p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره فلق

آشنایی با سوره فلق

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: فلق
تعداد آیات: 5
تعداد کلمات: 23
تعداد حروف: 73
ترتیب نزول: 20
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: فلق یعنی شکافتن.

نامهای دیگر: معوذه (پناه بردن و پناه دهنده)

ویژگیهای سوره: در این سوره انسانها از شر برخی از امور و پدیده ها و آفریده ها به خدا پناه میبرند و خداوند انسانها را از شر و خطرات این امور برحذر میدارد.

موضوعات مطرح شده: گوشزد کردن خداوند از آفت ها و شرور و خسرات آفریده ها و مخلوقات فاسد و مفسد و تاریکی ها و ظلمتها و جهالت – گوشزد کردن خداوند از عنوان عملیات واحی و خرافی سحر و جادوگری و انسانهای حسود و بدخواه و تنگ چشم.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره فلق
سوره ناس یکصد و سیزدهمین سوره و فلق آخرین سوره قران کریم است که هر دو در مکه نازل شده اند و ناس 5 ایه و فلق 6 آیه دارد. این دو سوره را معوذتین می نامند.
در علت نامگذار ی این دو سوره به معوذتین گفته اند: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم همواره حسنین علیهما السلام را با این دو سوره تعویذ می نمود و با قرائت این دو سوره دو فرزندش را در پناه خداوند قرار می داد.
هم چنین از امام صادق نقل شده است: لبید بن اعصم یهودی رسول خدا صلی الله علیخ وآله وسلم را سحر کرد و ایشات تحت تأثیر سحر بود مثلا وقتی می خواست از در برود در را نمی دید و با دست خود لمس می کرد. خداوند برای دفع سحر این دو سوره را نازل نمود.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس این دو سوره را بخواند مانند این است که همه کتابهای پیامبران الهی را قرائت کرده باشد.

آثار و برکات تلاوت سوره فلق
1. تعویذ کردن و خود را در پناه خدا قرار دادن
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: چرا مردم خود را با این دو سوره تعویذ نمی نمایند برای تعویذ بهتر از این سوره ها یافت نمی شود.
با سوره های فلق و ناس می توان بهترین امنیت را برای خود و خانواده خود به وجود آورد و شر حسودان و بدخواهان را خنثی نمود.
در روایتی آمده است: هر کس سوره فلق را قرائت نماید برای او مایه شفا و امنیت از سحر و موجب رحمتی برای ثابت ماندن بر عافیت است و هر کس سوره ناس را بخواند باعث امنیت او از مکرها و حیله های شیطان و سبب رحمتی برای ثبات بر الهام است.
امنیت در خواب نیز از آثاری که در پناه قرائت معوذتین می توان به آن رسید.
امام باقر علیه السلام می فرمایند: هر کس در خواب چیزی موجب ناراحتی او می شود وقتی به رختخوابش می رود سوره های فلق و ناس و آیة الکرسی را قرائت نماید.
2. درمان بیماری و دفع سحر
در روایت آمده است: رسول خدا هر گاه یکیاز اعضای بدنش درد می گرفت سوره های توحید و فلق و ناس را بر کف دست راستش می خواند آنگاه بر موضع درد ست می کشید.
از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درد شدیدی داشت و بسیار ناراحت بود جبرئیل و میکائیل به نزد او آمدند. جبرییل نزدیک سر او نشست و میکائیل نزد پای او. جبرئیل او را با سوره فلق و میکائیل او را با سوره ناس تعویذ کرد.
هر کس سوره های فلق و ناس را هر شب قرائت نماید از شر جن و و وسوسه های شیطانی در امان خواهد بود و هر که آن را نوشته و بر کودکی بیاویزد از شر جن و آزار دهنده ها مصون است.
3. بخشش گناهان
در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم آمده است: هر که سوره های توحید و ناس و فلق را هر شب 10 مرتبع بخواند مانند این است که تمام قران را قرائت کرده و از گناهانش خارج می شود مانند روزی که از مادر متولد شده است و اگر در آن روز یا شب بمیرد به مرگ شهادت مرده است.
4. فرزند دار شدن
هر یک از فاتحة الکتاب و آیه الکرسی و اخلاص و ناس و فلق و کافرون را 70 مرتبه بر آب نیسان بخواند به روایتی قدر را هم بخواند بعد از ان اذکار تکبیر و لا اله الا الله و صلوات را هم به همین اندازه بگوید بعد از این کارها به مدت هفت روز پی در پی صبح و شام قدری از آن آب را بیاشامد خداوند او را شفا می دهد و اگر ناتوانی جنسی دارد درمان می شود و اگر فرزند دختر یا پسری بخواهد خداوند به او عطا می کند...

