p+98 31 32298095
و آن حكمت آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست. (سوره مباركه زخرف، آيه 4)
ام الكتاب | آموزش قرآن كريم

آموزش قرآن کریم

آموزش قرآن، آموزش دستگاه و مقامات، آموزش موسيقي


موسيقي دستگاهي ايران در تلاوت قرآن
قرائت قرآن، يک فن يا به بياني جامعتر يک هنر است؛ شايد بتوان گفت نقطه اوج تلاقي هنر و مذهب و براي آنکه بشود از آن لذت برد، بايد کمي درباره‌اش دانست. در واقع فراگيري فنون موسيقي آوازي، پيشوازي است براي فراگيري تلاوت رنگارنگ قرآن از يک نظر، قرآن لحني موسيقايي است و از نظري ديگر، الحان موسيقي در ذات آيات قرآني و حتي واژگان آن نهفته است که خود ‌به ‌خود ما را وادار مي‌ کند آن را آهنگين و با وزن بخوانيم.
آنچه در اين سال‌ها از قرائت قاريان ايراني شاهد بوده‌ايم تقليد بوده است و بس. همواره قارياني پرورش داده مي‌ شوند که کمتر به موسيقي و مباني آن آشنايي دارند و با آهنگ‌هاي نامناسب و نغمه‌هاي ناموزون قرائت مي‌ کنند و اين اعجاز بيان الهي را با شيوه‌هاي تقليدي و ناپسند عرضه مي‌ دارند.

اينکه شيوه‌هاي امروزي در قرائت قرآن از کجا آمده، چه ربطي به هنر موسيقي دارد، چه کساني در پيشرفتش مؤثر بوده‌اند و ما ايراني‌ها که هم در موسيقي، سابقه درخشاني داريم و هم در علوم قرآني، چه نقشي در اعتلاي اين هنر داريم و جايمان در اين عرصه کجاست، خود موضوعاتي قابل تأمل و بحث‌اند.

پرداختن به اين سؤال که اساساً موسيقي دستگاهي ايران در تلاوت قرآن به کار گرفته مي‌ شود يا نه، قبل از همه پرسش‌ها، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. به‌ ويژه آنکه تا کنون به اين مقوله مهم پرداخته نشده است.

مشروعيت هنر قرائت
در اکثر کتب روايي شيعي، بخشي وجود دارد، به نام -باب‌القرآن-‌ يا -کتاب‌القرآن-‌ که در آن رواياتي درباره فضل قرآن، فضيلت قاري قرآن، ثواب قرائت سوره‌ها و نکات ديگر مطرح شده است. اما يکي از اين نکات،‌ مسئله تحريم غنا و استحباب تحسين صوت در قرائت قرآن است.
محدثان بزرگوار ما، در توجيه بعضي روايات فرموده‌اند:‌ -قرآن را با صوت زيبا تا آن حدي که غنا نباشد، ‌بايد قرائت کرد، البته بدون آنکه حدود حسن صوت و غنا را مطرح کنند.
بسياري تصور مي‌ کنند که قرائت و تلاوت قرآن تنها آن چيزي است که شنيده‌اند و فقط و فقط بايد در اين خصوص از تلاوت قاريان عرب ‌زبان تقليد کرد و به همين هم بسنده مي‌ کنند. اما برخي از قاريان با استناد به اينکه آهنگ‌هاي عربي تلفيقي از آهنگ‌هاي غير عربي (مثلاً ايراني) است، استفاده از آهنگ‌هاي غيرعربي را در قرائت جايز مي‌ دانند. مثلاً يکي از گوشه‌هاي دستگاه ايراني را عيناً در قرائت قرآن به کار مي‌ برند.
با توجه به روايات شريفه، قرائت قرآن با صوت و لحن زيبا و ترجيع حلال (هنر قرائت)، ممدوح و مورد رضايت حضرت حق، رسول اکرم و ائمه اطهار، عليهم السلام، مي‌ باشد. نظر بسياري از فقها در مورد قرائت قرآن، طبق دستگاه موسيقايي، اين است که در اخبار وارده نسبت به قرائت قرآن، با صداي خوب تأکيد شده است؛ و از حضرت امام باقر عليه السلام نقل شده: -رجع بالقرآن صوتک، فان الله عزوجل يحب الصوت الحسن يرجع فيه ترجيعا- يعني قرآن را با گرداندن صدا در حلق بخوان؛ زيرا خداوند صداي خوب را دوست دارد.
بنابراين بايد قرآن با صداي مهذب مناسب معنويت و هدايت قلوب خوانده شود، نه با صداهاي مناسب با مجالس لهو؛ و براي ياد گرفتن تنظيم صدا و پيدا کردن صوت يا نت مناسب اگر از آلات تنظيم صدا استفاده شود مانعي ندارد؛ ولي نواختن آلات در وقت خواندن قرآن (نظير نواختن موسيقي در سرودهاي معمولي) ممکن است بي‌ احترامي به شأن قرآن تلقي شود.

