p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره فاطر

آشنایی با سوره فاطر

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: فاطر
تعداد آیات: 45
تعداد کلمات: 780
تعداد حروف: 3228
ترتیب نزول: 43
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: فاطر از فطرت و به معنی خلقت است. فاطر یعنی خالق.

نامهای دیگر: ملائکه

ویژگیهای سوره: خلقت زمین و آسمان و فرشتگان و نشانه های توحید و قدرت و عظمت الهی و آثار رحمت و فضل او نسبت به انسان و یاد آوری نعمتهای خداوند برای انسان میباشد.

موضوعات مطرح شده: مساله خلقت زمین – آسمان و فرشتگان – غرور دنیا و وسوسه شیطان – مساله نبوت و رهبری – مساله معاد و رستاخیز – مساله توحید و خداشناسی – ندامت و سیمای کفار در روز قیامت.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره فاطر
فاطر و نام دیگرش ملائکه
پاورقی 1. درمان با قرآن، ص 77.
سی و پنجمین سوره قرآن است که مکی و 45 آیه دارد.
در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: هر کس سوره فاطر را قرائت کند در روز قیامت سه در از درهای بهشتی او را صدا می زند که از هر کدام از این سه در که خواست وارد شود.
پاورقی 2. مجمع البیان، ج8، ص230.
از امام صادق علیه السلام نیز در باب قرائت سوره های حمدین
/پاورقی. (فاطر، سبأ)./
آمده: هر کس که این دو سوره را در شب قرائت کند، همواره در آن شب در حفظ و امان خداوند و وکیلان او خواهد بود و اگر در روز این سوره ها را بخواند هیچ امر ناخوشایند و مکروهی به او نمی رسد و از خیر دنیا وآخرت چیزهایی به او داده می شود که به ذهنش خطور نکرده است.
پاورقی 3. ثواب الاعمال، ص110.

آثار و برکات تلاوت سوره فاطر
1. اثری عجیب
در تفسیر البرهان به نقل از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آمده: هر کس سوره فاطر را بنویسد و در ظرف در بسته چوبی قرار دهد و آن را در دامن کسی که متوجه نیست بیفکند آن شخص نمی تواند از جای خود برخیزد تا آنگاه که آن ظرف را از دامن او بردارند.
پاورقی 4. تفسیرالبرهان، ج4، ص523.
از امام صادق علیه السلام نیز روایتی به همین مضمون آمده: هر کس سوره فاطر را بنویسد و در ظرف یا پوششی نهاده و با شخصی همراه کند، آن شخص نمی تواند از آن مکان خارج شود تا وقتی که ان نوشته را از او بردارند و اگر آن را در دامن شخصی بدون التفات او بیفکنند تا وقتی آن نوشته بر دامن اوست نمی تواند از جای خود برخیزد.
پاورقی 5. همان.
2. رشد تجارت و سود فراوان
هر کس دو آیه 29 و 30 سوره فاطر را در 4 پارچه پنبه ای نو و پاک بنویسد و در مکان تجارت خود قرار دهد، موجب رشد تجاری او و سود فراوان می شود.
پاورقی 6. المصباح کفعمی، ص456.
3. ایمن شدن از زلزله و خراب شدن خانه
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر گاه در شب و هنگام خوابیدن از وقوع زلزله و خراب شدن خانه می ترسی آیه 41 سوره فاطر را قرائت کن.
پاورقی 7. مکارم الاخلاق، ص290.
پیامبر گرامی اسلام نیز فرمودند: امان امتم از فرو ریختن ساختمان این آیه 41 فاطر است
پاورقی 8. همان.
4. درمان بیماری صرع
معاویه بن وهب می گوید: نزد مولایم امام صادق علیه السلام بودم مردی از اهل مرو خدمت ایشان بود که پسرش به بیماری صرع مبتلا بود و ان مرد از این گرفتاری شکایت کرد. امام صادق علیه السلام فرمود او را به نزد من بیاور و بعد با دستان مبارکش سر کدک مبتلا به صرع را مسح کرد و این آیه را قرائت فرمود: آیه 41 سوره فاطر
پاورقی 9. الامالی شیخ طوسی، ص672.

