p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | ترجمه قرآن، ترجمه هاي قرآن

ترجمه قرآن، ترجمه های قرآن


رشيد الدين ميبدي، احمد بن ابي سعد

ميبدي و ترجمه آيات قرآن
بيش از سه قرن از كشف كشف الاسرار ميبدي نمي‌گذرد؛ تا قبل از‌آن، كسي از وجود چنين تفسيري خبر نداشت؛ پي‌جويي و توغّل دانش مرداني چون مرحومان محيط طباطبايي، علي اصغر حكمت و مجتبي مينوي،گرد و غبار نسيان از چهره اين گوهر تابناك معرفت ايراني ـ اسلامي بركنار زد و آن را به زيور طبع آراست. در حدود اين نيم قرن، تحقيقات دراز دامني درباره اين تفسير گران‌مايه صورت پذيرفته است. دوره كامل تفسير كشف‌الاسرار وعدة‌الابرار به تصحيح مرحوم علي اصغر حكمت، در ده مجلد، بيش از پنج بار به چاپ رسيده است كه چاپ اول آن ميان سال‌هاي1331ـ1339ش منتشر شد. چند گزينه و تحقيق مستقل هم درباره اين اثر، تأليف شده و ده‌ها مقاله ارزشمند و به همان ميزان رساله و پايان‌نامه دانشگاهي پيرامون جنبه‌هاي مختلف كشف‌الاسرار صورت گرفته است. كنگره بزرگداشت ابوالفضل رشيدالدين ميبدي، مؤلف اين تفسير وزين نيز در سال 1374 ش در يزد ـ زادگاه مؤلف ـ برگزار شد كه از همايش‌هاي پربار و پرخير و بركت بود، و جمعي از ارباب فضل و ادب، مقالاتي درباره ويژگي‌هاي مختلف تفسير كشف‌الاسرار و عدة الابرار و زندگي مؤلف و مأخذكار او ارائه دادند. حاصل اين همايش، انتشار چند مجلد كتاب بود كه از آن جمله كتابشناسي ابوالفضل رشيد الدين ميبدي و نيز مجموعه مقالاتي درباره تفسير كشف‌الاسرار بود كه به مشتاقان فرهنگ و ادب ايران زمين هديه شد.
امروز ديگر، برخلاف سه ربع قرن پيش، اين تفسير شيرين و خو اندني را همه مي‌شناسيم و از دقايق آن بهره مي‌بريم، و تمام اين مواهب را مديون بزرگاني هستيم كه چندين سال از عمر پربار و ثمربخش خود را وقف شناساندن اين درّ شاهوار نمودند. يادشان به خير باد!
در سال 396 هجري قمري، كودكي در هرات چشم به دنيا گشود كه پدرش وي را عبداللّه نام نهاد. عبداللّه چهار ساله بود كه به مكتب رفت و نه سالگي از استادان معروف استماع حديث كرد و چهارده ساله بود كه در مجالس ارباب فضل در شهر هرات حاضر مي‌شد و نكته‌ها مي‌آموخت.او در سال 422 هجري قمري در 26سالگي، حديث و فقه و تفسير فراگرفت و چندي نگذشت كه لقب شيخ‌الاسلام شهر، از سوي خليفه به وي اطلاق شد و رفته رفته آماده مي‌شد كه در تمام خراسان بزرگ و ماوراءالنهر به پير هرات شهرت يابد، اما عبداللّه كسي نبود كه لقب شيخ الاسلامي و يا پيرهرات، بتواند نظرش را از معشوق به سوي ديگر بگرداند. سرانجام خواجه عبداللّه انصاري در اوج شهرت در سال 481 هجري قمري در سن 85 سالگي وفات يافت. پير هرات به عنوان يكي از بزرگ‌ترين عارفان شيفته عرفان اسلامي براي هميشه در دل و جان ايرانيان باقي ماند و مناجات‌هايش همپاي«امثال ساير»؛ ورد زبان مردم كوچه و بازار شد. از پير هرات آثار پرشماري به جاي مانده است كه غالباً به مذاق اهل عرفان سازگار است و همگي نشانه درك عميق وعشق پرشور وي به حق و حقيقت است. يكي از اين آثار گرانبها كه همچون مرواريدي يكتا در درياي حوادث و طوفان هجوم‌هاي بيگانگان به تاراج نيستي رفته است و ما از ديدارش محروم مانده‌ايم، تفسير قرآن خواجه عبداللّه انصاري است كه تاكنون هيچ نشانه‌اي از آ‌ن به دست نيامده است. اما از قضاي روزگار، ابوالفضل رشيدالدين ميبدي كه در قرن ششم در هرات اقامت داشته، اين تفسير را مشاهده كرده و چون آن را بسيار پرارزش يافته است، بر آن مي‌شود تا آن را شرح و گسترش دهد، وي در سال 520 هجري قمري سنگ بناي سترگي را مي گذارد كه طرح اوليه آن همان تفسير خو اجه هرات بوده است.
