p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم


حروفي كه نوشته شده ولي خوانده نمي شوند ?
در كتب رسم و ضبط قرآن كريم كه روش نگارش و علامت‌ گذاري قرآن را مشروحاً بيان كرده ‌اند، بعد از بررسي علامت‌هايي كه براي مشخّص كردن تلفّظ صحيح كلمات و آيات قرآن كريم (ضبط القرآن) به كار رفته است، به بيان نگارش كلماتي پرداخته‌ اند كه بر خلاف تلفّظ نوشته شده‌ اند (رسم القرآن) و آن‌ها را در قالب دو عنوان كلي در آورده‌اند:
1. حروفي كه در نگارش، نوشته شده، ولي خوانده نمي ‌شوند.
2. حروفي كه در نگارش، نوشته نشده، ولي خوانده مي ‌شوند.
و براي هر يك قواعد و ضوابطي را ذكر كرده‌اند. سعي ما بر اين است كه قواعد مذكور را با استفاده از كتب رسم و ضبط قرآن كريم، صرف و نحو و قواعد املاء و انشاء عرب به طور خلاصه بيان كرده و شيوة نگارش و علامت گذاري آن‌ها را طبق رسم الخط قرآن‌هاي موجود (عربي، فارسي، تركي و اردو) مورد بررسي قرار دهيم؛ و در پايان، مطالب و قواعد لازم براي آموزش و يادگيري ساده و روانخواني قرآن كريم را، از ميان آن‌ها انتخاب و براي سطوح مختلف (از نظر سنّ و معلومات) دسته‌ بندي و سپس روش تدريس آن‌ها را براي راهنمايي معلمين محترم قرآن كريم ارائه كنيم.

موارد حروف ناخوانا در قرآن كريم
به طور كلي در نگارش قرآن به چهار حرف - ا، و، ي، ل- برمي ‌خوريم كه نوشته شده ولي در هنگام خواندن، تلفّظ نمي ‌شوند؛ قبل از بيان موارد آن‌ها، مختصري در رابطه با شكل همزه و كيفيّت نگارش آن توضيح مي ‌دهيم، زيرا مطابق رسم الخط قرآن‌هاي موجود، داخل همين مبحث خواهد بود.
شكل همزه و كيفيّت كتابت آن: همزه از حروفي است كه در نگارش اوّليّه عرب، شكل خاصّي نداشت؛ در بعضي جاها با توجه به حركت همزه و يا حركت ماقبل آن به صورت - ا، و، ي- مي ‌نوشتند و در مواردي كه قبل از آن ساكن باشد، آن را در نگارش نمي ‌آوردند. مانند.
سال، باري، مومن، سما
كه خوانده مي ‌شوند:
سَأَلَ، بارِيءُ، مُؤْمِنْ، سَماءْ
بعد از آن كه قرآن توسط ابوالاسود دُؤَلي علامت‌گذاري شد، كاتبان قرآن براي راهنمايي قاريان از نقطه‌هاي زرد رنگ براي تشخيص همزه استفاده مي ‌كردند و سپس خليل بن احمد فراهيدي كه نقطه‌هاي حركات را تغيير شكل داد، براي همزه از قسمت بالاي حرف عين -ع- كمك گرفت و از آن به بعد اين شكل -ء- به -همزه- مشهور گرديد.
آنچه كه مربوط به بحث ما مي ‌شود، الف، واو و ياءهايي است كه قبلاً به صورت همزه خوانده مي ‌شدند و بعد از آنكه براي همزه شكلي وضع گرديد (براي راهنمايي قاري قرآن) شكل همزه را روي اين سه حرف قرار دادند، در اين صورت اين سه حرف در قرائت زائده خواهند بود، چرا كه تنها همزه تلفّظ مي‌ شود.
در اين جا كاري به كتابت آن نداريم، تنها در هنگام قرائت بايد متوجّه باشيم كه فقط همزه خوانده مي‌ شود.
لازم به يادآوري است كه در قرآن‌هاي با رسم الخط تركي و اردو و بعضي از قرآن‌هاي با رسم الخط فارسي، روي الفي كه به صورت همزه خوانده مي‌ شود، همزه قرار نمي‌ دهند و با قرار دادن علامت حرف همزه روي الف، آن را مشخّص مي ‌كنند. مانند:
/پاورقي 1. در مبحث حروف متذكّر شديم كه الف بر دو قسم است: 1. الف حركت‌ پذير كه همان همزه است (الف يابسه نيز به آن مي ‌گويند). 2. الف حركت‌ ناپذير كه همان الف مدّي است (الف ليّنه نيز به آن مي ‌گويند)./
اَرْسَلْنا ، سَاَلَ ، اَنْشَاْناهُنَّ
اكنون موارد حروف ناخوانا را طبق رسم الخط قرآن‌هاي موجود (عربي، فارسي، تركي و اردو) به ترتيب چهار حرف -ا، و، ي، ل- مورد بررسي قرار مي ‌دهيم.

موارد الف
الف در سه مورد داراي قاعده و ضابطة كلّي است و در چند مورد جزئي و بدون ضابطة مشخّص نوشته شده ولي خوانده نمي ‌شود.