موسيقي شرقي و ويژگي‌هاي آن
وجه تمايز موسيقي شرقي نسبت به موسيقي غربي وجود پرده‌هايي است که موسيقي غربي به طور کل از وجود اين فواصل بي‌ بهره است. فواصلي که در موسيقي شرقي استفاده مي‌ شود فاصله يک پرده (پرده کامل)، نيم ‌پرده و ربع‌ پرده (4/3 پرده) است در صورتي که موسيقي غربي از فاصله ربع پرده استفاده نمي ‌کند. همين موضوع دامنه و تنوع بسياري را براي موسيقي شرقي ايجاد کرده و بر همين اساس در موسيقي ايراني، عربي و ترکي دستگاه‌ها و مقام‌هاي بسياري وجود دارند، اما در موسيقي غربي چنين نيست.
نفوذ موسيقي کلاسه‌ شده غربي در ممالک شرقي به‌خصوص در دو سده اخير دانشمندان و موسيقي‌ دانان شرقي را بر آن داشت که نظم خاصي براي مقام‌هاي خود بدهند و در نتيجه يک گام پايه‌اي براي موسيقي خود بيابند و پس از آن بود که براي مقام‌هاي شرقي گام ثابتي مشخص شد.

دستگاه‌هاي موسيقي ايران و مقام‌هاي موسيقي عرب
هفت دستگاه و پنج آواز حاصل فواصل و گام‌هاي متفاوت در موسيقي ايراني است. بسياري از گوشه‌ها نيز در اين آوازها و دستگاه‌ها قرار مي‌ گيرند. ماهور، شور، سه‌گاه، چهارگاه، راست و پنجگاه، همايون و نوا، هفت دستگاه و بيات اصفهان، افشاري، ابوعطا، دشتي و بيات ترک آوازهاي موسيقي ايراني را شکل مي‌ دهند. همان‌طور که گفته شد ربع‌ پرده در موسيقي ما نقشي مهم ايفا مي‌ کند و موجبات فراهم آمدن گوشه‌ها و دستگاه‌هايي با رنگ و فضاي متنوع را فراهم مي‌ آورد.
مقام راست، بيات، صبا، سه ‌گاه، عجم، نهاوند، کرد، حجاز مقام‌هاي عربي را تشکيل مي‌ دهند که هر يک از اين مقام‌ها در دل خود داراي مقام‌هاي فرعي نيز هستند؛ مطابق با آنچه در موسيقي ايراني نسبت به دستگاه‌ها و گوشه‌ها اتفاق مي‌ افتد.

