p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الکتاب | آشنایی با سوره ذاریات

آشنایی با سوره ذاریات

در این صفحه اطلاعاتی پیرامون این سوره از قرآن کریم به صورت آماری و مختصر برای شما فراهم شده است.

آمار و اطلاعات

نام سوره: ذاریات
تعداد آیات: 60
تعداد کلمات: 360
تعداد حروف: 1546
ترتیب نزول: 67
محل نزول: مکه مکرمه

معانی نام سوره: ذاریات جمع ذاریه و به معنای بارها است.

نامهای دیگر: -

ویژگیهای سوره: انسان را با اهمیت موضوع این سوره متوجه میسازد و فکر و اندیشه اورا به تفکر و تدبیر در پدیده شگفت انگیز و پیچیده بادها و فواید و برکات آنها و اسرار نهفته در آنها آشنا میسازد.

موضوعات مطرح شده: سوگند خداوند – ملامت و توبیخ دروغگویان – ترسیم و سرنوشت پرهیزکاران – شمه ای از نشانه های توحید – داستان مهمانان حضرت ابراهیم و داستان حضرت موسی با فرعون – لزوم تذکر به مومنان – حکمت و فلسفه خلقت انسان و جن.

متن و صوت

شرح محتوا و خصوصیات

فضیلت قرائت و خواص سوره ذاریات
ذاریات؛ پنجاه و یکمین سوره قرآن است که مکی و 60 آیه دارد.
از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نقل شده است: هر کس سوره ذاریات را قرائت نماید ده برابر بادهایی که در دنیا می وزد به او ده حسنه داده می شود
/پاورقی 1. مجمع البیان، ج 9، ص 252./
از امام صادق علیه السلام روایت شده: هر کس سوره ذاریات را قرائت نماید مانند چراغی درخشان موجب نورانیت او در قبر می شود
/پاورقی 2. الدعوات، ص 243./
در روایت دیگری از ایشان آمده است: کسی که سوره ذاریات را قرائت می کند خداوند امور معیشت او را اصلاح می کند و او روزی فراوان عطا می شود...
/پاورقی 3. ثواب الاعمال، ص 115./

آثار و برکات تلاوت سوره ذاریات
1. آسان شدن زایمان
از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: اگر سوره ذاریات را در ظرفی چینی یا بلوری بنویسند و پس از شستن از آبش بنوشند خوف و ترس از او برداشته می شود و اگر بر زن بارداری که سخت زایمان می کند بیاویزند به زودی زایمان می کند
/پاورقی 4. تفسیرالبرهان، ج 5، ص 155./
2. بهبود بیماری
در سخنی از امام صادق علیه السلام در این باره نقل شده است: اگر این سوره را نزد بیماری که بستری است بنویسند خداوند به صورت جدی بر او آسان می گیرد.
/پاورقی 5. همان./
3. جهت گشودن بخت دختران
هر کس آیه - 49 سوره ذاریات - را بنویسد و برگردن دختری ببندد که شوهر نکرده به لطف خداوند به زودی ازدواج می کند.
/پاورقی 6. قرآن درمانی روحی و جسمی، ص 226./

شأن نزول و محتوای سوره ذاریات
محور بحث در این سوره در درجه اول، مسائل مربوط به معاد و رستاخیز و پاداش و کیفر مؤمنان و مجرمان است، ولی از این نظر مانند (سوره ق) نیست بلکه محورهای دیگری برای بحث در این سوره نیز دیده می شود. به طور کلی می توان گفت مباحث این سوره بر پنج محور زیر دور می زند: ۱. چنانکه گفتیم قسمت مهمی از آن را مباحث معاد و شاخ و برگهای آن تشکیل می دهد، هم آغاز سوره با معاد است و هم پایان آن با معاد. ۲. بخش دیگری از این سوره ناظر به مساله توحید و آیات و نشانه های خدا در نظام آفرینش است که طبعا بحثهای معاد را تکمیل می کند. ۳. در بخش دیگر از داستان فرشتگانی که میهمان ابراهیم علیه السلام شدند و مامور در هم کوبیدن شهرهای قوم لوط بودند بحث می کند. ۴. آیات دیگری از این سوره اشارات کوتاهی به داستان موسی علیه السلام و قوم عاد و قوم ثمود و قوم نوح دارد، و به این وسیله کافران و مجرمان دیگر را هشدار می دهد. ۵. و بالاخره قسمت دیگری از این سوره، مبارزه اقوام متعصب و لجوج را با انبیا گذشته بازگو کرده، و پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله را که در برابر مخالفین سرسخت قرار داشت از این طریق دلداری می دهد، و دعوت به استقامت می کند.
/پاورقی . تفسیر نمونه جلد ۲۲ صفحه ۳۰۴./

