p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره طلاق

آشنایی با سوره طلاق

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: طلاق
تعداد آیات: 12
تعداد کلمات: 289
تعداد حروف: 1203
ترتیب نزول: 99
محل نزول: مدینه منوره

معانی نام سوره: طلاق یعنی جداشدن همسران از یکدیگر.

نامهای دیگر: -

ویژگیهای سوره: در این سوره بخشی از احکام طلاق - عده طلاق - زنان مطلقه بیان شده است.

موضوعات مطرح شده: عده طلاق برای زنان – احکام زنان باردار – احکام رضاع و بچه های شیر خوار – رسالت و نبوت پیامبران و آیات خداوند – توحید و خداشناسی – معاد و رستاخیز – تقوا و آثار آن – آثار ایمان در فرد و جامعه.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره طلاق
شصت و پنجمین سوره قران کریم است که 12 آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت است: هر کس سوره طلاق را قرائت نماید. در حال بقا و پایداری بر سنّت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواهد مرد.
/پاورقی 1. مجمع البیان، ج10، ص 36./
در سخنی از امام صادق علیه السلام روایت شده است: هر کس سوره طلاق و تحریم را در نمازهای خود قرائت کند خداوند در روز قیامت او را از ترس و خ وف و حزن و اندوه در امن می دارد و از افتادن در آتش معاف می دارد و او را به خاطر تلاوت این دو سوره وارد بهشت مب کندو این دو سوره او را حفظ می کنند. زیرا متعلق به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می باشند.
/پاورقی 2. ثواب الاعمال، ص 118./

ختم سوره طلاق
1. وسعت رزق و روزی
برای وسعت رزق و روزی و رسیدن به مال، آیه 2-3 سوره طلاق را به این شکل ختم نماید: ابتدای ختم جمعه یا پنج شنبه یا دوشنبه باشد و اگر جمعه باشد بهتر است. تا چهل روز هر روز 159 مرتبه آیه شریفه را بخواند و بهتر است بعد از نماز صبح باشد. فقط در روز چهلم 179 مرتبه باشد و در ابتدای ختم برای استجابت حاجت، غسل حاجت نموده دو رکعت نماز بخواند و صد مرتبه صلوات بفرستد (در روز اول) و روز آخر بعد از اتمام، صد صلوات بفرستد.
شک نکند و نا امید نشود و اگر بار اول به نتیجه نرسید تکرار کند که انشاالله به مراد می رسد.
/پاورقی 6. قرآن درمانی روحی و جسمی، ص 260./
2. گشایش کارها
به تجربه رسیده است که هرکس هر روز به خواندن آیه مبارکه - من یتق الله... - - آیات 3-2 - سوره طلاق همت کند مهمات و گشایش امورات بسته خود را خواهد دید.
/پاورقی 6. همان./
3. جهت رفع گرفتاری
یک هفته هر شب بعد از نماز عشا دو رکعت نماز بدین کیفیت بخواند. در رکعت اول بعد از حمد آیه - من یتق الله - آیه 3-2 سوره طلاق را 25 بار بخواند.
/پاورقی 7. درمان با قرآن، ص 121./
خاصیت آیه - من یتق الله... -
هر کس تقوای الهی پیشه کند و از گناه دوری کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و اورا از جایی که گمان ندارد روزی می دهد و هر کس بر خدا توکل نماید خدا او را کفایت می کند و خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای داده است.
این آیه از امید بخش ترین آیات قرآن کریم است که تلاوت آن دل را صفا و و جان را نور می بخشد در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: من آیه ای را در قرآن می شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن زنند برای حل مشکلات آنها کافی است پس آیه فوق را سه مرتبه با تکرار تلاوت فرمود.
و در حدیث دیگر فرمود: خداوند پرهیزگاران را از شبهات دنیا و حالات سخت مرگ و شدائد روز قیامت رهایی بخشید. البته مفهوم آیه این نیست که انسان دست از تلاش و کوشش بکشد.
چنانچه حضرت صادق علیه السلام فرمود: وقتی ایه فوق نازل شد عده ی درها را به روی خود بسته و رو به عبادت آوردند و گفتند خداوند روزی ما را عهده دار شد. این خبر به گوش پیغمبر رسید کسی را نزد آنها فرستاد که چرا چنین کرده اید هر کس چنین کاری کند دعای او مستجاب نمی شود بر شما باد بر کار و تلاش همراه با تقوا.
/پاورقی 8. قرآن درمانی روحی و جسمی، ص 261./

