p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره ق

آشنایی با سوره ق

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: ق
تعداد آیات: 45
تعداد کلمات: 373
تعداد حروف: 1507
ترتیب نزول: 34
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: ق از کلمات رمزی قرآن میباشد.

نامهای دیگر: باسقات (چیزهای بلندو مرتفع)

ویژگیهای سوره: قدرت بالای پروردگار را ترسیم میکند که چگونه با آب باران درختان تنومند و پربار نخل را میرویاند و هم رحمت و لطف بی پایان و نعمتهای سرشار اورا به بشر بیان میکند.

موضوعات مطرح شده: تعجب کفار از مساله معاد – تشریح نشانه های توحید – یادآوری نعمتهای الهی – اشاره به سرگذشت آموزنده اقوام و ملل و پیامبران گذشته – وظارت خداوند بر اعمال انسان – مساله معاد و حیات مجدد – خلقت آسمان و زمین.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره ق
ق و نام دیگرش - باسقات - پنجاهمین سوره قرآن است که مکی و 45 آیه دارد.
گفته اند که در هیچ خانه ای هر روز تلاوت سوره - ق - نمی شود مگر آن که صاحب آن خانه همیشه با دولت و عزت و سعاددت و کرامت بوده باشد و از ذلت محفوظ می ماند.
/پاورقی 1. درمان با قرآن، ص 102./
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: هر کس سوره - ق - را قرائت کند خداوند سختی ها و سکرات مرگ را بر وی آسان می کند
/پاورقی 2. مجمع البیان، ج 9، ص233./
از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است: هر کس در نمازهای واجب و یا مستحب خود سوره - ق - را قرائت نماید خداوند در روزی او، وسعت ایجاد کرده و در روز قیامت کتاب اعمال او را به دست راستش داده و از او به آسانی حسابرسی می کند
/پاورقی 3. ثواب الاعمال، ص 115./

ختم سوره ق
1. برای دولت و گشایش کارها باید این آیه را 350 مرتبه بخواند که از مجربات است
/پاورقی 8. همان./
- قل ان الفضل بیدالله یؤتیه من یشا و الله ذوالفضل العظیم -
2. برای زیاد شدن روزی و عزیز شدن روزی 15 مرتبه این آیه را بخواند.
- یا الله المحمود فی کل فعاله -
/پاورقی 9. همان./

آثار و برکات تلاوت سوره ق
1. بهبود بیماری صرع
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: اگر این سوره را بنویسند و بر کسی که دچار حمله صرع شده بیاویزند به هوش آید...
/پاورقی 4. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 125./
2. زیاد شدن شیر در زن شیرده
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده:...اگر نوشته این سوره را به همراه زنی که شیرش کم است قرار دهند شیر او زیاد می شود.
هم چنین آمده که برای زیاد شدن شیر این سوره را در ظرفی بنویسند و پس از شستن آن، زن کم شیر از آن آب بنوشد.
/پاورقی 5. همان./
3. زیاد شدن روزی
جهت وسعت رزق و روزی سه بار رو به قبله بخواند اثری عجیب دارد
/پاورقی 6. درمان با قرآن، ص 102./
4. رفع ترس و اضطراب
جهت برطرف شدن ترس و دلهره بنویسند و با آب باران بشویند و از آن آب بنوشند
/پاورقی 7. همان./

شأن نزول و محتوای سوره ق
محور بحثهای این سوره مساله (معاد) است و تقریبا تمام آیات بر همین محور دور می زند، و مسائل دیگر در آن شکل جنبی دارد. در مسائل مربوط به معاد انگشت روی امور زیر می گذارد. ۱. انکار و تعجب کافران از مساله معاد (معاد جسمانی). ۲. استدلال بر مساله معاد از طریق توجه به نظام آفرینش، و مخصوصا احیای زمینهای مرده به وسیله نزول باران. ۳. استدلال بر مساله معاد از طریق توجه به خلقت نخستین. ۴. اشاره به مساله ثبت اعمال و اقوال برای یوم الحساب. ۵. مسائل مربوط به مرگ و انتقال از این جهان به سرای دیگری. ۶. گوشه ای از حوادث روز قیامت و اوصاف بهشت و دوزخ. ۷. اشاره به حوادث تکان دهنده پایان جهان که سر آغازی است بر جهان دیگر. در این میان اشاراتی کوتاه و مؤ ثر به وضع اقوام طغیانگر پیشین و سرنوشت دردناک و شوم آنها (مانند قوم فرعون، و عاد، و لوط، و شعیب، و تبع) و نیز دستوراتی برای توجه به خدا و ذکر او به پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله داده شده است. و اشاره کوتاهی به عظمت قرآن در آغاز و پایان سوره به چشم می خورد.
/پاورقی . تفسیر نمونه جلد ۲۲ صفحه ۲۲۳./

