p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره طه

آشنایی با سوره طه

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: طه
تعداد آیات: 135
تعداد کلمات: 1534
تعداد حروف: 5399
ترتیب نزول: 45
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: یکی از حروف رمزی قرآن است.

نامهای دیگر: الکلیم (تکلم کننده) که از القاب حضرت موسی (ع) است.

ویژگیهای سوره: داستان مشروح حضرت موسی (ع) – ماجرای ساحران – داستان گوساله سامری و ماجرای غرق شدن فرعون. خداوند سوره های طه و یس را دوهزار سال پیش از خلقت آدم قرائت نمود. و هنگامیکه فرشتگان قرآن را شنیدند. گفتند: خوشا به امتی که قرآن برآنان نازل گردد و خوشا به سینه هایی که قرآن را حمل کنند و خوشا به زبانهایی که به قرآن تکلم کنند. (بهشتیان جز این دو سوره سوره های دیگری از قرآن را تلاوت نمیکنند).

موضوعات مطرح شده: عظمت قرآن و حقایق آن – مناجات حضرت موسی (ع) – اعتدال و میانه روی در همه چیز – سرگذشت آدم و حوا - مسائل توحید – شفاعت – ارسال رسل و تنزیل کتاب آسمانی.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره طه
طه، بیستمین سوره قرآن است که مکی و 135 آیه دارد.
در فضیلت این سوره از پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم نقل شده: به کسی که سوره طه را قرائت کند، در روز قیامت ثواب همه مهاجران و انصار اعطا می شود.
همچنین از ایشان روایت شده که فرمودند: خداوند تعالی دو هزار سال پیش از آفرینش حضرت آدم علیه السلام، سوره یس و طه را قرائت فرمود، هنگامی که فرشتگان الهی آن را شنیدند گفتند: خوشا به حال امتی که این سوره ها بر آنها نازل شده است و خوشا به حال کسانی که این سوره ها را درون خود جای داده اند و خوشا به حال کسانی که زبانشان به تلاوت ایت سوره ها مترنم است.
از اسحق بن عمار روایت شده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: خواندن سوره طه را ترک نکنید زیرا خداوند ان را دوست می دارد و هرکس آن را بخواند او را نیز دوست خواهد داشت و هر که بخواندن آن مداومت کند خداوند در روز قیامت نامه عملش را به دست راست او دهد و از کردار او در اسلام حساب سخت نکشد و آنقدر به او پاداش عطا فرماید تا خشنود گردد.

آثار و برکات تلاوت سوره طه
1. گرفتن جواب مثبت در خواستگاری
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: هر کس سوره (طه) را بنویسد و در پارچه سبزی قرار داده و به خواستگاری برود،خواستگاری اش رد نمی شود و حاجتش برآورده می شود.
2. آسان شدن ازدواج
روایت از امام صادق علیه السلام: هر کس که خواستگاری ندارد یا به خواستگاریش جواب نمی دهند سوره طه را بنویسد و بشوید و آب آن را بر صورت خود بریزد، خداوند ازدواجش را آسان می کند.
3. جهت برآورده شدن حاجات بزرگ
به جهت مطالب عظیم و بزرگ صد بار بگوید طه و یک بار سوره قل هو الله احد را بخواند و باز صد مرتبه بگوید طه و یک مرتبه سوره قل هو الله را بخواند تا هفت بار این را تکرار کند، همین که هفت مرتبه توحید و هشتصد بارطه تمام شد بعد از آن 17 بار سوره قل هو الله احد را تا آخر بخواند، خداوند مطلب و حاجت او را براورده می کند و بی شک عمل خواهد شد. این از مجربات است و آزموده شده است.
4. ترس از دزدان و حیوانات درنده
نقل از امام موسی کاظم علیه السلام: هر کس در سفر باشد و از دزدان و حیوانات وحشی خوف و وحشت دارد، برای این کار بر گردن حیوانش لا تخاف درکاً و لا تخشی سوره طه را بنویسد، پس بدرستی که به اذن خداوند متعال ایمن می شود.
5. بهبود بیماری های دهان
به جهت هر گونه در دهان آیات 1تا5 را بنویسد و با خود دارد.
سوره طه بیستمین سوره قرآن کریم و مشتمل بر ١٣٨ آیه می باشد.

