p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم


وقف و ابتدا
بحث وقف و ابتدا يكي از مهمترين مباحث هر زباني است، زيرا هر انساني براي ادامة حيات خود به طور طبيعي در هر چند ثانيه بايد يك بار نفس تازه كند، در هنگام صحبت كردن و يا قرائت متني ناچار است براي نفس تاره كردن، كلام خود را قطع و پس از تازه كردن نفس به صحبت و يا قرائت خود ادامه دهد، براي رساندن معني مطلوب حتماً لازم است كه جاي مناسبي را براي وقف كردن انتخاب و پس از نفس تازه كردن از جاي مناسب به صحبت يا قرائت خود ادامه دهد.
براي روشن شدن اهميت وقف و ابتدا، توجه شما را به مثال زير جلب مي كنيم.
فرض كنيد حاكمي اين حكم را براي اجرا صادر كند:
آقاي فلان را عفو لازم نيست اعدامش كنيد.
اگر مجري، بعد از كلمة عفو وقف كند، يك معني و اگر بعد از لازم نيست وقف كند، معناي ضد آن حاصل خواهد شد.
در ساير زبان ها نيز اهميت وقف و ابتدا چنين است و اهميت آن وقتي بيشتر مي شود كه متن انشا شده در حكم قانون و لازم الاجرا باشد.
شكي نيست كه قرآن، كتابي است آسماني كه از طرف خداوند متعال بر پيامبرش حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه وآله براي هدايت بشريت نازل شده است و همة انسان ها موظفند كه آن را تلاوت كرده و به فرامين آن عمل كنند. با توجه به اين كه هر انساني ناچار است در هر چند پانيه يك بار نفس تازه كند نمي تواند يك سوره يا يك قصه و يا حكمي را با يك نفس بخواند و ناچار است براي نفس تاره كردن، صداي خود را قطع (وقف) و پس از تازه كردن نفس دوباره به قرائت خود ادامه دهد (ابتدا) و براي اين كه خلل و فسادي در معني وارد نشود بايد جاي مناسبي را براي وقف انتخاب كند و از جاي مناسبي نيز شروع نمايد.
در اهميت بحث وقف و ابتدا در تلاوت قرآن همين بس كه حضرت علي بن ابي طالب عليه السلام، درمعناي اين آيه: ورتلِ القُرآن تدتيلاً حفظ وقوف را نيمي از ترتيل قرآن دانسته اند. اترتيلُ حفظُ الوُقُوفِ و بيانُ الحُرُوفِ
/پاورقي 1. تفسير الصافي، ج 1، ص 45 ـ بحار الانوار، ج 67، ص 323./
و علماي قرائت بر اين عقيده هستند كه من لم يعرِفِ الوقف، لم يعلمِ القُرآن
/پاورقي 2. النشر، جدل اول، صفحه 225./
علت آن روشن است، چرا كه با رعايت وقف و ابتدا مي توان معاني مختلف يا متناقض و يا متباين بين دو جلمه را تشخيص داد.
