p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

مد و قصر
مد در لغت به معناي زيادت، افزون مي باشد و در تجويد عبارت است از : امتداد صوت در حروف مدي بيش از مقدار طبيعي.
قصر در لغت به معناي كوتاهي و ضد مد مي باشد و در تجويد عبارت است از اداي حروف مدي به اندازة طبيعي و معمولي آن.
حروف و سبب مد
براي مد، حروف مد و سبب مد لازم است.
حروف مد: عبارت است از الف ساكن ما قبل مفتوح، يا ساكن ماقبل مكسور، واو ساكن ماقبل مضموم. سبب مد: عبارت است از همزه و سكون. تشديد هم به خاطرآن كه يك حرف ساكن در آن نهفته است، سبب مد به حساب مي آيد.
چنانچه حروف مدي، بدون سبب باشد يعني بعد از آن همزه يا سكون نباشد، مد ذاتي
/پاورقي 1. اضافه بر مد ذاتي، مد اصلي و طبيعي نيز گفته مي شود، مد ذاتي در مقابل مد عارضي، مد اصلي در مقابل مد فرعي ، مد طبيعي./
نام دارد و به ميزان دو حركت كه حداقل كشش حروف مدي است، كشيده مي شود، مانند:
اتُوني اُوذينا نُوحيها
كشش صوت در حروف مدي به ميزان دو حركت
/پاورقي 2. براي بيان مقدار مد، بعضي از زمان تلفظ الف و برخي ديگر از زمان بستن يا باز كردن انگشتان دست استفاده مي كنند، و اين براي تقريب به ذهن مي باشد. معيار اساسي همان حركت است يعني زمان تلفظ يك حرف متحرك و اين زمان بر اساس انواع قرائت ها متفاوت خواهد بود، هر كس بايد قرائت خود را معيار قرار دهد./
را قصرو سه حركت را فوق قصر و چهار حركت را توسط و پنج حركت را فوق توسط و شش حركت را طول نامند.
مقدار مد از دو حركت كمتر نبوده و از شش حركت نيز بيشتر نمي باشد.

انواع مد
مدي كه سبب آن همزه باشد بر دو قسم است: مد متصل و مد منفصل.
مدي كه سبب آن سكون باشد نيز بر دو قسم است: مد لازم و مد عارض.

مد متصل: آن است كه حرف مد و همزه در يك كلمه باشد و مقدار مد آن از چهار تا شش حركت مي باشد، مانند:
يشاءُ ، سيئَتْ ، سُوءُ

مد منفصل: آن است كه حرف مد در آخر كلمه و همزه در ابتداي كلمة بعد قرار گيرد و مقدار مد آن از دو تا پنج حركت مي باشد، مانند:
رَبنا إِننا، وَ هُزي إِلَيْكِ، تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ

ياد سپاري
1 در مد منفصل، چنانچه روي كلمة اول، وقف گردد، حرف مد به دليل نداشتن سبب مد، به مقدار طبيعي (قصر) ادا مي شود.
2 در صورتي كه حرف مدبر اثر اشباع هاء ضمير توليد شود و بعد از آن، همزه باشد در حكم مد منفصل بوده و به آن مد اشباع نيز مي گويند، مانند:
مالَهُ أَخْلَدَهُ، إِسْمُهُ أَحْمَدُ ، مِنْ عِلْمِهِ إِلا

چند نكته
1. ميزان مد منفصل نباشد بيشتر از ميزان مد متصل باشد.
2. در ميزان كشش مدهاي متصل و منفصل رعايت توازن لازم است. بدين معني كه اگر مد متصل را به طول خوانديم بايد تمام مدهاي متصل را به طول بخوانيم و يا اگر مثلا مد منفصل را به قصرخوانديم در مورد ساير مدهاي منفصل نيز به همين طريق عمل شود.
3. با توجه به اين كه مد متصل را هيچ يك از قراء به قصر نخوانده اند، آن را مد واجب نيز مي گويند. در مقابل، مد منفصل را چون به قصر هم خوانده اند، آن را مد جايز نيز گفته اند.