شأن نزول و محتوای سوره فلق
جمعى معتقدند: این سوره در مکّه نازل شده است، هر چند جمعى دیگر از مفسران آن را مدنى مى دانند.
محتواى این سوره، تعلیماتى است که خداوند به پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله خصوصا، و به سایر مسلمانان عموما، در زمینه پناه بردن به ذات پاک او از شرّ همه اشرار مى دهد، تا خود را به او بسپارند، و در پناه او از شرّ هر موجود صاحب شرّ در امان بدارند.
درباره شأن نزول این سوره، روایاتى در غالب کتب تفسیر نقل شده، که مطابق آنها پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله به وسیله بعضى از یهود مورد سحر قرار گرفته، بیمار شده بود، جبرئیل نازل شد و محل ابزار سحر را که در چاهى پنهان کرده بودند نشان داد، آن را بیرون آوردند، سپس این سوره را خواندند، و حال پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله بهبود یافت.
ولى، مرحوم طبرسى و بعضى دیگر از محققان، این گونه روایات را که سند آن فقط به دو نفر ابن عباس و عایشه منتهى مى شود، زیر سؤال قرار داده اند، زیرا: اولا سوره، طبق مشهور مکّى است و لحن آن نیز لحن سوره هاى مکّى را دارد، در حالى که درگیرى پیامبر صلى الله علیه وآله با یهود در مدینه بوده است و این خود دلیلى است بر عدم اصالت این گونه روایات.
از سوى دیگر، اگر پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله به این آسانى مورد سحر ساحران قرار گیرد، تا آنجا که بیمار شود و در بستر بیفتد، به آسانى ممکن است او را از مقاصد بزرگش بازدارند، مسلما خداوندى که او را براى چنان مأموریت و رسالت عظیمى فرستاده، از نفوذ سحر ساحران حفظ خواهد کرد، تا مقام والاى نبوت بازیچه دست آنها نشود.
از سوى سوم، اگر بنا شود سحر در جسم پیغمبر صلى الله علیه وآله اثر بگذارد، ممکن است این توهم در مردم پیدا شود که سحر در روح او نیز مؤثر است، و ممکن است افکارش دستخوش سحر ساحران گردد، و این معنى اصل اعتماد به پیامبر صلى الله علیه وآلهرا در افکار عمومى متزلزل مى سازد.
لذا قرآن مجید این معنى را نفى مى کند که پیغمبر مسحور شده باشد، مى فرماید: وَ قالَ الظّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّ رَجُلا مَسْحُوراأُنْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطیعُونَ سَبیلا: ظالمان گفتند: شما از یک انسان سحره شده اى پیروى مى کنیدببین چگونه براى تو مثل ها زدند و گمراه شدند؟ آن چنان که نمى توانند راه را پیدا کنند!
مسحور در اینجا خواه به معنى کسى باشد که از نظر عقلى سحر شده یا در جسمش، در هر صورت گواه بر مقصود ما است.
به هر حال، با چنین روایات مشکوکى، نمى توان قداست مقام نبوت را زیر سؤال برد، و در فهم آیات بر آنها تکیه کرد.