شأن نزول و محتوای سوره فاطر
این سوره پیرامون مسائل زیر سخن می گوید:
1. نشانه های عظمت خدا در عالم هستی و دلایل توحید و یگانه گی پروردگار 2. ربوبیت خداوند تبارک و خالقیت او و آفرینش انسان از خاک و مراحل تکامل او 3. معاد و نتایج اعمال در آخرت و رحمت گسترده ی الهی در این جهان و سنت تخلف ناپذیر او درباره ی مستکبران 4. رهبری انبیا و مبارزه ی پیگیر و مستمرشان با دشمنان لجوج و سرسخت و دلداری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در این زمینه 5. بیان مواعظ و اندرزهای الهی در زمینه های گوناگون که مکمل بحث های گذشته است.
مکی یا مدنی بودن آیات: ظاهرا این سوره تمام آیاتش در مکه نازل شده اما برخی از مفسرین دو آیه از آن را استثنا کرده و گفته اند این دو آیه در مدینه نازل شده است آن دو آیه عبارتند از: ان الذین یتلون کتاب الله...
/پاورقی. (فاطر- 29)./
و آیه ی ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا...
/پاورقی. (فاطر- 32)./
موضوعات تاریخی: در این سوره به موضوع تاریخی مهمی که مربوط به تاریخ اسلام باشد اشاره نشده است.