مد لازم.
مد لازم مدي است كه سبب آن، سكون ذاتي باشد.
سكون ذاتي سكوني است كه هميشه جزو كلمه بوده باشد، مانند سكون حرف لام در كلمة الانَ در مقابل سكون عارضي كه جزو كلمه نمي باشد و تنها به هنگام وقف ايجاد مي شود، مانند سكون حرف نون در كلمة نَسْتَعينَ مي خوانيم.
مد لازم فقط به طول مي خوانيم.
مد لازم گاهي حرفي است، يعين در حروف مقطعه آغاز سوره ها قرار دارد و زماني كَلِمي است يعني در كلمات قرآن يافت مي شود و سبب مد گاهي سكون است مُخَفف و زماني تشديد مي باشد مُثَقل. بنابراين مد لازم چهار نوع است:
1. مد لازم مُخفف حرفي، مانند: ن (نُونْ) ق (قافْ).
2. مد لازم مُثَقل حرفي، مانند: الم (الف، لام ميم).
3. مد لازم مُخفف كَلِمي، مانند: الانَ.
4. مد لازم مُثَقل كَلِمي، مانند: حاج ضالينَ.

مد عارض
مد عارض مدي است كه سبب آن سكون عارضي باشد كه در اثر وقف پديد مي آيد و جايز است از دو الي شش حركت، كشيده شود، مانند:
تُكَذبانِ (تُكَذبان)، تَعْلَمُونَ (تَعْلَمُونْ)، عَليمٌ (عَليمْ).
در مدهاي عارضي رعايت توازن لازم نيست.

مدلين
در صورت كه بعد از حروف لين (واو ساكن ماقبل مفتوح و ياء ساكن ماقبل مفتوح)، حرف ساكني واقع شود، آن را مد لين گويند و حروف لين را از دو الي شش حركت مي توان امتداد داد، مانند:
مثال سكون لازم: عَيْنْ در كهيعص و حم عسق
مثال سكون عارضي : خَوْفٍ خَوْفْ خَيْزٌ خَيْرْ
براي مد انواع ديگري نيز در كتاب هاي تجويدي ذكر كرده اند كه بازگشت بيشتر آن ها به انواعي است كه توضيح داديم.

به طوري كلي مي توانيم انواع مدها را به دو قسمت تقسيم كنيم:
1. مد واجب و لازم كه همة علماي تجويدي بر مد و كشش صوت بيش از مقدار طبيعي اتفاق نظر دارند.
2. مد جايز كه همة علماي تجويدي بر مد وكشش صوت بيش از مقدار طبيعي اتفاق نظر ندارند.
علماي رسم و ضبط قرآن كريم در مواردي كه بعد از حروف مدي، سبب مد آمده باشد براي راهنمايي قاري، علامتي به اين شكل بالاي حروف مدي قرار داده اند.

اين علامت از كلمه مد گرفته شده، قسمت زيرين از ميم و طرف بالاي دال را براي اختصار حذف كرده اند. مد، اين علامت دلالت بر مد و كشش بيش از اندازة طبيعي حروف مدي مي كند و جايگاه آن بالاي حروف مدي مي باشد، چرا كه اين حروف مدي هستند كه باعث مد و كشش حركت ماقبل خود مي شوند و حال بايد با مد و كشش بيشتري خوانده بشوند.
دربارة اندازة علامت مد با توجه به انواع مد و مقدار كشش آنها در نگارش قرآن ها يكسان عمل نشده، در بعضي از قرآن ها در موارد مد واجب و لازم، علامت مد را بزرگتر و در موارد مد جايز آن را كوچكتر نوشته اند، در برخي ديگر در موارد مد واجب و لازم، علامت مد را كلفتر و در موارد مد جايز، آن را نازكتر آورده اند و در بعضي ديگر در تمامي موارد، به يك اندازه آن ورده اند و برخي ديگر اصلا علامت مد را به كار نبرده اند.