p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره کافرون

آشنایی با سوره کافرون

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: کافرون
تعداد آیات: 6
تعداد کلمات: 27
تعداد حروف: 99
ترتیب نزول: 18
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: کافران یعنی اشخاصی که خداوند را انکار میکنند.

نامهای دیگر: جحد (اتکار) – مقشقشه (دوری و برائت) – عبادت.

ویژگیهای سوره: پیامبر اکرم (ص): سوره کافرون ربع قرآن میباشد. پیام آور عبادت بتها و غیر خدا آن هم بطور قاطع و صریح انسان را از شرک و نفاق دور نکه میدارد و پاک و بری میماند.

موضوعات مطرح شده: معرفی افراد بت پرست – کرنش انسانهای مومن و خداپرست در مقابل خداوند.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره کافرون
یکصدونهمین سوره قرآن کافرون در مکه نازل شده است و دارای 6 آیه دارد. این سوره را جحد نیز می گویند.
سوره کافرون چنان فضیلتی دارد که قرائت آن در زمان ها و مکان ها و حالت های مختلف سفارش شده است. معاویة بن عمار می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: سوره کافرون را در نمازهای واجب و غیر آن قرائت کن
همچنین از ایشان نقل کرده اند در دو رکعت نماز پیش از فجر و دو رکعت زوال و دو رکعت بعد از مغرب و دو رکعت اول نماز شب و سوره کافرون را قرائت کن. اهلبیت علیهم السلام در مازهای روزانه خود سوره کافرون را قرائت می کردند و به قرائت آن در نمازهای روزانه سفارش می کردند. از امام صادق علیه السلام نقل شده است: در دو رکعت نماز صبح، هر سوره ای را که دوست داری بخوان. ولی من دوست دارم سوره اخلاص و کافرون را بخوانم.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که ثواب تلاوت این سوره برابر با تلاوت یک چهارم قرآن است. هر کس سوره کافرون و اخلاص را در نمازهای واجب خود بخواند خداوند او و پدر و مادر و فرزندانش را می آمردزد و اگر از اشقیا باشد نامش در فهرست سعادتمندان قرار می گیرد و خداوند او را خوشبخت زنده می دارد و شهید می میراند و شهید محشور می کند.
و نیز از ایشان روایت شده است: هر کس در هنگام خواب سوره کافرون و اخلاص را بخواند خداوند برای او امان نامه از شرک می نویسد.
فضیلت این سوره به قدری است که بازگشت از این سوره در نماز به سوره ی دیگر روا نیست
از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: که شخصی به ایشان گفت: به من چیزی بیاموز که هنگام خواب بگویم. حضرت فرمودند: هر گاه بخواهی بخوابی سوره کافرون را بخوان و بخواب که آن مایه ایمنی از شرک است.

آثار و برکات تلاوت سوره کافرون
1. دیدن رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم در خواب
از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است: هر کس این سوره را در شب جمعه صد مرتبه قرائت نماید رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم را در خواب خواهد دید.
2. دور شدن شیطان از قاری این سوره
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کس سوره کافرون را تلاوت نماید شیاطین از او دور شده و از سختی های بزرگ روز قیامت در عافیت می باشد.
3. استجابت دعا
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: هر کس هنگام طلوع خورشید ده مرتبه این سوره را بخواند وآنگاه دعا کند دعایش مستجاب می شود.

شأن نزول و محتوای سوره کافرون
این سوره در مکّه نازل شده، و لحن و محتواى آن گواه روشنى بر این معنى است، همچنین شان نزولى که به خواست خدا بعدا به آن اشاره مى شود، دلیل دیگرى بر این مدعا است، و این که بعضى احتمال داده اند مدنى باشد، بسیار بعید به نظر مى رسد.
لحن سوره، نشان مى دهد این سوره در زمانى نازل شده که مسلمانان در اقلیت بودند و کفار در اکثریت، و پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله از ناحیه آنها سخت در فشار بود، اصرار داشتند او را به سازش با شرک بکشانند، پیامبر صلى الله علیه وآله دست رد بر سینه همه آنها مى زند، و آنها را به کلى مأیوس مى کند، بدون آن که بخواهد با آنها درگیر شود.
این سرمشقى است براى همه مسلمانان که در هیچ شرائطى، در اساس دین و اسلام، با دشمنان سازش نکنند، و هر وقت چنین تمنائى از ناحیه آنها پیشنهاد شود، آنها را کاملا مأیوس کنند، مخصوصا در این سوره دو بار این معنى تأکید شده که: من معبودهاى شما را نمى پرستم و این تأکید براى مأیوس ساختن آنها است، همچنین دو بار تأکید شده: شما هرگز معبود من، خداى یگانه را نمى پرستید و این دلیلى است بر لجاجت آنها، و سرانجامش این است که: من و آئین توحیدیم، و شما و آئین پوسیده شرک آلودتان!