ابوالفضل رشيدالدين ميبدي را به درستي نمي‌شناسيم و از چند و چون زندگي و فراز و فرود عمرش و اينكه چگونه از ميبد يزد به هرات آمده اطلاع دقيق و درستي در دست نداريم، آنچه مي‌دانيم از لابه لاي متون همين كتاب كشف‌الاسرار و بعضي از آثار موجود او است؛ مثلا اين كه وي شافعي مذهب بوده و در اصول كلام به طريق اشاعره سلوك مي‌كرده و بينش عرفاني وي تا حدي به خواجه عبداللّه انصاري نزديك بوده است. اگر چه در طريق فقهي پيرهرات،مذهب حنبلي را در نهايت اختيار كرده بوده است؛ اما اين اختلاف در مذهب اختلاف در عرفان را به همراه نداشته. ميبدي آثار ديگري هم داشته است كه از اهميت چنداني برخوردار نيست. باري، ميبدي تفسير خود را به 3مرحله يا نوبت گفته است:در نوبت اول صرفاً به ترجمه آيات پرداخته است، البته قواعد ترجمه و خصوصاً ترجمه كلام وحي و آن هم به دست شخصي از اهل سنت كه قرآن را قديم مي‌داند، مانع از آن مي‌آيد كه سيماي فقهي و كلامي و عرفاني مترجم بتواند از خلال آن جلوه كند، اما ترجمه استادانه و روان و روشمند وي نشان از آن دارد كه وي در زبان فارسي و تسلط بر حوزه واژگان عصر خود سرآمد بوده است، لذا در نوبت اول تفسير خود از عهده ترجمه آيات به خوبي درآمده است. اميد است تحقيقي كه جناب علي ر واقي درباره اين بخش از تفسير ميبدي انجام داده و در شرف انتشار است، هر چه زودتر به دست مشتاقان فرهنگ و ادب فارسي برسد.
فوايد فراواني در نوبت اول اين تفسير نهفته است و متأسفانه تاكنون كم تر بدان پرداخته‌اند، پژوهندگان هر چه تاكنون درباره كشف‌الاسرار مطلب نوشته و تحقيق كرده‌اند، همه مربوط به نوبت سوم تفسير ميبدي مي‌شود كه در ادامه در اين باره خواهيم نوشت؛ به هر جهت، يكي از اين فوايد، دسترسي به گنجينه واژگان حوزه شرق ايران در قرن ششم است و ديگر بر ساخته‌هايي است براي واژگان قرآني.
از اين رو، بايد درباره نوبت اول اين تفسير، تحقيقات مفصل زبان شناسي و آواشناسي و گويشي صورت پذيرد. براي مزيد اطلاع خوانندگان ترجمه پنج آيه از آغاز سوره بقره را در اين جا نقل مي‌كنيم:
به نام خداوند فراخ بخشايش مهربان؛ اين آن نامه است كه در آن شك نيست به راه نموني پرهيزگاران را به ايشان كه به ناديده و پوشيده مي‌گروند و نماز به پاي مي‌دارند به هنگام خويش؛ و از آنچه ايشان را روزي داديم هزينه مي‌كنند؛ و ايشان كه مي‌گروند به آنچه فرو فرستاده آمد برتر از قرآن؛ و جز زان هر چه بود از پيغام و فرمان؛ و هرچه فرو فرستاده آمد پيش از تو ازسخني و كتب و صحف؛ و به سراي آن جهاني بي‌گمان مي‌گردند ايشان كه بدين صفت‌اند بر راه نموني و نشان راست‌اند از خداوند ايشان به و ايشان‌اند: كه بر پيروزي و نيكي بمانند جاودان .
چنانچه مقايسه‌اي اندك ميان ترجمه ميبدي از آيات قرآن با ترجمه‌هاي ديگر مترجمان در عصر وي انجام دهيم، به راحتي در مي‌يابيم كه وي نظري به ترجمه‌هاي پيش از خود مثل ترجمه تفسير طبري داشته و شايد گاه گاهي تحت تأثير آنها قرار گرفته است اما نه به گونه‌اي كه روش خود را از دست داده باشد و تبعيّت صرف كرده باشد.و اما در نوبت دوم تفسير كه در واقع تفسير قرآن كريم بر مبناي نظر فقها و اهل لغت است و كم تر به مشرب عرفاني نزديك مي‌شود، ابتدا آيات را برمي‌شمارد، هم به عدد كوفيان و هم به اعداد ديگران، سپس شمار كلمات و حروف را بيان مي‌كند كه في المثل فلان سوره چند هزار كلمه و چندين هزار حرف دارد، آن گاه به بيان قرائت قرآن و ذكر قاريان مي‌پردازد؛سپس محل نزول سور و آيات را همراه با شأن نزول آنها نشان مي‌دهد و بعد به بيان وجود معاني كلمات اشاره مي‌كند و به شرح روايت و «خبر» مي‌پردازد.در اينجا براي مزيد اطلاع، تفسير نوبت دوم آيه «ان الذين كفروا سواء عليهم أأنذرتهم ام لم تنذرهم»(بقره،2/6) از جلد اول تفسير كشف الاسرار را مي‌آوريم.