داستان سوره ذاریات
داستان وارد شدن ملائکه مامور به هلاک ساختن قوم لوط ابراهیم علیه السلام و آنچه بین میزبان و میهمانان گذشت
هل اتیک حدیث ضیف ابراهیم المکرمین
این آیه شریفه به داستان وارد شدن ملائکه بر ابراهیم اشاره می کند که بر آن جناب در آمدند، و او و همسرش را بشارتی داده گفتند: آمده ایم تا قوم لوط را هلاک کنیم. و در این داستان آیتی است بر وحدانیت خدای تعالی در ربوبیت، همچنان که قبلا نیز اشاره ای به آن شد.
و در جمله (هل اتیک حدیث) تعظیمی از امر این قصه شده است. و منظور از کلمه (مکرمین) ملائکه ای است که بر ابراهیم وارد شدند، و این کلمه، وصف است برای کلمه (ضیف). و اگر این کلمه را مفرد آورده، با اینکه میهمانان ابراهیم چند نفر بودند، (به شهادت اینکه در وصف آنان فرمود مکرمین یعنی محترمین) برای این است که در اصل کلمه (ضیف) مصدر است، و مصدر تثنیه و جمع ندارد.
اذ دخلوا علیه فقالوا سلاما قال سلام قوم منکرون
ظرف (اذ) متعلق به کلمه (حدیث داستان) در آیه قبلی است. و کلمه (سلاما) مقول قول (حکایت سخن) ملائکه است، و عامل آن حذف شده و تقدیرش (قالوا نسلم علیک سلاما) می باشد.
(قال سلام) - این کلام ابراهیم حکایت پاسخی است که وی به فرشتگان داد. و کلمه (سلام) مبتدایی است که خبرش حذف شده، تقدیر آن سلام علیکم است. و اگر ابراهیم پاسخ خود را در قالب جمله ای اسمیه آورد، برای این بود که پاسخ بهتری به آنان داده باشد، چون ملائکه سلام خود را در قالب جمله فعلیه آورده و گفتند (نسلم علیک سلاما)، و جمله فعلیه تنها بر حدوث فعل دلالت دارد، و دیگر دوام و ثبوت آن را نمی رساند، به خلاف جمله اسمیه که دوام را می رساند. در حقیقت آنان گفته اند یک سلام بر تو، و وی فرموده همیشه سلام بر شما.
(قوم منکرون) از ظاهر کلام برمی آید که این جمله نیز حکایت کلام ابراهیم علیه السلام باشد، اما نه کلامی که به گوش میهمانان هم رسانده باشد، بلکه کلامی است که خودش با خود گفته، و معنایش این است که: وقتی ایشان را دید، به نظرش ناشناس آمد، در دل با خود گفت اینها چه کسانی هستند من اینها را نمی شناسم. و این با آیه هفتاد سوره هود که می فرماید (فلما رای ایدیهم لا تصل الیه نکرهم و چون دید دست به سوی طعام دراز نمی کنند، فهمید غریبه و ناشناسند) منافات ندارد تا بگویی در آیه مورد بحث فرموده: به محض دیدن، فهمید غریبه اند. و در آیه هود فرموده: در سر سفره فهمید غریبه اند و بدش آمد؛ برای اینکه در آیه مورد بحث سخن دل او را حکایت می کند، و در آیه سوره هود آثار دلخوریش از ایشان را که در رخساره اش هویدا شده بود نقل می کند.
و این توجیه ما بهتر از توجیهی است که جمعی از مفسرین کرده اند که جمله (قوم منکرون) سخن زبانی ابراهیم بوده، و تقدیر آیه چنین است: (انتم قوم منکرون) (برای اینکه میزبان کریم و بزرگواری چون ابراهیم هرگز به میهمان تازه وارد خود نمی گوید: علیکم السلام شما مردمی ناشناخته هستید).
فراغ الی اهله فجا بعجل سمین
کلمه (روغ) که مصدر فعل ماضی (راغ) است به طوری که راغب گفته - به معنای این است که انسان طوری از حضور حاضران برود که نفهمند برای چه می رود، و خلاصه با نوعی حیله برود. دیگران گفته اند به معنای رفتن پنهانی است. ولی برگشت معنای اولی هم به همان معنای دوم است.
و مراد از (عجل سمین) گوساله چاقی است که بریان کرده باشند، هر چند ظاهر - لفظ همان گوساله چاق است، چون دنبالش ‍ آمده (فقربه الیهم) بعد از آنکه آن را نزد میهمانان آوردند، ابراهیم آن را نزدیک ایشان برد. ممکن هم هست حرف (فا) را فصیحه بگیریم و بگوییم تقدیر کلام (فجا بعجل سمین فذبحه و شواه و قربه الیهم) است، یعنی پس گوساله ای چاق آورد، و آن را ذبح کرد، و سپس کباب نموده نزدیک میهمانان گذاشت.
فقربه الیهم قال الا تاکلون
طعام را نزدیک ایشان برد، و گفت چرا نمی خورید. چون میهمانان را بشر پنداشته بود.
فاوجس منهم خیفه قالوا لا تخف...