داستان سوره فلق
بحث روایتى - چند روایت حاکى از نزول (معوذتین) بعد از بیمار شدن پیامیر صلى الله علیه وآله بر اثر سحر یک یهودى در الدر المنثور است که عبد بن حمید، از زید بن اسلم روایت کرده که گفت: مردى یهودى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلمرا جادو کرد، و در نتیجه آن حضرت بیمار شد، جبرئیل بر او نازل گشته دو سوره معوذتین را آورد و گفت: مردى یهودى تو را سحر کرده و سحر مذکور در فلان چاه است، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم على علیه السلام را فرستاد آن سحر را آوردند، دستور داد گره هاى آن را باز نموده، براى هر گره یک آیه بخواند، على علیه السلام هر گرهى را باز مى کرد یک آیه را مى خواند، به محضى که گرهها باز و این دو سوره تمام شد، رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم برخاست، گویا پاى بندى از پایش باز شده باشد.
مؤ لف: و از کتاب (طب الائمه) نقل شده که به سند خود از محمد بن سنان از مفضل از امام صادق علیه السلام نظیر این معنا را روایت کرده. و در این معنا روایات بسیارى از طرق اهل سنت با مختصر اختلافى وارد شده، و در بسیارى از آنها آمده که زبیر و عمار را هم با على علیه السلامفرستاد، و در آن کتاب روایاتى دیگر نیز از طرق ائمه اهل بیت علیهم السلام نقل شده.
و به این دسته روایات اشکالى کرده اند، و آن این است که این روایات با مصونیت رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلماز تاثیر سحر نمى سازد، و چگونه سحر ساحران در آن جناب موثر مى شده با اینکه قرآن کریم مسحور شدن آن جناب را انکار نموده، فرموده: (و قال الظالمون ان تتبعون الا رجلا مسحورا انظر کیف ضربوا لک الامثال فضلوا فلا یستطیعون سبیلا). لیکن این اشکال وارد نیست، براى اینکه منظور مشرکین از اینکه آنجناب را مسحور بخوانند، این بوده که آن جناب بى عقل و دیوانه است، آیه شریفه هم این معنا را رد مى کند، و اما تاثیر سحر در اینکه مرضى در بدن آن جناب پدید آید، و یا اثر دیگرى نظیر آن را داشته باشد، هیچ دلیلى بر مصونیت آن جناب از چنین تاثیرى در دست نیست.
و در مجمع البیان است که: از رسول خداصلى الله علیه و آله و سلمروایت شده که بسیار مى شد رسول خداصلى الله علیه و آله و سلمحسن و حسین را با این دو سوره تعویذ مى کرد.
و نیز در همان کتاب از عقبه بن عامر روایت شده که گفت: رسول خداصلى الله علیه و آله و سلمفرمود: آیاتى بر من نازل شده که نظیرش نازل نشده، و آن دو سوره (قل اعوذ) است، این حدیث را در صحیح آورده.
مؤ لف: در الدر المنثور این حدیث را به ترمذى و نسائى و غیر آن دو نیز نسبت داده، و نیز روایتى در این معنا از کتاب (اوسط) طبرانى از ابن مسعود نقل کرده.
و بعید نیست که مراد آن جناب از نازل نشدن مثل این دو سوره این باشد که تنها این دو سوره در مورد عوذه و حرز نازل شده، و هیچ سوره اى دیگر این خاصیت را ندارد.
نظر ابن مسعود دائر بر اینکه (معوذتین) جزء قرآن نیست، رد این نظر وبیان اینکه تواتر قطعى بر اینکه این دو سوره جزء قرآنند وجود دارد
و در الدر المنثور است که احمد، بزار، طبرانى، و ابن مردویه از طرق صحیح از ابن عباس و ابن مسعود روایت کرده اند که ابن مسعود دو سوره (قل اعوذ) را از قرآن ها پاک مى کرد و مى تراشید،
و مى گفت: قرآن را به چیزى که جز و قرآن نیست مخلوط مکنید، این دو سوره جز و قرآن نیست، بلکه تنها به این منظور نازل شد که رسول خداصلى الله علیه و آله و سلمخود را به آن دو حرز کند. و ابن مسعود هیچ وقت این دو سوره را به عنوان قرآن نمى خواند.
