p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره شعراء

آشنایی با سوره شعراء

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: شعراء
تعداد آیات: 227
تعداد کلمات: 1223
تعداد حروف: 5630
ترتیب نزول: 47
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: شعراء جمع شاعر است.

نامهای دیگر: طسم (کلمات رمزی قرآن) – جامعه.

ویژگیهای سوره: پیامبر اکرم (ص): خداوند مرا هفت سوره بلند داده به جای تورات. که آنها عبارتند از: بقره – آل عمران – نساء – مائده – انعام – اعداف – انفال – طه – و طواسین (شعراء+نمل+قصص) به جای زبور و ... .

موضوعات مطرح شده: داستان های مشروح و عبرت انگیز حضرت هود – صالح – نوح ابراهیم – موسی (ع).

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره شعراء
شعرا و نام دیگرش طسم
پاورقی 1. درمان با قران، ص66.
بیست و ششمین سوره قرآن است که مکی و 216 آیه دارد.
از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: هرکه سوره شعرا را قرائت کند خداوند به تعداد تمام کسانیکه حضرت نوح همچنین پیامبران الهی هود، شعیب، صالح و ابراهیم را که تصدیق یا تکذیب کرده اند و نیز به تعداد تکذیب کنندگان عیسی علیهم السلام و تصدیق کنندگان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ده حسنه به او عطا خواهد کرد.
پاورقی 2. مجمع البیان، ج7، ص318.
امام صادق علیه السلام فرموده است: اگر کسی سوره های طواسین (سوره هایی که با طسم و طس آغاز شده باشد) را در شب جمعه قرائت کند از جمله اولیا الهی است که در جوار الهی خواهد بود و در دنیا هیچ ناراحتی به او نخواهد رسید و خداوند در آخرت چندان از نعمت های بهشتی به او عطا می کند که راضی شود و خدا بیش از حد رضایت او به وی عطا خواهد کرد و او را با صد همسر از حوریان بهشتی تزویج می کند.
پاورقی 3. ثواب الاعمال، ص109.
همچنین از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده: کسی که سوره شعرا را قرائت نماید به تعداد همه مردان و زنان با ایمان به او ده حسنه عنایت می کند و در حالی از قبرش خارج می شود که زبانش به ذکر لا اله الا الله مترنم است و هر کس صبحگاه این سوره را بخواند مانند آن است که همه کتاب های آسمانی را قرائت کرده است.
پاورقی 4. تفسیرالبرهان، ج 4، ص163.

آثار و برکات تلاوت سوره شعراء
1. شفای بیماری
از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده: اگر سوره شعرا را نوشته و آنگاه آن را بشویند و از آن آب بنوشند خداوند او را از هر بیماری شفا می دهد...
پاورقی 5. تفسیرالبرهان،ج4، ص163.
2. ایمن شدن خانه از آتش سوزی و سرقت
در روایتی دیگر از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمده: اگر فردی بر قرائت سوره شعرا مداومت ورزد، سارقی به خانه اش وارد نمی شود و خانه اش دچار آتش سوزی و غرق نمی شود.
پاورقی 6. همان.
3. خوار کردن دشمن
هر کس بعد از قرائت بسم الله الرحمن الرحیم، آیات اول تا چهارم سوره شعرا را بر مشتی خاک که خورشید بر آن نتابیده است بخواند و آن را به صورت دشمن خود بپاشد، خداوند بر او خشم گرفته و آن دشمن را خوار می کند.
پاورقی 7. خواص القرآن و فوائده، ص69.
4. برای درمان کک و مک
روایت است که آیات 72 سوره شعرا را بر محل بنویسد.
پاورقی 8. درمان با قران ص67.

