p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره مجادله

آشنایی با سوره مجادله

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: مجادله
تعداد آیات: 22
تعداد کلمات: 475
تعداد حروف: 2046
ترتیب نزول: 105
محل نزول: مدینه منوره

معانی نام سوره: مجادله در لغت یعنی بحث و گفتگو کردن. (در این سوره داستان زنی است کا با رسول خدا (ص) گفتگو میکند).

نامهای دیگر: ظهار (پشت بدن) – قرسمع

ویژگیهای سوره: در این سوره حکم شرعی ظهار در مورد مردی که پس از عصبانیت به زنش بگوید تو نسبت به من مانند پشت مادر من هستی که در این صورت زن به مرد حرام نمیشود اما باید کفاره داد.

موضوعات مطرح شده: داستان ظهار شدن زن – تهدید کافران و گناهکاران – آداب مجالس و مجالست – نجوا و حرفهای زیرگوشی – علم خدا و احاطه علمی – پیروزی حتمی و نهایی دین خداوند – صفات و نشانه های مومنان.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره مجادله
پنجاه و هشتمین سوره قرآن کریم مجادله و نام های دیگرش - الظهار - - قدسمع -
/پاورقی 1. درمان با قرآن، ص 113./
است که مکی و دارای 22 آیه می باشد. در تمامی این سوره نام مبارک الله تکرار شده است.
از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: هر کس سوره مجادله را قرائت نماید در روز قیامت از حزب خدا (حزب الله) نوشته می شود.
/پاورقی 2. مجمع البیان، ج 9، ص 407./
امام صادق علیه السلام نیز فرموده اند: هر کس سوره حدید و مجادله را در نماز واجبی قرائت کند و بر انجام آن مداومت ورزد خداوند او را تا زمان مرگش هرگز عذاب نمی کند و نه در خودش و نه در خانواده اش هیچ بدی نمی بیند. و هیچ فقر و نیاز شدیدی به او نمی رسد.
/پاورقی 3. ثواب الاعمال، ص 117./
همچنین در روایتی از ایشان آمده است: هر کس در شب جمعه سوره مجادله را قرائت کند تا صبح از بلاها در امان می ماند.
/پاورقی 4. مستدرک الوسائل، ج 6، ص 105./

آثار و برکات تلاوت سوره مجادله
1. برای حفظ اموال
از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده است: اگر سوره مجادله را بنویسند و به همراه مریضی قرار دهند و یا بر مریضی بخوانند درد او آرام می شود و اگر ان را بر مالی که دفن شده یا انبار شده بخوانند حفظ می شود.
/پاورقی 5. تفسیرالبرهان, ج 6، ص 309./
2. آرامش دهنده مریض
در سخنی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: هر کس سوره مجادله را نزد مریضی بخواند موجب آرامش و خواب او می شود و اگر در قرائت این سوره مداومت شود و همیشه در شب و روز آن را بخوانند موجب حفظ و امان از هر خطری می شود و اگر برای چیز انبار شده و دفن شده بخوانند مایه حفظ ان می شود و اگر نوشته شده سوره مجادله را در مزرعه حبوبات یا انبار آن بگذارند از آفات و چیزهایی که موجب خرابی و تلف آن می شود در امان می ماند.
/پاورقی 6. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 309./
3. اعتبار نزد مردم
هر کس این سوره را بخواند کسی بر او فائق نشود و با او نتوانند که مجادله نمایند و در چشم همه مردم موقر و معتبر باشد.
/پاورقی 7. درمان با قرآن، ص 113./
4. جهت غلبه بر دشمن
برای غلبه بر دشمن سه بار بر مشت خاک بخواند و به طرف دشمن اندازد بر دشمن مغلوب گردد.
/پاورقی 8. همان./