دعای حضرت موسی
آیات ٢۵ تا ٣۵: قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی / وَیسِّرْ لِی أَمْرِی / وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی / یفْقَهُوا قَوْلِی / وَاجْعَل لِّی وَزِیرًا مِّنْ أَهْلِی / هَارُونَ أَخِی/ اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی / وَأَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی / کَی نُسَبِّحَکَ کَثِیرًا/ وَنَذْکُرَکَ کَثِیرًا/ إِنَّکَ کُنتَ بِنَا بَصِیرًا

گفت پروردگارا سینه‏ام را گشاده گردان / و کارم را براى من آسان ساز / و از زبانم گره بگشاى / - تا- سخنم را بفهمند / و براى من دستیارى از کسانم قرار ده / هارون برادرم را / پشتم را به او استوار کن / و او را شریک کارم گردان / تا تو را فراوان تسبیح گوییم / و بسیار به یاد تو باشیم / زیرا تو همواره به - حال - ما بینایى

شفاعت در روز قیامت
آیه ١٠٩: یوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِی لَهُ قَوْلًا
در آن روز شفاعت - به کسى - سود نبخشد مگر کسى را که - خداى - رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید

هبوط انسان بر روی زمین
آیه ١٢٣: قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِیعًا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا یأْتِینَّکُم مِّنِّی هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَای فَلَا یضِلُّ وَلَا یشْقَى
فرمود همگى از آن - مقام - فرود آیید در حالى که بعضى از شما دشمن بعضى دیگر است پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد هر کس از هدایتم پیروى کند نه گمراه مى ‏شود و نه تیره‏ بخت

زمان نیایش - نماز-
آیه 130: فَاصْبِرْ عَلَى مَا یقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّیلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَى
پس بر آنچه مى‏گویند شکیبا باش و پیش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن با ستایش پروردگارت - او را - تسبیح گوى و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نیایش پرداز باشد که خشنود گردى.

شأن نزول و محتوای سوره طه
سوره طه به گفته همه مفسران در مکه نازل شده است، محتوای آن نیز همانند سایر سوره های مکی است که بیشتر سخن از مبدا و معاد می گوید، و نتائج توحید و بدبختیهای شرک را برمی شمرد.
در بخش اول: این سوره اشاره کوتاهی به عظمت قرآن و بخشی از صفات جلال و جمال پروردگار است.
بخش دوم: که بیش از هشتاد آیه را در برمی گیرد از داستان موسی علیه السلام سخن می گوید، از آن زمان که به نبوت مبعوث گردید و سپس با فرعون جبار به مبارزه برخاست، و پس از درگیریهای فراوان او با دستگاه فرعونیان و مبارزه با ساحران و ایمان آوردن آنها خداوند به صورت اعجاز آمیز فرعون و فرعونیان را در دریا غرق کرد، و موسی و مومنان را رهائی بخشید.
بعد ماجرای گوساله پرستی بنی اسرائیل و درگیری هارون و موسی را با آنها بیان می کند.
در سومین بخش: بخشهائی در باره معاد و قسمتی از خصوصیات رستاخیز آمده است.
در بخش چهارم: سخن از قرآن و عظمت آن است.
و در بخش پنجم: سرگذشت آدم و حوا را در بهشت و سپس ماجرای وسوسه ابلیس و سرانجام هبوط آنها را در زمین، توصیف می کند.
و بالاخره در آخرین قسمت، نصیحت و اندرزهای بیدار کنندهای، برای همه مؤمنان بیان میدارد که روی سخن در بسیاری از آن به پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلّم است.