1. مواردي كه داراي قاعده و ضابطه مشخّص مي ‌باشد
الف ـ همزه وصل در وسط جمله: تلفّظ كلماتي كه ابتداي آن‌ها ساكن باشد، مشكل و يا غير ممكن است، مانند: نْصُرْ، هْبِطْ؛ عرب‌ها براي آساني و امكان‌ پذير شدن تلفّظ چنين كلماتي از الفِ مُتحرِّكي به نام همزه وصل كمك مي ‌گيرند.
همزه وصل در ابتداي كلام خوانده مي ‌شود ولي در وسط دو كلمه خوانده نمي ‌شود، مانند.
اِجْلِسْ يا رَجُلْ ؛ يا رَجُلُ اجْلِسْ
در مقابل همزه وصل، همزه ديگري است به نام همزه قطع كه در ابتدا و وسط كلام خوانده مي ‌شود، مانند:
اكْرِمْ يا رَجُلْ ؛ يا رَجُلُ اَكْرِمْ
در بعضي از قرآن‌ها براي راهنمايي قاري قرآن، روي الفِ همزه قطع، حرف همزه -أ- و روي الف همزه وصل، صاد كوچكي -ا- قرار داده‌ اند و در بعضي از قرآن‌هاي ديگر، الف همزه قطع را با علامت سكون يا حركت و الف همزه وصل را بدون علامت نوشته ‌اند، مانند:
أَتَي أَمْرُ اللهِ ؛ اَتي اَمْرُ اللهِ

موارد همزه وصل در كلمات عرب
در اَفعال: امر فعل ثلاثي، مانند: اكْتُبْ، افْهَمْ. و ماضي، امر و مصدر افعال خماسي و سداسي، مانند:
انْطَلَقَ، انْطَلِقْ، انْطِلاقاً و اسْتَخْرَجَ، اسْتَخْرِجَ، اسْتِخراجاً
در اَسماء: فقط در ده اسم كه عبارتنداز: اسْم، اسْت، ابْن، ابْنَة، ابْنُم، امْرُؤ، امْرَأَة (و همچنين تثنية آن‌ها)، اثْنان، اثْنَتان و ايْمُن
در حروف: تنها الف - ال- تعريف.
نحوة خواندن همزة وصل در ابتداي كلمه‌ها
همزة وصل در آغاز فعل و اسم و حرف مي ‌آيد.
در حرف: همزة - ال- تعريف هميشه مفتوح مي ‌باشد، مانند:
الْكِتاب، الْقَمَر كه خوانده مي ‌شوند اَلْكِتاب، اَلْقَمَر
در اسماء: هميشه مكسور مي ‌باشد، مانند:
ابْن، اسْم كه خوانده مي‌ شوند اِبْن، اِسْم
در افعال: با توجه به دومين حرف بعد از همزه، اگر مفتوح يا مكسور بود با كسره و اگر مضموم باشد با ضمّه خوانده مي ‌شود، مانند:
افْتَحْ، اضْرِبْ، انْصُرْ كه خوانده مي‌شوند اِفْتَحْ، اِضْرِبْ، اُنْصُرْ

چند نكته:
1. در پنج فعل -اقْضُوا، ابْنُوا، امْشُوا، امْضُوا، ائْتُوا-، همزة وصل آنها در حالت ابتدا، به كسره خوانده مي ‌شود چون در اصل، اين افعال -اقْضُوا، ابْنِيُوا، امْشِيُوا، امْضِيُوا، ائْتِيُوا-، بوده‌اند.
2. همزة ساكنه در كلمات - اِئْتُوا، اِتْتُوني، اِئْتِيا، اِنْتِ، اِئْذَنْ- در صورت وصل به ما قبل به -همزه-، و در صورت ابتدا به كلمه، با -ياء مدّي- خوانده مي ‌شود، بدين ترتيب: - ايتُوا، ايتُوني، ايتِيا، ايتِ، ايذَنْ-
3. همزة ساكنه در كلمة - ا ُؤْتُمِنَ- نيز در صورت وصل به ما قبل به -همزه-، و در صورت ابتدا به كلمه، با -واو مدّي- -اُوتُمِنَ- خوانده مي ‌شود.

