربک مقامًا محمودًا
و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو به منزله نافله‏اى باشد امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.

حق می آید و باطل می رود
آیه 81: وقل جاء الحق وزهق الباطِل إِن الباطِل کان زهوقًا
و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابود شدنى است.

درباره روح
آیه 85: ویسألونک عنِ الروحِ قلِ الروح مِن أمرِ ربی وما أوتِیتم من العِلمِ إِلا قلِیلًا
و در باره روح از تو مى‏پرسند بگو روح از سنخ فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکى داده نشده است.

بخیل بودن انسان
آیه 100: قل لو أنتم تملِکون خزآئِن رحمةِ ربی إِذًا لأمسکتم خشیة الإِنفاقِ وکان الإنسان قتورًا
بگو اگر شما مالک گنجینه‏هاى رحمت پروردگارم بودید باز هم از بیم خرج کردن قطعا امساک مى ‏ورزیدید و انسان همواره بخیل است.

نام های نیکو برای خدا و صدای نماز
آیه 110: قلِ ادعوا الله أوِ ادعوا الرحمن أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنى ولا تجهر بِصلاتِک ولا تخافِت بِها وابتغِ بین ذلِک سبِیلًا
بگو خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید هر کدام را بخوانید براى او نامهاى نیکوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسیار آهسته‏اش مکن و میان این و آن راهى میانه جوى.

گفتیم این سوره بنا بر مشهور از سوره هائی است که در مکه نازل شده است و طبعا ویژگیهای سوره های مکی در آن جمع است، از جمله دعوت مؤ ثر به توحید، و توجه دادن به معاد، و نصائح سودمند، و مبارزه با هر گونه شرک و ظلم و انحراف بطور کلی می توان گفت آیات این سوره بر محور امور زیر دور می زند.
1. دلائل نبوت مخصوصا قرآن و نیز معراج.
2. بحثهائی مربوط به معاد، مساله کیفر و پاداش و نامه اعمال و نتائج آن.
3. بخشی از تاریخ پر ماجرای بنی اسرائیل که در آغاز سوره و پایان آن آمده است.
4. مساله آزادی اراده و اختیار و اینکه هر گونه عمل نیک و بد، نتیجهاش به خود انسان بازگشت می کند.
5. مساله حساب و کتاب در زندگی این جهان که نمونه ای است برای جهان دیگر.
6. حقشناسی در همه سطوح مخصوصا درباره خویشاوندان، و بخصوص پدر و مادر.
7. تحریم اسراف و تبذیر و بخل و فرزندکشی و زنا و خوردن مال یتیمان و کمفروشی و تکبر و خونریزی.
8. بحثهائی در زمینه توحید و خداشناسی.
9. مبارزه با هر گونه لجاجت در برابر حق و اینکه گناهان میان انسان و مشاهده چهره حق پرده می افکند.
10. شخصیت انسان و فضیلت و برتری او بر مخلوقات دیگر.
11. تاثیر قرآن برای درمان هر گونه بیماری اخلاقی و اجتماعی.
12. اعجاز قرآن و عدم توانائی مقابله با آن.
13. وسوسه های شیطان و هشدار به همه مؤ منان به راههای نفوذ شیطان در انسان.
14. بخشی از تعلیمات مختلف اخلاقی.
15. و سرانجام فرازهائی از تاریخ پیامبران به عنوان درسهای عبرتی برای همه انسانها و شاهدی برای مسائل بالا.
به هر صورت مجموعه بحثهای عقیدتی و اخلاقی و اجتماعی در این سوره نسخه کاملی را تشکیل می دهد برای ارتقاء و تکامل بشر در زمینه های مختلف، و جالب اینکه این سوره با تسبیح خدا شروع میشود و با حمد و تکبیر او پایان می گیرد تسبیح نشانه ای است برای پاکسازی و پیراستن از هر گونه عیب و نقص، و حمد نشانه ای است برای آراستن به صفات فضیلت، و تکبیر رمزی است به پیشرفت و عظمت.