وجه تشابه موسيقي عربي و ايراني
عقيده اکثر مورخان بر اين است که منشأ موسيقي عرب، آهنگ‌ها و ترانه‌هاي ايراني بوده. اکثر خوانندگان و نوازندگان مشهور عرب در قرون اول هجري، توسط خنياگران و نوازندگان پارسي‌ تبار تعليم يافته يا اينکه خود اصالتاً ايراني بوده‌اند.
آنان از الحان و آهنگ‌هايي که قابليت تطبيق و تلفيق با اشعار عربي را داشت،‌ در سرودها و آوازهاي خود استفاده کردند و پس از مدتي موسيقي عرب با تکيه بر همين دانسته‌ها، که رفته‌رفته رو به تکامل مي‌ رفت، شکل گرفت.
به عنوان مثال در موسيقي ايراني (و شرق) فاصله هشتم يا -هنگام-2 را به هشت گاه تقسيم مي‌ کردند. بعد از حمله اعراب به ايران در صدر اسلام و همچنين در دوران سلطنت عثماني، اين فواصل و پرده‌ها به طور کامل به کشورهاي عربي و اسلامي منتقل گرديد و تا کنون نيز همان فواصل و پرده‌ها با نام‌هاي ايراني (اکثراً) در فرهنگ موسيقي اين کشورها به چشم مي‌ خورد.
پرداختن به اين موضوع که عرب‌ها تداخلات و تصرفاتي در اين مقام‌ها داشته‌اند بحث‌هاي تاريخي و فرهنگي است که در اين فرصت نمي ‌گنجد و فقط به ذکر همين نکته مهم بسته مي‌ کنيم که مطمئناً دخل و تصرفاتي در موسيقي ايراني توسط عرب‌ها صورت پذيرفته است.
با وجود شواهد و دلايل بسيار زياد به جرئت مي‌ توان ادعا کرد که اين اسلوب و روش موسيقي ايران بوده که به کشورهاي عربي منتقل شده و اگر موسيقي بدوي و يا قومي در اين کشورها نيز بوده يا در اين فواصل وجود داشته و يا اينکه از بين رفته است. بنابراين در حال حاضر موسيقي عربي که موجوديت مستقل از موسيقي ايراني و غرب داشته باشد وجود ندارد.
در تحقيقاتي که پژوهشگران و موسيقي ‌دانان انجام داده‌اند بارها به اين تشابهات اشاره شده و از آنجا که به جز در فواصل معدودي که بين موسيقي مقامي عربي و ايراني اختلاف وجود دارد، تشابهات بين اين دو موسيقي طبيعتاً بسيار زياد است، در اين مجال به عنوان نمونه به يکي دو وجه تشابه اشاره مي‌ شود.
مقام راست و سه‌ گاه که يکي از قديمي ‌ترين و مهم ‌ترين مقام‌هاي موسيقي ملل شرق است (بدون تغيير نام) هم در مقام‌هاي موسيقي عرب و هم در دستگاه‌هاي موسيقي ايراني به چشم مي‌ خورد. مقام عجم تقريباً منطبق بر دستگاه ماهور است و مقام حجاز شباهت بسيار زيادي به همايون دارد هم از حيث شباهت در فواصل و هم در نغمات و ملودي‌ها.

مقام‌هاي موسيقي عربي مورد استفاده در قرائت
مي‌ گويند لحن خوش، کمال گفتار است. علماي فن قرائت به مرور زمان، متوجه شدند که آيات قرآن با توجه به دوري و نزديکي معنايشان، داراي وزن و آهنگ خاصي هستند.
(حتي در موسيقي ايراني هم آهنگسازان مسلط و آشنا با توجه به شعر ملودي را در دستگاه خاص مي‌ سازند. در واقع به اين ترتيب کوشش مي‌ کنند همخواني و هماهنگي کاملي ميان لحن شعر و ملودي ايجاد شود).
بنابراين آنچه تا حدودي به برتري تلاوت قاريان عرب ‌زبان نسبت به ايراني‌ها منجر شده، استفاده قاريان عرب‌ زبان و آشنا به موسيقي از مقام‌هايي است که با معاني آيات همخواني و ارتباط داشته باشد. در قرائت قرآن هر دسته از الحان به خواندن آيات خاصي اختصاص دارد.

به عنوان نمونه مقام بيات که وسيع‌ ترين مقام در قرائت قرآن است و گوشه‌هاي بسياري دارد قبل و بعد و حتي بين مقام‌هاي ديگر، قابل اجراست. معمولاً قرائت با اين مقام آغاز مي‌ شود و زمينه اجراي مقامات ديگر است. وقار، عظمت، بزرگي، تسلط و سنگيني را القا مي‌ کند و آرامش همراه غم مي‌ آورد. اين مقام براي اجراي دعاهاي قرآني، حکايات و اندرزها به کار مي‌ رود.

نمونه: بروج/ استاد غلوش
آل عمران، 171 به بعد،/ استاد مصطفي اسماعيل
يا مقام راست؛ اثر آن، برانگيختن حس مردانگي، جسارت و حرکت به سمت کشف حقيقت است و در آياتي که داري تأکيد و تحکم و امر است استفاده مي‌ شود. هر چند قابليت تعميم به انوع حالات مفهومي را دارد.

نمونه: روم / استاد منشاوي
آيات ابتداي سوره شمس/ استاد عبدالباسط

مقام عجم و چهارگاه: اثر اين مقام‌ها، ايجاد شور و شوق جواني است و در آياتي با مضامين خدا، بهشت، توبه، معجزات پيامبران، دعا و درخواست و حرکت و مبارزه به کار مي‌ رود.

نمونه: ضحي، 11ـ انشراح، 1/ استاد عبدالباسط
مقام نهاوند: ماهيتي لطيف و منعطف از نظر لحني دارد. نه خيلي خشن است و نه خيلي خفيف و بيشتر در بيان داستان‌هاي قرآني به کار مي‌ رود.

نمونه: بقره، 250/ استاد مصطفي اسماعيل
مقام سه‌ گاه: برانگيزاننده حس محبت و عشق و سوز دل است و در آياتي با مفاهيم عشق، وعده الهي، بشارت، مغفرت، صفات مؤمنان، پيروزي و اجابت دعا به کار مي‌ رود.