داستان سوره کافرون
روایاتى راجع به زخم زبان در (یا ایها الکافرون...) به گروهى معهود و معیناز کفار بوده و (و لا انتم عابدون ما اعبد) اخبار غیبى از آینده است
قل یا ایها الکافرون
ظاهرا خطاب به یک طبقه معهود و معین از کفار است نه تمامى کفار، به دلیل اینکه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم را مامور کرده از دین آنان بیزارى جوید و خطابشان کند که شما هم از پذیرفتن دین من امتناع مى ورزید.
لا اعبد ما تعبدون
از این آیه تا آخر سوره آن مطلبى است که در جمله (قل یا ایها الکافرون) مامور به گفتن آن است، و مراد از (ما تعبدون) بت هایى است که کفار مکه مى پرستیدند، و مفعول (تعبدون) ضمیرى است که به ماى موصول بر مى گردد، و با اینکه مى توانست بفرماید: (ما تعبدونه) اگر ضمیر را حذف کرده براى این بود که کلام دلالت بر آن مى کرده، حذف کرد تا قافیه آخر آیات هم درست در آید، و عین این سؤ ال و جواب در جمله هاى (اعبد) و (عبدتم) و (اعبد) مى آید چون در آنها هم باید مى فرمود: (اعبده) و (عبدتموه) و (اعبده).
و جمله (لا اعبد) نفى استقبالى است، براى اینکه حرف (لا) مخصوص نفى آینده است، همچنان که حرف (ما) براى نفى حال است، و معناى آیه این است که من ابدا نمى پرستم آنچه را که شما بت پرستان امروز مى پرستید.
و لا انتم عابدون ما اعبد
این جمله نیز نفى استقبالى نسبت به پرستش کفار بر معبود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله وسلم است، و این خبرى غیبى از این معنا است که کفار معهود، در آینده نیز به دین توحید در نمى آیند.
این دو آیه با انضمام امر (قل) که در آغاز سوره است، این معنا را به دست مى دهد که گویا رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم به کفار فرموده: پروردگار من مرا دستور داده به اینکه به طور دائم او را بپرستم، و اینکه به شما خبر دهم که شما هرگز و تا ابد او را نمى پرستید، پس تا ابد اشتراکى بین من و شما در دین واقع نخواهد شد.
بنابر این آیه شریفه در معناى آیه (لقد حق القول على اکثرهم فهم لا یومنون)، و آیه شریفه زیر است که مى فرماید: (ان الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا یومنون).
در آیه مورد بحث جا داشت بفرماید: (و لا انتم عابدون من اعبد - و شما نخواهید پرستید کسى را که من مى پرستم)، چون بین معبود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم و معبود بت پرستان فرق بسیار است، یکى این است که معبود بت پرستان جماد و بى شعور است، و موصولى که از آن تعبیر مى کند موصول مخصوص بى شعوران یعنى کلمه (ما) است، وموصول مخصوص ‍ صاحبان شعور کلمه (من - کسى که) است، پس چرا در آیه مورد بحث بجاى این کلمه، کلمه (ما) را بکار برده؟ پاسخش این است که منظور صرفا مطابقت این آیه با آیه (لا اعبد ما تعبدون) است.

بحث روایتى
در الدر المنثور آمده که ابن جریر، ابن ابى حاتم، و ابن انبارى در کتاب (المصاحف)، از سعید بن میناء مولاى ابى البخترى روایت کرده اند که گفت: ولید بن مغیره و عاصى بن وائل و اسود بن مطلب و امیه بن خلف رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم را دیدند و گفتند: اى محمد بیا خدایانمان را روى هم بریزیم، ما خداى تو را بپرستیم و تو خدایان ما را در نتیجه غائله و کدورت بین ما بر طرف شود، همه در پرستش معبودها مشترک باشیم، و بالاخره یا معبود ما حق است و یا معبود تو، اگر معبود ما حق و صحیح تر بود سر تو بى کلاه نمانده، و از عبادت آنها حظى برده اى، و اگر معبود تو حق و صحیح تر از معبود ما باشد سر ما بى کلاه نمانده، از پرستش او بهره مند شده ایم. در پاسخ این پیشنهاد خداى تعالى این سوره را نازل کرد که بگو: هان اى کفار! من هرگز نمى پرستم آنچه را که شما مى پرستید، تا آخر سوره.
مؤ لف: مرحوم شیخ در امالى به سند خود از میناء از عده اى از اصحاب امامیه قریب به این معنا را روایت کرده.
و در تفسیر قمى از پدرش از ابن ابى عمیر روایت کرده که گفت: ابو شاکر از ابى جعفر احول از سوره مورد بحث سؤ ال کرد، که مگر یک سخنگوى حکیم اینطور حرف مى زند که در یک سطر مطلبى را دو بار بگوید و تکرار کند؟ ابى جعفر احول جوابى از این اشکال نداشت.
ناگزیر به طرف مدینه روان شد، و در مدینه از امام صادق علیه السلام پرسید حضرت فرمود: سبب نزول این سوره و تکرار مطلبش ‍ این بود که قریش به رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم پیشنهاد کرده بود، بیا تا بر سر پرستش خدایان مصالحه اى کنیم، یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و یک سال ما خداى تو را، باز یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و یک سال ما خداى تو را، خداى تعالى در پاسخشان عین سخن آنان را یعنى تکرار مطلب را بکار برد، آنها گفته بودند یک سال تو خدایان ما را عبادت کن در پاسخ فرمود: (لا اعبد ما تعبدون)، آنها گفته بودند و یک سال ما خداى تو را، در پاسخ فرمود (و لا انتم عابدون ما اعبد)، آنها گفته بودند باز یک سال تو خدایان ما را عبادت کن در پاسخ فرمود: (و لا انا عابد ما عبدتم)، آنها گفته بودند و یک سال ما خداى تو را در پاسخشان فرمود: (و لا انتم عابدون ما اعبد لکم دینکم و لى دین).
ابوجعفر احول وقتى این پاسخ را شنید نزد ابى شاکر رفت، و جواب را بدو گفت، ابوشاکر گفت: این جواب مال تو نیست این را شتر از حجاز بدینجا حمل کرده، (یعنى تو نزد جعفر بن محمد رفته اى و پاسخ را از او گرفته اى).
مؤ لف: مفاد تکرار در کلام قریش این است که بیا تا به آخر عمر یک سال تو خدایان ما را و یک سال ما خداى تو را بپرستیم.