داستان سوره طه
درسهای داستان موسی و هارون در زمینه رهبری و مدیریت
قرآن کریم بسیاری از مطالب مورد نیاز بشر را به صورت داستان مطرح کرده که از جمله این داستانها داستان موسی و هارون است. این داستان حاوی مطالبی است در ارتباط با رهبری. از جمله این مطالب می توان به نحوه اثربخش کردن تبلیغات تأکید کرد. در قرآن کریم نکات بسیار ارزنده ای در قالب داستانهای مختلف برای بشر مطرح شده است؛ از جمله داستان موسی علیه السلام و هارون علیه السلام درسهایی ارزشمند در زمینه رهبری و هنر کار با دیگران را به ما می آموزد. در این درسها ما ریشه های اسلامی مفاهیم معاصر را در پیشرفت انسانی کشف می کنیم. درک و عمل به این درسها توانایی ما را برای به کارگیری و موفقیت در آنها افزایش خواهد داد. قرآن در چندین سوره مختلف داستان موسی علیه السلام و هارون علیه السلام را نقل کرده است؛ از جمله در سوره طه، آیات 24 تا 36. به هر حال، داستان، یک یا چند بعد از ابعاد نقش پیامبران و عملکرد آنها را به گونه ای مناسب در قالب پیام قرآنی بیان می کند. وقتی ما این اطلاعات روشن را در مورد این پیامبران در کنار هم قرار می دهیم، به کلیت داستان ازجمله اصول کلیدی ارتباطات، کار گروهی و تفویض و تمامی عناصر حیاتی رهبری اثربخش پی می بریم. در سوره طه آمده اذهب الی فرعون انه طغی قال رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی و اجعل لی وزیرا من اهلی هارون اخی و اشدد به ازری و اشرکه فی امری کی نسبحک کثیرا و نذکرک کثیرا انک کنت بنا بصیرا قال اوتیت سؤلک یا موسی ترجمه: اینک به رسالت به جانب فرعون روانه شو که وی در کفر، سخت طغیان کرده است موسی به خدا عرضه داشت پروردگارا! پس شرح صدرم عطا فرما که از جفا و آزار مردم تنگدل نشوم و کار مرا آسان گردان و سختیهایی که در انجام دادن این وظیفه بر من پیش می آید برطرف ساز و عقده را از زبانم بگشا تا مردم سخنم را نیکو فهم کرده و خوش بپذیرند و نیز از اهل بیت من یکی را وزیر و معاون من فرما برادرم هارون را وزیر من گردان و به او پشت من محکم کن و او را در امر رسالت با من شریک ساز تا دائم به سپاس تو پردازیم و تو را بسیار یاد کنیم که همانا بس تویی بصیر و مهربان به احوال ما (و ما به جز تو کسی را نداریم) پروردگار فرمود ای موسی آنچه از ما خواستی همه به تو عطا گردید
/پاورقی . (سوره طه، آیات 36ـ24)./
با بررسی این آیات، نکات مهمی را در زمینه رهبری و مدیریت می توان استخراج نمود

دستور به موسی علیه السلام
در سوره طه خداوند به موسی علیه السلام دستور داد که با فرعون، پادشاه قدرتمند و ستمگر آن زمان، مقابله کند: اذهب الی فرعون انه طغی (طه، 24). اینک به رسالت به جانب فرعون روانه شو که وی در کفر، سخت طغیان کرده است. در این مرحله به موسی علیه السلام به تنهایی و به عنوان یک فرد از جانب خداوند دستور داده شده است. موسی دریافت که این شروع چالش و مبارزه طلبی بزرگ و انجام دادن کاری سخت است. پاسخ او به این تکلیف خیلی از درسها را در رهبری ارائه می دهد. این پاسخها ریشه های مفاهیم مهم مرتبط با کار گروهی و تعاون را شکل می دهد.

