p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره صف

آشنایی با سوره صف

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: صف
تعداد آیات: 14
تعداد کلمات: 226
تعداد حروف: 966
ترتیب نزول: 109
محل نزول: مدینه منوره

معانی نام سوره: منظور همان صف های فشرده و آهنین نیروهای اسلام در برابر کفر است.

نامهای دیگر: حواریون (یاران خاص و نزدیک) – عیسی (ع).

ویژگیهای سوره: جهاد وقتال در راه خداوند و رزمندگان اسلام و صفهای فشرده و آهنین آنان به هنگام نبرد در برابر دشمن بیش از هر چیز دیگر در نزد خداوند محبوب است.

موضوعات مطرح شده: تسبیح و تقدیس خداوند به وسیله تمام موجودات – توبیخ کسانی که شعارهای خالی از عمل سر میدهند – ارزش و عظمت و صلابت صفهای فشرده و پولادین رزمندگان اسلام – بشارت و پیشگوئی حضرت عیسی (ع) – پیروزی نهایی و قطعی دین خداوند – ایمان به پروردگار.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره صف
شصت و یکمین سوره قرآن کریم است که مدنی و 14 آیه دارد. این سوره به حضرت عیسی وحوارییون عیسی علیه السلام نیز شهرت دارد.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در فضیلت این سوره روایت شده: هر کس سوره عیسی علیه السلام را قرائت نماید تا هنگامی که قاری این سوره در دنیاست بر او درود می فرستد و برای او طلب مغفرت و آمرزش می کنند و در روز قیامت نیز رفیق و همراه حضرت عیسی علیه السلام خواهد بود.
/پاورقی 1. مجمع البیان، ج 9، ص 459./
در سخنی از امام محمد باقر علیه السلام آمده است: هر کس سوره صف را قرائت نماید و آن را در نمازهای واجب و مستحب خود همیشه بخواند، خداوند او را همراه با فرشتگان و پیامبران الهی در یک - صف - قرار خواهد داد.
/پاورقی 2. ثواب الاعمال، ص 118./

آثار و برکات تلاوت سوره صف
1. ایمنی در سفر
رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم می فرمایند: هر کس در سفرهایش بر قرائت سوره صف مداومت ورزد خداوند او را حفظ می کند و از خطرات دزد و راهزن در امان است تا به خانه اش برگردد.
/پاورقی 3. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 361./
از امام صادق علیه السلام نیز شبیه به این مضمون آمده است: هر کس سوره صف را قرائت کند و در سفرهایش بر قرائت آن مداومت ورزد از خطرات و راهزنان در امان می ماند. و همواره در حفظ و حراست الهی است تا به نزد خانواده اش باز گردد.
/پاورقی 4. همان./

شأن نزول و محتوای سوره صف
این سوره در حقیقت بر دو محور اساسی دور می زند: یکی برتری اسلام بر تمام آئینهای آسمانی، و تضمین بقا و جاودانگی آن از سوی خداوند، و دیگر لزوم جهاد در طریق حفظ و پیشرفت این آئین. اما در یک نظر تفصیلی می توان آن را به هفت بخش تقسیم کرد. ۱. آغاز سوره که از تسبیح خداوند عزیز و حکیم شروع می شود و آمادگی پذیرش حقایق بعد را در قلوب ایجاد می کند. ۲. دعوت به هماهنگی گفتار و کردار و پرهیز از سخنان بی عمل. ۳. دعوت به جهاد با عزم راسخ و اتحاد کامل. ۴. یادآوری از پیمان شکنی بنی اسرائیل و بشارت مسیح به ظهور اسلام. ۵. تضمین پیروزی اسلام بر همه ادیان. ۶. دعوت مؤثر به سوی جهاد و ذکر پاداشهای دنیوی و اخروی مجاهدان راه حق. ۷. اشاره فشرده ای به زندگی حواریین مسیح و الهام از آنها. ولی محور اصلی همانطور که گفتیم اسلام و جهاد است. و انتخاب نام (صف) برای سوره به خاطر تعبیری است در آیه چهارم این سوره آمده است، گاهی نیز به عنوان سوره (عیسی) و یا سوره (حواریین) نامیده شده است. مشهور و معروف این است که این سوره کلا در مدینه نازل شده، وجود آیات جهاد در این سوره نیز مؤید همین معنی است، زیرا می دانیم جهاد هرگز
/پاورقی . تفسیر نمونه جلد ۲۴ صفحه ۵۸./
در مکه تشریع نشده بود.