آثار و برکات تلاوت سوره طلاق
1. بیهود بیماری و ادای قرض و بدهکاری
روایت شده است که قرائت این سوره برای بهبود بیماری و ادای قرض و بدهکاری مفید است.
/پاورقی 3. مستدرک الوسائل، ج 13، ص 290./
2. برای تحبیب
به نیت محبت 21 مرتبه این سوره را بخوانند.
/پاورقی 4. درمان با قرآن، ص 120./
3. برای وسعت رزق 3 مرتبه این سوره خوانده شود.
/پاورقی 5. همان./

شأن نزول و محتوای سوره طلاق
مهمترین مساله که در این سوره مطرح است - چنانکه از نامش پیدا است - مساله طلاق و احکام و خصوصیات، و پیامدهای آن است، سپس بحثهائی از مبد و معاد و نبوت پیامبر و بشارت و انذار به دنبال آن آمده است. از این رو می توان محتوای این سوره را به دو بخش عمده تقسیم کرد: بخش اول هفت آیه نخستین سوره است که پیرامون طلاق و مسائل مربوط به آن سخن می گوید، و به قدری جزئیات این مساله را در عباراتی کوتاه و پر معنی به طور دقیق و ظریف مطرح ساخته که انسان با ملاحظه آن خود را کاملا مستغنی می بیند. بخش دوم که در حقیقت انگیزه اجرای بخش اول است از عظمت خداوند، و عظمت مقام رسول او، و پاداش صالحان، و مجازات بدکاران، بحث می کند، و مجموعه منسجمی را برای ضمانت اجرای این مساله مهم اجتماعی ارائه می دهد، ضمنا این سوره نام دیگری نیز دارد و آن سوره (نسا قصری) (بر وزن و معنی صغری) در مقابل سوره معروف نسا است که (نسا کبری) می باشد. تفسیر نمونه جلد ۲۴ صفحه ۲۱۸