درسهایی در زمینه رهبری در پاسخ موسی علیه السلام
1. استمداد از خداوند
در پاسخ به دستور خداوند، موسی علیه السلام در ابتدا از خداوند خواست تا به او در افزایش تواناییهای وی و قادر ساختن وی در فائق آمدن بر انجام دادن این وظیفه کمک کند. درخواست او برای کمک، نشاندهنده ویژگی رهبر مسلمان و کمال عبودیت و وابستگی او به پروردگارش در تمام زمینه هاست.
قال رب اشرح لی صدری و یسر لی امری
/پاورقی . (طه، 26ـ25)./
شرح صدرم عطا فرما که از جفا و آزار مردم تنگدل نشوم. و کارم را آسان گردان و سختیهایی که در انجام این وظیفه بر من پیش می آید برطرف ساز.
2. تشخیص محدودیتهایی که در انسان وجود دارد.
سپس موسی علیه السلام فهرستی از تمام مهارتهای لازم را برای این کار برشمرد و تمام مهارتهای خودش را ارزیابی کرد و به محدودیتهای خویش اعتراف کرد. درک اینکه چه مهارتهایی مورد نیاز است و تعیین نقاط ضعف و قوت فرد در متن کاری که قصد انجام دادن آن را دارد، برای موفقیت در هر مأموریت ضروری است. رهبران مطمئن از رویارویی با محدودیتهایشان گریزان نیستند. بلافاصله موسی علیه السلام فهمید که مهارتهای ارتباطی او به اندازه لازم اثربخش نبوده است. او از خداوند خواست که مشکل او را در بیان اثربخش برطرف کند. و احلل عقدة من لسانی
/پاورقی . (طه،27)./
ترجمه: و عقده را از زبانم بگشا. در جای دیگری نیز، قرآن به درخواست موسی علیه السلام به صورت زیر اشاره می کند: و یضیق صدری و لا ینطلق لسانی فارسل الی هارون
/پاورقی . (شعراء،13)./
ترجمه: و از کفر آنها دلتنگ شوم و عقده زبانم به هدایت آنان بازنگردد پس هارون برادرم را نیز با رسالت بفرست. موسی علیه السلام در بیان درخواست خود از خداوند توانایی خود را در ارزیابی مسائل بالقوه آشکار ساخت. همچنین او آگاهی از محدودیتهای خودش را نشان می دهد. این ویژگی عبرت آمیز برای رهبر خوب است. او با وجود مشکلات و محدودیتهای ذهنی یک راه حل پیشنهاد می کند: تشکیل یک گروه برای انجام دادن کار با دسته بندی مهارتهای رهبر.

تأکید بر تبلیغ اثربخش
موسی علیه السلام به دلیلی که نشان دهنده اصل مهمی در تبلیغ، و درواقع، جوهره تبلیغ است، تقاضا کرد که: لکنت را از زبانم برطرف فرما، دلیل او به این شرح بود: یفقهوا قولی
/پاورقی . (طه،28)./
ترجمه: تا مردم سخنم را بفهمند. او نمی خواست برطرف شدن لکنت1 از سخنش به گونه ای باشد که بهتر و احساساتی تر صحبت کند. برعکس از خداوند خواست که لکنت در سخنرانی او را به گونه ای برطرف سازد که کسانی که به سخن او گوش می دهند بتوانند سخن او را درک کنند. این اصل کلام است که دریافت کننده پیام باید از آن، آن گونه که مورد نظر گوینده است، دریافت کند و بفهمد. تبلیغ زمانی انجام می گیرد که دریافت کننده آن معنی را از آن می گیرد نه زمانی که فرستنده پیام را می فرستد. همچنین برای تبلیغ با نتایج مطلوب، شخص نباید جذب توانایی گوینده یا ارائه دهنده شود، بلکه باید روی تفسیر و فهمیدن پیغام به وسیله دریافت کننده یا دریافت کنندگان مورد نظر تأکید کند. گوینده باید در جهت درکی واضح از پیام مورد نظر، توانایی ارتباط خود را اصلاح کند. این اصل می تواند به سایر حوزه های فعالیت انسانی تعمیم داده شود. هر کاری براساس منافعی که افراد تحت تأثیر آن از آن می برند باید مورد قضاوت قرار گیرد، نه براساس چگونگی انجام دادن آن؛ به عبارت دیگر، تمام اعمال ما باید در جهت نتیجه انجام شود و البته شخص باید قصد رسیدن به نتیجه مفید را داشته باشد. روایت شده است که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند: مردم به خداوند وابسته هستند. کسانی که به او نزدیکترند بیشترین استفاده را از وابستگی به او می برند (صحیح مسلم). در اینجا ممکن است که ویژگیهای شنونده به ذهن بیاید. خداوند (تبارک و تعالی) به موسی علیه السلام دستور داد که به سوی فرعون برو، چون او طغیان کرده است، در عین حال خداوند شیوه ای برای اجرای این قانون مشخص کرد: فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی.
/پاورقی . (طه، 44)./
ترجمه: و با او با کمال آرامی و نرمی سخن گویید، باشد که او متذکر شود یا از خدا بترسد. درسی که در اینجا وجود دارد این است که هم محتوای تبلیغ ما و هم رسانه آن، مثلا چگونگی بیان آن باید متناسب دریافت کننده پیام باشد. به علاوه گاهی اوقات راه صحیح برخورد با دریافت کننده سختدل و بی میل به توبه، روشی مشابه نیست بلکه کاملا برعکس، مانند آنچه در این داستان است، باید با صحبت ملایم با او برخورد کنیم. محتوای تبلیغ، پیام را می فهماند، نه سلسله ای از کلمات را.