شأن نزول و محتوای سوره شعراء
معروف در میان مفسران این است که تمام آیات 227 گانه این سوره جز چهار آیه آخر آن، در مکه نازل شده است.
لحن آیات این سوره نیز با دیگر سوره های مکی کاملا هماهنگ است، و می دانیم در سوره های مکی که در آغاز دعوت اسلام نازل گردید بیشتر روی اصول اعتقادی، توحید و معاد و دعوت پیامبران خدا و اهمیت قرآن تکیه می شد، و تقریبا تمام بحثهای سوره شعرا پیرامون همین مسائل دور می زند.
در حقیقت می توان محتوای این سوره را در چند بخش خلاصه کرد:
بخش اول طلیعه سوره است که از حروف مقطعه، و سپس عظمت مقام قرآن و تسلی خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم در برابر پافشاری و خیره سری مشرکان و اشاره ای به بعضی از نشانه های توحید و صفات خدا سخن می گوید.
بخش دوم فرازهائی از سرگذشت هفت پیامبر بزرگ و مبارزات آنها را با قومشان، و لجاجتها و خیره سریهای آنان را در برابر این پیامبران بازگو می کند، که بعضی مانند داستان موسی و فرعون مشروحتر، و بعضی دیگر مانند سرگذشت ابراهیم و نوح و هود و صالح و لوط و شعیب کوتاهتر است.
مخصوصا در این بخش، اشاره به منطق ضعیف و تعصب آمیز مشرکان در هر عصر و زمان در برابر پیامبران الهی شده است که شباهت زیادی با منطق مشرکان عصر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم داشته و این مایه تسلی خاطر برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم و مؤمنان اندک نخستین بود که بدانند تاریخ از این گونه افراد و منطقها بسیار به خاطر دارد و ضعف و فتوری به خود راه ندهند.
و نیز مخصوصا روی عذاب دردناک این اقوام و بلاهای وحشتناکی که بر آنها فرود آمد تکیه شده است که خود تهدید مؤثری برای مخالفان پیامبر اسلام در آن شرائط است.
بخش سوم که در حقیقت جنبه نتیجه گیری از بخشهای گذشته دارد پیرامون پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلّم و عظمت قرآن و تکذیب مشرکان و دستوراتی به آن حضرت در زمینه روش دعوت، و چگونگی برخورد با مؤمنان سخن می گوید، و سوره را با بشارت به مؤمنان صالح و تهدید شدید ستمگران پایان می دهد.
ضمنا نام این سوره از چند آیه آخر که پیرامون شعرای بی هدف سخن می گوید گرفته شده است.
این نکته نیز قابل توجه است که این سوره از نظر تعداد آیات بعد از سوره بقره بر همه سوره های قرآن فزونی دارد، هر چند از نظر تعداد کلمات چنین نیست، بلکه از بسیاری از آنان کوتاهتر است.

داستان سوره شعراء
این سوره از سرگذشت هفت پیامبر بزرگ‏ میگوید، که بسیار پند آموز است! قسمتهایی از این سوره در ناجات امیرالمومنین، علی علیه السلام نیز آمده: 88. در آن روزى که مال و فرزندان سودى نمى ‏بخشد. 89. مگر کسى که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید. اما مقدمه ای که من انتخاب کردم، مربوط میشه به قسمتی که موسی علیه السلام وارد شهر میشه و دو نفر رو در حال درگیری میبینه و به کمک فرد مظلوم میره و باعث کشته شدن فرد ظالم میشه. در اینجا موسی علیه السلام می گوید که این درگیری بین این دو نفر از کارهای
شیطان است. نکته مهم زمانی هست که این دو فرد در حال درگیری هستند.
و از آنجایی که موسی علیه السلام می گوید، این درگیری از کارهای شیطان است، این موضوع به ذهن می آید که شاید آن وقت از روز یا شب، وقتی باشد که احتمال جرم و جنایت از انسان بیشتر است.
حالا بقیه مطلب رو از تفسیر نمونه بخونید...
(قسمتی از این داستان در سوره قصص هم آمده)
او به هنگامى که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند یکى از پیروان او بود (و از بنى اسرائیل)، و دیگرى از دشمنانش، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى کمک نمود موسى مشت محکمى بر سینه او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد)
موسى گفت: این (نزاع شما) از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه‏کننده آشکارى است (آیه-15 از سوره قصص) منظور از جمله عَلى‏ حِینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها موقعى بوده که مردم شهر کسب و کار خود را تعطیل کرده و کسى دقیقا مراقب اوضاع شهر نبود، اما اینکه چه موقعى بوده؟ بعضى گفته ‏اند در آغاز شب
بوده است که مردم کسب و کار را تعطیل مى‏ کنند، گروهى راهى خانه خود مى ‏شوند و گروهى نیز به تفریح و سرگرمى و شب‏ نشینى مى‏ پردازند، این همان ساعتى است که در بعضى از روایات اسلامى
از آن به عنوان ساعت غفلت تعبیر شده است.
در حدیثى از پیامبر ص آمده است که فرمود: تنفلوا فى ساعة الغفلة و لو برکعتین خفیفتین:
در ساعت غفلت نماز نافله بجا آورید و لو دو رکعت مختصر باشد.
و در ذیل این حدیث آمده است:
و ساعة الغفلة ما بین المغرب و العشا: ساعت غفلت بین مغرب و عشا است.
و براستى این ساعت، ساعت غفلت است و بسیارى از جنایات و تبهکاریها و انحرافات اخلاقى در همین ساعات آغاز شب انجام مى‏شود.
نه مردم مشغول کسب و کارند و نه در خواب و استراحت، بلکه یک حالت غفلت عمومى معمولا بر شهرها مسلط مى‏شود و رواج کار مراکز فساد نیز در همین ساعت است.