داستان سوره طلاق
بحث روایتی (روایاتی در ذیل آیات طلاق، راجع به احکام طلاق، عده، رجوع و....)
در الدر المنثور است که: ابن مردویه از ابی سعید خدری روایت کرده که گفت: سوره نسا کوتاه، هفت سال بعد از سوره نسائی که جنب سوره بقره است نازل گردید.
مؤلف: منظور از سوره نسا کوتاه، همین سوره طلاق است.
و در همان کتاب آمده که مالک، شافعی، عبد الرزاق، (در کتاب المصنف)، احمد، عبد بن حمید، بخاری، مسلم، ابو داوود، ترمذی، نسائی، ابن ماجه، ابن جریر، ابن منذر، ابو یعلی، ابن مردویه، و بیهقی، (در کتاب سنن خود) همگی از پسر عمر روایت کرده اند که خود او گفت: همسر خود را در حال حیض طلاق دادم، و جریان را برای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم گفتم، حضرت در خشم شد و فرمود: باید برگردی و او را نگه بداری تا از حیض پاک شود، و دوباره حیض ببیند و باز پاک شود، آن وقت اگر خواستی طلاقش دهی، یعنی در حال طهارتش و قبل از آنکه با او عمل زناشویی انجام دهی طلاق بدهی، این است آن عده ای که خدای تعالی درباره اش فرمود: (فطلقوهن لعدتهن)، آن گاه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آیه را اینطور خواند که: (یا ایها النبی اذا طلقتم النسا فطلقوهن فی قبل عدتهن.
مؤلف: اینکه آیه را (فی قبل عدتهن نقل کرده)، قرائت خود ابن عمر است، و در قرآن کریم (لعدتهن) آمده.
و در همان کتاب آمده که ابن منذر، از ابن سیرین نقل کرده که درباره جمله (لعل اللّه یحدث بعد ذلک امرا) گفته: این جمله درباره حفصه دختر عمر نازل شد که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم او را یکبار طلاق داد، و آیه شریفه (یا ایها النبی اذا طلقتم النسا... یحدث بعد ذلک امرا) نازل شد، و به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم دستور داد که به طلاق خود رجوع کند.
و در کافی به سند خود از زراره از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: هر طلاقی که بر طبق سنت و یا بر عده نباشد اعتبار ندارد. زراره اضافه کرده که به امام باقر عرض کردم (طلاق سنت) و (طلاق عده) را برایم تفسیر کن، فرمود: اما طلاق سنت این است که مردی که می خواهد همسرش را طلاق دهد، او را زیر نظر بگیرد تا حیض شود، و سپس از حیض پاک گردد، آنگاه بدون اینکه با او جماع کرده باشد یک بار طلاق دهد، و دو نفر را هم بر طلاق دادن خود شاهد بگیرد، و سپس زیر نظرش داشته باشد تا دو بار خون حیض ببیند و پاک شود، که اگر برای بار سوم خون ببیند، عده اش تمام شده، و رابطه زوجیت بین آن دو به کلی قطع گردیده، به طوری که اگر بخواهد دوباره با او ازدواج کند، مثل سایر مردان اجنبی خواستگاری است از خواستگاران، اگر خواست می تواند با او ازدواج کند، و اگر نخواست نمی کند، و در آن مدت که او را زیر نظر داشت تا از عده در آید، نفقه و سکنایش را باید بدهد، و نیز در آن مدت اگر مرد بمیرد، زن (مطلقه در عده اش) از او ارث می برد، و اگر زن بمیرد، مرد از او ارث می برد، ولی بعد از تمام شدن عده نه دیگر نفقه ای هست، و نه ارثی. سپس فرمود: و اما طلاق عده که خدای تعالی درباره اش فرمود: (فطلقوهن لعدتهن و احصوا العده)، چنین است که اگر مردی از شما خواست همسرش را طلاق عده دهد، باید او را زیر نظر بگیرد تا حیض شود، و سپس از حیض در آید، آنگاه یکبار طلاقش دهد، بدون اینکه بعد از پاک شدن با او جماع کرده باشد، و دو نفر شاهد عادل هم گواه بر طلاق بگیرد، و اگر خواست همان روز یا بعد از چند روز البته قبل از آنکه همسرش حیض ببیند، به او رجوع کند، و بر رجوع خود شاهد هم بگیرد، و با او جماع کند، و نزد خود نگه بدارد، تا حیض ببیند، و بعد از حیض دیدن و از حیض خارج شدن،