داستان سوره اسراء
ابتدا دوری از مدینه زرین برایشان ملال آور بود ، اما چاره ای نبود برای بازگشت به آن جا باید ماموریتشان را به درستی انجام می دادند تمام و کمال. خلاصه روزها از پی هم می گذشتند و آن دو قطره هم مشغول ماموریت...
تا اینکه یک روز که هردو از تلاش بی وقفه گرد خستگی بر تنشان نشسته بود، قدری تامل کردندو نشستند تا دمی بیاسایند، تا اینکه ناگهان یکی از قطره ها به یادش آمد آن عهدو پیمانش را با ابر و رو به قطره دیگر کرد و گفت: ما خسته ایم و زحمت بسیار کشیده ایم رواست از ابر چیزی طلب کنیم تا آسودگی بر ما چیره شود، من هم اکنون طالب آسایشم پس ای ابر، بساط آسایه ی مرا فراهم کن که تو خود پیمان بستی که آرزویم را برآوری...
چندی نگذشت که آرزویش برآورده شد و با فراخ بال به سوی آن دوید، همینطور که با نهایت شادی به سمت آن می دوید قطره همراهش را خطاب قرار دادو گفت: تو هم همین را طلب کن و بیا تا دمی آسوده باشیم... این را گفت و سرخوشانه و مستانه رفت...
واما آن یکی قطره به ابر گفت من آسوده گی بدون تورا نمی خواهم، تنها چیزی که مرا آزار می دهد دوری توست پس توانم را مضاعف کن تا ماموریتم را هرچه زودتر به پایان برسانم و عزم تو کنم...
بلا فاصله آرزویش بر آورده شد و با نهایت انرژی به سوی ماموریتش شتافت طوری که دیگر خسته نشد و همچنان به کار خود مشغول بود...
روزها گذشت، تا این که قطره دوم ماموریتش را به خوبی به سر انجام رسانید و توانست مجوز بازگشتش را به مدینه زرین بگیرد و بازگردد آرام و قرار نداشت که میخواست به آغوش ابر مهربان بازگردد، قبل از بازگشت قطره اول را دید که غرق در سرگمی های دنیاست، خواست به او بگوید که وقت تنگ است، اینها را رها کن و بشتاب...
پس جلو رفت صدایش کرد اما قطره اول چونان غرق طلب آسایه های دنیوی بود که نه قطره اول را شناخت و نه حتی صدایش را شنید...
قطره دوم به پاس زحماتش به اصل خویش بازگشت و قطره اول در زمین به جزای تنبلی و فراموشی زندانی شد.
قدری تامل کنید:
این داستان برگرفته از آیات ۱۸و۱۹و۲۰ سور اسراء می باشد:
آن کس که (تنها) زندگی زودگذر (دنیا) را می طلبد، آن مقدار از آن را که بخواهیم - و به هر کس اراده کنیم - می دهیم؛ سپس دوزخ را برای او قرار خواهیم داد، که در آتش سوزانش می سوزد در حالی که نکوهیده و رانده (درگاه خدا) است.
و آن کس که سرای آخرت را بطلبد، و برای آن سعی و کوشش کند - در حالی که ایمان داشته باشد سعی و تلاش او، (از سوی خدا) پاداش داده خواهد شد. هر یک از این دو گروه را از عطای پروردگارت، بهره و کمک می دهیم ؛ و عطای پروردگارت هرگز (از کسی) منع نشده است.
علل انحراف قوم بنی اسرائیل و بازگشت حضرت موسی از کوه طور چه بود؟ با توجه به آیات 141 تا 154 سورة بنی ‌اسرائیل‌
سورة اسرأ (بنی‌اسرائیل‌) 111 آیه بیش ‌تر ندارد، و داستان انحراف بنی ‌اسرائیل در هنگام رفتن حضرت موسی به کوه طور برای آوردن تورات‌، در این سوره ذکر نشده است‌، بلکه در سوره‌های دیگر این داستان را می ‌خوانیم‌. یکی از آن موارد، در سورة بقره است‌، که خلاصة آن چنین است‌.
