p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

وقف و ابتدا ?
-ج- نشانه - وقف جايز الطرفين-: به موجب اين علامت وقف و وصل هر دو جايز است ولي وقف بهتر است و در جاهايي قرار داده مي‌ شود كه جهت وقف و وصل هر دو موجود است ولي جهت وقف قويتر باشد. (تقريبا مترادف با وقف كافي)، در قرآن‌هاي با رسم‌ الخط عربي، -ج- نشانه تساوي جهت وقف و وصل مي‌ باشد، مانند:
- سوره كهف، آيه 13.-
/پاورقي 1. سوره كهف، آيه 13./
- ز- نشانه - وقف مجوّز-: به موجب اين علامت وقف و وصل هر دو جايز است ولي وصل بهتر است و در جاهايي قرار داده مي ‌شود كه جهت وقف و وصل هر دو موجود است ولي جهت وصل قويتر باشد، مانند:
سوره بقره آيه 10.
/پاورقي 2. سورة بقره، آيه 10./
- ص- نشانه - وقف مرخَص-: به موجب اين علامت وقف بين فواصل آيات و داستان‌‌هاي طولاني و جمله‌هاي معترضه در صورت نبودن نَفَس جايز است و در جاهايي قرار داده مي ‌شود كه كلام ما بعد. از حيث معنا مربوط به ماقبل باشد ولي چون آيه يا داستان طولاني است و نمي ‌توان آن رابه يك نفس خواند، وقف اشكالي ندارد، و بعد از وقف، اعاده هم لازم نيست زيرا جملة بعد با وجود ارتباط به ماقبل مفهوم مي‌ باشد، مانند: وقف بر كلمة - بَنا- در آية‌:
- سورة بقرة ،آيه 22.-
/پاورقي 3. سورة بقره، آيه 22./
جملة - و انزل من السما ما- ارتباط به ماقبل دارد چون فاعل انزل ضمير است كه به ماقبل باز مي ‌گردد ولي با اين حال، جمله مفهوم مي ‌باشد و ديگر نيازي نيست كه جمله قبلي از اعاده و با اين جمله وصل كنيم.
-لا- نشانه - وقف غير جايز-: به موجب اين علامت وقف جايز نيست و وصل لازم است و در جاهايي قرار داده مي ‌شود كه وقف بين دو عبارت، معني كلام را تغيير دهد (مترادف با وقف قبيح يا اقبح) و در صورت وقف، اعاده قبل با مراعات حُسن ابتدا احتماً لازم است، مانند:
- سورة بقره، آيه 120 -.
/پاورقي 4. سورة بقره، آيه 120./
اين علامت در آخر آيات زير نيز مي‌آيد كه در اين موارد اگر چه وقف جايز است ولي وصل از هر جهت بهتر است، مانند.
- سوره علق، آيه 9 و 10 -
/پاورقي 5. سوره علق، آيه 9 و 10 ./
لازم به ياد آوري است كه مبناي تقسيم‌ بندي علما در وقف و ابتدا مختلف است بعضي مبناي آن‌ها برحُسن وقف و ابتدا است و برخي ديگر مبناي آن‌ها تنها بر حُسن ابتدا است، و مبناي علامه سجاوندي بنابر ادّعاي اين الجوزي (صاحب كتاب اَلنَّشر في قراات العشر) همين است و از اين رو ايشان معتقدند: در بيشتر جاهايي كه علاّمه سجاوندي با علامت -لا- مشخّص كرده مي ‌توان وقف كرد زيرا معني جمله تمام و مفهوم است ولي جملة بعد را نمي ‌توان بدون اعاده قبل شروع كرد زيرا كه وابستگي كامل با جملة قبل دارد.
/پاورقي 6. النشر، جلد 1، صفحة 234./
بعد از علامه سجاوندي علماي قرائت، علامت‌هاي ديگري اضافه كرده ‌اند كه به چند نمونة آن به طور اختصار اشاره مي ‌كنيم.
- قف-: امر به وقف.
- ق-: قولي است بر وقف.
- صل-: وصل نيكو است.
- صق-: وصل به ماقبل.
- صب-: وصل به مابعد.
- جه-: وقف مرخص.
- ك-: كذلك.
- قلا-: قولي وقف ولي وقف نكن.
در بعضي از قرآن‌ها بر يك محل چندين نوع از علامت‌هاي وقف را قرار داده‌ اند تا اقوال مختلف در جواز و عدم جواز وقف را آورده باشند و اين كثرت علامت‌ها باعث سردرگمي قاري قرآن مي ‌شد.
از اين رو علماي مصر در سال 1342 هجري قمري به منظور اتّحاد و اتّفاق رموز وقف و ابتدا در همة قرآن‌هاي كشور خود علامت‌هاي ذيل را انتحاب كردند:
- م-: نشانه وقف لازم.
-لا-: نشانه وقف ممنوع.
- صلي-: نشانه برتري وصل و جواز وقف.
- قلي-: نشانه برتري وقف و جواز وصل.
-ج-: نشانه جواز وقف.
-........-: نشانه جواز وقف بر يكي از دو موضع و بر هر دو نمي ‌توان وقف كرد.
در كتاب - تجويد القرآن- رموز وقف‌ها را با معناي آن به صورت شعر در آورده:
قاريا اين نظم را بشنو كنون تا ترا در وقف باشد رهنمون
- م- وقف لازم است مگذار از او گر گذشتي بيم كفر است اندرو
- ط- وقف مُطلق آمد مر ترا نگذري زو هر كجايابي ورا
-ج- جائز بگذري زوهم رواست ليك ايستادن در او بهتر توراست
- ز- مُجَوَّز ايستي هم در خور است ليك بگذشتن از او اولي‌تر است
- ص- را وقف مَرَخَّص خوانده‌اند جمله قُرّا در تَنَفُّس مانده‌اند
وقف كن آنجا كه آيت بنگري -لا- اگر بيني مُرَكّب بنگري