یکبار دیگر طلاقش دهد، بدون اینکه با او جماع کرده باشد، و شاهد هم بر طلاق دادنش بگیرد، و باز هر وقت خواست البته تا قبل از حیض دیدن به او رجوع کند، و بر رجوع خود شاهد هم بگیرد، و بعد از رجوع با او جماع کند، و نزد خود نگهداری کند، تا برای بار سوم حیض ببیند، و چون از حیض خارج شد، قبل از آنکه با او جماع کرده باشد طلاقش دهد، و بر طلاق دادنش گواه هم بگیرد، در این صورت دیگر رابطه زناشویی بین او و همسرش به کلی قطع شده، و دیگر نمی تواند در عده به او رجوع کند، (و یا در خارج عده او را عقد کند)، مگر بعد از آنکه آن زن با مردی دیگر ازدواج بکند، اگر او طلاقش داد آن وقت می تواند دوباره عقدش کند.
زراره می گوید: شخصی پرسید: اگر زن از کسانی باشد که هیچ خون نمی بیند چه باید کرد؟ فرمود مثل چنین زنی را باید به طلاق سنت طلاق داد.
و صاحب قرب الاسناد به سند خود از صفوان روایت کرده که گفت: من شنیدم از امام صادق علیه السلام که مردی به خدمتش آمد، و این مساله را پرسید که من همسرم را در یک مجلس سه بار طلاق دادم، فرمود اعتبار ندارد، آنگاه فرمود مگر کتاب خدا را نمی خوانی که می فرماید (یا ایها النبی اذا طلقتم النسا فطلقوهن لعدتهن و احصوا العده و اتقوا اللّه ربکم لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن الا ان یاتین بفاحشه مبینه).
آنگاه فرمود: آیا نمی بینی که می فرماید: (لعل اللّه یحدث بعد ذلک امرا) و سپس فرمود: هر چیزی که مخالف کتاب خدا و سنت باشد، باید به کتاب خدا و سنت برگردانده شود.
و در تفسیر قمی در معنای جمله (لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن الا ان یاتین بفاحشه مبینه)، فرموده: این عمل برای مرد حلال نیست، که زنش را بعد از آنکه طلاق داد - و در مدتی که می تواند به او رجوع کند - از خانه خود خارج سازد، و بر خود زن نیز حلال نیست که از خانه شوهرش بیرون رود، مگر آنکه زن گناهی آشکار مرتکب شود که در آن صورت مرد می تواند او را بیرون کند.
و کلمه (فاحشه) به معنای آن است که زن نامبرده یا زناکار باشد و یا از خانه شوهر سرقت کند، و یکی هم از مصادیق فاحشه سلیطه شدن بر شوهر است، که اگر زن طلاقی یکی از این اعمال را مرتکب شود، مرد می تواند او را از خانه خود خارج سازد.
و در کافی به سند خود از وهب بن حفص، از یکی از دو امام صادق و باقر علیهما السلام روایت آورده که درباره زن طلاقی که در عده است فرموده: عده اش را در خانه اش نگه می دارد، و در آن ایام زینت خود را برای شوهرش ظاهر می سازد، (لعل اللّه یحدث بعد ذلک امرا) تا شاید خدای تعالی دوباره محبت وی را در دل شوهرش بیفکند، و نفرت و کینه او را از دل شوهرش بیرون سازد.
مؤلف: در این معانی و معانی جمله جمله دو آیه مورد بحث روایات دیگری از ائمه اهل بیت علیهم السلام رسیده است.