حقيقت كفردر لغت عرب بپوشيدن است و بيگانه را به آن كافر گويند كه نعمت‌هاي خداوند عزّوجلّ برخود بپوشد.و نعمت‌هاي اللّه سه قسم است:يكي نعمت بيروني چون مال و جاه ، و ديگر نعمت بدني چون صحت و قوت، سه ديگر نعمت نفسي چون عقل، و نعمتي نفسي تمام‌تر است و عظيم تر، فيها يتوصل الي الطاعات و الخيرات و استحقاق الثواب ، و بر حسب اين تقسيم ، شكر و كفر نهادند . پس كفر عظيم آن است كه مقابل نعمت نفسي است ،و كافر مطلق به روي افتد كه نعمت نفسي را كفران آرد كه حاصل وي به جحود و جدائيت و نبوت و شرايع باز مي‌گردد، و اين آيت هر چند كه از روي ظاهر لفظ عام است اما معني و مراد به آن خاص است كه نه همگان كافران را حكم ازلي در شقاوت ايشان سابق بود و از انذار رسول خدا بي‌فايده ماندند كه بعد از نزول اين آيت، بسي كافران مسلمان گشتند و به انذار رسول منتفع شدند.پس معلوم گشت كه اين آيت،قومي مخصوص را فرود آمد.ضحاك گفت ابوجهل بود و پنج كس از اهل بيت وي.ابن عباس گفت قومي جهودان بودند كه در عهد مصطفي(ص) در نواحي مدينه مقام داشتند و پس از آن كه به نبوت مصطفي معرفت داشتند؛به وي كافر شدند، ربيع انس گفت مشركان عرب بودند كه روز بدر همه كشته شدند، به دست مسلمانان؛و در شأن ايشان اين آيت آمده بود كه «الم تر الي الذين بدلوا نعمة الله كفراً» ثم قال« سواء عليهم» اي متساوياً عندهم الانذار و تركه.
خداي را عزوجل صفت انذار گويند كه جاي ديگر گفت… و معني انذار مركب است از دو صفت كه خداوند قديم جل جلاله به هر دو صفت موصوف است:يكي اعلام و ديگر تخويف، سواء لفظ واحد آن است و سواسيه جمع آن، و هو جمع علي المعني دون اللفظ.«انذرتهم» به مدد تليين همزه ثاني، قرائت ابوعمرو و نافع و ابن كثير است و لغت اهل حجاز است و به تحقيق، همزتين بي‌مد، قرائت باقي و اختلاف قراآت از اختلاف لغات عرب است و به معني، همه يكسان،و ظاهر كلمه استخبار است اما به معني اخبار است.
آنچه در بالا ملاحظه شد، بحثي است فني كه صرفاً فايده آن شامل حال علما و فقها و متكلمين و مفسرين مي شده است و عمدتاً به كار عامه مردم نمي‌آمده است و از سويي عرفا هم با اين دست مسائل چندان نزديك نبوده اند و نسبت به آن استقبالي از خود نشان نمي‌دادند، و بخش عمده اين تفسير ده جلدي كه در حدود هفت هزار صفحه و صد و چهل و هفت هزار سطر تدوين شده است،همين تفسير نوبت دوم و سوم آن است.اگر ميبدي تفسير خود را به همين دو نوبت خاتمه مي‌داد و به نوبت سوم نمي‌پرداخت، مي‌توانستيم بگوييم كه كشف الاسرار،تفسيري است از قرآن كريم به مذاق اخباريان و مستقلاً از ميبدي است و هيچ تحت تأثير قرآن پير هرات قرار نگرفته است؛اما در آن صورت ديگر جاذبه كنوني را نداشت و عنايتي كه ارباب فضل به اين تفسير گران سنگ دارند، در آن صورت نمي داشتند .
نوبت سوم تفسير كشف الاسرارميبدي از جهات پرشماري قابل توجه است،مي‌دانيم كه نوبت سوم اين تفسير،در واقع تفسير عرفاني قرآن كريم و كلاً با نوبت اول و دوم متفاوت است. با تعمق بيشتر در اين فصل به درك آواي عرفاني ابوالفضل ميبدي و تفاوت نظرات عرفاني وي با خواجه عبداللّه انصاري پي مي‌بريم و از سويي اگر سرنخي از آراي خواجه عبداللّه انصاري در اين تفسير پيدا شود، همانا در همين بخش است.