داستان سوره ق
بحث روایتی (روایاتی درباره کوه قاف و بیان اینکه این روایات غیرقابل اعتماد و مردودند)
در الدر المنثور است که ابن ابی حاتم از ابن عباس روایت کرده که گفت: خدای تعالی در ورای این زمین دریایی خلق کرده محیط به زمین، و در پشت آن دریای محیط، کوهی است که به آن کوه قاف آسمان دنیا می گویند، که آن دریا را پوشانده. و در ماورای آن کوه زمین دیگری مثل همین زمین، ولی هفت برابر آن آفریده. و در ماورای آن زمین دریای محیطی به آن و در ورای آن دریا کوهی دیگر به نام قاف آسمان دوم و محیط به آن دریا آفرید. و همچنین شمرد تا به هفت زمین و هفت دریا و هفت کوه و هفت آسمان رسید. آنگاه گفت: و این است معنای آیه (و البحر یمده من بعده سبعه ابحر).
و نیز در آن کتاب آمده که ابن منذر، ابن مردویه، ابو الشیخ و حاکم از عبداللّه بن بریده روایت کرده اند که گفت: (ق) کوهی است از زمرد که محیط به دنیا است که دو طرف آسمان روی آن قرار دارد.
باز در همان کتابست که ابن ابی الدنیا - در کتاب عقوبات - و ابو الشیخ - در کتاب العظمه - از ابن عباس روایت کرده اند که گفت: خدا کوهی آفریده که نامش قاف است و سراسر عالم را فرا گرفته و ریشه هایش تا آن صخره ای که زمین روی آن است فرو رفته، و چون خدا بخواهد شهر و قریه ای را دچار زلزله کند، به آن کوه دستور می دهد تا ریشه های خود را تکان دهد - البته آن ریشه ای را که از کنار این قریه عبور کرده - کوه هم آن ریشه خود را تکان می دهد، و آن محل را می لرزاند، از این جهت است که یک جا زلزله می شود، و جای دیگر نمی شود.
مؤلف: قمی هم به سند خود از یحیی بن میسره خثعمی، از امام باقر علیه السلام نظیر آن روایت را از عبداللّه بن بریده، و روایت دیگری را که در معنای آن است بدون ذکر سند، و بدون ذکر نام امام نقل کرده و فرموده: کوهی محیط به دنیا است که در ورای آن یاجوج و ماجوج قرار دارند.
و به هر حال این روایات به هیچ وجه قابل اعتماد نیستند، و امروز بطلان آنها یا ملحق به بدیهیات است و یا خود بدیهی است.
و در تفسیر قمی در ذیل جمله (فقال الکافرون هذا شی عجیب) گفته: این آیه در باره ابی بن خلف نازل شد که به ابی جهل گفت: نزدیک من بیا تا تو را از محمد صلّی اللّه علیه و آله وسلّم به شگفت آورم. آنگاه یک تکه استخوان در دست گرفت آن را خرد کرد، بعد گفت: ای محمد تو معتقدی که این استخوان زنده می شود؟ اینجا بود که خدای تعالی فرمود: (بل کذبوا بالحق لما جاهم فهم فی امر مریج).