کار گروهی
موسی علیه السلام همچنین پی برد که به کار گروهی نیازمند است. او فهمید که نیازمند تکمیل تواناییهایش برای کسب موفقیت است. و اجعل لی وزیرا من اهلی هارون اخی
/پاورقی . (طه،30ـ29)./
ترجمه: و نیز از اهل بیت من یکی را وزیر من گردان، برادرم هارون را وزیر من فرما. رهبرانی که اعتماد به نفس ندارند اغلب برای جلوگیری از بروز مشکل در زمینه ضعفهای خود، افرادی را که دارای تواناییهای کمتری نسبت به خود هستند به کار می گیرند. به هر حال رهبران اثر بخش اعتماد به نفس دارند و بر تلاششان بر انجام دادن مأموریت تأکید می کنند، از اینرو افرادی را جستجو می کنند که به گونه ای شایسته آنها را در زمینه ضعفها و کمبودهایی که در خود احساس می کنند، تکمیل کنند. موسی علیه السلام به دنبال فردی بود که از توانایی او آگاه بود. این شخص برادرش هارون علیه السلام بود. دلیل آن را بعدا توضیح خواهیم داد. با توجه به این بحث انتظار می رود که موسی علیه السلام برادرش را به عنوان عضو یک تیم برای تقویت تواناییها و تلاشهایش و افزایش مهارتهای خود به کار گیرد. و اشدد به ازری
/پاورقی . (طه،31)./
ترجمه: و به او پشت مرا محکم گردان. موسی علیه السلام برای اینکه تیم، اثر بخشی داشته باشد انتظار داشت همکارش در انجام دادن کار مشارکت داشته باشد، نه اینکه صرفا تماشاچی باشد. و اشرکه فی امری
/پاورقی . (طه،32)./
ترجمه: و او را در امر رسالت با من شریک گردان. قرآن توجه ما را به یک دلیل مهم برای اینکه موسی علیه السلام از خداوند تبارک و تعالی خواست که کمک به او را به هارون واگذار نماید، جلب می کند. و اخی هارون هو افصح منی لسانا فارسله معی رذءا یصدقنی انی افاف ان یکذبون
/پاورقی . (قصص، 34)./
ترجمه: و برادرم هارون را نیز که ناطقه اش از من فصیحتر است با من یار و شریک در کار رسالت فرما تا مرا تصدیق و ترویج کند که می ترسم این فرعونیان، سخت تکذیب رسالتم کنند. تیم اثربخش به وسیله اعضایی که مهارتهای آنها مهارتهای رهبر را مانند سایر اعضای تیم تکمیل می کند قابل تشخیص است. همان گونه که قبلا دیدیم، موسی علیه السلام ترسید که کلام او برای وظیفه ای که در دست دارد کافی نباشد. بنابر این او به دنبال فردی گشت که به نظرش در آن زمینه خاص تواناتر است. این نشانه رهبر اثربخش است. به علاوه، موسی علیه السلام اظهار کرد که منظور از تشکیل تیم صرفا کاهش بار کاری نبود، بلکه به دست آوردن کمک و نیرو از شخص دیگری بود. چنین تیمی به سمت یک هدف و رویارویی با یک چالش هدایت می شود که در این مورد به سمت پذیرش خطر، رویارویی با ترویج دروغ جهت می گیرد.

جهت دهی به رسالت
تیم باید مأموریتی داشته باشد که تمام تلاشهایش را به سمت آن جهت دهد. موفقیت گروه به وضوح رسالت و به میزان تعهد اعضا برای انجام دادن آن وابسته است. موسی علیه السلام رسالت گروه خود را تبیین کرد: کی نسبحک کثیرا و نذکرک کثیرا انک کنت بنا بصیرا
/پاورقی . (طه، 35ـ33)./
ترجمه: تا دائم به ستایش و سپاس تو پردازیم و تو را بسیار یاد کنیم که همانا بس تویی بصیر و مهربان به احوال ما. انسان باید رابطه تسبیح (حمد) و ذکر (یاد) را از یک سو و ساختن جامعه را از سوی دیگر درنظر داشته باشد. رسالتی که موسی علیه السلام و هارون علیه السلام در جهت آن حرکت می کردند رهانیدن بنی اسرائیل از سلطه فرعون بود. این مأموریت برای آنها حمد و یاد خدا را دربر داشت. از آنجا که تمام کارهایشان را برای پایبندی به خواست خدا انجام دادند لذا به حمد و یاد خدا می رسیدند. حمد خدا و یاد او که ما را به سمت انجام دادن رسالت حرکت می دهد روحیه تحمل را که در رسالت ما متبلور می شود، ایجاد می کند.