شأن نزول و محتوای سوره مجادله
این سوره در مدینه نازل شده است، و طبق طبیعت سوره های (مدنی) بیشتر از احکام فقهی، و نظام زندگی اجتماعی، و روابط با مسلمین و غیر مسلمین سخن می گوید، و مجموع بحثهای آن را می توان در سه بخش خلاصه کرد: ۱. در بخش اول سخن از حکم (ظهار) می گوید که در جاهلیت نوعی طلاق و جدائی دائمی محسوب می شد، و اسلام آن را تعدیل کرد و در مسیر صحیح قرار داد. ۲. در بخش دیگری یک سلسله دستورها درباره آداب مجالست از جمله منع از (نجوی) (سخنان در گوشی) و همچنین جا دادن به کسانی که تازه وارد مجلس می شوند. ۳. در آخرین بخش، بحث گویا و مشروح و کوبنده ای درباره منافقان، و آنها که ظاهرا دم از اسلام می زدند اما با دشمنان اسلام سر و سرّ داشتند، مطرح کرده، مسلمین راستین را از ورود در حزب شیاطین و منافقین بر حذر می دارد و آنها را به رعایت (حب فی الله) و (بغض فی الله) و ملحق شدن به (حزب الله) دعوت می کند. نامگذاری سوره به سوره (مجادلة) به خاطر تعبیری است که در آیه نخستین آن آمده است.