هنگامی که حضرت موسی علیه السلام در کوه طور به سر می‌برد، سامری‌ که مردی نیرنگ ‌باز بود از این فرصت استفاده کرد و از طلا و جواهراتی که نزد قوم بنی ‌اسرائیل بود، گوساله‌ای ساخت که صدای مخصوصی از آن به گوش می ‌رسید و بنی ‌اسرائیل را به پرستش آن دعوت کرد؛ بیشتر بنی‌اسرائیل به او پیوستند؛ جز هارون‌، جانشین و برادر موسی با اقلیتی از آنان که بر آیین توحید باقی ماندند و هر چه کوشش کردند که دیگران را از این انحراف باز گردانند، موفق نشدند.
حضرت موسی‌ علیه السلام پس از بازگشت از کوه طور از مشاه؟ این صحنه بسیار ناراحت شد و آن‌ها را سخت ملامت کرد. آن‌ها که متوجه زشتی کار خود شده بودند، در صدد بر آمدند تا توبه کنند. حضرت موسی به آن‌ها فرمود: یقوم‌ إِنکم‌ ظلمتم‌ أنفسکم بِاتِخاذِکم‌ العِجل‌ فتوبوا إِلی‌ بارِئِکم‌ فاقتلوا أنفسکم‌ ذ لِکم‌ خیرٌ لکم‌ عِند بارِئِکم‌؛ (بقره‌، 54) ای قوم من‌!شما با انتخاب گوساله (برای پرستش‌) به خود ستم کردید؛ پس توبه کنید و به سوی خالق خود باز گردید و خود را یکدیگر را به قتل برسانید؛ این کار، برای شما در پیشگاه پروردگارتان بهتر است‌.
طبق نظر برخی از مفسران‌، مقصود از قتل نفس‌، آن است که حضرت موسی‌ علیه السلام دستور داد تا موحدان‌، خطاکاران (گوساله ‌پرستان‌) را اعدام نمایند؛ ولی بر اساس نظر برخی دیگر، به معنای همدیگر را کشتن‌ می ‌باشد؛ به این معنا که حضرت موسی طبق فرمان الهی دستور داد تا تمام کسانی که گوساله‌پرستی کرده بودند، غسل کنند، کفن بپوشند، و در شبی تاریک صف کشیده‌، با شمشیر به حیات یکدیگر پایان بخشند.
بنابراین‌، مقصود از قتل نفس‌، قتل معنوی‌ به معنای تسلط بر نفس و رام کردن و یا سرکوب آن نیست‌؛ چون قتل به این معنا در قرآن مجید به کار نرفته است‌؛ علاوه بر آن در روایاتی که در ذیل آیه آمده است نیز، فاقتلو أنفسکم‌ به معنای قتل جسم (قتل متعارف‌) آمده است‌؛ نه به معنای قتل معنوی‌.
/پاورقی . (رجوع کنید به: البرهان فی تفسیر القرآن‌، علامه بحرانی‌، ذیل آیة 54 سوره بقره‌، مؤسسة البعثة‌)./
شبیه این در شریعت اسلام نیز هست که اگر مرتد فطری (کسی که مسلمان متولد شده‌، سپس از دین خارج شود) توبه کند، توبه‌اش پیش خدا ممکن است قبول باشد؛ اما حکمش اعدام است و باید کشته شود تا دین‌، بازیچه نشود و جامعه از این آلودگی‌ها محفوظ بماند.
از این آیه استفاده می‌شود که حکم تورات نیز شبیه حکم اسلام بوده است‌؛ بنی ‌اسرائیل با گوساله‌ پرستی‌، مرتد فطری شده بودند؛ لذا حضرت موسی‌غ دستور قتل آن‌ها را به نحو خاصی صادر کرد.
/پاورقی . ( رجوع کنید به: تفسیر احسن الحدیث‌، سیدعلی‌اکبر قرشی‌، ج 1، ص 128 129، واحد تحقیقات اسلامی المیزان‌، علامه طباطبایی‌، ج 1، ص 189، مؤسسة‌الاعلمی للمطبوعات تفسیر نمونه‌، آیت‌الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 1، ص 253 256، دارالکتب الاسلامیة‌)./

