p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

علامت گذاري حرف ساكن و مُنَون با توجه به احكام آن ها
براي تلفظ حرف ساكن و مُنون با توجه به اولين حرف كلمة بعد از آن، احكامي (از قبيل اظهار، ادغام كامل و ادغام ناقص) ذكر شده است. علماي رسم و ضبط قرآن براي راهنمايي قاري با تغيير در نحوة علامت گذاري، آن ها را مشخص كرده اند. آشنايي به آن احكام و نحوة علامت گذاري آن ها، به قاري قرآن كمك خواهد كرد تا قرآن را آن گونه بخواند كه بر پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم نازل شده است.
ابتدا احكامي كه مختص حرف ساكن است (به استثناي نون ساكن) و نحوة علامت گذاري آن را ياد آوري، سپس به احكام نون ساكن و تنوين (كه در واقع نون ساكن است) مي پردازيم.

احكام حرف ساكن و نحوة علامت گذاري آن
حرفي كه بعد از حرف ساكن قرار مي گيرد از نظر رابطه با حرف ساكن از چهار حالت خارج نيست -مُتَماثِلَين، مُتَجانِسَين، مُتَقارِبَين، مُتَباعِدَين.
الف: مُتَماثِلين: هر دو حرف در مخرج و صفات كاملاً مشترك باشند و اين حالت فقط در هر حرف نسبت به خودش وجود دارد، مانند:
ت، ت ـ د، د ـ ك، ك ـ ل، ل
در اين صورت اولي در دومي ادغام مي شود، مانند:
رَبِحَتْ تِجارَتَهُمْ، قَدْدَخَلُوا، قُلْ لَهُمْ، يُدْرِكْكُمْ
در چنين مواردي براي راهنمايي قاري، علامت سكون حرف ساكن را نمي نويسند تا نشانگر عدم اظهار آن حرف باشد ودر عوض روي حرف بعد، علامت تشديد قرار مي دهند (تا نشانگر ادغام كامل حرف ما قبل در اين حرف باشد)، مانند:
رَبِحَتْ تجارَتَهُمْ، قَدْدخَلُوا، قُلْ لهُمْ، يُدْرِكْكُمْ.
ب: مُتَجانِسَين: هر دو حرف در مخرج مشترك ولي در صفات متفاوت باشند مانند: ب، م، ت، د، ط، دو به دو با يكديگر -ث، ذ، ظ- دو به دو با يكديگر، در اين صورت نيز اولي در دومي ادغام مي شود، مانند:
اِرْكَبْ مَعَنا، هَمتْ طائِفَةٌ، يَلْهَثْ ذلِكَ
در چنين موارد نيز براي راهنمايي قاري، علامت سكون را نمي نويسند (تا نشانگر عدم اظهار آن باشد) و در عوض روي حرف بعد، علامت تشديد قرار مي دهند (تا نشانگر ادغام كامل حرف ماقبل باشد) مانند:
اِرْكَبْ مَعَنا، هَمتْ طائِفَةٌ، يَلْهَثْ ذلِكَ.
لازم به ياد آوري است كه در ادغام -طا ساكنه- در -تا- مانند.
بَسَطْتَ، فَرطْتُمْ، اَحَطْتُ
چون بايد صفت اطباق طا در ادغام باقي بماند در اين جا نه روي حرف طا علامت سكون قرار داده اند و نه روي حرف تا علامت تشديد مانند:
بَسَطْتَ، فَرطْتُمْ، اَحَطْتُ
تا قاري قرآن با نبود علامت سكون متوجه ادغام طا در تا و با نبود تشديد متوجه اظهار طا باشد. در نتيجه با حفظ صفت اطباق طا در تا ادغام ناقص صورت مي گيرد.
ج: متقاربين: هر دو حرف در مخرج يا صفات نزديك به هم باشند. مانند: لام ساكنه در حرف را، نون ساكنه در لام و را، قاف ساكنه در حرف كاف. در اين صورت نيز اولي در دومي ادغام مي شود مانند:
قُلْ رَبي، اَلَمْ نَخْلُقْكُمْ، مِنْ لَدُنْ
در چنين موارد نيز حرف ساكن را بدون علامت سكون و حرف بعدي را با علامت تشديد مشخص كرده اند تا نشانگر ادغام حرف اولي در دومي باشد، مانند:
قُلْ ربي، اَلَمْ نَخْلُقْكمْ، مِنْ لدُنْ
لازم به ياد آوري است كه در روايت حفص به جز موارد ذكر شده، ادغام متجانسين و متقاربين صورت نمي گيرد.
د: متباعدين: هر دو حرف مخرجشان از يكديگر دور باشد. در اين صورت حرف ساكن كاملاً اظهار مي شود مانند:
يَغْفِرْ، وَاسْتَيْقَنَتْها، تَخْرُجْ
در چنين مواردي حرف ساكن را با علامت سكون و حرف بعدي را با علامت خودش نوشته اند تا نشانگر اظهار كامل حرف ساكن باشد.