چند روایت درباره تقوی، توکل و کفایت خداوند، درذیل آیه شریفه: (و من یتق الله یجعل له مخرجا...)
و باز در آن کتاب به سند خود از معاویه بن وهب، از امام صادق علیه السلام روایت آورده که فرمود: کسی که خدای تعالی سه به او داده باشد، از سه چیز دیگرش دریغ نمی دارد: کسی که توفیق دعایش داده باشند از اجابت دعایش دریغ نمی دارند، و کسی که توفیق شکرش دادند از زیادتر کردن نعمتش دریغ نمی دارند، و کسی که نعمت توکلش دادند از موهبت کفایتش مضایقه نمی کنند.
آنگاه فرمود: آیا کتاب خدای را خوانده ای که می فرماید: (و من یتوکل علی اللّه فهو حسبه - کسی که بر خدا توکل کند) او وی را کافی خواهد بود، (لئن شکرتم لازیدنکم - به طور قطع اگر شکرگزاری کنید نعمتتان را زیاد می کنم)، (و ادعونی استجب لکم - بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را).
و نیز در همان کتاب به سند خود از محمد بن مسلم روایت آورده که گفت: از امام صادق علیه السلام از کلام خدای عزوجل پرسیدم که می فرماید: (و من یتق اللّه یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب)، فرمود: یعنی در دنیایش به او این چنین رزق می دهد.
و در الدر المنثور است که: عبد بن حمید و ابن جریر و ابن ابی حاتم، از سالم بن ابی الجعد، روایت کرده اند که گفت: این آیه، یعنی آیه (و من یتق اللّه...) درباره مردی از قبیله اشجع نازل شد که دچار فقر و بلایی شده بود، دشمن پسرش را اسیر گرفته بود، نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم شد، حضرت فرمود: (اتق اللّه و اصبر - از خدا بترس و صبر کن) و پس از چندی پسرش ‍که اسیر شده بود برگشت،
خدای تعالی آزادش کرد، به خانواده اش ملحق شد، در بین راه به چند راس بز دست یافته بود، آنها را هم آورده بود، و جریان را به حضور رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم عرضه داشت، در همین بین خدای تعالی این آیه را نازل کرد، حضرت فرمود: آن برها مال خودت باشد.
و باز در همان کتاب است که ابو یعلی و ابو نعیم و دیلمی، از طریق عطا بن یسار، از ابن عباس روایت کرده اند که گفت: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم در تفسیر آیه (و من یتق اللّه یجعل له مخرجا) فرمود: یعنی از شبهه های دنیا و از سکرات مرگ و از شدائد روز قیامت برایش مخرجی قرار می دهد.
و نیز در همان کتاب است که حاکم (وی حدیث را صحیح دانسته)، و ابن مردویه و بیهقی، از ابوذر روایت کرده اند که گفت: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آیه (و من یتق اللّه یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب) را تلاوت کرد، و آن قدر تکرار کرد تا چرتش گرفت، و آنگاه فرمود: ای ابوذر اگر تمامی مردم به این آیه تمسک می کردند، خدا همه شان را کفایت می کرد.
و نیز در همان کتاب آمده که ابن ابی حاتم و طبرانی و خطیب، از عمران بن حصین، روایت کرده اند که گفت: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: کسی که امید خود را از خلق برید، و همه امیدش را به خدا بست، خدا هر مونه از مونه هایش را کفایت می کند، و از جایی که خود او احتمالش را هم ندهد روزی می دهد، و کسی که همه امیدش به دنیا باشد، خدا او را به همان دنیا واگذار می نماید.
و نیز آمده که: ابن ابی حاتم، از ابن عباس، و او بدون واسطه از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم روایت کرده که فرمود: هر کس ‍دوست می دارد نیرومندترین مردم باشد، بر خدا توکل کند، و هر کس میل دارد بی نیازترین مردم باشد، باید به آنچه در دست خدا دارد، اعتمادش بیشتر از آنچه در دست خود دارد بوده باشد، و کسی که میل دارد محترم ترین مردم باشد از خدا بترسد.
مؤلف: در سابق در ذیل بحث پیرامون همین آیات مورد بحث معنایی برای این گونه روایات کردیم.