داستان سوره صف
بحث روایتی (روایاتی درباره نام های پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم، بشارت عیسی
در تفسیر قمی در ذیل آیه (ان اللّه یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص) گفته است: چنان صف می بندند که گویی بنیانی استوار و انهدام ناپذیرند.
و در مجمع البیان در ذیل آیه (و اذ قال موسی لقومه یا قوم لم توذوننی و قد تعلمون انی رسول اللّه الیکم) گفته: در قصه قارون روایت شده که توطئه ای علیه موسی علیه السلام چید، و آن این بود که زنی را وادار کرد که بگوید موسی با من زنا کرده. و نیز جمعی را وادار کرد که بگویند موسی برادرش هارون را به قتل رسانده.
و در تفسیر قمی در ذیل جمله (و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد...)، آمده که امام علیه السلام فرموده: بعضی از یهودیان - خدا لعنتشان کند - از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم پرسیدند: چرا به نام احمد و محمد و بشیر و نذیر نامیده شدی. فرمود: اما محمد نامیده شدم، بدین جهت که من در زمین محمود (و از نظر دوست و دشمن ستوده ام). و اما احمد نامیده شدم بدین جهت که من در آسمان احمد (و ستوده تر از ستودگیم در زمینم). و اما بشیر خوانده شدم به خاطر این که هر کس مرا اطاعت کند به بهشت بشارت دارد. و نذیر خوانده شدم چون خدا هر کسی را که نافرمانیم کند از آتش انذار کرده.
و در الدر المنثور است که ابن مردویه از عرباض بن ساریه روایت کرده که درباره همان آیه گفته است: من از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله وسلم شنیدم که فرمود: من در ام الکتاب، عبداللّه و خاتم النبیین بودم در حالی که آدم در بین آب و گل خود بود، و به زودی تاویل این سخن را می گویم: من دعای ابراهیم، و بشارت عیسی و رویای مادرم هستم. ابراهیم دعا کرد که نبوت را در ذریه اش قرار دهد، و عیسی به آمدنم بشارت داد، و مادرم در خواب دید که نوری از او خارج شد، که با آن کاخهای شام را برایش روشن کرد.
و در عیون الاخبار به سند خود از صفوان بن یحیی صاحب السابری روایت کرده که گفت: ابو قره دوست جاثلیق از من درخواست کرد وسیله دیدارش با امام رضا علیه السلام را فراهم سازم.
از آن جناب اجازه خواستم فرمود: بگو در آید. همین که بر آن جناب وارد شد، فرش منزل آن جناب را بوسید، و گفت: در دین ما این عمل در برابر اشراف و بزرگان اهل زمانمان واجب است.
آنگاه عرضه داشت: خدا اصلاحت کند، چه می فرمایی درباره فرقه ای که ادعایی کرده اند، و فرق های دیگر که همه عادلند به نفع ایشان شهادت دادند. فرمود: چنین ادعایی پذیرفته است. آنگاه گفت: چه می گویی درباره فرقه ای دیگر که ادعایی می کند، و فرقه های دیگر به نفع ایشان شهادت نمی دهند؟ فرمود دعویشان پذیرفته نیست.
آنگاه گفت: ما مسیحیان ادعا داریم که عیسی روح اللّه و کلمه او است، مسلمانان هم دعوی ما را پذیرفتند، و بر صدق دعوی ما شهادت دادند. از سوی دیگر مسلمانان ادعا کردند: محمد پیغمبر است، و ما پیرو آنان نشدیم، بنابر این کیش مسیحیت را هر دو قبول داریم، و اسلام را یکی از ما، و آن دینی که مورد اتفاق هر دو است بهتر است.
امام ابوالحسن رضا علیه السلام پرسید: نام تو چیست؟ عرضه داشت: یوحنا. فرمود: ای یوحنا ما مسلمانان که عیسی را روح اللّه و کلمه خدا می دانیم هر عیسی نامی را، به این سمت نمی شناسیم. آن عیسایی را به این عنوان قبول داریم که به نبوت محمد ایمان داشته، و به آمدنش بشارت داده، و درباره شخص خودش هم اعتراف کرده، که بنده خدا و مربوب او است. حال اگر عیسایی که به نظر تو روح اللّه، و کلمه او است، آن عیسایی نیست که به محمد ایمان داشته، و به آمدنش بشارت داده، و درباره خودش اعتراف کرده به اینکه خدا یکی است، و او بنده خداست، ما از چنین عیسایی بیزاریم و دیگر هر دو طائفه بر سر یک کیش اتفاق نداریم. یوحنا برخاست و به صفوان بن یحیی گفت: بلند شو که این مجلس به درد ما نمی خورد.
مؤ لف: گویا منظورش از اینکه گفت (برخیز این مجلس به درد ما نمی خورد) این بوده که آن فایده ای که انتظار داشتم نداشت، برای حجتی که وی برای امام آورد کارگر نیفتاد.