داستان معراج
در سال های آغازین بعثت، که اسلام آرام آرام دل های مردمان را تسخیر می کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به معراج رفت. جبرئیل که از سوی خدا آمده بود، با پیامبر همراه شد تا در یک شب تاریک، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی در بیت المقدس رفته، پس از آن به آسمان ها صعود کند. پیامبر در آن شب، آثار عظمت خداوند را در پهنه آسمان ها مشاهده کرد و همان شب به مکه بازگشت، هم این ماجرا که داستانی فوق العاده شگرفت و شگفت انگیز داشت، به اعجاز و لطف خدا امکان یافت. این واقعه که در قرآن و روایات ما به آن اشاره شده، فصلی بزرگ در دفتر اعتقادات مسلمانان گشوده است.

یادآورى داستان سجده نکردن ابلیس بر آدم علیه السلام و آغاز عصیان و اغواى او
در این آیه شریفه یادآورى دیگرى است براى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و آن داستان ابلیس و ماجرائى است که میان او و خداى سبحان اتفاق افتاد، آن موقعى که امر خدا به سجده به آدم را عصیان ورزید تا نسبت به وضع مردم خیلى ناراحت نشود و بداند که جنس بشر از ازل همینطور بوده که او امر خداى راسبک شمرده و در برابر حق سرپیچى و استکبار مى ورزند، و اعتنائى به آیات خدا نمى کنند، و از این به بعد هم همواره چنین خواهد بود، بیاد آور که چگونه ابلیس قسم خورد که گریبان ذریه آدم را بگیرد، و خدا هم او را بر کسانى که اطاعتش کنند مسلط فرمود، و احدى از پیروان دعوت او و دعوت سواران و پیادگان از لشگر او را استثناء نکرد، و کسانى را استثناء کرد که از بندگان مخلص خدا باشند.
بنابراین معناى آیه چنین مى شود: به یاد آر زمانى را که پروردگارت به ملائکه گفت: بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر ابلیس، در اینجا مثل اینکه کسى پرسیده باشد: خوب ابلیس چکار کرد و یا چه گفت؟ در جوابش فرمود: امر خداى را نادرست تلقى کرده و گفت: آیا من سجده کنم؟ این استفهام را انکارى گویند در برابر کسى که او را از گل آفریدى با اینکه مرا از آتش خلق کرده اى که شرافت آتش بیشتر از گل است.
و بطورى که ملاحظه مى کنید در آیه شریفه مطالبى به منظور اختصار حذف شده، چون سیاق اقتضاى این اختصار را داشت، زیرا مقصود بیان علل و عواملى است که باعث شد ظلم و فساد بنى آدم استمرار و دوام یابد و نسلش برچیده نگردد، و در این باره نخست این را فرمود که اولین بشر به آیات و معجزات اقتراحى خودش ایمان نیاورد، آخرین هم پیرو همان اولین اند، و ایمان نخواهند آورد، و سپس به پیغمبر گرامى خود یاد آور شد که در این میان فتنه ها در کار است، که به زودى ظهور نموده و امت اسلام را در بوته امتحان خود داغ مى کند، آنگاه داستان آدم و ابلیس را خاطر نشان مى فرماید که ابلیس سوگند خورد ذریه آدم را گمراه سازد، و از خدا در خواست کرد که او را بر کرده اش مسلط سازد، پس خیلى بعید نیست که اکثر مردم به سوى راه ضلالت گرائیده و در ظلم و طغیان و اعراض از آیات خدا غوطه ور گردند، چون از یکسو فتنه هاى الهى احاطه شان کرده و از سوى دیگر شیطان با قشون سواره و پیاده اش محاصره شان نموده است.
قال ارایتک هذا الذى کرمت على لئن اخرتن الى یوم القیمة لا حتنکن ذریته الا قلیلا
کاف در کلمه (ارایتک) زائده است، و هیچ محلى از اعراب ندارد، فقط معناى خطاب را مى رساند چنانچه در اسماء اشاره این کار را مى کند، و مراد شیطان از اینکه گفت: (الذى کرمت على) آدم علیه السلام است، برترى دادن آدم بر ابلیس همان است که خداى تعالى او را وادار کرد که تا بر او سجده کند، و چون نکرد از درگاه خودش براند.
و از همینجا روشن مى شود که ابلیس از دستور سجده کردن بر آدم همین تفضیل را فهمیده چنانچه از کلام ملائکه در پاسخ خداى تعالى که گفتند: (آیا در زمین خلقى قرار مى دهى که فساد و خونریزى کنند) فهمید که خلق آینده نیز گناه مى توانند بکنند، و لذا جرات و جسارت به خرج داده تصمیم گرفت ذریه آدم را اغواء کند، و در تفسیر آیه (اءتجعل من یفسد...)
/پاورقی . (سوره بقره، آیه.3)./
مطالبى که نافع باشد گذشت.