داستان سوره مجادله
بحث روایتی - روایاتی درباره شان نزول آیات مربوط به ظهار
در کتاب الدر المنثور است که: ابن ماجه، ابن ابی حاتم، و حاکم - وی حدیث را صحیح دانسته - و ابن مردویه، و بیهقی از عایشه روایت آورده اند که گفت: بزرگ است آن خدایی شنوائیش به وسعت جهان وسیع است، و هر چیزی را می شنود، من آن روز که خوله دختر ثعلبه به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم مراجعه کرده بود کلامش را می شنیدم - اما در عین حال همه اش را نفهمیدم - داشت درباره همسرش به آن جناب شکایت می کرد، عرضه می داشت: یا رسول اللّه! شوهرم از جوانی من استفاده کرد، و من رحم خود را در اختیارش گذاشتم، تا این که امروز که پیر شدم و دیگر فرزند نمی آورم مرا ظهار کرده، خدایا،
من از دست او نزد تو شکایت می آورم. هنوز از جا برنخاسته بود که جبرئیل این آیات را آورد: (قد سمع اللّه قول التی تجادلک فی زوجها) و همسرش اوس بن صامت بود.
مؤلف: البته روایاتی که در شان نزول این آیات از طرق اهل سنت رسیده بسیار زیاد است، و در این که نام آن زنو نام پدرش و نام همسر و پدر همسرش چه بوده اختلاف دارند. از همه معروف تر همین است که نام او خوله و نام پدرش ثعلبه و نام همسرش اوس ‍ بن صامت انصاری بوده. قمی هم اجمال داستان را در تفسیر خود آورده، البته روایت دیگری نقل کرده که به زودی از نظرتان خواهد گذشت.
و در مجمع البیان در تفسیر آیه شریفه (و الذین یظاهرون من نسائهم ثم یعودون لما قالوا) گفته: و اما نظریه ائمه اهل بیت علیهم السلام این است که مراد از برگشتن به آنچه گفته اند،است بخواهند با همین زن همخوابگی نموده، ظهاری را که کرده بودند نقض کنند، چون وطی چنین زنی قبل از کفاره جائز نیست، و حکم ظهار باطل نمی شود مگر بعد از کفاره. و در تفسیر قمی آمده که: علی بن الحسین برای ما حدیث کرد و گفت: محمد بن ابی عبداللّه، از حسن بن محبوب از ابی ولاد از حمران از امام باقر علیه السلام برایم نقل کرد که فرمود: زنی از مسلمانان نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم رفت و عرضه داشت: یا رسول اللّه! فلانی همسر من است که عمری رحم خود را در اختیارش گذاشتم، و در امور دنیا و آخرتش یاریش کردم، و هیچ ناملایمی از من ندیده می خواهم از او شکایت کنم. فرمود: از چه شکایت کنی؟ عرضه داشت: به من گفته تو بر من حرامی، همان طور که پشت مادرم حرام است، و مرا از خانه ام بیرون کرده، حال در کار من چاره ای بیندیش. حضرت فرمود: خدای تعالی درباره این مساله آیه ای نازل نفرموده تا طبق آن میان تو و شوهرت حکم کنم، و من نمی خواهم از کسانی باشم که پاسخ روشن نمی دهند. زن شروع کرد به گریه کردن، و شکوه نمودن به درگاه خدای عزوجل، و از نزد رسول خدا بیرون رفت.
راوی می گوید: خدای تعالی گفتگوی او با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و شکایتش در امر شوهرش را شنید، و این آیات را نازل کرد: (بسم اللّه الرحمن الرحیم قد سمع اللّه قول التی تجادلک فی زوجها - تا جمله - و ان اللّه لعفو غفور).
سپس اضافه کرده است: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرستاد به دنبال آن زن، و به وی فرمود برو شوهرت را بیاور. زن شوهرش را آورد. حضرت به او فرمود: آیا تو به همسرت چنین و چنان گفته ای؟ عرضه داشت: بله گفته ام تو بر من حرامی همانطور که پشت مادرم حرام است. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود خدای تعالی درباره کار تو و همسرت، قرآنی (آیاتی) نازل کرده، و آیات را برایش خواند: (بسم اللّه الرحمن الرحیم قد سمع اللّه قول التی تجادلک فی زوجها - تا جمله - ان اللّه لعفو غفور). بنابر این همسرت را به خانه ببر، زیرا تو سخنی منکر و نامشروع گفته ای، و خدا از جرمت گذشت، و دیگر چنین کاری را تکرار مکن.
راوی می گوید: مرد برگشت، در حالی که از آن چه همسرش گفته بود پشیمان بود، و خدای تعالی برای این که مؤمنین دچار چنین ندامتی نشوند، این آیه را فرستاد: (کسانی که همسر خود را ظهار می کنند، و پشیمان می شوند...) یعنی از این به بعد، و بعد از آنکه این مرد چنین کرد و خدا او را عفو فرمود، اگر کسی چنین کند، بر او واجب می شود قبل از همخوابگی با همسرش برده ای آزاد کند. (ذلکم توعظون به و اللّه بما تعملون خبیر)، و اگر کسی نمی تواند برده آزاد کند، قبل از تماس دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و کسی که استطاعت این را هم ندارد شصت مسکین را طعام دهد. آنگاه فرمود: خدای تعالی عقوبت کسی را که بعد از این نهی ظهار کند این خصال قرار داده و فرموده: (ذلک لتومنوا باللّه و رسوله و تلک حدود اللّه) یعنی این است حد ظهار - تا آخر حدیث.
مؤلف: این آیه با در نظر گرفتن سیاقش و مخصوصا مضمون جمله آخرش که مساله عفو و مغفرت را آورده، با مضمون این حدیث بهتر مطابقت دارد، و حدیث از حیث سند هم عیبی ندارد، چیزی که هست با ظاهر خود عبارت آیه می فرماید: (و الذین یظاهرون من نسائهم ثم یعودون لما قالوا) سازگار نیست، برای این که از ظاهر آیه برمی آید که شوهرش پشیمان شده، و روایت می گوید: شوهرش پشیمان نشد، بلکه زن او اعتراض کرده.
/پاورقی . ترجمه المیز ان ج: 19 ص: 319./