نمونه: فاطر، 14 و 15، استاد مصطفي اسماعيل
مقام صبا: مجموعه‌اي از نغمات حزين است که گذشته از دست‌داده را به تصوير مي‌ کشد و ما را به خويشتن خويش دعوت مي‌ کند. در آياتي با موضوع عبرت از حوادث گذشتگان،‌ مقايسه عاقبت نيک مؤمنان و سرانجام بد گناهکاران، دعا و توبه و پشيماني و ذکر نعمت‌ها و آيات الهي به کار مي‌ رود.

نمونه: قيامت، 14 و 15/ استاد عبدالباسط
مقام حجاز: اثر آن، شور و شعف همراه با احساسات عالي و حزين و دعوت به يکپارچگي و اتحاد و آرزو براي سعادت بشر است. از اين مقام، در آياتي که مربوط به بشارت و انذار، نعمت‌هاي خداوند، تذکر و ياد آوري، امر و توصيه، خلقت جهان هستي و موجودات هستند، ‌استفاده مي‌ شود.
نمونه: حشر 21/ استاد عبدالباسط
آنچه موجب دشواري در تشخيص صحيح حضور دستگاه‌هاي ايراني در قرائت شده است

همانطور که در اين تحقيق به تشابهات موسيقي ايراني و عرب اشاره شد و همچنين با مثال‌هايي در خصوص استفاده از مقام‌هاي عربي در قرائت جاي سؤال دارد که در اين بين چه اتفاقي افتاده است که برخي به انکار از استفاده از دستگاه‌هاي موسيقي ايراني مي‌ پردازند؟! اما آنچه موجبات دشواري براي تشخيص دستگاه‌ها و گوشه‌هاي ايراني در قرائت را فراهم کرده است، لحن متفاوت عربي قاريان عرب ‌زبان و همچنين تداخلات و تصر‌فاتي است که موسيقي ‌دانان عرب در موسيقي خود نسبت به موسيقي ايراني ايجاد کرده‌اند.
در واقع به دليل تفاوت در لحن قاريان مصري تشخيص اين موضوع کمي دشوار شده است. در واقع همانطور که در طول بحث بارها به آن اشاره شد موسيقي عربي در واقع گرته‌برداري از موسيقي ايراني است.

جمع ‌بندي (ترس از تغيير لحن و آشنا نبودن قاريان قرآن به موسيقي)
بحثي که امروز پيش آمده اين است که چرا به جاي استفاده از موسيقي سنتي ايران در قرائت قرآن به تقليد از روش‌ها و الحان مصري و عربي اکتفا مي‌ کنيم. بسياري از کارشناسان بر اين عقيده هستند که در موسيقي ايراني غير از شور عربي و سه‌ گاه نغمه‌هايي که به موسيقي عربي نزديک باشند، بسيار کم است و با به کار بردن موسيقي سنتي ايران در تلاوت آيات قرآني، براي تطبيق نغمه با معني مشکل پيدا خواهيم کرد. مثلاً براي برخي از آيات واجد معاني حزن ‌انگيز نمي ‌توان غير از مقام‌هاي حجاز يا نهاوند از ديگر مقام‌ها استفاده کرد.
حال آنکه در اين تحقيق حاضر خلاف اين موضوع به اثبات رسيد. در جمع ‌بندي کلي از اين بحث مي‌ توان عدم شناخت کافي قاريان قرآن کشورمان نسبت به موسيقي و گوشه‌ها و نغمات اصيل ايراني و ترس از تغيير لحن را علت اصلي اين موضوع دانست. در حاليکه بسياري از نغمات قرائت قرآن، برگرفته از نغمات اصيل ايراني است پرداختن به آموزش صحيح و آشنا کردن قاريان کشورمان به موسيقي احساس مي‌ شود و لازم است کارشناسان به اين مقوله توجه بيشتري داشته باشند.

منابع
1. ژان دورينگ، رديف‌ سازي موسيقي سنتي ايران.
2. دکتر جواد مسگري و مهندس حسين دهقاني، نغمه وحي 1و2.
3. پرويز منصوري، تئوري بنيادي موسيقي.
4. شاهين فرهت، دستگاه در موسيقي ايران.
5. روح‌ الله خالقي، نظري به موسيقي.
6. فرامرز پايور، تئوري موسيقي.
7. با تشکر فراوان از آقايان احمد ابوالقاسمي و محمدرضا غلامرضا زاده قاريان بين ‌المللي قرآن.