احكام نون ساكن و تنوين و نحوة علامت گذاري آنها
از ميان حروف ساكن، نون ساكن و همچنين تنوين (كه در تلفظ نون ساكن مي باشد) داراي احكام خاصي است كه آشنايي با احكام و نحوة علامت گذاري آن ها نيز لازم است.
تنوين و نون ساكنه حكمش بدان اي هوشيار = كز حكم آن زينت بود اندر كلام كردگار
درحرف حلق اظهار كن، در يرملون ادغام كن = در نزد با قب به ميم، در مابقي اخفا بيار
الف: اظهار: نون ساكن و تنوين نزد حروف حلقي كاملاً اظهار مي شود كه بايد از مخرج خود به طور عادي و واضح تلفظ شود.
حرف حلقي شش بود اي باوفا = همزه، ها و عين و حا و غين و خا
مانند: مِنْهُمْ، مِنْ عِلْمِ، عَليمًا حَكيمًا، رَسُولٌ اَمينٌ.
در چنين مواردي نون ساكن را با علامت سكون، علامت تنوين را به طور مساوي روي هم ـًـٍـٌ و حروف حلقي را با حركت خودشان نوشته اند (همانند مثال هاي فوق) تا نشانة اظهار كامل نون ساكن و تنوين باشد.

ب: ادغام: نون ساكن و تنوين نزد حروف -يرملون- ادغام مي شود يعني نون ساكن و تنوين خوانده نمي شود و به جاي آن حرف بعدي مشدد مي شود، مانند:
مِنْ لَدُنْ، غَفُورٌ رَحيمٌ، كِتابٍ مُبينٍ، اِنْ نَشَأْ، وَمَنْ يَتَوَكلْ، اُمةً واحِدَةً.
در چنين مواردي نون ساكن را بدون علامت سكون، علامت تنوين را به طور نامساوي -ـًـٍـٌ- و روي چهار حرف -ل، ر، م، ن- علامت تشديد قرار داده اند ل، ر، م، ن تا نشانگر عدم اظهار نون ساكن و تنوين و ادغام كامل آن در اين چهار حرف باشد، مانند:
مِنْ لدُنْ، غَفُورٌ رحيمٌ، كِتابٍ مبينٍ، اِنْ نشَأْ.
اما دو حرف و، ي را بدون علامت تشديد نوشته اند، چرا كه نون ساكن وتنوين در اين دو حرف ادغام ناقص مي شود، (صفت غُنه نون در هنگام ادغام باقي مي ماند،و حال آن كه اگر ادغام كامل صورت مي پذيرفت مي بايست صفت غُنه نون نيز از بين مي رفت و كاملاً تبديل به دو حرف واو و يا مي شد)، مانند:
ايَةً يُعْرِضُوا، وَمَنْ يَتَوَكلْ، اُمةً واحِدَةً.

ج: اقلاب: نون ساكن و تنوين نزد حرف با قلب به ميم مي شود، يعني نون تبديل به ميم ساكنه مي شود و با -غُنه- نيز همراه است، مانند:
مِنْ مَعْدِ، مَشآ بِنَميمِ، واقِعٌ بِهِمْ.
در چنين مواردي به جاي علامت سكون ميم كوچكي روي حرف نون قرار داده اند و همچنين يكي از دو شكل علامت تنوين را ننوشته و به جاي آن ميم كوچكي در كنار شكل باقي مانده تنوين قرار داده اند تا نشانة تلفظ نون ساكن و تنوين به صورت ميم باشد، مانند:
مِن م بَعْدِ، مَشآم بِنَميمِ، واقِعُ م بِهِمْ.

د: اخفا: نون ساكن و تنوين نزد حروف باقيمانده اخفا مي شود. يعني نون بين اظهار و ادغام همراه با غُنه و بدون تشديد ادا مي شود.
در چنين مواردي همانند مورد ادغام ناقص علامت گذاري كرده اند، نون ساكن را بدون علامت سكون، علامت تنوين را به طور نامساوي ـًـٍـٌ و بقيه حروف را بدون علامت تشديد نوشته اند تا نشانة عدم اظهار و عدم ادغام (اخفا) باشد، مانند:
سوره واقعه آيه 1 تا 16 (142).

نكته
اگر تنوين به حرف ساكن برسد در اين صورت ميان تنوين كه در تلفظ نون ساكن است و حرف بعد از آن التقا ساكنين پيش خواهد آمد، در اين جا براي رفع التقا ساكنين نون تنوين رابا حركت كسره مي خوانند، در بعضي از قرآن ها شكل دوم حركت را كه نشانه نون تنوين است ننوشته و به جاي آن نون مكسور كوچكي در كنار حرف آخر قرار داده اند تا نشانگر تلفظ نون تنوين به صورت مكسور باشد. مانند.
مِصْباحُ (نِ) الْمصْباحُ، في زُجاجَةِ (نِ) الزجاجةُ . مثلاَ (نِ) الْقَوْمُ.
در بعضي ديگر از قرآن ها، علاوه بر حفظ علامت تنوين، نون مكسور كوچي نز نوشته اند، تا علاوه بر روشن بودن علامت اصلي كلمه، روش خواندن با كلمه بعدي نيز روشن باشد، مانند:
مِصْباحٌ (نِ) الْمِصْباحُ، في زُجاجَةٍ (نِ) الزجاجةُ. مثلاً (نِ) الْقَوْمُ.