مشروعیت خواسته
خداوند (تبارک و تعالی) با اعطای آنچه موسی علیه السلام خواسته بود به خواسته و نگرش او مشروعیت داد.
قال اوتیت سؤلک یا موسی
/پاورقی . (طه، 36)./
ترجمه: پروردگار فرمود: ای موسی آنچه از ما خواستی، همه به تو عطا کردیم. همچنین قرآن به قبول خواسته موسی علیه السلام در جای دیگر اشاره می کند: و لقد اتینا موسی الکتاب و جعلنا معه اخاه هارون وزیرا
/پاورقی . (فرقان، 35)./
ترجمه: و همانا به موسی کتاب تورات را عطا کردیم و برادرش هارون را وزیر او قرار دادیم.

تیم موسی علیه السلام و هارون علیه السلام
تأکید بر کار گروهی
اینکه به خاطر داشته باشیم که خواسته موسی علیه السلام مبنی بر واگذاری همکاریش به هارون علیه السلام به او داده شد از اهمیت بسیاری برخوردار است. خداوند در آیات متعددی در قرآن بر این رابطه تأکید می کند. گروه موسی علیه السلام و هارون علیه السلام برای ما به عنوان یک واحد بیان شده و توسط خداوند این چنین نشان داده، و به وسیله دیگران نیز این گونه تشخیص داده می شود. ثم بعثنا من بعدهم موسی و هارون الی فرعون و ملائه بایاتنا فاستکبروا و کانوا قوما مجرمین
/پاورقی . (یونس، 75)./
ترجمه: آنگاه بعد از آن موسی و هارون را به سوی فرعون و اشراف مملکت او فرستادیم.... و اوحینا الی موسی و اخیه...
/پاورقی . (یونس، 87)./
ترجمه: و به موسی و برادرش (هارون) وحی کردیم.... قال قد اجیبت دعوتکما
/پاورقی . (یونس، 89)./
ترجمه: خداوند به موسی و هارون فرمود: دعای شما را مستجاب کردم. فقلنا اذهبا الی قوم الذین کذبوا بایاتنا...
/پاورقی . (فرقان، 36)./
ترجمه: و آن گاه موسی و هارون را گفتیم: رو به جانب آن قوم که آیات ما را تکذیب کرده اند، کنید.... و لقد مننا علی موسی و هارون... سلام علی موسی و هارون
/پاورقی . (صافات،120و ... و 114)./
ترجمه: و ما بر موسی و هارون منت گذاردیم... و سلام و تحیت بر موسی و هارون باد. به طور مشابه، قرآن برای یاد کردن دو پیامبر در سوره طه آیات 42 تا 49 از این ترکیب دوگانه استفاده کرده، مجددا این واقعیت را که آنها یک تیم هستند، بیان می کند.

عمل کردن به عنوان یک تیم
موسی علیه السلام و هارون علیه السلام به عنوان یک گروه عمل می کردند. کلمات آنها گفتند و ما می ترسیم در آیه زیر نشاندهنده فرایند مشورت پویا بین هر دوی آنهاست. قالا ربنا اننا نخاف ان یفرط علینا اوان یطغی
/پاورقی . (طه، 45)./
ترجمه: موسی و هارون عرض کردند بارالهی می ترسیم که فرعون با آن قدرت و نخوت، بیدرنگ بر ما ظلم و عقوبت کند یا بر کفر و سرکشی خود بیفزاید.