بیان آیات
این آیات به داستان هود علیه السّلام و قومش که همان قوم عاد بودند اشاره مى کند
کذبت عاد المرسلین
قوم عاد مردمى از عرب بسیار قدیم و عرب اوائل (یعنى اوائل پیدایش این نژاد) بودند، که در احقاف از جزیرة العرب زندگى مى کردند و داراى تمدنى مترقى و سرزمینهایى خرم و دیارى معمور بودند، به جرم اینکه پیامبران را تکذیب کرده، به نعمتهاى الهى کفران ورزیده و طغیان کردند، خداى تعالى به وسیله بادى عقیم هلاکشان ساخته و دیارشان را ویران و دودمانشان را خراب کرد.
و به طورى که مى گویند عاد اسم پدر بزرگ ایشان بوده و اگر خود آنان را عاد خوانده اند، از قبیل تسمیه قوم به اسم پدر بزرگ است، همچنان که بنى تمیم و بنى بکر و بنى تغلب، را تمیم و بکر و تغلب، مى نامند.
در سابق در آیه اى که نظیر این آیه در داستان نوح بود گفتیم که: چرا قوم نوح را تکذیب کننده همه انبیا خوانده، با اینکه بیش از یک پیامبر را تکذیب نکرده بودند.
انى لکم رسول امین... رب العالمین
بیان معناى این آیه در ذیل آیه نظیر آن در داستان نوح علیه السّلام گذشت.
بعضى از مفسرین گفته اند که: اگر داستان این پنج نفر از انبیا را با ذکر مساله امانت رسولان و مزد نخواستن آنان و دستورشان به تقوا و اطاعت آغاز کرده براى این بوده که بفهماند مبناى مساله بعثت همانا دعوت به معرفت حق و اطاعت دستوراتى است که اگر مردم در آن دستورات پیغمبر خود را اطاعت کنند به ثواب نزدیک و از عقاب دور مى شوند و انبیا همگى بر این معنا متفقند، هر چند که از نظر بعضى از فروع دین، آن هم به خاطر اختلافى که در اعصار هست مختلف بوده باشند، و همگى یک هدف را دنبال مى کنند و همگى از طمع مال دنیاى مردم منزهند.
و نظیر این سخن را در تفسیر آیه اى که در خاتمه همه داستانهاى هشتگانه این سوره آمده، یعنى آیه (ان فى ذلک لا یة و ما کان اکثرهم مؤمنین و ان ربک لهو العزیز الرحیم) زده اند، که این آیه دلالت مى کند بر اینکه بیشتر امتها و اقوام، از آیات خدا رویگردان بوده اند، و خداى سبحان به خاطر همین جرم اینها، و به ملاک اینکه خودش عزیز است مجازاتشان کرده و مى کند و به خاطر اینکه نسبت به مؤمنین رحیم است، نجاتشان مى دهد. ما نیز در آنجا که غرض سوره را ذکر مى کردیم به این معنا اشاره نمودیم.
داستان حضرت شعیب علیه السلام در سوره اعراف، آیات 85 تا 93؛ سوره شعرا، آیات 186 تا 191، سوره عنکبوت، آیات 36 و 37 آمده است.
حضرت شعیب در مدین به رسالت رسید اهل مدین عرب بودند و در سرزمین معان، در اطراف شام می زیستند. این مردم دو گناه فاحش داشتنداول - منکر خدای یکتا بودند و به پرستش بیشه های سرسبز و خرم و درختان پرداخته بودند. دوم- در معاملات خود با مردم، خیانت و غش می کردند. هر گاه جنسی را می فروختند وزن و میزان آن را کم می دادند و هر گاه جنسی را می خریدند آن را کامل می گرفتند و در وزن جنس مورد معامله، به خریدار خسارت می زدند.