بحث روایتی - روایاتی درباره نزول آیه: (کتب الله لاغلبن انا و رسلی) حب و بغض فی الله، و روح ایمان
در مجمع البیان در تفسیر آیه (کتب اللّه لاغلبن انا و رسلی) می گوید: روایت شده که مسلمانان وقتی دیدند که خدای تعالی فتوحاتی نصیبشان کرد، به یکدیگر گفتند: به زودی خدا روم و فارس را هم برایمان فتح خواهد نمود. منافقین گفتند: شما خیال کرده اید که روم و فارس مانند دیگر شهرهایی است که بر آنها غلبه یافت ه اید؟ و خدای تعالی در پاسخشان این آیه را نازل کرد.
مؤلف: ظاهرا این حدیث از باب تطبیق آیه بر داستان مذکور می باشد، نه این که آیه در خصوص داستان نازل شده باشد. و نظائر این تطبیق در میان احادیث مربوط به شان نزول بسیار است، و از همین باب است که در روایات آمده آیه شریفه (لا تجد قوما یومنون باللّه و الیوم الاخر) درباره ابی عبیده بن جراح نازل شده، که پدرش را در جنگ بدر کشت. و در بعضی از روایات آمده که در شان پدر ابوبکر نازل شده که وقتی به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم ناسزا گفت پسرش ابوبکر چنان بر سرش کوبید که به زمین افتاد، و آیه نامبرده در شان وی نازل شد. و در بعضی دیگر آمده که: در شان عبدالرحمان بن ثابت بن قیس بن شماس نازل شده که از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم اجازه خواست به زیارت دایی اش که از مشرکین بود برود، و حضرت اجازه اش داد. همین که برگشت و رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم وارد شد حضرت و مسلمانانی که در اطراف آن جناب بودند این آیه را برایش ‍ خواندند.
لیکن هیچ یک از این روایات با سیاق و مضمون آیات مورد بحث نمی سازد، برای این که آیه مورد بحث جدای از سایر آیات قبل و بعدش نیست، و اتصالی روشن به آنها دارد. و در الدر المنثور است که طیالسی و ابن ابی شیبه از برا بن عازب، روایت کرده اند که گفت: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: محکم ترین و مورد اعتمادترین دستاویرهای ایمان، حب در راه خدا، و بغض در راه خدا است.
و در کافی به سند خود از ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: هیچ مومنی نیست مگردر باطن قلبش دو گوش هست،
در یکی از آن دو شیطان وساوس خود را بر او می خواند، و در یکی دیگر فرشته خدا می خواند، و خدای تعالی بنده مومنش را به وسیله فرشته تایید می کند، و این همان است که قرآن می فرماید: (و ایدهم بروح منه). مؤلف: معنای این حدیث این نیست بگوید روح به معنای فرشته است، بلکه می خواهد بفرماید فرشته همواره با روح است، و با آن کار می کند، همچنان که قرآن هم فرموده خدا همواره فرشته را با روح نازل می کند: (ینزل الملائکه بالروح من امره).
و در همان کتاب به سند خود از ابن بکیر روایت کرده که گفت: به امام باقر علیه السلام عرضه داشتم: معنای این که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرموده: (اگر مردی زنا کند روح ایمان از او قهر می کند و جدا می شود) چیست؟ فرمود: این کلام ناظر به همان کلام خدای تعالی است که می فرماید: (و ایدهم بروح منه) این روح خدایی است که از مرد زناکار جدا می شود.
باز در همان کتاب است که محمد بن سنان از ابی خدیجه روایت کرده که گفت: داخل شدم بر ابی الحسن علیه السلام به من فرمود: خدای تعالی مؤمن را به روحی تایید می کند که همواره در هر عمل نیکی که می کند و تقوایی که به خرج می دهد به سراغش می آید، و هر وقت عمل زشتی مرتکب شود و یا تجاوزی بکند، از او غایب می شود. پس روح خدا در هنگام عمل خیر مؤمن از خوشحالی به اهتزاز در می آید، و در هنگام گناه و عمل زشتش به زمین فرو می رود. حال که چنین است ای بندگان خدا قدر نعمت های خدا را بدانید، و دل خود را اصلاح کنید تا یقین شما زیاد گشته، سود نفیس و پر قیمت ببرید، خدا رحمت کند شخصی را که تصمیم بر عمل خیری بگیرد، و آن را انجام دهد، و چون تصمیم بر عمل زشتی می گیرد از آن صرف نظر کند. آنگاه فرمود: ما روح را با اطاعت خدا و عمل برای او کمک و تایید می کنیم.