تشخیص تیم
هارون علیه السلام صرفا یک همراه برای موسی علیه السلام نبود بلکه بخش مهمی از گروه بود. این واقعیت توسط فرعون تشخیص داده شده بود. قرآن می فرماید: (وقتی که این فرمان به فرعون ابلاغ شد): قال فمن ربکما یا موسی
/پاورقی . (طه، 49)./
ترجمه: گفت ای موسی خدای شما (دو نفر) کیست؟ جادوگران به پرستش خدا بازگشتند، نه فقط به سمت خداوند موسی علیه السلام بلکه خداوند موسی و هارون. دومی (هارون) را به عنوان شریک مهمی برای اولی (موسی) یافتند. فالقی السحرة ساجدین قالوا آمنا برب العالمین رب موسی و هارون
/پاورقی . (شعراء، 48ـ66)./
ترجمه: ساحران که این معجزه بدیدند پیش موسی به سجده افتادند و گفتند ما به خدای عالم ایمان آوردیم، پروردگار موسی و هارون.

عناصر تفویض
وظیفه
وقتی خداوند از موسی علیه السلام خواست تا قومش را برای چهل روز ترک کند، آنها را تحت سرپرستی هارون علیه السلام قرار داد؛ به عبارت دیگر، او رهبری جامعه و مدیریت امور را به همکارش واگذار کرد. بنابر این در انجام دادن این کار، موسی علیه السلام کار واگذار شده را در قالبی کلی به صورت زیر تعریف کرد:... و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لاتتبع سبیل المفسدین
/پاورقی . (اعراف،142)./
ترجمه: ... و موسی به برادر خود هارون گفت تو اکنون پیشوای قوم و جانشین من باش و راه صلاح پیش گیر و پیرو اهل فساد مباش.در این قضیه موسی علیه السلام سه بعد مهم واگذاری اثربخشی را نشان می دهد: اول اینکه او با سفارش به هارون علیه السلام برای جانشینی در میان قومش به طور فراگیر و واضح جانشینی را به او واگذار کرد. ثانیا او با درخواست از هارون علیه السلام برای انجام دادن صحیح کارش انتظار خود را از او (هدف مورد نظرش را) تبیین کرد. ثالثا او با درخواست از هارون برای پیروی نکردن از افراد شرور، محدودیتهای مناسبی را در اختیارات واگذار شده به هارون علیه السلام اعمال کرد.

مسئولیت
وقتی موسی علیه السلام به سمت قومش بازگشت و فهمید که هارون نتوانسته است از گمراهی آنها توسط سامری جلوگیری کند ناراحت شد. او هارون را پاسخگو می دانست اما مسئولیت را خود قبول کرد. این کار نشان دهنده یکی از اساسیترین قوانین واگذاری است؛ به بیان دیگر، انسان - مدیر - نمی تواند مسئولیت را واگذارد بلکه تنها اختیار را واگذار می کند. قال رب اغفرلی و لاخی و ادخلنا فی رحمتک و انت ارحم الراحمین
/پاورقی . (اعراف، 151)./
ترجمه: موسی گفت: من و برادرم را بیامرز و در ظل رحمت خود داخل گردان که تو مهربانترین مهربانان عالمی. موسی علیه السلام به دلیل عصبانیت خود و ناتوانی در انجام دادن مسئولیتش و همچنین به دلیل ناکامی برادرش در انجام دادن وظیفه واگذار شده به او طلب مغفرت کرد. موسی علیه السلام به عنوان یک رهبر اثربخش جلوتر رفت و خود را به قومش معرفی، و نقش آنها را در این موقعیت مشخص کرد. ... قال رب لو شئت اهلکتهم من قبل و ایای اتهلکنا بما فعل السفهاء منا ان هی الا فتنتک تضل بها من تشاء و تهدی من تشاء...
/پاورقی . (اعراف، 155)./
ترجمه: ... موسی علیه السلام گفت: پروردگارا اگر مشیت نافذت تعلق گرفته بود که همه آنها و مرا هلاک کنی پیشتر می کردی آیا ما را به فعل سفیهان ما هلاک خواهی کرد، این کار جز فتنه و امتحان تو نیست. در این امتحان هر که را خواهی گمراه و هر که را خواهی هدایت می کنی.