در كتاب المُكتفي فِي الوقفِ و الاِبتدا از عدِي بن حاتم نقل مي كند كه روزي دو نفر به محضر حضرت رسول اكرم صلي الله عليه وآله شرفياب شدند و اسلام آوردند. يكي از آنان كلمه شهادتين (تصديق به يگانگي خداوند و پيامبري حضرت محمد صلي الله عليه وآله) را بيان كرد و گفت : من يُطِعِ الله ورسُولهُ فقد رشد و من يعصِهِما ودر اين قسمت از گتفار خويش وقف نمود. و سپس ادامه داد فقد غوي پيامبر فرمودند: بلند شو، تو بد گوينده اي هستي
/پاورقي 3. المكتفي في الوقف و الابتدا ص 103 (باب فٍي الخض علي تعليم التام)./
گوينده در صورتي كه مي خواست در اثناي جمله وقف كند. مي بايست بر سر كلمة فقد رشد توقف مي كرد و سپس ادامه مي داد و من يعصِهِما فقد غوي و يا هر دو جمله رابا هم به پايان رساند. (معني صحيح جمله فوق چنين است. هر كس از خدا و رسولش پيروي كند به تحقيق هدايت شده و هر كس نافرماني كند هر آينه گمراه شده است).
حال كه اهميت وقف و ابتدا روشن گرديد، خلاصه اي از مباحث آن را كه آشنايي و مراعات آن ها در قرائت قرآن لازم است متذكر مي شويم، سپس روش تدريس آن را بيان مي كنيم.
علماي تجويد به مناسبت مبحث وقف، دو اصطلاح قطع وسكت را نيز توضيح مي دهند زيرا هر سه وقف، قطع، سكت در يك جهت كه قطع صوت باشد باهم مشتركند.
وقف:
در لغت به معني باز داشتن و در اصطلاح تجويد عبارت است از قطع كردن صدا بر آخركلمه براي تازه كردن نفس (به اندازه يك نفس تازه كردن معمولي) به قصد ادامة قرائت.
قطع:
در لغت به معني جدا كردنو در اصطلاح تجويد عبارتست از قطع كردن صدا بر آخر كلمه به منظور پايان دادن قرائت.
سكت:
در لغت به معني خاموش شدن و در اصطلاح تجويد عبارتست از قطع كردن صدا به اندازة كمتر از مدت زماني كه در وقف لازم است (دو حركت) بدون تازه كردن نفس وادامه قرائت.
بنابر اين تفاوت ميان وقف و سكت در اين است كه در وقف، صوت و نفس همزمان با هم قطع مي شوند ولي در سكت فقط صوت (به اندازة دو حركت) قطع مي شود بدون قطع نفس.
موارد سكت در قرآن: بنابر روايت حفص در قرائت عاصم عبارتست از:
1. عِوجًا قيمًا
/پاورقي 4. سوره گهف، آيه 1./
كه به صورت (عِوجا قيِما) قرائت مي شود.
بنابراين كلمة عِوجًا در وقف و وصل به يك شكل خوانده مي شود، چرا كه روش انجام سكت مانند روش انجام وقف مي باشد با اين تفاوت كه در سكت، نفس تازه نمي شود فقط صدا به اندازة دو حركت قطع مي شود.
2. مِن مرقدِنا. هذا .
/پاورقي 5. سوره يس، آيه 52./
بين اين دو كلمه وقف نيز مي توان كرد.
3. وقيل من. راقِ.
/پاورقي 6. سوره قيامة، آيه 27.
4. كلابل. ران علي قُلُوبِهِم.
/پاورقي 7. سوره مطففين. آيه 14./
در رابطه با مبحث وقف دو حالت است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد.
الف: شناخت جاهايي كه مي توان بر آن وقف كرد.
ب: آشنايي با روش وقف كردن بر آخر كلمات.