علت نام ‌گذاري همزه وصل و نشانة آن
در قديم علماي رسم و ضبط قرآن كريم در مغرب و مشرق براي همزه وصل از علامت‌هاي مختلفي استفاده مي ‌كردند و اسم آن علامت را (صِلَة) مي ‌ناميدند، چون كه آن علامت نشانة وصل ما قبل الف به ما بعد آن بود.
امروزه همزه وصل را با قرار دادن صاد غير آخري (كه -صاد- ابتداي كلمه -صِله- مي ‌باشد) روي آن -ا- مشخص مي ‌كنند.
علماي نحو، دربارة علت نام ‌گذاري همزه وصل مي ‌گويند: - سُمِّيت بذلك لِأنَّه يَتَوَصَّل بِها إلَي النُّطقِ بِالسّاكِن- همزه وصل ناميده شد، به دليل اينكه توسّط اين همزه نطق به ساكن امكان ‌پذير مي‌ شود. (- توصّل- در اين‌جا به معناي - امكان ‌پذير شدن- مي ‌باشد).
ب ـ الفي كه بعد از واو جمع قرار مي ‌گيرد: اَفعالي كه آخر آن‌ها به حرف واو جمع ختم مي ‌شود، در صورتي كه بعد از واو جمع ضميري نيامده باشد، لازم است بعد از آن واو، الفي آورده شود تا واو جمع با واو غير جمع و اصلي كلمه اشتباه نشود، مانند:
نَصَرَ وَ اللهِ ـ نَصَرُ وااللهَ
به اين الف، الف فارقه نيز مي‌ گويند، زيرا اين الف تميز دهندة واو جمع از غير جمع مي ‌باشد.
در قرآن به چند مورد برمي‌ خوريم كه بعد از واو جمع الفي نيامده، مانند: سَعَوْ (34/5)، جاءُو (12/16). و همچنين به مواردي برمي‌ خوريم كه بعد از واو غير جمع الفي آمده، مانند اَشْكُوا (12/86)، نَبْلُوَا (47/31). شايد علّت آن به اين خاطر باشد كه در صدر اسلام، رسم ‌الخط عرب، مراحل اوّليّه خود را مي‌ گذرانده است و قاعده و قانون تدوين شده ‌اي براي نگارش وجود نداشت؛ و هر كاتبي بر اساس ذوق و تشخيص خود مي‌ نوشت. بعدها علماي صرف و نحو قاعده و ضابطه‌هاي مشخّصي براي نگارش عربي وضع كردند.
ج ـ الفي كه بعد از تنوين نصب قرار مي‌ گيرد، در حالت وصل:
در مبحث تنوين توضيح داده شد كه بعد از تنوين فتحه الفي قرار داده ‌اند تا راهنماي قاري قرآن باشد بر نحوة وقف كردن بر آخر آن؛ اين الف در حالت وصل به كلمة ما بعد، خوانده نمي ‌شود، مانند: اَرْسَلْنا نُوحاً وَ اِبْراهيمَ؛ كه هنگام وصلِ كلمة نوح به مابعد، الف آن خوانده نمي ‌شود، ولي در هنگام وقف بر آخر آن، الف آن به صورت الف مدّي خوانده مي‌ شود، (نُوحا).

2. مواردي كه داراي قاعده و ضابطه مشخّص نمي ‌باشد
الف ـ مواردي كه اصلاً خوانده نمي ‌شود: در قرآن به چند كلمه بر مي‌ خوريم كه در متن آن الفي زائد نوشته شده ولي خوانده نمي ‌شود، مانند: لَاَ اذْبَحَنَّهُ (27/21)، مِائَة (1/259) و و چند جاي ديگر. تَايْئَسُوا، يَايْئَسُوا، (12/87)، لِشَايْءٍ (18/23).
در بعضي از قرآن‌ها براي راهنمايي قاري قرآن روي اين الف‌ها دايره توخالي (ـــْــ) قرار داده ‌اند تا نشانة عدم تلفّظ آن‌ها باشد، به اين نحو: -لَاَ اذْبَحَنَّهُ-. و در بعضي ديگر آن‌ها را بدون علامت نوشته‌ اند؛ -لَاَ اذْبَحَنَّهُ-. و در بعضي ديگر آن‌ها را بدون علامت نوشته ‌اند؛ -لَاَ اذْبَحَنَّهُ-.
ب ـ مواردي كه در حالت وصل خوانده نمي ‌شوند: در قرآن به هفت كلمه برمي‌ خوريم كه آخر آن‌ها به الف مدّي ختم مي‌ شوند، اين كلمات در حالت وقف همان ‌گونه كه نوشته شده خوانده مي ‌شوند، امّا در حالت وصل به ما بعد، الف مدّي آن‌ها خوانده نمي ‌شوند، و اين هفت كلمه به شرح زير است:
سوره احزاب آيه 10 الظُّنُونَا در حالت وصل خوانده مي ‌شود الظَّنُونَ
سوره احزاب آيه 66 الرَّسُولاَ در حالت وصل خوانده مي ‌شود الرَّسُولَ
سوره احزاب آيه 67 السًّبيلَا در حالت وصل خوانده مي ‌شود السَّبيلَ
سوره دهر آيه 4 سَلاسِلَا در حالت وصل خوانده مي ‌شود سَلاسِلَ
سوره دهر آيه 15 قَواريرَا در حالت وصل خوانده مي‌ شود قَواريرَ
سوره كهف آيه 38 لكِنَّا در حالت وصل خوانده مي‌ شود لكِنَّ
هر جا كه واقع شود اَنَا در حالت وصل خوانده مي‌ شود اَنَ

موارد واو
در رابطه با واو مي‌توان موارد آن را در دو دسته جمع ‌بندي كرد:
دستة اوّل: مواردي كه واو به كلّي زائده است و خوانده نمي ‌شود.