داستان سوره فاطر
روایاتى درباره ملائکه و وصف ایشان
در ذیل آیه: (جاعل الملائکة رسلا اولى اجنحة...)
در کتاب بحار از کتاب اختصاص نقل کرده که وى به سند خود از معلى بن محمد، و او با اسقاط نام راویان از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: خداى عزوجل ملائکه را از نور آفریده...
و در تفسیر قمى گفته امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند ملائکه را مختلف خلق کرد، مثلا وقتى جبرئیل نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آمد، ششصد بال داشت، و بر ساق پایش درى بود چون قطره شبنمى که روى گیاهان مى افتد. آن قدر بزرگ بود که بین آسمان و زمین را پر مى کرد.
و نیز فرمود: هر گاه خداى عزوجل به میکائیل دستور دهد به زمین هبوط کند، یک پایش روى زمین هفتم، و پاى دیگرش روى آسمان هفتم قرار خواهد گرفت، و نیز خداى تعالى فرشتگانى دارد که نیمى از آنها از یخ، و نیم دیگرشان از آتش است، و ذکرشان این است که: (اى خدایى که بین یخ و آتش الفت افکندى، دلهاى ما را بر طاعتت ثبات بده).
و نیز فرمود: خدا را فرشته اى است که بین نرمه گوشش تا دیدگانش مسافتى است که فرضا اگر پرنده اى بخواهد آن را طى کند، باید پانصد سال بال بزند.
و نیز فرمود: ملائکه آب و طعام نمى خورند، و ازدواج ندارند، و تنها با نسیم عرش، زنده اند، و براى خداى عزو جلفرشتگانى است که تا روز قیامت یکسره در رکوع اند، و براى او فرشتگانى دیگر است که تا روز قیامت یکسره در سجده اند.
آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم فرموده: هیچ موجودى از مخلوقات خدا نیست که عددش ‍ بیشتر از ملائکه باشد، و در هر روز و یا هر شب هفتاد هزار فرشته به زمین نازل مى شوند، و پیرامون کعبه طواف مى کنند، و آن گاه نزد من و سپس نزد امیرالمؤ مین علیه السلام رفته، سلام مى کنند، و آنگاه نزد حسین علیه السلام مى روند و شب را نزد او مى مانند، تا سحر شود، پس معراجى براى آنان نصب مى کنند، تا به آسمان عروج کنند، و دیگر تا ابد به زمین نمى آیند.
امام ابو جعفر علیه السلام فرموده: خداى عزو جل اسرافیل و جبرئیل و میکائیل را از یک تسبیح آفرید، و برایشان گوش و چشم و تیزى عقل و سرعت فهم قرار داد.
امیرالمؤ منین علیه السلام درباره خلقت ملائکه فرموده: خدایا ملائکه را بیافریدى، و در آسمانت جاى دادى، ملائکه اى که نه در آنان سستى هست و نه غفلت، و نه در ایشان معصیتى مفهوم دارد.
آرى آنها داناترین خلق تو به تو هستند و ترسنده ترین خلق تو از تواند، و مقرب ترین خلق تو به تواند و عامل ترین خلق تو به فرمان تواند، نه خواب بر دیدگان ایشان مسلط مى شود، و نه سهو عقول، و نه خستگى بدنها، ایشان نه در پشت پدران جاى مى گیرند، و نه در رحم مادران، و نه خلقتشان از ماء مهین است، بلکه تو اى خدا ایشان را به نوعى دیگر ایجاد کرده اى، و در آسمانهایت منزل دادى، و با جاى دادنت در جوار خود اکرامشان کرده اى، و بر وحى خود امین ساختى، و آفات را از ایشان دور کردى، و از بلاها محافظتشان فرمودى، و از گناهان پاکشان ساختى، اگر قوت تو نبود خود قوى نمى شدند، و اگر تثبیت تو نبود خودشان ثابت قدم نمى گشتند، و اگر رحمت تو نبود اطاعت تو نمى کردند، و اگر تو نبودى آنها هم نبودند.
لیکن اگر آنها که این همه نزد تو مقام دارند، و تو را اطاعت مى کنند و نزدت داراى منزلتند، و غفلتشان از امر تو اندک است، آنچه را که از تو بر ایشان پوشیده مانده مشاهده مى کردند، و آن عظمت را که تاکنون از تو پى نبرده اند پى مى بردند، قطعا عبادت و عمل خود را کوچک مى شمردند، و نفس خود را به ملامت مى گرفتند، و مى دانستند که تو را آن طور که باید عبادت نکردند. منرهى تو که خالقى و معبودى، چقدر رفتارت با مخلوقاتت نیکو است.
و در بحار از الدر المنثور از ابى العلاء بن سعد روایت آورده، که گفت روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به همنشینان خود فرمود: (آسمان به تنگ آمد، و حق دارد که چنین باشد، براى اینکه جاى یک قدم در آن نیست، مگر آنکه همانجا را فرشته اى اشغال کرده، که یا در رکوع است، و یا در سجده، آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: (و انا لنحن الصافون و انا لنحن المسبحون) به درستى ماییم که همواره در صفیم، و ماییم که همواره در تسبیح هستیم). و از خصال روایت شده که وى به سند خود از محمد بن طلحه حدیث کرده، و او بدون ذکر بقیه سند از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت کرده، که فرموده: ملائکه بر سه دسته اند، دسته اى داراى دو بال و دسته اى داراى سه بال و دسته دیگر داراى چهار بالند.
مؤ لف: نظیر این حدیث را کافى هم به سند خود از عبدالله بن طلحه روایت کرده. و شاید مراد از آن، توصیف اغلب ملائکه باشد، نه همه آنها، و گرنه با سیاق آیه که مى فرمود: (در خلقت هر چه بخواهد اضافه مى کند) و با روایات دیگر که مى فرمود: (جبرئیل ششصد بال داشت) معارض خواهد بود.
و ازکتاب توحید حکایت شده، که وى به سند خود از ابى حیان تیمى، از پدرش از امیرالمؤ منین علیه السلام روایت کرده، که فرمود: احدى از مردم نیست مگر آنکه با او چند فرشته است، که وى را از اینکه در چاهى سقوط کند، و یا دیوارى به رویش فرو ریزد، و یا ناملایمى به او برسد، حفظ مى کنند، و این مراقبت را در طول عمر او ادامه مى دهند تا اجلش فرا رسد، آن گاه او را تنها مى گذارند، تا هر بلایى که مقدر است، بر سرش بیاید...
و از کتاب بصائر، از سیارى، از عبدالله بن ابى عبدالله فارسى، و غیر او روایتى آورده که نامبردگان بدون ذکر سند، از امام صادق علیه السلام نقل کرده اند، که فرمود: کروبیان طایفه اى از شیعیان ما هستند که از خلق اولند، که خداى تعالى آنان را در پشت عرش قرار داده، آنقدر نورانى هستند که اگر نور یکى از ایشان بر تمامى اهل زمین تقسیم شود، ایشان را کفایت کند. آنگاه فرمود: موسى علیه السلام بعد از آنکه از خدا درخواست دیدن کرد، خداوند به یکى از کروبیان فرمود تا براى کوه تجلى کند، و او هم براى کوه جلوه اى کرد، و با جلوه خود، آن را پاره پاره ساخت.