جاهايي كه مي توان بر آن وقف كرد.
علماي تجويد براي وقف تقسيم بندي هاي مختلفي انجام داده اند، از ميان آن ها تقسيم بندي ابن الجزري (صاحب كتاب النشر في قراات العشر) از علماي قرن هشتم هجري كه نسبتاً جامعتر است انتخاب و مختصري دربارة آن توضيح مي دهيم.
به طور كلي وقف بر دو قسم است اختياري و اضطراري اگر كلام تمام باشد اختياري و اگر ناقص باشد اضطراري خواهد بود، چرا كه هيچ عاقلي بدون جهت درجايي كه كلام تمام نشده وقف نمي كند، مگر اين كه به خاطر كمبود نفس يا جهل و فراموشي و يا عطسه و سرفه و...ناچار شود. به اين وقف وقف قبيح مي گويند، چرا كه كلام ناقص و ناتمام است و نه تنها فائده اي در بر ندارد بلكه دربعضي مواقع خلاف مقصود را نيز مي رساند كه در اين صورت به آن وقف اقبح مي گويند، مانند توقف بركلمه الصلوة در آية.
/پاورقي 8. سوره نسا آيه 43/

وقف اختياري خود بر سه قسم است
1. وقف تام
اگر كلام از جهت لفظ و معني تمام باشد و هيچ رابطه اي با بعدش نداشته باشد در اين صورت وقف آن، تام خواهد بود، چرا كه كلام تمام است، مانند وقف بر كلمه المفلحون در آية.
/پاورقي 9. سوره بقره، آيه 5 و 6/
در چنين مواردي، بهتر است كه وقف انجام گيرد و سپس از جمله بعدي شروع شود.
در بعضي جاها وقف لازم و حتمي مي باشد و آن وقتي است كه وصل آن موجب تغيير و فساد معني و مفهوم آيات قرآني مي شود، در اين صورت به آن وقف اتم مي گويند، مانند: وقف بر كلمة العقاب در آية:
/پاورقي 10. سوره حشر، آيه 7 و 8/

2. وقف كافي
اگر كلام از جهت لفظ تمام باشد ولي از نظر معني وابستگي به ما بعد داشته باشد در اين صورت وقف آن، كافي خواهد بود زيرا كلام كفايت از ما بعد مي كند و مابعد نيز بي نياز از آن خواهد بود، مانند: وقف بر كلمة مرضًا در آية:
/پاورقي 11. سوره بقره، آيه 10./
در اين جا جملة اول از نظر لفظ تمام است ولي از نظر معني راجع به منافقين است كه در عبارت بعدي هنوز ادامه دارد.
در چنين مواردي، هم مي توان وقف كرد و بدون باز گشت به ماقبل، از بعد آن شروع كرد و هم مي توان دو عبارت را با هم وصل كرد.

3. وقف حسن
اگر كلام به تنهايي تمام باشد، با اين حال وابستگي لفظي نيز به مابعد داشته باشد و اين يا به خاطرموصوف بودن است و كلام بعدي صفت است براي آن، و يا به خاطر مستثني منه بودن است و كلام بعدي مستثني است وامثال آن، مانند وقف بر كلمة لِلهِ در الحمد لِلهِ رب العالمين در اين صورت جمله تمام و مفهوم خواهد بود (حمد مخصوص خداوند است) ولي از نظر لفظي وابستگي به مابعدش دارد، چرا كه رب العالمين صفت براي الله مي باشد.
در اين جا (در صورت كمبود نفس) وقف حسن و نيكو است ولي نمي توان از بعد آن شروع كرد، چرا كه جمله بعدي از نظر لفظ وابستگي به قبلش دارد و بايد با هم خوانده شوند، مگر اين كه در آخر آيه باشد، در اين صورت اكثر قرا اجازة شروع را داده اند به دليل روايتي كه از ام السلمه رضوان الله عليها نقل شده كه فرمودند پيامر اكرم صلي الله عليه وآله بر سر آيات وقف مي كرده اند: كان اِذا قرأ قطع قراتهُ ايةً ايةً.
لازمة شناختن محل وقف، آشنايي با ادبيات و معاني كلمات عرب مي باشد و با توجه به اين كه همة مسلمان ها عرب زبان نمي باشند، علماي قرائت علامت هايي را معرفي كردند تا راهنماي محل مناسب براي وقف كردن باشد، نخستين شخصي كه اين علامت ها را معرفي كرد علامه شيخ عبدالله ابو جعفر طيغور سجاوندي بود از اين رو آن علامت ها به رموز سجاوندي مشهور گرديد.

انواع وقف نزد سجاوندي شش نوع بود كه براي هر يك رمزي مشخص كرد و آن ها عبارتند از :
م: نشانه وقف لازم: به موجب اين علامت وقف لازم و حتمي است و در جاهايي قرار داده مي شود كه وصل به مابعد، معني كلام را تغيير دهد، (مترادف باوقف اتم). مانند:
/پاورقي 12. سورة انعام، آيه 36./
ط: نشانه وقف مطلق: به موجب اين علامت ابتداي به ما بعد بسيار نيكو است و در جاهايي قرار داده مي شود كه محل وقف از نظر لفظ و معني تمام باشد، (مترادف با وقف تام)، مانند.
/پاورقي 13.سورة بقره، آيه 107./