روایتی دال بر اینکه خطاب (القیا فی جهنم کل کفار عنید) به پیامبر و علی علیهما الصلوة و السلام می شود
و در مجمع البیان است که ابو القاسم حسکانی به سند خود از اعمش روایت کرده که گفت: ابو المتوکل تاجر، از ابی سعید خدری روایت کرده که گفت: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: چون روز قیامت شود، خدای تعالی به من و به علی فرمان می دهد: هر کس شما را به خشم آورده در آتش افکنید، و هر کس (خوشنودتان کرده) دوستتان داشته داخل بهشت سازید، این است معنا (و یا تاویل) آیه (القیا فی جهنم کل کفار عنید).
مؤلف: این حدیث را شیخ الطائفه شیخ طوسی علیه الرحمه نیز در امالی خود به شندی که به ابی سعید خدری دارد از آن جناب روایت کرده.
و در الدر المنثور است که ابن ابی الدنیا - در کتاب ذکر الموت - و ابن ابی حاتم، و ابو نعیم - در کتاب حلیه - از جابر بن عبداللّه روایت کرده که گفت: من از رسول خدا شنیدم که فرمود: فرزند آدم، از آن آینده ای که برایش مقدر شده چقدر غافل است. خدای تعالی وقتی می خواهد این بنده را بیافریند به فرشته می گوید: رزق او را بنویس، آثارش را بنویس، اجلش را هم بنویس، این را هم که آیا سعید است یا شقی ثبت کن. آنگاه این فرشته بالا می رود، و خدای تعالی فرشته دیگری روانه می کند تا او را حفظ کند، آن فرشته نیز همواره مراقب او است، تا وی به حد رشد برسد، او نیز بالا می رود. و خدای تعالی دو فرشته دیگر را موکل بر او می کند، تا حسنات و گناهانش را ثبت کنند، و این دو فرشته همچنان هستند تا آنکه مرگ آن بنده فرا رسد، آن وقت این دو فرشته نویسنده بالا می روند، فرشته موت می آید تا جان او را بگیرد، و چون او را داخل قبر کنند، دوباره جانش را به کالبدش برگرداند، و دو فرشته قبر آمده او را امتحان می کنند سپس بالا می روند.
و چون روز قیامت شود، دو فرشته نویسنده حسنات و گناهان، دوباره به سراغش می آیند، و نامه عمل او را باز کرده به گردنش ‍ می افکنند، و همچنان با او هستند، یکی به عنوان سائق و دیگری به عنوان شهید (تا به عرصه اش برسانند). آنگاه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله وسلّم فرمود به درستی در پیش رو، امری عظیم دارید، امری مافوق قدرتتان، از خدای عظیم استقامت بجویید.
چند روایت در ذیل آیه: (یوم نقول لجهنمهل امتلات...) و راجع به اینکه درباره متقین در بهشت فرموده: (لهم ما یشاؤ ن فیهاولدینا مزید) و...
و در تفسیر قمی در ذیل آیه (یوم نقول لجهنم هل امتلات و نقول هل من مزید) می گوید: این استفهام از این جهت شده که خدای تعالی وعده داده بود جهنم را پر کند و جهنم مالامال آتش شود. از او می پرسد آیا پر شده ای؟ او می پرسد: مگر باز هم هست؟ و منظورش این است که دیگر جای خالی ندارم.
مؤلف: همان طور که ملاحظه می کنید بنای این معنا که در این حدیث برای آیه شده، بر این اساس است که استفهام در آن انکاری باشد.
و در الدر المنثور است که احمد، بخاری، مسلم، ترمذی، نسائی، ابن جریر، ابن مردویه و بیهقی - در کتاب اسما و صفات - از انس روایت کرده اند که گفت: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله وسلّم فرمود: پیوسته در جهنم ریخته می شود و او همچنان داد (هل من مزید) ش بلند است، تا آنکه رب العزه پای خود را در آن بگذارد، آن وقت است که اجزایش از هم جدا شده، و می گوید بس ‍است بس است، تو را به عزت و کرمت سوگند.
و همیشه در بهشت هم جای زیادی هست، تا آنکه خدا مخلوقی دیگر بیافریند، و آنان را در قصرهای بهشت جای دهد.
مؤلف: (پا نهادن خدا در آتش) و اینکه آتش بگوید (بس است بس است) در روایات زیادی آمده. اما همه از طرق اهل سنت است.
و در تفسیر قمی در ذیل آیه (لهم ما یشاون فیها و لدینا مزید) گفته: منظور از (مزید) نظر کردن به رحمت خداست.