در این جمله کلمه (فا) فصیحه است، و از حذف جزئیاتی از کلام خبر می دهد و تقدیر کلام چنین است: (فلم یمدوا الیه ایدیهم، فلما رای ذلک نکرهم، و اوجس منهم خیفه میهمانان دست به سوی آن طعام دراز نکردند، و ابراهیم چون این را بدید بدش ‍آمد و از ایشان احساس ترس کرد) و کلمه (ایجاس) که مصدر فعل ماضی (اوجس) است به معنای احساس در باطن قلب می باشد. و کلمه (خیفه) به معنای نوعی ترس است، و معنای جمله این است که: ابراهیم در باطن خود احساس نوعی ترس کرد، (که با ترسهای دیگر فرق داشت).
(قالوا لا تخف) - این جمله بدون واو عاطفه آمده، و به اصطلاح ادبیات به فصل آمده نه وصل، و این بدان جهت است که در حقیقت در معنای جواب از سؤالی است تقدیری، گویا کسی پرسیده: خوب، بعد از آنکه احساس ترس کرد چه شد؟ در پاسخ می گوید: فرشتگان گفتند مترس، و او را به فرزندی دانا مژده دادند، و ترسش را مبدل به امنیت و سرور کردند. و مراد از (غلام علیم) اسماعیل و یا اسحاق است که اختلاف در آن در جلدهای دیگر این کتاب نقل شد.
فاقبلت امراته فی صره فصکت وجهها و قالت عجوز عقیم
در مجمع البیان می گوید: کلمه (صره) به معنای فریاد شدید است، و از (صریر) دروازه گرفته شده، که هنگام باز و بسته شدن صدا می کند، و این کلمه در مورد جماعت هم به همین شکل استعمال می شود. و کلمه (صک) زدن با اعتماد شدید است.
و معنای آیه این است که: (در این میان) همسر ابراهیم که بشارت را شنیده بود با فریاد و زاری آمد در حالی که سیلی به صورت خود می زد، و می گفت: آخر من پیرزنی هستم که در جوانی ام نازا بودم چگونه حالا که پیر شده ام بچه می آورم؟ و یا معنایش این است که: آیا هیچ سابقه دارد که زنی عجوز و عقیم بچه بزاید.
بعضی از مفسرین گفته اند: مراد از کلمه (صره) جماعت است، و همسر ابراهیم با جماعتی نزد فرشتگان آمد، و به صورت خود زده و گفته است آنچه را که گفته. ولی معنای اول باسیاق موافقتر است.
قالوا کذلک قال ربک انه هو الحکیم العلیم
اشاره با کلمه (کذلک) اشاره است به بشارتی که ملائکه به این زن و شوهر با این وضعی که دارند دادند. به زن و شوهری بشارت فرزنددار شدن دادند که زن آن وقتی که جوان بود زنی نازا بود، تا چه رسد به امروز که پیر هم شده. و مرد، پیرمردی است که کهولت و پیری بر او مسلط شده است. و پروردگار ابراهیم حکیم است، یعنی هیچ اراده ای نمی کند مگر بر طبق حکمت، و علیم است یعنی هیچ امری نیست که علت و یا جهتی از جهاتش بر او پوشیده باشد.
قال فما خطبکم ایها المرسلون... للمسرفین
کلمه (خطب) به معنای امری عظیم و مهم است. و کلمه (حجاره من طین) به معنای کلوخی که چون سنگ محکم شده باشد. و کلمه (تسویم) به معنای علامت نهادن بر هر چیز است، چون از مصدر (سومه) اشتقاق یافته، که به معنای علامت است.
و معنای آیه این است که: (قال) ابراهیم گفت (فما خطبکم) پس بدنبال چه کار مهمی آمده اید (ایها المرسلون) ای فرستاده شدگان خدا. (قالوا) ملائکه به ابراهیم گفتند: (انا ارسلنا الی قوم مجرمین)، ما را به سوی مردمی مجرم فرستاده، که همان قوم لوط باشند، (لنرسل علیهم حجاره من طین) تا رها کنیم بر سرشان سنگی از گل، گلی که چون سنگ سفت باشد. و خدای سبحان در کتاب مجیدش این گل را (سجیل) هم خوانده. (مسومه) در حالی که آن سنگها، نزد پروردگارت نشان دارند، و برای نابود کردن همان قوم نشان گذاری شده اند. و ظاهرا الف و لام در کلمه (المرسلون) الف و لام عهد باشد، و چنین معنا دهد (پس برای چه کاری آمده اید، ای کسانی که قبلا گفتید ما فرستاده شده ایم).
فاخرجنا من کان فیها من المؤ منین... العذاب الالیم
حرف (فا) که بر سر آیه آمده، فصیحه است ؛ یعنی می فهماند جزئیاتی از داستان در اینجا حذف شده، تا با اتکا به فهم خواننده رعایت کوتاه گویی شده باشد، و آن جزئیات این است که: ملائکه بعد از بیرون شدن از محضر ابراهیم به سوی قوم لوط رفتند، و به خانه خود او در آمده. مردم لوط که جوانانی زیباروی دیده بودند، به خانه لوط حمله ور شدند، تا آنجا که فرشتگان، اهل خانه را از قریه بیرون بردند تفصیل این داستان در چند جای قرآن آمده.