اختیار
خداوند تبارک و تعالی اصل دیگر واگذاری را در این داستان به ما می آموزاند؛ به بیان دیگر می آموزیم که فردی که وظیفه ای به او محول می شود باید اختیار و منابع کافی برای انجام دادن آن وظیفه نیز در اختیار او قرار گیرد. این اصل در آیه زیر بیان می شود: ثم ارسلنا موسی و اخاه هارون بایاتنا و سلطان مبین
/پاورقی . (مؤمنون،45)./
ترجمه: پس آنگاه موسی و برادرش هارون را فرستادیم با آیات و معجزات و حجت روشن... .. در آیه بالا و همچنین در آیه زیر خداوند به دو پیامبر با هم اشاره، و بر دو اصل دیگر واگذاری تأکید می کند. این اصول عبارت است از: کسانی که کار به آنها واگذار می شود باید حمایت شوند (ما با شماییم) و باید به آنها گوش داد (توجه کرد) و در صورت لزوم به آنها پاسخ داد (گوش خواهم داد به صدای شما). قال کلا فاذهبا بایاتنا انا معکم مستمعون
/پاورقی . (شعراء، 15)./
ترجمه: خداوند به موسی فرمود هرگز نترس و با برادرت هارون به این معجزات و آیات من به سوی آنان بروید که من همه جا با شما هستم و گفته های شما را می شنوم. این پیام حمایت و کمک در موارد دیگری نیز در قرآن آمده است: فاتیا فرعون فقولا انا رسول رب العالمین /پاورقی . (شعراء، 16)./
ترجمه: هر دو به اتفاق به جانب فرعون بروید و بگویید که ما دو رسول پروردگار جهانیم. قال سنشد عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما بایاتنا انتما و من اتبعکما الغالبون
/پاورقی . (قصص، 35)./
ترجمه: خداوند به او فرمود که تقاضای تو را پذیرفته، به همدستی برادرت هارون بازویت را قوی می گردانیم و به شما در عالم قدرت و حکومت می دهیم که هرگز دشمن به شما دست نیابد. اینک با این آیات و معجزاتی که شما را عطا کردیم به رسالت بروید که شما و پیروانتان غالب خواهید بود.

درسهایی دیگر
وقتی موسی به ملاقات خداوند (تبارک و تعالی) رفته بود، سامری سبب تمرد در میان مردم در برابر رهبری مشروع هارون علیه السلام شد و آنها را از پرستش خداوند گمراه کرد. وقتی موسی علیه السلام برگشت برای محاکمه کسی عجله نکرد. او به سامری فرصت داد تا قبل از اینکه تصمیم به راندن او از آن سرزمین بگیرد در مورد عمل خود توضیح دهد. قال فما خطبک یا سامری
/پاورقی . (طه، 95)./
ترجمه: (موسی) گفت: توضیح تو در این مورد چیست ای سامری؟ محیطی که هارون با آن روبه رو بود شبیه محیط موسی نبود. لذا اولویتهایش نیز متفاوت بود. ما این تفاوت را در تبادل نظر بین آنها در زمانی که موسی علیه السلام فقط به دلیل اطلاع از گمراهی قومش به سوی آنها بازگشت می بینیم. موسی علیه السلام وقتی دید قومش به گمراهی افتاده اند از هارون علیه السلام سؤال کرد که چه چیزی باعث شده که او از دستور موسی علیه السلام پیروی نکند. (هارون) پس از اینکه از موسی خواست تا او عصبانی نباشد پاسخ داد: انی خشیت ان تقول فرقت بین بنی اسرائیل و لم ترقب قولی
/پاورقی . (طه، 94)./
ترجمه: ... عذر من این بود که ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی و به سخنم وقعی ننهادی. اولویت هارون علیه السلام حفظ وحدت در میان بنی اسرائیل بود. اولویت موسی علیه السلام که بالاتر از این بود حفظ خلوص در عبودیت در میان مردم بود.
همچنین این حادثه مهم در زندگی موسی علیه السلام نشان می دهد، فردی را که ما می خواهیم کاری را به او واگذار کنیم چگونه باید انتخاب کنیم. شخصی که انتخاب می شود باید دو خصوصیت عمده داشته باشد: صلاحیت و قابلیت اطمینان. در زمان سفر موسی به سرزمین مدین وقتی که او به دختران آن پیرمرد کمک کرد و به خدمت آن پیرمرد درآمد این ویژگیها در او مشاهده شد. قالت احدیهما یا ابت استاجره ان خیر من استاجرت القوی الامین
/پاورقی . (قصص، 26)./
ترجمه: یکی از آن دو دختر گفت: ای پدر این مرد را به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسی که باید به خدمت برگزید کسی است که امین و توانا باشد.