ب ـ آشنايي با روش وقف كردن برآخر كلمات
براي وقف كردن بر آخر كلمات وجوه مختلفي ذكر كرده ‌اند كه مهمترين آن‌ها وقف - اسكان- و - ابدال- مي ‌باشد، در اينجا پنج حالت آن را بيان مي‌ كنيم.
-اسكان-: يعني - ساكن كردن- و اصل در وقف (بر كلماتي كه آخرشان متحرّك است) مي ‌باشد زيرا معني وقف، باز داشتن است و در اين جا آخر كلمه را از حركت باز مي‌ دارد. همچنين وقف ضد ابتدا است و همان طوري كه ابتدا بايد با حركت باشد، وقف نيز بايد با سكون باشد.
-ابدال-:يعني -تبديل كردن حرفي به حرف ديگر-، كلماتي كه با تنوين فتحه ختم شده باشد در هنگام وقف تبديل به الف مدّي مي ‌شود و تفاوتي نمي ‌كند بعدش الف آمده باشد (مانند: كِتابًا) و يا نيامده باشد (مانند: ما).
تذكّر: در مواردي كه به يا ناخوانا ختم شده است (مانند: هُدًي) در هنگام وقف يا به شكل الف خوانده مي‌ شود (هُدي) قبلا در بحث تنوين و حروف ناخوانا در اين باره توضيح داده شد.
همچنين كلماتي كه به تا گرد (ـة ـ ة) ختم شده باشد در حال وقف تبديل به ها ساكن مي‌ شوند، مانند:
رَحْمَةً: در هنگام وقف خوانده مي‌ شود رَحْمَهْ
بَقَرَةٌ: در هنگام وقف خوانده مي‌ شود بَقَرَهْ.
-اِلحاق-: به معناي -اضافه كردن- است و در اين جا مراد اضافه كردن -ها سَكت- به آخر برخي از كلمات است.
-ها سَكت-، ها ساكن زائده ‌اي است كه به آخر كلمه اضافه مي‌ شود و معني ندارد. علّت آوردن اين ها ساكن، حفظ حركت آخر كلمه در افعال و حفظ توازن آيات در اسما‌ است.
موارد - وقف الحاق- به روايت حفص از عاصم هفت مورد است كه در نگارش قرآن رعايت شده و موارد آن را قبلا در بحث -ها سكت- شرح داده‌ايم.

تذكّر: ها سكت در وقف و نيز در وصل خوانده مي ‌شود.
- اشمام-: عبارت است از: - اشاره كردن به حركت، بدون تلفّظ صداي آن-. وقف اشمام فقط هنگامي است كه حرف آخر كلمه - مضموم- باشد، و بدين صورت است كه بعد از تلفّظ حرف آخر كلمه به صورت ساكن، لب‏ها را به صورت تلفّظ ضمّه جمع مي‌‏ كنيم.
- رَوْمْ-: عبارت است از: -آوردن مقدار كمي از حركت-، (تقريباً يك سوّم آن) و اين در صورتي است كه حركت حرف آخر - ضمّه- يا - كسره- باشد.
فايده وقف اشمام و روم، فهماندن حركت آخر در حالت وقف است، بنابراين در صورتي مفيد خواهد بود كه شنونده ‏اي حاضر و در حال گوش دادن باشد.
وقف‏هاي ديگري نيز داريم كه آشنايي با آن‏ها چندان لزومي ندارد، هر چند كه سه مورد اخير هم لازم نبود، چرا كه در وقف الحاق، ها سكت آن عملاً آورده شده و در وقف و وصل خوانده مي ‏شود. دو مورد اخير هم تنها در صورتي مفيد خواهد بود كه شنونده‏ اي مستقيماً در حال شنيدن باشد، با اين حال بايد به حركت لب قاري نيز توجّه داشته باشد و با ادبيات و معني كلمات عرب هم آشنايي كامل داشته باشد تا بتواند از حركت آخر كلمه معني لازم را بفهمد. بنابراين تنها وقف - اسكان- و -ابدال- مي‏باشد كه هر قاري حتماً بايد با نحوه وقف كردن آن آشنايي داشته باشد تا در هنگام قرائت، آن را رعايت كند.
در اهميّت رعايت روش وقف اسكان و ابدال همين بس كه فقهاي بزرگوار، رعايت آن را در قرائت نماز لازم مي‏ دانند (عروة الوثقي في احكام القرائة، مسأله 39) و حضرت امام خميني (قدس سره) در رساله عمليّه خود (مسأله 1004) مي‏ فرمايد:
- احتياط مستحب آن است كه در نماز، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد و معني وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمه‏اي را بگويد و بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد، مثلاً بگويد الرّحمن الرّحيم و ميم الرّحيمِ را زير بدهد و بگويد مالك يوم الدّين. و معني وصل به سكون آن است كه زير يا زبر ياپيش كلمه‏اي را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آن كه بگويد الرّحمن الرّحيمْ و ميم الرّحيمْ را زير ندهد و فوراً مالك يوم الدّين را بگويد-.
بحث وقف و ابتدا نكات بسياري دارد ان شا اللّه در بحث تجويد با جزئيات آن آشنا خواهيد شد. هدف ما از اين بحث آشنايي معلّمين با مختصري از مباحث وقف مي ‏باشد.