چند روایت دیگر درباره طلاق زنان عده، نفقه آنها و...
و در کافی به سند خود از حلبی، از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: عده زنی که حیض نمی بیند، و مستحاضه ای که خونش قطع نمی شود، سه ماه است، و عده زنی که حیض می بیند، ولی حیضش منظم نیست، سه نوبت حیض دیدن و پاک شدن است.
حلبی می گوید: از آن جناب معنای جمله (ان ارتبتم) را پرسیدم، و عرضه داشتم: منظور از این شک و ریبه چیست؟ فرمود: حیضی که بیشتر از یک ماه طول بکشد ریبه است، و صاحبش باید سه ماه عده نگه دارد، نه اینکه معیار را حیض دیدن قرار دهد (تا آخر حدیث).
و نیز در همان کتاب به سند خود از محمد بن قیس از امام ابی جعفر علیه السلام روایت آورده که فرمود: عده زن حامله ای که مطلقه شده وضع حملش است، و بر همسر او است که در این مدت نفقه او را به طور معروف و معمول بدهد تا فرزندش را بزاید.
و نیز در آن کتاب به سند خود از ابی الصباح کنانی از ابی عبداللاهّمام صادق علیه السلام روایت کرده که گفت: هر گاه مردی همسرش را که آبستن است طلاق دهد، باید نفقه او را بپردازد، تا فرزند به دنیا آید، همین که فرزندش را زائید مزد شیر دادنش را می دهد، و نباید به او ضرر بزند، مگر آنکه زن شیردهی پیدا شود که مزد کمتری بگیرد، اگر مادر طفل حاضر شد به آن مزد کمتر فرزندش را شیر دهد البته او مقدم بر بیگانه است، چون مادر کودک است، لذا تا روزی که بچه از شیر گرفته می شود مزد می گیرد و شیر می دهد.
و صاحب کتاب فقیه به سند خود از ربعی بن عبداللّه و فضیل بن یسار، از امام صادق علیه السلام روایت کرده که در تفسیر جمله (و من قدر علیه رزقه فلینفق مما اتیه اللّه) فرمود: اگر به مقداری که از گرسنگی نمیرد به او داد، و جامه اش را هم تامین کرد، که هیچ، و گرنه باید (حاکم شرع) بین شوهر و زن طلاقی اش جدایی بیندازد.
مؤلف: این روایت را صاحب کافی هم به سند خود از ابی بصیر از آن جناب روایت کرده.
و در تفسیر قمی در ذیل جمله (و اولات الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن)، آمده که: زن حامله اگر مطلقه شد، سرآمد عده اش ‍ همان وقتی است که بزاید، و آنچه در شکم دارد بگذارد، حتی اگر بین طلاق و زائیدنش یک روز فاصله شود، پس بعد از زائیدن و پاک شدن می تواند شوهر کند،
و همچ نین به عکس، اگر بین طلاق و زائیدن نه ماه طول بکشد، عده اش نه ماه است، و نمی تواند شوهر کند، مگر بعد از وضع حمل.
و در کافی به سند خود از عبد الرحمان بن حجاج از ابی الحسن علیه السلام روایت کرده که گفت: من از آن جناب از زن آبستنی سوال کردم که شوهرش طلاقش داده، و او بچه اش را سقط کرده، آیا عده اش با سقط جنین تمام شده یا نه؟ و اگر سقط به صورت مضغه باشد چطور؟ فرمود: هر چه را که انداخته باشد، در صورتی که مشخص باشد که همان حمل است که انداخته، چه تمام باشد و چه ناقص، عده طلاقش همان سقط است، و در عده طلاق لازم نیست خلقت بچه ای که می آورد تمام شده باشد.
و در الدر المنثور است که ابن منذر از مغیره روایت کرده که گفت من به شعبی گفتم نمی توانم گفتار علی بن ابی طالب را بپذیرم، که گفته است: عده زن شوهر مرده آخر دو اجل است. شعبی گفت: اتفاقا نه تنها باید آن را بپذیری، بلکه مانند روشن ترین مطالبی که پذیرفته ای، باید بپذیری، برای اینکه همین علی بن ابی طالب بارها فرمود: آیه شریفه (و اولات الاحمال اجلهن ان یضعن ح ملهن، تنها مربوط به زنان مطلقه است.
و نیز در الدر المنثور است که عبد الرزاق، از عبید اللّه بن عبداللّه بن عتبه، روایت کرده که گفت: ابو عمرو بن حفص ابن مغیره با علی بن ابی طالب به سفر یمن رفت، از یمن نامه ای به همسرش فاطمه دختر قیس نوشت، که من تو را طلاق داده ام (و این سومین بار بود که او را طلاق داد) و به هشام و عباس بن ابی ربیعه نوشت که نفقه او را بدهند، فاطمه آن نفقه را اندک شمرد و اعتراض کرد، نام بردگان به او گفتند: به خدا سوگند تو اصلا نفقه نداری مگر این که حامله باشی، که نیستی، فاطمه نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم رفت، و مساله خود را با آن جناب در میان نهاد، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: تو نفقه نمی بری. از آن جناب اجازه خواست تا از منزل شوهرش منتقل شود، و حضرت اجازه اش داد.
مروان نزد فاطمه فرستاد، و جریان او را پرسش نمود، فاطمه جریان را برای مروان شرح داد، مروان گفت: من تاکنون چنین چیزی نشنیده ام، مگر از یک زن، و ما با این حرفها حاضر نیستیم ناموس خود را رها کنیم، این مطلبی است که هیچ یک از مردم حاضر به آن نیستند، و خلاصه تو باید همچنان در خانه شوهرت بمانی، فاطمه گفت: حاکم بین من و شما کتاب خداست، و خدای تعالی فرموده: (و لا یخرجن الا ان یاتین بفاحشه مبینه)، تا رسید به اینجا که می فرماید: (لا تدری لعل اللّه یحدث بعد ذلک امرا)، آنگاه فاطمه گفت: این حکم برای زنانی است که ممکن است شوهرانشان در ایام عده پشیمان شده، دوباره به زنان خود برگشته، بخواهند با آنان زندگی کنند، و این بار سوم است که همسر من مرا طلاق داده، دیگر منتظری چه حادثه ای حادث شود چطور وقتی سخن از نفقه می شود می گویید: چون حامله نیست نفقه نمی برد، و وقتی سخن از آزادی می شود می گویید: نه باید در خانه حبس باشد، برای چه حبسش می کنید.
حکم خدا این است که وقتی کسی بخواهد همسر خود را طلاق دهد، او را زیر نظر بگیرد، تا حیض شود، و از حیض پاک گردد، آنگاه یک بار طلاق دهد، در صورتی که حیض می بیند سه بار باید حیض ببیند، و اگر حیض نمی بیند عده اش سه ماه است، و اگر حامله باشد عده اش وضع حمل او است، و اگر شوهر در ایام عده خواست رجوع کند می تواند رجوع کند، و دو شاهد هم بر رجوع خود بگیرد، همچنان که خدای تعالی فرمود: (و اشهدوا ذوی عدل منکم)، و این دو شاهد را هم در هنگام طلاق دادن بگیرد، و هم هنگام رجوع کردن.
حال اگر در ایام عده رجوع کرد که همسر او است، و شوهرش دو بار دیگر می تواند او را طلاق دهد، و اگر رجوع نکرد، تا عده اش ‍ سر آمد، دیگر نمی تواند رجوع کند، بلکه با همان یک طلاق رابطه اش به کلی قطع شده، و زن اختیار خود را دارد که با چه کسی ازدواج بکند، با شوهر سابقش و یا با غیر او.