مؤ لف: سیوطى بعد از نقل این حدیث مى گوید: بزار گفته احدى از صحابه ابن مسعود را در این سخن پیروى نکردند، و چگونه مى توانستند پیروى کنند، با اینکه به طرق صحیح از رسول خداصلى الله علیه و آله و سلمنقل شده که در نماز این دو سوره را مى خواند، و علاوه بر این در قرآن کریم ثبت شده است.
و در تفسیر قمى به سند خود از ابو بکر حضرمى روایت کرده که گفت: خدمت ابى جعفر علیه السلامعرضه داشتم: ابن مسعود چرا دو سوره (قل اعوذ) را از قرآن پاک مى کرده؟ فرمود: پدرم در این باره مى فرمود: این کار را به راى خود مى کرده و گر نه آن دو از قرآن است.
مؤ لف: و در این معنا روایات بسیارى از طرق شیعه و سنى رسیده، علاوه بر این، جزو بودن این دو سوره براى قرآن، مورد تواتر قطعى تمامى کسانى است که متدین به دین اسلامند، و لذا مى بینیم در پاسخ بعضى از منکرین اعجاز قرآن که گفته اند: اگر قرآن معجزه بود نباید در جزئیت این دو سوره براى قرآن اختلاف شود، گفته اند تواتر قطعى هست بر اینکه این دو سوره جزو قرآن است، و این تواتر کافى است در اینکه به اختلاف مذکور اعتنایى نشود، علاوه بر این آنها هم که گفته اند: این دو سوره جزو قرآن نیست، نگفته اند که ساخته خود رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلماست، و از ناحیه خداى تعالى نازل نشده، و نیز نگفته اند که مشتمل بر اعجاز در بلاغت نیست، بلکه تنها گفته اند جزو قرآن نیست، که آن هم گفتیم قابل اعتناء نیست، چون تواتر علیه آن قائم است.
چند روایت درباره مراد از (قلق) و درباره آثار حسد
و در الدر المنثور است که ابن جریر، از ابو هریره از رسول خداصلى الله علیه و آله و سلمروایت کرده که فرمود: (فلق) نام چاهى رو پوشیده است در جهنم.
مؤ لف: در معناى این روایت روایات بسیارى دیگر هست که در بعضى از آنها آمده: فلق نام درى است در جهنم که وقتى باز شود جهنم افروخته گردد، این روایت را عقبه بن عامر نقل کرده. و در بعضى از آنها آمده چاهى است در دوزخ که وقتى بخواهند دوزخ را شعله ور سازند از آنجا شعله ور مى کنند، ناقل این روایت عمرو بن عنبسه است. و از این قبیل روایاتى دیگر.
و در مجمع البیان مى گوید بعضى ها گفته اند: فلق چاهى در جهنم است که اهل جهنم از شدت حرارت آن به دنبال پناهگاهى مى گردند، ناقل این حدیث سدى است. و ابو حمزه ثمالى و على بن ابراهیم هم آن را در تفسیر خود آورده اند.
و در تفسیر قمى از پدرش از نوفلى از سکونى از امام صادق علیه السلامروایت آورده که فرموده: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلمفرمود: فقر با کفر فاصله چندانى ندارد، و حسد آن قدر موثر است که گویى مى خواهد از قضا و قدر الهى هم جلو بزند.
مؤ لف: این روایت به همین عبارت از انس از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده.
و در کتاب عیون به سند خود از سلطى از حضرت رضا از پدر بزرگوارش، و آن جناب از آباى گرامش از رسول خداصلى الله علیه و آله و سلمروایت کرده اند که فرمود: نزدیک است که حسد از قضا و قدر الهى سبقت بگیرد. (این تعبیر کنایه است از شدت تاثیر حسد، نه اینکه مى تواند سبقت بگیرد، چون تاثیر حسد هم خود از قضاء و قدر الهى است).
و در الدر المنثور است که: ابن ابى شیبه از انس روایت کرده که گفت: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: حسد حسنات آدمى را مى خورد، آنچنان که آتش هیزم را. (لطفى که در این تشبیه بکار رفته از نظر خواننده مخفى نماند).