p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

علامت تنوين و نحوه نوشتن و تلفظ آن
تنوين: نون ساكني زائدي است كه در تلفظ به آخر اسم اضافه مي شود ولي در نگارش نوشته نمي شود، و نشانة آن تكرار شكل حركت مي باشد، .
شكي نيست كه نون تنوين، حرفي از حروف است از اين رو در هنگام برخورد با حرف ساكن، حركت كسره به خود مي گيرد، مانند:
مَثَلاً الْقَوْمَ كه خوانده مي شود: مَثَل ن الْقَوْمَ
و همچنين نزد حروف يرملون در آن ها ادغام مي شود، مانند:
غَفُورٌ رَحيمٌ كه خوانده مي شود: غَفُورُ رحيمٌ
در اين جا اين سؤال مطرح مي شود كه چرانون تنوين را در نگارش نمي نويسند؟
جوابش روشن است، چون نون تنوين، زائده است و جز اصل و ريشه كمله نيست، اگر نوشته شود هنگام وقف با نون اصلي كلمه اشتباه مي شود و اضافه بر آن نون تنوين در هنگام وقف تغيير مي كند (تنوين فتحه و كسره، ساكن و تنوين فتحه تبديل به الف مدي مي شود). از اين رو اضافه بر تغيير در شيوة نگارش، در اسم گذاري نيز باهم متفاوت مي باشد، نون اصلي را نون ونون تنوين را (كه زائده است) تنوين ناميده اند.
دربارة علامت آن، شكل هاي مختلفي ارائه شده كه بعضي مختص به زمان خاص و بعض ديگر در ارتباط با حرف مابعد تنوين (و احكامي كه بر تلفظ آن بار مي شود) مي باشد.
اولين بار كه علامتي براي تنوين قرار داده شد، توسط ابوالاسود دؤلي از شاگردان حضرت علي عليه السلام بود كه نشانة آن را دو نقطه: قرار داد، و مانند نقطه حركات براي تنوين فتحه دو نقطه بالاي حرف، تنوين كسره دونقطه زير حرف؛ و براي تنوين ضمه دو نقطه جلو حرف قرار داد تا يكي نشانه حركت حرف وديگري نشانه تلفظ نون تنوين باشد.
بعد از آن كه خليل بن احمد فراهيدي نقطه حركات را تغيير شكل داد، نقطة نشانگر تنوين را نيز تبديل به شكل حركات كرد (تا يكي نشانة حركت و ديگري نشانه تنوين باشد).
تنوين فتحه در حالت وقف تبديل به الف مي شود (اين الف چون ماقبلش مفتوح است به صورت الف مدي خوانده مي شود) در نگارش هم بعد از آن الفي آورده اند تا نشانة تلفظ آندر هنگام وقف باشد. مانند:
كتاباً كه در حالت وقف خوانده مي شود. كتابا
علامت تنوين به متابعت از علامت حركت، بايد روي حرف آخر كلمه قرار گيرد، ولي در مورد تنوين فتحه نظريات مختلفي بيان شده، به نحو اختصار دوتاي آن را كه شهرت بيشتري دارند بيان مي كنيم.
بعضي بر اين عقيده اند كه علامت تنوين فتحه بايد روي الف قرار گيرد تا نشانة قرائت الف در هنگام وقف باشد كتابا و بعض ديگر از جمله خليل بن احمد فراهيدي و پيروانش بر اين عقيده هستند كه بايد روي حرف آخر كلمه و قبل از الف قرار گيرد كتاباً زيرا علامت تنوين تكرار شكل حركت مي باشد و آن حركت مربوط به حرف آخر كمله است نه الف. تنها نقش راهنمايي قاري در هنگام وقف است، از اين رو در حالت وصل خوانده نمي شود.

چند نكته
1. الف مدي در بعضي از كلمات به صورت يا نوشته شده از جمله اسامي ثلاثي كه الف آن منقلب از يا باشد، مانند: هُدي، ضُحي و... وقتي اين كلمات، مُنًون به تنوين فتحه شوند ديگر الفي بعد از تنوين فتحه اضافه نمي گردد چون خود يا در هنگام وقف به صورت الف خوانده مي شود، مانند: هُدًي، ضُحًي
2. كلماتي كه به تا گرد ختم شوند (مانند: رَحْمَةً حَياةً) بعد از آن ها الفي اضافه نكرده اند چرا كه در هنگام وقف تبديل به هاء ساكن مي شود رَحْمَهْ، حَياهْ.
3. بعد از كلماتي كه به همزه ختم مي شوند در صورتي كه قبل از آن ها الف مدي باشد نيز الفي اضافه نكرده اند چرا كه در نگارش اوليه، عرب ها براي همزه شكل خاصي نداشتند، گاهي به متابعت فتحه، كسره و ضمة خود يا حرف ما قبل به صورت الف، يا، و واو مي نوشتند و در مواردي كه ماقبل آن ها ساكن بود هيچ شكلي در نگارش براي آن نداشتند، مانند:
ماء، سوء كه به اين صورت مي نوشتند: ما، سو.
از طرف ديگر عرب ها از تكرار سه حرف الف، ياء و واو بيزار بودند و يكي از آن دو را در نگارش نمي نوشتند، مانند:
تَراءا، داوُودَ، اُميينَ كه به اين صورت مي نوشتند: تَرا، داوُدَ، اُمينَ
بنابراين اگر مي خواستند بعد از كلماتي كه به همزه ختم مي شوند و ما قبل آن ها نيز الف مدي است، الفي اضافه كنند (ما ا)، دو الف پشت سر هم تكرار مي شد. در چنين مواردي براي جلوگيري از تكرار، الف دوم را نمي نوشتند (ما) در اواخر قرن دوم كه خليل بن احمد فراهيدي براي همزه شكل خاصي قرار داد، و در مواردي كه مي بايست همزه خوانده شود آن را در نگارش اضافه نمود (ما) اما در چنين مواردي، بعد از همزه، الفي اضافه نكرد زيرا در نگارش اوليه فاقد الف بود و هدف او تنها مشخص ساختن همزه بود نه اصلاح كلي نگارش قرآن
/پاورقي 1. به طور كلي، علامت گذاري قرآن بر اساس حالت وصل به مابعد مي باشد از اين رو حركت آخر كليه آيات آورده شده (مگر مواردي كه خود ساكن باشد) در حالي كه وقف بر آخر آيات سنت مي باشد و اكثر مردم بر آخر آيات توقف مي كنند و آن را به صورت ساكن مي خوانند، در رابطه با علامت گذاري كلماتي كه به همزه ختم مي شوند و داراي تنوين فتحه مي باشند نيز الفي اضافه نكرده اند چرا كه اين الف در حالت وقف خوانده مي شود و آن ها كاري به حالت وقف نداشتند، بلكه حالت وصل به ما بعد را در نظر داشتند.
از اين رو مورد پذيرش كلية مسلمانان قرار گرفت حتي آن گروهي كه اجازة هيچ گونه دخل و تصرفي در نگارش قرآن نمي داند.
لازم به يادآوري است كه بعد از كلمه سُوءًا و جُزْءًا در قرآن آلف آمده زيرا در صورت نبود شكل همزه سوا و جزا تكرار الف پيش نمي آمد.