با اوج گرفتن شرک و فساد قوم، خدا حضرت شعیب را در میان این مردم به رسالت برگزید. شعیب مردم را به پرستش خدای یکتا دعوت و آنان را به عدالت سفارش نمود.
اهل مدین به سرزنش و تمسخر شعیب پرداختند و از روی استهزا گفتند: ای شعیب! آیا دینت فرمان می دهد که ما خدایان نیاکان خود را کنار گذاریم و به دستور تو به عبادت معبودی دیگر بپردازیم.
حضرت شعیب در مقابل مخالفتهای مردم، از خود ناراحتی و خشم بروز نداد، بلکه از راه ملاطفت و ملایمت وارد شد، و برای هدایت آنان تلاش نمود.

هشدار حضرت شعیب
شعیب رسالت و دعوت خود را ابلاغ کرد ولی احساس کرد که قوم از دعوت وی روی گردانند و اصرار به مخالفت با او دارند. مردم می گفتند: حرفهای تو راهی به دلهای ما ندارد و به اندیشه ما نفوذ نمی کند. ای شعیب تو باید از سرزنش پسران قبایل و طوایف دست برداری، تو در نظر ما فردی ذلیل و ضعیف هستی. ما فقط به علت احترام به طایفه و قبیله ات از آزار تو خود داری می کنیم و گرنه سنگسارت می کردیم.
شعیب در مقابل این تهدید تسلیم نشد، بلکه با دعوت حق، به دفع عقیده باطل آنان پرداخت و عزت و شوکت خود را از خدا خواست.
قوم وقتی متوجه این موضوع شدند که شعیب از اعتقادش دست بر نمی دارد، وحشت وجودشان را فرا گرفت و ترسیدند کار شعیب بالا گیرد و نیرومند گردد و دین او منتشر شود و طرفدارانش افزایش یابد، پس شعیب و پیروان او را به تبعید از مدین تهدید کردند.

عذاب مردم مدین
آنگاه که شعیب علیه السلام از هدایت قوم به سوی خدا مأیوس شد و دریافت که آنها به کفر خویش اصرار دارند، از خدا خواست تا کیفر کفر و انکار آنان را به عذابی عاجل برساند.
مردم مدین در نهایت شعیب را تکذیب نموده و او را شعبده باز و جادوگر معرفی کردند و گفتند: اگر او در ادعای خود صادق است، صاعقه ای از آسمان بر سر قوم نازل گرداند و عذاب را متوجهشان سازد.
خدای متعال دعای حضرت شعیب را به اجابت رساند و اهل مدین را به گرمای شدیدی مبتلا نمود، به حدی که تشنگی آنها با آب برطرف نمی شد و خنکی سایه، حرارت بدن آنان را کم نمی کرد. ناچار از ترس گرمای مدین هراسان و نگران فرار کردند، غافل از این که هر کجا بروند از عذاب الهی ایمن نمی مانند. مردم ناگهان در آسمان ابری دیدند و تصور کردند که سایه آن می تواند آنها را از گرمای آفتاب نجات دهد، به همین جهت در زیر سایه ابر گرد آمدند تا از آن بهره گیرند. پس آتش و شهاب ابر بر سر آنان باریدن گرفت و صدایی از آسمان به گوششان رسید و زمین در زیر پایشان لرزید و در این حال وحشت زده و بدون اینکه راه نجاتی داشته باشند، جملگی هلاک گشتند.
یکی از دلائل توصیه به مطالعه تاریخ، عبرت گرفتن از گذشتگان می باشد. این که دریابیم چه اموری باعث سعادت و یا شقاوت اقوام و ملل در گذشته شده و ما اعمالی که باعث عذاب آنان شده را تکرار ننماییم چرا که سنت الهی تغییرناپذیر است.
داستان حضرت شعیب علیه السلام در سوره اعراف، آیات 85 تا 93؛ سوره شعرا، آیات 186 تا 191، سوره عنکبوت، آیات 36 و 37 آمده است.
حضرت شعیب در مدین به رسالت رسید اهل مدین عرب بودند و در سرزمین معان، در اطراف شام می زیستند. این مردم دو گناه فاحش داشتند اول: منکر خدای یکتا بودند و به پرستش بیشه های سرسبز و خرم و درختان پرداخته بودند. دوم: در معاملات خود با مردم، خیانت و غش می کردند. هر گاه جنسی را می فروختند وزن و میزان آن را کم می دادند و هر گاه جنسی را می خریدند آن را کامل می گرفتند و در وزن جنس مورد معامله، به خریدار خسارت می زدند.
با اوج گرفتن شرک و فساد قوم، خدا حضرت شعیب را در میان این مردم به رسالت برگزید. شعیب مردم را به پرستش خدای یکتا دعوت و آنان را به عدالت سفارش نمود.
اهل مدین به سرزنش و تمسخر شعیب پرداختند و از روی استهزا گفتند: ای شعیب! آیا دینت فرمان می دهد که ما خدایان نیاکان خود را کنار گذاریم و به دستور تو به عبادت معبودی دیگر بپردازیم.
حضرت شعیب در مقابل مخالفتهای مردم، از خود ناراحتی و خشم بروز نداد، بلکه از راه ملاطفت و ملایمت وارد شد، و برای هدایت آنان تلاش نمود.

هشدار حضرت شعیب
شعیب رسالت و دعوت خود را ابلاغ کرد ولی احساس کرد که قوم از دعوت وی روی گردانند و اصرار به مخالفت با او دارند. مردم می گفتند: حرفهای تو راهی به دلهای ما ندارد و به اندیشه ما نفوذ نمی کند. ای شعیب تو باید از سرزنش پسران قبایل و طوایف دست برداری، تو در نظر ما فردی ذلیل و ضعیف هستی. ما فقط به علت احترام به طایفه و قبیله ات از آزار تو خودداری می کنیم و گرنه سنگسارت می کردیم.
شعیب در مقابل این تهدید تسلیم نشد، بلکه با دعوت حق، به دفع عقیده باطل آنان پرداخت و عزت و شوکت خود را از خدا خواست.
قوم وقتی متوجه این موضوع شدند که شعیب از اعتقادش دست بر نمی دارد، وحشت وجودشان را فرا گرفت و ترسیدند کار شعیب بالا گیرد و نیرومند گردد و دین او منتشر شود و طرفدارانش افزایش یابد، پس شعیب و پیروان او را به تبعید از مدین تهدید کردند.

عذاب مردم مدین
آنگاه که شعیب علیه السلام از هدایت قوم به سوی خدا مأیوس شد و دریافت که آنها به کفر خویش اصرار دارند، از خدا خواست تا کیفر کفر و انکار آنان را به عذابی عاجل برساند.
مردم مدین در نهایت شعیب را تکذیب نموده و او را شعبده باز و جادوگر معرفی کردند و گفتند: اگر او در ادعای خود صادق است، صاعقه ای از آسمان بر سر قوم نازل گرداند و عذاب را متوجهشان سازد.
خدای متعال دعای حضرت شعیب را به اجابت رساند و اهل مدین را به گرمای شدیدی مبتلا نمود، به حدی که تشنگی آنها با آب برطرف نمی شد و خنکی سایه، حرارت بدن آنان را کم نمی کرد. ناچار از ترس گرمای مدین هراسان و نگران فرار کردند، غافل از این که هر کجا بروند از عذاب الهی ایمن نمی مانند. مردم ناگهان در آسمان ابری دیدند و تصور کردند که سایه آن می تواند آنها را از گرمای آفتاب نجات دهد، به همین جهت در زیر سایه ابر گرد آمدند تا از آن بهره گیرند. پس آتش و شهاب ابر بر سر آنان باریدن گرفت و صدایی از آسمان به گوششان رسید و زمین در زیر پایشان لرزید و در این حال وحشت زده و بدون اینکه راه نجاتی داشته باشند، جملگی هلاک گشتند.
یکی از دلائل توصیه به مطالعه تاریخ، عبرت گرفتن از گذشتگان می باشد. این که دریابیم چه اموری باعث سعادت و یا شقاوت اقوام و ملل در گذشته شده و ما اعمالی که باعث عذاب آنان شده را تکرار ننماییم چرا که سنت الهی تغییرناپذیر است.